بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 135

از صف علم الیقین آمد یکی بیرون و گفت

«باقر از علم الیقین شد جانب حق الیقین»

وی را تألیفاتی است که از آن جمله است:

1. «یک دوره فقه و اصول» در شانزده جلد 2. «رساله در جبر و تفویض»[1]

میرزا محمّد باقر خلیفه سلطانی

میرزا محمّد باقر خلیفه سلطانی معروف به «صدر خاصه ثانی» فرزند نواب میرزا محمّد مقیم بن میرزا محمّد نصیر بن سیّد حسن بن سیّد حسین خلیفه سلطان (سلطان العلماء)، از اجلّه علماء و فضلاء اصفهان، در خدمت پدر خود تحصیل نموده و از او روایت می کند. وی پس از وفات در قبرستان ستی فاطمه، مقبره خانوادگی خود مدفون گردید.[2]

محمّد باقر کِردآبادی

محمّد باقر بن ملک محمّد کِردآبادی، در 22 ربیع الثّانی 1121ق در نجف مجموعه ای از هفت رساله از تألیفات حیدرعلی شیروانی اصفهانی را فراهم کرده که به شماره 4292 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[3]به ظنّ نویسنده،

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص68؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 370 و 371؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص 171 و 172؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص 130 و 131؛ نقباء البشر، ج1، صص 224 و 225؛ تاریخ اصفهان و ری، ص390؛ تاریخ اصفهان (جابری)، صص 317-315 و 394؛ معجم رجال الفکر و الادب، ص35؛ آگهی شهان از کار جهان، ج3، صص 147 و 148؛ مدرس، ج2، صص 308 و 314؛ سیاحت شرق، ص164؛ دولت دیدار، صص 270 و 271؛ الاصفهان (رجال و مشاهیر)، ص243؛ روضه رضوان، صص 116-113؛ ستاره ای از شرق، اغلب صفحات؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 187-185؛ زندگانی آیت اللَّه چهارسوقی، صص 160-154.

[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص185؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص324؛ مزارات اصفهان، ص247.

[3]فهرست خوشنویسان و کاتبان اصفهان: خطی.


صفحه 136

صاحب عنوان شاگرد حیدرعلی شیروانی بوده است.

[کِردآباد، به کسر کاف و سکون راء، از دهات جِی اصفهان بوده و اکنون به شهر پیوسته و از محلاّت شرق اصفهان است.]

محمّد باقر بن منبوداق

محمّد باقر بن منبوداق، از افاضل قرن یازدهم هجری بوده و در سال 1067ق در مدرسه جدّه اصفهان مجموعه ای از رسائل مختلف را ترتیب داده که از جمله رساله «اسرار الصّلوه» شیخ الرّئیس بوده است.[1]

محمّد باقر باغاتی

محمّد باقر بن محمّد مؤمن اصفهانی باغاتی [نسخ نویس و کاتب قرن سیزدهم هجری] در سه شنبه 5 ربیع الاوّل 1224ق کتابت نسخه ای از «من لا یحضره الفقیه» را به پایان رسانیده، نسخه به شماره 1225 در کتابخانه ملّی ملک در تهران موجود است.[2]

[باغات در عصر صفویّه از محله های معروف اصفهان بوده است.]

ملّا محمّد باقر محقّق سبزواری

ملّا محمّد باقر محقّق سبزواری فرزند محمّد مؤمن، عالم فاضل فقیه، متکلم و محدّث از بزرگان مجتهدین و رؤساء علماء و مدرسین اصفهان معروف به «محقّق سبزواری» و «صاحب ذخیره»، در سال 1017ه.ق در سبزوار متولّد گردیده و در نوجوانی به اصفهان آمده و به تحصیل پرداخته است. اساتید و مشایخ اجازه ایشان عبارتند از:

میرزا ابوالقاسم فندرسکی، شیخ احمد بحرانی، ملّا محمّد تقی مجلسی، ملّا حسنعلی شوشتری، شیخ حسن مقری عاملی، سیّد حسین بن حیدر بن قمر کرکی، ملّا حیدر خوانساری، شیخ بهاءالدّین محمّد عاملی و قاضی معز.

[1]الذریعه، ج2، ص48.

[2]فهرست ملک، ص729.


صفحه 137

وی پس از وصول به مقام اجتهاد به تدریس پرداخته و دهها شاگرد دانشمند از محضر درس او بهره مند شده اند.

