اسید
اُسید بن مُتشمِّس بن معاویه از محدّثین قرن اوّل هجری است. با ابوموسی اشعری برای فتح اصفهان به این شهر آمد. او پسرعموی اخنف بن قیس بود. او از ابوموسی اشعری روایت نموده است.[1]
محمّد اشرف ورنوسفادرانی
محمّداشرف بن حیدرعلی ورنوسفادرانی سدهی بن ملاّکلب علی بن محمّد بن نورا بن محمّد بن نورالدّین علیّ بن عبدالعالی میسی عاملی عالم فاضل جلیل، از دانشمندان قرن دوازدهم هجری است که به قصد زیارت حضرت رضا علیه السلام به ایران آمد، و در اصفهان بر حسب خواهش علماء و بزرگان ساکن شد، و در فتنه افغان به سِدِه مهاجرت نمود، و در سال 1135 وفات یافت، و در قریه ورنوسفادران مدفون گردید. [اولاد و احفادش در سِدِه ساکن و به نورایی، معرفت، جبل عاملی و اشرفی شهرت دارند]. کتب زیر از تألیفات او است:
1. سفینه العارفین فی معرفه اصول الدّین، در کلام، به فارسی در 129 صفحه به روش استدلالی، تاریخ ختم تألیف، سه شنبه شوّال 1134 در اصفهان، نسخه، ضمن مجموعه 227 در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی در قم موجود است. 2. عروه المتّقین، در تفسیر آیه الکرسی به فارسی که در اصفهان در سال 1368ق به چاپ رسیده است.[2]
محمّداشرف اصفهانی
محمّداشرف بن زین الدّین اصفهانی، از کاتبان قرن 11 هجری و از نویسندگان خطّ نسخ. از آثار او است: 1. نسخه ای از کتاب جامع المقاصد فی تکلمه شرح القواعد تألیف عبداللّه شوشتری اصفهانی، که به خطّ نسخ کتابت نموده، و به شماره 8393 در کتابخانه
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص226؛ طبقات المحدّثین، ج1، ص85.
[2]الذّریعه، ج15، ص249؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص200 و 259؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص289؛ فهرست کتابخانه گلپایگانی، ج1، ص196؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج1، ص351؛ خمینی شهر، ص141.
آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[1]2. نسخه ای از کتاب مناقب ابن شهر آشوب که در سال 1095ق به خطّ نسخ کتابت کرد، و در مدرسه سلیمان خان در مشهد مقدّس موجود است. در پشت نسخه، وقف نامه ای است به خطّ علاّمه مجلسی که از بابت نما و سود گرمابه نقش جهان اصفهان، وقفی شاه سلطان حسین صفوی خریداری و وقف شده است.
میرمحمّداشرف علوی عاملی
میرمحمّداشرف بن سیّدعبدالحسیب محمّد بن سیّداحمد علوی حسینی عاملی اصفهانی، عالم فاضل ادیب شاعر محقّق مدقق، در اواخر قرن یازدهم هجری در اصفهان متولّد شده، و نزد پدر دانشمند خود، و ملاّمحمّدصالح مازندرانی و علاّمه ملاّمحمّدباقر مجلسی تلمّذ نموده، و علاّمه او را با القاب و صفات عالی، در اجازه ای که به او داده، ستوده است. هم چنین میرمحمّداشرف از ملاّمحمّد تنکابنی (فاضل سراب) اجازه روایت دارد.[2]در هنگام حمله افغان ها و محاصره اصفهان به سده مهاجرت نمود، و در سال 1145ق وفات یافت[3]. (شیخ محمّدعلی حزین سال وفاتش را 1133ق می نویسد)[4]، و در محلّه ورنوسفادران سِدِه ماربین [خمینی شهر فعلی] مدفون شد، و بقعه ای بر سر مزار او بنا شد، و بعدا جمعی از اولاد و اعقابش در آن جا دفن شدند.[5]وی را تألیفاتی است؛ از آن جمله: 1. اشرف المناقب، شروع تألیف، 1102ق به نام شاه سلیمان صفوی 2. ترجمه الفیّه ابن مالک به نظم فارسی 3. حاشیه بر قبسات جدّش میرداماد 4. حاشیه بر شرح مختصر عضدی 5. شرح مشیخه تهذیب الحدیث معروف به رجال محمّداشرف 6. فضائل السّادات، که همان کتاب اشرف المناقب او است که مطالبی به آن افزود،ه و آن را به نام شاه سلطان حسین صفوی نامیده است. این کتاب در مقدّمه لؤلؤ الصّدف تألیف آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی چاپ شده است. 8. ترجمه فارسی مصائب النّواصب، به خواهش احمدبیک یوزباشی در سال
[1]فهرست مرعشی، ج21، ص361.
