صاحب عنوان در شب پنج شنبه 8 جمادی الاوّل سال 1261ق در اصفهان وفات یافت، و در مقبره ای مخصوص، مقابل در شرقی مسجد حکیم مدفون گردید که مقبره خانوادگی آن ها گردیده است. کتب زیر از تألیفات او است:
1. اجوبه المسائل 2. احکام نماز 3. اشارات الاصول، در دو مجلّد، جلد اوّل چاپ سنگی شده است 4. ارشاد المسترشدین، به فارسی، رساله عملیّه ایشان است 5. ایقاظات، در اصول 6. رساله در تنقیح مسأله صحیح و اعم 7. شوارع الهدایه، شرح بخش طهارت و صلاه کفایه محقّق سبزواری 8. عدم جواز تقلید میّت 9. مراد از کلمه «لا بأس» 10. رساله در مفطر بودن قلیان 11. مناسک حج 12. منهاج الهدایه، در فقه، سه مجلّد، چاپ سنگی شده است 13. نخبه، رساله عملیّه به فارسی، منتخب از ارشاد المسترشدین، چاپ سنگی شده است.[1]
شیخ ابراهیم امینی*
شیخ ابراهیم حاج امینی نجف آبادی معروف به امینی فرزند حسین، از علماء و فضلاء و مدرّسین معاصر، در سال 1304ق در نجف آباد متولّد شد. تحصیلات خود را در اصفهان آغاز کرد، و نزد اساتیدی چون شیخ رمضان علی املایی، شیخ هاشم جنّتی، سیّدمحمّد هاشمی قهدریجانی، حاج میرزا محمودمعین نجف آبادی، میرزا یحیی فقیه ایمانی، شیخ هبه اللّه هرندی، سیّدمحمّدجواد غروی، آشیخ محمّدعلی عالم حبیب آبادی، شیخ ابوالقاسم محمّدی، شیخ محمّدجواد اصولی، سیّدمحمّدباقر ابطحی
[1]تاریخ اصفهان (جابری)، صص283 284؛ مزارات اصفهان، صص67 68؛ هدیه الاحباب، صص246 247؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص155؛ فواید الرّضویه، ج1، ص10؛ الکنی و الالقاب، ج3، ص109؛ روضات الجنّات، ج1، ص44؛ شرح روضات الجنّات، ج1، صص83 89؛ تذکره العلماء، صص216 217؛ مکارم الآثار، ج5، صص1643 1646؛ الکرام البرره، ج1، صص14 15، لباب الالقاب، صص99 و 134؛ شرح حال رجال ایران، ج5، صص212 213؛ تکمله نجوم السّماء، ج1، ص68؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص859؛ اصفهان (کتاب جوانان)، صص265 268؛ وفیات العلماء، صص174 175؛ الاعلام، ج6، ص195؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «ابراهیم»، ص264؛ معجم المؤلّفین، ج1، ص91؛ الذّریعه، ج1، ص521 و ج14، ص237 و ج25، ص191؛ ریحانه الادب، ج5، ص42؛ حاجی کرباسی و اولاد و احفادش (نسخه خّطی)، صص13 26؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص107 109؛ رجال اصفهان، دکتر کتابی، ج1، صص112 118.
سدهی، شیخ قنبرعلی کوشکی و شیخ غلام حسین منصور نجف آبادی تحصیل نمود.
معالم الاصول و اکثر کتب شرح لمعه را از حاج شیخ محمّدحسن عالم نجف آبادی و قسمت منطق منظومه را نزد حاج آقا صدرالدّین هاطلی کوپایی، بعضی از کتاب های شرح لمعه را نزدآقا شیخ علی قدیری و آقا شیخ محمّدجواد اصولی آموخت. مکاسب محرّمه را نزد حاج شیخ محمّدرضا جرقویه ای، کتاب بیع مکاسب را نزد آقای شیخ مرتضی اردکانی و حاج آقا رحیم ارباب، رسائل رانزد آقا سیّدعبّاس دهکردی و حیدرعلی برومند و قوانین الاصول را نزد سیّدعلی اصغر مدرّس برزانی خواند.
پس از شش سال تحصیل به قم رفت، و بقیّه مکاسب و رسائل را نزد آقای سلطانی و حاج آقا رضا بهاءالدّینی و آقای مجاهدی به اتمام رساند. جلد اوّل کفایه را نزد آیت اللّه مرعشی نجفی و جلد دوم را نزد آیت اللّه گلپایگانی و منظومه حکمت سبزواری را نزد علاّمه طباطبایی فراگرفت.