وی نزد شاهان و بزرگان صفویه صاحب اعتبار و احترام بوده و مدّتی منصب امام جمعه و شیخ الاسلام را به عهده داشته است. در زمان شاه عباس دوم تولیت مدرسه ملّا عبداللَّه به وی واگذار گردید.

از آثار خیریه ایشان در اصفهان احداث بازارچه، حمام، مسجد و دیوانخانه شیخ الاسلام در محلّه سینه پایینی و در مشهد، مدرسه سمیعیه است که به همت میرزا سمیع و با اجازه و دستور ایشان صورت گرفته است.

محقّق سبزواری در عصر خود مرجع حل مشکلات شرعی و اجتماعی مردم بوده و در راه ارشاد مردم و کمک به ضعفاء و رفع نیاز نیازمندان اهتمام فراوان داشته است. و عمر را صرف تحقیق و تألیف و تدریس و عبادت نموده تا اینکه در 8 ربیع الاوّل 1090ه.ق وفات یافته، جنازه به مشهد مقدّس نقل و در سرداب مدرسه میرزا جعفر مدفون گردید.

در تاریخ فوت آن مرحوم گفته اند: «شد شریعت بی سر و افتاد از پا اجتهاد» شریعت[940]+ اجتهاد[411]=1394

1090= (شد) 304-1394

مادّه تاریخ زیر نیز از نویسنده این کتاب است:

چون مسافر شد محقّق در زمان

جانب خلد برین از این جهان

گشت تاریخ رحیل آن جناب

«پا نهاد اندر بهشت جاودان»

1090

ایشان طبع شعر داشته و گاهی شعر می سروده، این رباعی از اوست:

در عالم تن چه مانده ای بی مایه

پایی بردار و بگذار از نُه پایه

از مشرق جان بر تو نتابد نوری

تا از پی تن همی روی چون سایه

کتب زیر از تألیفات اوست:


صفحه 138

1 «حاشیه بر شرح اشارات» 2. «حاشیه بر شبهه استلزام محقّق خوانساری» 3. «حاشیه بر شفا» 4. «حاشیه بر قانون» (غیرمدون) 5. «خلافیه» 6. «ذخیره المعاد در شرح ارشاد الاذهان»، مطبوع 7. «روضه الأنوار عباسی» 8. «رساله فی الغناء» 9. «کفایه المقتصد» 10. «مفاتیح النجاه عباسی»، در دعا به فارسی.[1]

سیّد محمّد باقر نحوی

سیّد محمّد باقر نحوی بن سیّد مهدی بن آقا محمّد حسن مجتهد بن سیّد محمّد تقی مستجاب الدّعوه، عالم فاضل و مجتهد زاهد. در سال 1303ق در اصفهان متولّد شد و نزد علمای این شهر همچون میرزا ابوالحسن بروجردی، سیّد ابوالقاسم دهکردی، میرزا احمد مدرس، شیخ احمد بیدآبادی، آقا سیّد محمّد باقر درچه ای، شیخ محمّد رضا نجفی، ملّا محمّد حسین فشارکی، شیخ علی مدرس یزدی، آخوند ملّا محمّد کاشانی و سیّد محمّد مدرس نجف آبادی تحصیل نموده و به اجتهاد نائل آمد و سپس به ترویج دین و اقامه جماعت (در مسجد بازار کفاش ها و مسجد میرزا باقر) مشغول شد.

وی از آقا شیخ محمّد رضا نجفی، آخوند فشارکی و حاج میرزا ابوالحسن بروجردی اجازه داشته و تاریخ اجازه مرحوم بروجردی ماه رجب سال 1347ق بوده است.

او عمری را به زهد و قناعت گذرانیده و سرانجام در پنج شنبه 5 جمادی الاوّل 1350ق بر اثر سکته وفات یافته و در تکیه خاندان مهدوی در تخت فولاد مدفون

[1]خاندان شیخ الاسلام اصفهان، صفحات متعدد؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص220؛ سلافه العصر، ص491؛ وقایع السنین و الاعوام، صص 502 و 503 و 534؛ مصقی المقال، ص91 و 92؛ بغیه الطالب، ص171؛ لباب الالقاب، صص 27 و 28؛ شمس التواریخ، ص13؛ فوائد الرضویه، ج2، صص 425 و 426؛ امل الآمل، ج2، ص250؛ تعلیقه امل الآمل، ص252؛ ریاض العلماء، ج5، ص44؛ روضات الجنات، ج2، ص67؛ الکنی و الالقاب، ج3، ص159؛ هدیه الاحباب، صص 253 و 254؛ ریحانه الادب، ج5، ص242؛ الذریعه، ج5، ص57 و ج6، ص110 و ج21، ص308؛ الروضه النضره، ص71؛ الاعلام، ج6؛ ص272؛ معجم المؤلفین، ج9، ص95؛ لغت نامه دهخدا، ذیل سبزواری، ص237؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، صص 243-239؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص372.