[2]تلامذه العلاّمه المجلسی، صص77 78.
[3]رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص95 و 273؛ مکارم الآثار، ج4، ص1196.
[4]تذکره المعاصرین.
[5]یادنامه سیّد بحرالعلوم میردامادی، صص30 32؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص290.
1070ق 9. علاقه التّجرید، شرح فارسی بر تجرید العقائد خواجه نصیرالدّین طوسی، مطبوع.[1]میرمحمّداشرف، گاهی شعر می گفته، و این ابیات از او است:
آن ماه دو هفته دلبر جانی من آن یار عزیز، یوسف ثانی من
یک روز نکرد فکر شب های غمم یک بار نگفت پیر کنعانی من[2]
آقا اشرف طبیب
محمّداشرف فرزند حکیم شمس الدّین محمّد (حکیم شمسا) اصفهانی. مرحوم خاتون آبادی درباره او گوید: «مرد فاضلی بود، و به همه مراتب علوم، ربط معقولی داشت، و اکثر اوقات، مسائل و عبادات مشکله طرح می نمود و می نوشت، و بسیار با ادب و خوش اخلاق بود. در کمال شکستگی و تواضع، و لاسیّما با طالب علمان، صحبت دوست بود با علماء، و طالب علمان او را طبیب حرم نمودند، و منع کردند او را از تردّدها، رحمه اللّه». فوت او بعد از فوت آقاحسین، پیش از ماه مبارک رمضان [در سال 1098ق] به چند روز بوده است.[3][از تألیفات او تقویم الابدان در طب است که در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری می شود[4]].
محمّداشرف خنجی اصفهانی
محمّداشرف بن معزّالدّین خنجی اصفهانی، از فضلاء و علماء اصفهان در قرن یازدهم هجری است. در زمره علماء و مشارٌ بالبنان، و تا سال 1089ق زنده بوده است. از آثار او کتابت نسخه ای است از کتاب غرر الفرائد و درر الفرائد تألیف سیّدمرتضی علم الهدی معروف به امالی که آن را در 21 صفر سال 1089ق به دستور حسینعلی خان یکی از بزرگان اصفهان تصحیح نموده است. نسخه به شماره 569 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم
[1]الذّریعه (مجلّدات مختلف)؛ مصفّی المقال، ستون 82؛ زندگی نامه علاّمه مجلسی، ج2، صص14 16؛ اعیان الشّیعه، ج43، ص296.
[2]تذکره المعاصرین.
[3]وقایع السّنین و الاعوام، ص542.
[4]فهرست الفبایی آستان قدس رضوی، ص143.
موجود است.[1]
هم چنین وی در زمره علمایی است که وقف نامه مسجد شاه [مسجد امام کنونی] اصفهان را امضاء کرده است. سجع مهر او: «یثق باللّه الصّمد محمّداشرف بن معزّاللّه بن محمّد»[2].
محمّداشرف ساوجی
محمّداشرف بن محمّد مقیم بن عبدالغفور ساوجی، از فضلاء قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده است. از آثارش کتابت مقاله شانزدهم از کتاب النّبض الکبیره تألیف محمّد بن زکریّای رازی است که آن را در شب چهارشنبه 19 رجب سال 1073 در اصفهان به پایان رسانیده است. کتاب، به شماره 2808 در کتابخانه مجلس شورای ملّی در تهران موجود است.[3]
اشرف جعفری
اشرف جعفری از محدّثین و دانشمندان اصفهان است. [مافرّوخی در کتاب خود از او نام برده است. وی ظاهرا در قرن سوم و یا چهارم هجری می زیسته است[4]].