در جلسات خصوصی، نزد علاّمه طباطبایی نیز معاد کتاب اسفار، تمهید القواعد، چند جلد کتاب از بحارالانوار، منطق شفا و مقداری از مطالب مهمّ اسفار را آموخت. پس از اتمام کفایه در درس خارج فقه و اصول آیت اللّه بروجردی، سپس امام خمینی شرکت کرد، و پس از مدّتی آن را نزد آیت اللّه گلپایگانی ادامه داد.
ایشان هم زمان با تحصیل، به تدریس نیز پرداخت، و منظومه حاجی سبزواری، اشارات و چند جلد از اسفار و کتب ادبیّات و شرح لمعه را تدریس نمود.
در مبارزات علیه رژیم پهلوی نیز فعّال بود، و مورد تعقیب قرار گرفت. پس از انقلاب از اعضای مؤثّر جامعه مدرّسین حوزه علمیّه قم بود، و سه دوره به نمایندگی مجلس خبرگان انتخاب شد. اکنون نیز به عنوان امام جمعه موقّت قم، به انجام وظیفه مشغول است. تألیفات ایشان عبارت اند از:
1. آموزش دین، برای کودکان، چهار جلد 2. آیین تربیت 3. آیین همسرداری 4. الگوهای فضیلت 5. انتخاب همسر 6. بانوی نمونه اسلام 7. بررسی مسائل کلّی امامت 8. اسلام و تعلیم و تربیت 9. ثقافه الاسلامیّه 10. خودسازی 11. دادگستر جهان 12. آشنایی
با مسائل کلّی اسلام 13. وحی در ادیان آسمانی 14. همه باید بدانند.[1]
آقا محمّدابراهیم نعمت اللّهی*
آقامحمّدابراهیم نعمت اللّهی (نقّاش باشی) فرزند آقامحمّدحسین بن محمّدابراهیم، نقّاش هنرمند اواخر دوره قاجاریّه. وی نزد آقا عبّاس به نقّاشی مشغول شد. سپس به روسیه رفت، و با نقّاشی اروپایی آشنا شد، و به اصفهان بازگشت. او سال ها در سرای محمّدصادق خان نزدیک دروازه اشرف در بازار اصفهان ساکن بود، و به نقّاشی می پرداخت.
او مردی عارف مسلک و از مریدان حاج سیّدمحمّدهادی و آقا میرزا عبّاس پاقلعه ای بود. سرانجام در حدود 55 سالگی در سال 1333ق وفات یافت، و در تکیه آقاباشی در تخت فولاد مدفون شد.[2]
شیخ ابراهیم تنکابنی
شیخ ابراهیم بن حسین بن ابراهیم تنکابنی گیلانی، عالم فاضل، معاصر میرزا عبداللّه افندی است، و هم درس او بوده[3]، و ظاهرا قبل از سال 1131ق در اصفهان وفات یافته است.[4]چون یکی از اساتید میرزا عبداللّه، علاّمه مجلسی است، به احتمال قوی، شیخ ابراهیم تنکابنی نیز از شاگردان علاّمه مجلسی بوده است.[5]
محمّدابراهیم فیض
(محمّدابراهیم بن آقا محمد خلیل مشهور به فیض، عالم عامل کامل محقق، از زندگی او اطلاعی نداریم جز اینکه خود و پدرش از علما بوده اند. وی در سال 1379 ق برابر با 3
[1]سیمای دانشوران، صص48 50، دیباچه دیار نون، صص138 139؛ آیینه اهل قلم، صص28 29، خبرگان ملّت، صص161 174.
[2]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، صص333 334.
[3]ریاض العلماء، ج2، ص34.
[4]الکواکب المنتشره، ص5.
[5]زندگی نامه علاّمه مجلسی، ج2؛ تلامذه العلاّمه المجلسی، ص141؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص109 110؛ اعیان الشّیعه، ج7، ص29.
فروردین 1327 ش وفات نموده و در تکیه سیدالعراقین مدفون گردید. میرزا حسن خان جابری در وفاتش اشعاری سروده، ماده تاریخش این است: فیض از حق ببرد او بجنان)[1].
میرزا ابراهیم خلیفه سلطانی
نوّاب سیّدابراهیم بن سیّدعلاءالدّین حسین خلیفه سلطانی عالم فاضل، فقیه محدّث. مادرش دختر شاه عبّاس صفوی است. در سال 1038ق متولّد، و در سنّ سه سالگی به دستور شاه صفی کور شد. با وجود این، تحصیل علم و دانش نموده، و در جمیع علوم و فضایل بر امثال و اقران خویش فائق گردیده است. در مقتبس الاثر گوید: به «ابن الخلیفه» مشهور است. وی در سال 1098 وفات یافت، و در قبرستان امام زاده ستّی فاطمه اصفهان مدفون شد. کتب زیر از تألیفات او است: 1. حاشیه بر کتاب روضه تا مبحث تیمّم 2. حاشیه بر شرح لمعه تا آخر طهارت 3. حاشیه بر مدارک الاحکام.[2]
استاد ابراهیم معصوم زاده*
استاد ابراهیم معصوم زاده فرزند استاد حسین کاشی ساز، از هنرمندان ماهر در هنر کاشی سازی بود، در سال 1346ق وفات یافت، و در تخت فولاد مدفون شد[3].