صفحه 139

گردید.

وی مفتخر به دامادی عالم فاضل ادیب آقا کمال الدّین خوانساری بوده و مرحوم خوانساری مادّه تاریخ او را چنین سروده اند:

آن سمیّ حضرت باقر که بود

نحوی عصرش فصیح و هم بلیغ

سال فوتش را اگر پرسی ز من

گویمت: «ای حیف از او با ای دریغ»[1]

سیّد محمّد باقر خاتون آبادی

سیّد محمّد باقر بن سیّد محمّد مهدی بن میر محمّد حسین بن میر محمّد صالح حسینی خاتون آبادی، عالم فاضل جلیل، در اصفهان ساکن بوده و در قرن سیزدهم هجری می زیسته است. تولد و وفات او معلوم نیست. در کتاب «مرآه الأحوال» از او به عنوان «فاضل صالح» یاد شده است.[2]

ملّا محمّد باقر قمشه ای

آخوند ملّا محمّد باقر بن حاجی ملّا مهدی قمشه ای، عالم فاضل ساکن اصفهان، که از شاگردان ملّا حسینعلی تویسرکانی و آقا سیّد محمّد شهشهانی بوده در جمادی الثّانی 1316ه. وفات یافته در تکیه فیض در تخت فولاد مدفون شد.[3]

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص103؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 490 و 491؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، ص298؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص206؛ بوستان فضیلت، صص 51-49.

[2]الکرام البرره، ج1، ص192؛ سالنامه دبیرستان فرهنگ، ص99؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 272 و 273؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص72؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص112؛ مرآه الأحوال جهان نما، ج1، ص124.

[3]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص203؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ص193؛ نقباء البشر، ج1، ص227؛ تاریخ شهرضا، ص71؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص168.


صفحه 140

محمّد باقر نیلفروشان*

محمّد باقر نیلفروشان فرزند مهدی متخلّص به «راجی» شاعر ادیب. در 12 شوال 1342ق در اصفهان به دنیا آمد. ابتدا در مکتب خانه تحصیل کرد. سپس به دبستان قدسیه رفت و دوره دوره متوسطه را در مدرسه معقول و منقول آغاز نمود. امّا پس از دو سال ترک تحصیل کرد و به تدریس در دبستانی از مدارس جامعه تعلیمات اسلامی در اصفهان مشغول شد. وی پس از مدتی به تحصیل ادامه داد و پس از اخذ دیپلم به دانشگاه رفت و در رشته حقوق به تحصیل پرداخت. همچنین در حوزه علمیه اصفهان نزد میر سیّد علی ابطحی، حاج آقا ضیاءالدّین علّامه، حاج سیّد عبدالحسین طیّب، حاج آقا حسین خادمی، شیخ حیدرعلی صلواتی، شیخ عباسعلی ادیب و شیخ عباس ایزدی به تحصیل علوم دینی مشغول شد.

او از فرهنگیان متدّین و پرشور اصفهان بود و در تأسیس مدارس دینی همچون نور دانش و ترقّی نقش مهمّی داشت.

همچنین او در مقاطع مختلف تحصیلی، تربیت معلم، دانشگاه آزاد و دانشگاه صنعتی شهرکرد به تدریس پرداخت.

استاد نیلفروشان در 12 تیر 1378ش از دنیا رفت و در قطعه 9 باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد. گاهی شعر می سرود.

از اوست:

دوران گل شد ای دل و گردید خار خوار

شد بار عاشقان به لب جویبار بار

هر دم هزار ناله مکن چون هزار زار

زیرا که گشت با تو گلی زین دیار یار


صفحه 141

بنمود رخ مه من و کرد آشکار کار

تا جلوه ای نمود، بُرد زِ آفتاب تاب[1]

ملّا محمّد باقر هرندی*

ملّا محمّد باقر بن محمّد مهدی هرندی، عالم فاضل، از دانشمندان قرن دوازدهم هجری. وی در اصفهان نزد جمعی از علماء از جمله آقا جمال الدّین خوانساری به تحصیل پرداخت. وی کتاب «حاشیه الرّوضه البهیّه» تألیف آقا جمال الدّین محمّد خوانساری را در سال 1118ق کتابت کرده و خود بر این نسخه حواشی متعدّدی نوشته است.[2]همچنین وی کتاب «الآراء الفقهیه» را تألیف نموده که به شماره 1143/3 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی موجود است.[3]«ترجمه إرشاد القلوب» دیلمی نیز از آثار اوست.[4]