اشعث اصفهانی
اشعث بن اصفهانی، از محدّثین اصفهان است، و ابن منده در کتاب خود از او نام برده است. از خارجه بن مصعب روایت می کند، و حسین بن عاصم رازی از او نقل حدیث می نماید.[5]
ملاّاصغر قمی
مولی اصغر بن محمّدقاسم بن جمال قمی اصفهانی، از خطّاطین و نویسندگان فاضل در
[1]فهرست مرعشی، ج2، ص168.
[2]تاریخچه اوقاف اصفهان، ص95.
[3]فهرست مجلس، ج10، جزء یکم، ص91.
[4]محاسن اصفهان، ص30.
[5]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص231.
قرن 12 هجری است که در سال 1115 در اصفهان، کتاب ریاض السّالکین در شرح صحیفه سیّدالسّاجدین تألیف سیّدعلی خان مدنی شیرازی را کتابت نموده است. نسخه آن در کتابخانه شیخ مشکور در نجف اشرف موجود بوده است.[1]
استاد اصغر طاهرزاده
(استاد اصغر طاهرزاده از فضلاء و محققین پر تلاش معاصر است. در سال 1330ش متولّد شد. تحصیلات دانشگاهی را تا لیسانس زمین شناسی ادامه داد و به استخدام آموزش و پرورش درآمد. در کنار تدریس به تحصیل در حوزه علمیه قم پرداخت و در رشته فلسفه و کلام و تفسیر تبحر پیدا کرد. وی سال ها به تدریس معارف اسلامی برای اقشار مختلف مردم اشتغال دارد و به موفقیت چشم گیری در ترویج معارف الهی پیدا کرده است. آثار ارزشمند زیر از او به چاپ رسیده است:
معرفت النفس و الحشر(ترجمه و تنقیح جلد 8 و 9 اسفار)، از برهان تا عرفان، مبانی معرفتی مهدویت، کربلا مبارزه با پوچی ها، علل تزلزل تمدن غرب، آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین، شرح نامه 21 نهج البلاغه، گزینش تکنولوژی از دریچه بینش توحیدی، ده نکته از معرفت نفس و مقام لیله القدری حضرت فاطمه (س)
استاد اصغر صانعی*
استاد اصغر صانعی فرزند آقامحمّد، از نقّاشان معاصر اصفهان بوده، و در حدود سال 1340ق در اصفهان متولّد شده است. وی در هنرستان هنرهای زیبا در تهران تحصیل کرد، و در خارج از هنرستان نیز نزد استادانی چون استاد حاج حسین مصوّرالملکی در اصفهان و استاد حسین بهزاد در تهران شاگردی نمود، و استادی ماهر گردید. وی در نقّاشی مینیاتور تبحّر خاصّی داشت.[2]
[1]الذّریعه، ج11، ص326.
[2]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص316.
اصغر «درویش متین اصفهانی»*
اصغر معروف به «درویش متین» فرزند ملک محمّد، عارف صافی ضمیر، و از دراویش باایمان است. در اصفهان به کسوت درویشی در شهر می گشت، و شعر مولوی می گفت. مردی بی آلایش و بریده از علایق دنیوی بود. استاد جلال الدّین همایی به وی محبّت بسیار داشت. در 9 ذی حجّه 1384 قمری وفات یافت، و پای دیوار جنوبی خارج از تکیه سیّدالعراقین در تخت فولاد مدفون شد.[1]
دکتر اصغر فروغی*
دکتر اصغر فروغی اَبَری، در سال 1340ش در اصفهان متولّد شد. وی پس از تحصیلات ابتدایی و متوسّطه به جبهه های نبرد بین ایران و عراق شتافت، و در سال 1362ش بر اثر انفجار مین نابینا گردید. وی پس از آن به تحصیل در رشته تاریخ پرداخت، و سرانجام موفّق به اخذ دکترای تاریخ از دانشگاه تهران گردید، و از آن به بعد به تدریس در دانشگاه اصفهان پرداخت. این کتاب ها از او است: 1. تاریخ غوریان، که در سال 1381 به چاپ رسیده است. 2. یک مشت خاک، یک دشت خون، که در سال 1383 چاپ شده است.[2]
اصمعی
اصمعی، از ادبای اصفهان و معاصر مافرّوخی مؤلّف محاسن اصفهان بوده، و در لغت و صرف و نحو، تبحرّ داشته است.[3]
اصیل الدّین
نظام الدّین اصیل، شیخ و مقتدای اصفهان در قرن هشتم بوده است. در موقع تسخیر اصفهان، شاه ابواسحاق اینجو مدّتی در منزل او مخفی بود، تا سپس گرفتار و در شیراز مقتول شد. صاحب عنوان، شیخ الاسلام اصفهان، و تا سال 759ق در قید حیات بوده است.[4]
[1]دولت دیدار، ص281.