ابراهیم فُرسانی
ابراهیم بن حیّان بن حکیم بن حنظله بن سُوید بن علقمه بن سعد بن معاذ اشهلی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. او در محلّه فُرسان اصفهان ساکن بود. از پدرانش و از شریک بن عبداللّه روایت می کند. نضر بن هشام بن راشد از او نقل حدیث می کند.[4]
[1]جلوه افلاکیان نوشته رحیم قاسمی، مخطوط.
[2]تتمیم امل الآمل، صص50 51؛ اعیان الشّیعه، ج5، ص159؛ مصفّی المقال، ص6؛ مقتبس الاثر، ج2، ص299؛ الذّریعه، ج6، صص90 و 196؛ مزارات اصفهان، ص110؛ فوایدالرّضویّه، ص6؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص110 111.
[3]تخت فولاد، شفیق، ص47.
[4]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص183.
ابراهیم مؤذّن
ابواسحاق ابراهیم بن خلید (مصغّرِ خالد) قوّاس، مؤذّن مسجد حفص بن سعدان بن ابوسلیمان، از محدّثین ثقه اصفهان در قرن سوم هجری است. از نعمان بن عبدالسّلام روایت می کند. ابوعمر حفص بن معدان بن حفص بن معدان بن ابی سلیمان، از او نقل حدیث می نماید. وی مدت شصت سال مؤذّن مسجد حفص بوده، و مردی مورد اعتماد، نیکوکار و مسلمان بوده است.[1]
محمّدابراهیم اصفهانی
آقا محمّدابراهیم بن آقا رضا رییس التجّار اصفهانی مشهدی، عالم فاضل، مؤلّف کتاب الاحتراز در رد بر رساله حسن الایجاز در ابطال اعجاز که یکی از مبلّغین آمریکایی نوشته، و خود را در آن جا به نام نصیرالدّین می نامد. مؤلّف، این کتاب را به مرحوم شیخ محمّد خالصی (م1383ق) هدیه نموده، و کتاب در سال 1342ق در تهران به طبع رسیده است.[2]
ابراهیم خان ضرغام السّلطنه
حاج ابراهیم خان ضرغام السّلطنه فرزند رضاقلی خان ایل بیگی بختیاری، از سیاستمداران و عرفای عهد قاجاریّه است. در سال 1272ق متولّد شده است. از سران نهضت مشروطه خواهی در ایل بختیاری به دعوت علماء و مردم اصفهان با عدّه ای از قوای بختیاری به اصفهان آمده، در نهم ذی حجّه 1326 اصفهان را فتح نموده، و سپس صمصام السّلطنه و دیگران وارد شده، و حکومت اقبال الدّوله حاکم اصفهان را شکست دادند.
وی سرانجام در سال 1337ق در تهران وفات یافت.
از دراویش سلسله خاکساریّه و در طریقت به لقب «حبّ علی شاه» معروف بود.[3]
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص182.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص111؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج1، ص34؛ الذّریعه، ج1، ص284.
[3]شرح حال رجال ایران، ج6، صص6 7؛ القاب رجال دوره قاجاریّه، ص102؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص1021.
میرزا محمّدابراهیم نصیری طوسی
میرزا محمّدابراهیم نصیری طوسی اصفهانی (متخلّص به منیر) بن زین العابدین بن عبدالحسین، عالم محدّث، ادیب منشی، در اصفهان [در سال 1051ق] متولّد، و در این شهر نزد علمای عالی قدری چون علاّمه مجلسی تحصیل کرده، و سپس به مشاغل اداری روی آورده است. [ابتدا وزیر استرآباد بوده، سپس تولیت آستان شاه صفی، وزارت آذربایجان و استیفای ممالک را بر عهده داشته؛ ولی در اثر سعایت حاسدان از کار کنار گذاشته شده تا این که به منصب مجلس نویسی شاه سلطان حسین صفوی منصوب شده است.]