سیّد محمّد باقر حجّهالاسلام شفتی

حاج سیّد محمّد باقر حجّهالاسلام شفتی بیدآبادی اصفهانی ابن سیّد محمّد نقی بن سیّد محمّد زکی بن سیّد محمّد نقی بن شاه قاسم موسوی، از اعاظم علماء و اکابر فقهای قرن سیزدهم هجری. نسب شریفش به حضرت حمزه فرزند امام موسی کاظم علیه السلام منتهی می شود.

وی در سال 1175ق در قریه «چَرزِه» از قراء طارم عُلیا (در حدود 50 کیلومتری زنجان و 60 کیلومتری شفت) متولّد شده و در 7سالگی به اتّفاق خانواده به شفت مهاجرت نموده و در آنجا مقدمات علوم دینی را آموخته و برای تکمیل آن راهی عتبات عالیات شده و نزد آقا محمّد باقر وحید بهبهانی، شیخ جعفر کاشف الغطاء، شیخ سلیمان

[1]آئین فرزانگی، ج7، صص 169-164؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص203؛ تذکره شعرای استان اصفهان، (چ2)، ص820.

[2]فهرست مرکز احیاء میراث، ج6، ص281.

[3]فهرست مرعشی، ج29، ص40.

[4]فهرستواره کتابهای فارسی، ج6، ص382.


صفحه 142

عاملی کاظمی، آقا سیّد علی طباطبائی (صاحب ریاض)، سیّد محسن اعرجی کاظمی، سیّد محمّد مجاهد، میرزا محمّد مهدی شهرستانی و سیّد مهدی بحرالعلوم که همگی از مجتهدین عالی مقام و فقهای بزرگ شیعه بودند کسب فیض نموده و به مقام مشامخ اجتهاد نائل آمد. پس از آن به ایران مراجعت نموده و شش ماه نزد حاج میرزا ابوالقاسم قمی در قم به تحصیل پرداخته و عاقبت در سال 1216ق وارد اصفهان شد و مدت کوتاهی در مدرسه چهارباغ تدریس نمود. سپس در مدرسه شفیعیه دردشت و مدرسه میرزا حسین در محلّه بیدآباد به تدریس پرداخته و در محلّه قبله دعا سکونت گزید.

او ابتدا در مسجد میرزا باقر اقامه جماعت نمود و سپس به همت ایشان مسجد بزرگ و معتبری در بیدآباد بنا شد که به «مسجد سیّد» شهرت یافت.

کم کم آوازه تدریس و مقام علمی و ملکات فاضله و اخلاق حسنه ایشان همه جا را فرا گرفت و بسیاری از مردم اصفهان و نواحی اطراف مقلّد و مرید او شدند و بالاخره شهرت و نفوذ کلمه او از ایران نیز در گذشته و بسیاری از مردم ایران و شیعیان سایر سرزمین ها مرجعیت ایشان را پذیرفتند. ثروت ایشان نیز روز به روز افزوده شد و سیّد حجّهالاسلام آن را صرف تربیت فضلاء و مرمّت مساجد و مدارس و کمک به نیازمندان و تکمیل کتابخانه خود نمود. برخی از حکام اصفهان و همچنین شاهان قاجار از نفوذ و قدرت او در هراس بودند ولی قادر به جلوگیری از آن نبودند و به ناچار به مقام علمی و ریاست او اذعان داشتند.

سیّد حجّهالاسلام در اصفهان خود رأساً به اجرای حدود شرعی و اقدام علیه مفسدین دست زد. او در عین حال بسیار به عبادت خدا و گریه و مناجات می پرداخت و در زمینه تَهَجُّد و بُکاء از خوف خدا ضرب المثل شده بود.

وی در تدریس نیز مهارت و توانایی بسیاری داشت در اغلب علوم خصوصاً فقه و اصول، حدیث و رجال استاد اساتید عصر خویش بود و از محضر درس او صدها تن از فضلاء و مجتهدین از بسیاری از نقاط ایران تربیت شدند. [مؤلف فقید در کتاب بیان المفاخر به شرح حال 149 تن از شاگردان دانشمند او پرداخته اند.]