[2]خورشید جی، ص434.
[3]محاسن اصفهان، ص35.
[4]مجمل فصیحی، ج1، ص88؛ روضه الصّفا، ج4، ص498.
اظهری اصفهانی
اظهری، از شعرای اصفهان در عصر صفویّه است. وی تا سال 1061ق در قید حیات بوده است.
در همین زمان، شاعری به نام «اظهری شیرازی» که نامش بوداق بوده، از این که با اظهری اصفهانی هم تخلّص شده، شکایت نموده است.[1]
اظهری قهپایه ای
اظهری قهپایه ای، شاعر ادیب خوشنویس. در اوایل، گیوه کش بوده، سپس نویسنده عسس اصفهان شده، در اواخر عمر، به جنون مبتلا گردیده، در آخر با گلاب، غسل کرده و خوابیده، و وفات یافته است. از او است:
سرخی آن کف پا را به حنا نسبت کرد خون صد دل فسرده می خواست که از پا ببرد[2]
اغملش
اغملش، نایب خلیفه عبّاسی در اصفهان بوده است. او در سال 613ق به دست فداییان اسماعیلیّه کشته شده است.
افراسیاب خان
افراسیاب خان، از ادباء و شعرای عصر صفویّه است. وی برادر رستم خان ایلچی حاکم جام بود. به سخن شناسی و لطافت طبع، شهرت داشت، و به حسن سلیقه و کمالات صوریّه، موصوف بود. در اصفهان ساکن بود، و همان جا درگذشت. این بیت از او است:
خورم صد زخم اگر بر دل تمنّای دگر دارم ز تیغ غمزه اش امید جوهر بیشتر دارم[3]
[1]فهرست مدرسه سپهسالار، ج2، ص561؛ دانشمندان و سخن سرایان فارس، ج1، ص287.
[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص591؛ الذّریعه، ج9، ص81؛ تذکره روز روشن، ص59. 2. تذکره المعاصرین، حزین، ص183.
[3]تذکره المعاصرین، حزین، ص183.
افریدون اصفهانی
افریدون بن محمّد بن محمّد بن علی اصفهانی تاجر، از مردان نیکوکار در قرن هشتم هجری است. از آثارش بنای مدرسه ای است در دمشق که آن را به سال 744ق بنا نموده، و خود در رجب سال 749 وفات یافته است.[1]
میرافضل طباطبایی اردستانی*
میرافضل فرزند عبدالکریم طباطبایی اردستانی، شاعر ادیب فاضل از نوادگان میربلند، از سادات عالی قدر اردستان بوده که در قریه «اویخ» اردستان مدفون است، و خود او در اصفهان به تحصیل مشغول بوده، و گاهی شعر می سروده، از آن جمله است. این بیت:
فضای سینه ام از بس که بر نفس تنگ است میانه دل و جان از برای جا جنگ است[2]
میرافضل تونی*
میرافضل حسینی تونی معروف به «افضل الحسینی» از نقّاشان معروف عهد صفویّه است. نقّاشی های او به سبک رضا عبّاسی [است]. شاید او از شاگردان رضا عبّاسی باشد.[3]
اکبرخان تارزن*
اکبرخان تارزن، هنرمند موسیقی دان اصفهانی، در حدود سال 1322ق در اصفهان متولّد شد. وی در نواختن تار، مهارت بسزایی داشت، و در فنّ خود خوش سلیقه بود.
نواهای چنان چالاک می زد که مرغ از شور، پر بر خاک می زد
وی قبل از سال 1374ق بدرود حیات گفت.[4]
[1]الدّرر الکامنه، ج1، ص418.
[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص279؛ تذکره روز روشن، ص64.
[3]دائره المعارف هنر، ص33.
[4]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص255.