خطّ نستعلیق را خوش می نوشته، و در خطّ نسخ نیز مهارت داشته است، و کتاب های تلخیص الشّافی، تفسیر الائمّه، کشف الآیات را کتابت نموده است. وی تا حدود سال 1126ق در قید حیات بوده است. آثار و تألیفات وی عبارت اند از: 1. دستور شهریاران، در حوادث زمان سلطنت شاه سلطان حسین صفوی که به چاپ رسیده است 2. جنگ، با مطالب تاریخی، ادبی منشآت و غیره. از او است:
ساقی توفیق کردست چون بزم آرای من باده لعلی دهد از چشم خون پالای من
مطرب آه و فغان در نغمه ریزد زیر و بم تا نوای غم زدایی سازد از آوای من
زهره چنگی می فرستد در زمین گردون پیر تا کند کسب نشاطی از دل برنای من[1]
ابراهیم نعمت اللّهی
ابراهیم بن زین العابدین نعمت اللّهی از فضلاء و صوفیّه و از نویسندگان کتب در قرن سیزدهم هجری در اصفهان بوده است. از آثارش چهار رساله است که آن را در سال 1290ق به خطّ نستعلیق تحریری کتابت نموده، و این مجموعه به شماره 3043 در کتابخانه مجلس شورای ملّی در تهران موجود است.[2]
[1]دستور شهریاران، مقدّمه؛ زندگی نامه علاّمه مجلسی، ج1، ص110؛ اجازات الحدیث، صص149 150؛ الکواکب المنتشره، ص24؛ تلامذه العلاّمه المجلسی، ص57؛ تراجم الرّجال، ج2، ص576، نسخه های خطّی، دفتر هفتم، ص207؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص416.
[2]فهرست مجلس، ج10، جزء 1، ص487.
ابراهیم کاتب مدینی
ابوسعید ابراهیم بن سعدان بن ابراهیم کاتب مدینی از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. از بکر بن بکار و هُریم بن عبدالاعلی روایت می کند، و محمّد بن اسحاق بن ایّوب، عبداللّه بن محمّد بن جعفر و احمد بن اسحاق از وی نقل حدیث نموده اند. وی ثقه و صاحب تألیف است، در مدینه (شهرستان) اصفهان ساکن بوده، و در سال 384ق فوت کرده است.[1]
ابراهیم اصفهانی
ابراهیم فرزند سعید (معروف به سعدویه) بن سعید بن یحیی بن طویل اصفهانی از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. از پدرش حجّاج بن منهال حَوضی، عمرو بن مرزوق و عبیداللّه بن موسی روایت می کند، و رُسته، محمّد بن یحیی بن منده و احمد بن حسین از او نقل حدیث می نمایند.[2]
سیّدابراهیم
سیّدابراهیم بن سیّدسلمان، عالم فاضل، در دوم شوّال 1156ق وفات یافت، و در بقعه آقاحسین خوانساری در تخت فولاد مدفون شد[3]. [در سنگ قبر با اوصاف زیر از او یاد شده است: السیّد الجلیل النّبیل العالم الفاضل الکامل...].
ابراهیم طهرانی
ابوبکر ابراهیم بن سفیان (سلیمان) طهرانی اصفهانی از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است.
از محدّثین عراق و اصفهان ازجمله ابراهیم بن نصر و اسماعیل بن اسحاق استماع
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص186.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص182.
[3]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص92؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص111؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص108.
حدیث نموده، و عبداللّه بن محمّد بن جعفر از او نقل حدیث می کنند.[1]وی به قریه طهران در حومه اصفهان منسوب است، و در زمان ما به تیران آهنگران معروف شده، و جزو محلّه های شهر شده است.
ابراهیم اصفهانی
حافظ ابراهیم بن سلیمان اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. از حافظ ابوبکر احمد بن مردویه روایت می کند. اخطب خوارزم از وی حدیث شنیده، و در سال 488ق اجازه دریافت نموده است.[2]
165
ابراهیم
ابواسحاق ابراهیم بن سندی بن علیّ بن بهرام، از محدّثین قرن سوم و چهارم هجری. وی از محمّد بن ابی عبدالرّحمان مقری و محمّد بن زیاد زیادی روایت می کند، و ابراهیم بن محمّد بن حمزه، سلیمان بن احمد، عبداللّه بن محمّد بن جعفر و محمّد بن جعفر بن یوسف از او نقل حدیث می کنند.
او موهای خود را به رنگ سرخ خضاب می نموده، و در سال 313ق وفات یافته است.[3]
میرزا ابراهیم اصفهانی
میرزا ابراهیم بن میرزا شاه حسین اصفهانی، شاعر ادیب و خطّاط فاضل، وی در اصفهان به تحصیل پرداخت، و پس از قتل پدر به قزوین رفته، مورد توجّه بزرگان و دانشمندان و شاعران قرار گرفت، و از اعیان و اشراف، هدایا و صله های فراوان یافت. مردی سخن سنج و قلندر روش و درویش منش بود. در نوشتن خطوط، مهارتی بسزا
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص193؛ معجم البلدان، ج4، ص52 طبقات المحدّثین، ج4، ص382؛ الانساب، ج4، ص85.
[2]احقاق الحق، ج7، ص328.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص193.