محمّد باقر نیلفروشان*
محمّد باقر نیلفروشان فرزند مهدی متخلّص به «راجی» شاعر ادیب. در 12 شوال 1342ق در اصفهان به دنیا آمد. ابتدا در مکتب خانه تحصیل کرد. سپس به دبستان قدسیه رفت و دوره دوره متوسطه را در مدرسه معقول و منقول آغاز نمود. امّا پس از دو سال ترک تحصیل کرد و به تدریس در دبستانی از مدارس جامعه تعلیمات اسلامی در اصفهان مشغول شد. وی پس از مدتی به تحصیل ادامه داد و پس از اخذ دیپلم به دانشگاه رفت و در رشته حقوق به تحصیل پرداخت. همچنین در حوزه علمیه اصفهان نزد میر سیّد علی ابطحی، حاج آقا ضیاءالدّین علّامه، حاج سیّد عبدالحسین طیّب، حاج آقا حسین خادمی، شیخ حیدرعلی صلواتی، شیخ عباسعلی ادیب و شیخ عباس ایزدی به تحصیل علوم دینی مشغول شد.
او از فرهنگیان متدّین و پرشور اصفهان بود و در تأسیس مدارس دینی همچون نور دانش و ترقّی نقش مهمّی داشت.
همچنین او در مقاطع مختلف تحصیلی، تربیت معلم، دانشگاه آزاد و دانشگاه صنعتی شهرکرد به تدریس پرداخت.
استاد نیلفروشان در 12 تیر 1378ش از دنیا رفت و در قطعه 9 باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد. گاهی شعر می سرود.
از اوست:
دوران گل شد ای دل و گردید خار خوار
شد بار عاشقان به لب جویبار بار
هر دم هزار ناله مکن چون هزار زار
زیرا که گشت با تو گلی زین دیار یار
بنمود رخ مه من و کرد آشکار کار
تا جلوه ای نمود، بُرد زِ آفتاب تاب[1]
ملّا محمّد باقر هرندی*
ملّا محمّد باقر بن محمّد مهدی هرندی، عالم فاضل، از دانشمندان قرن دوازدهم هجری. وی در اصفهان نزد جمعی از علماء از جمله آقا جمال الدّین خوانساری به تحصیل پرداخت. وی کتاب «حاشیه الرّوضه البهیّه» تألیف آقا جمال الدّین محمّد خوانساری را در سال 1118ق کتابت کرده و خود بر این نسخه حواشی متعدّدی نوشته است.[2]همچنین وی کتاب «الآراء الفقهیه» را تألیف نموده که به شماره 1143/3 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی موجود است.[3]«ترجمه إرشاد القلوب» دیلمی نیز از آثار اوست.[4]
سیّد محمّد باقر حجّهالاسلام شفتی
حاج سیّد محمّد باقر حجّهالاسلام شفتی بیدآبادی اصفهانی ابن سیّد محمّد نقی بن سیّد محمّد زکی بن سیّد محمّد نقی بن شاه قاسم موسوی، از اعاظم علماء و اکابر فقهای قرن سیزدهم هجری. نسب شریفش به حضرت حمزه فرزند امام موسی کاظم علیه السلام منتهی می شود.
وی در سال 1175ق در قریه «چَرزِه» از قراء طارم عُلیا (در حدود 50 کیلومتری زنجان و 60 کیلومتری شفت) متولّد شده و در 7سالگی به اتّفاق خانواده به شفت مهاجرت نموده و در آنجا مقدمات علوم دینی را آموخته و برای تکمیل آن راهی عتبات عالیات شده و نزد آقا محمّد باقر وحید بهبهانی، شیخ جعفر کاشف الغطاء، شیخ سلیمان
[1]آئین فرزانگی، ج7، صص 169-164؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص203؛ تذکره شعرای استان اصفهان، (چ2)، ص820.
[2]فهرست مرکز احیاء میراث، ج6، ص281.
[3]فهرست مرعشی، ج29، ص40.
[4]فهرستواره کتابهای فارسی، ج6، ص382.
عاملی کاظمی، آقا سیّد علی طباطبائی (صاحب ریاض)، سیّد محسن اعرجی کاظمی، سیّد محمّد مجاهد، میرزا محمّد مهدی شهرستانی و سیّد مهدی بحرالعلوم که همگی از مجتهدین عالی مقام و فقهای بزرگ شیعه بودند کسب فیض نموده و به مقام مشامخ اجتهاد نائل آمد. پس از آن به ایران مراجعت نموده و شش ماه نزد حاج میرزا ابوالقاسم قمی در قم به تحصیل پرداخته و عاقبت در سال 1216ق وارد اصفهان شد و مدت کوتاهی در مدرسه چهارباغ تدریس نمود. سپس در مدرسه شفیعیه دردشت و مدرسه میرزا حسین در محلّه بیدآباد به تدریس پرداخته و در محلّه قبله دعا سکونت گزید.
او ابتدا در مسجد میرزا باقر اقامه جماعت نمود و سپس به همت ایشان مسجد بزرگ و معتبری در بیدآباد بنا شد که به «مسجد سیّد» شهرت یافت.
کم کم آوازه تدریس و مقام علمی و ملکات فاضله و اخلاق حسنه ایشان همه جا را فرا گرفت و بسیاری از مردم اصفهان و نواحی اطراف مقلّد و مرید او شدند و بالاخره شهرت و نفوذ کلمه او از ایران نیز در گذشته و بسیاری از مردم ایران و شیعیان سایر سرزمین ها مرجعیت ایشان را پذیرفتند. ثروت ایشان نیز روز به روز افزوده شد و سیّد حجّهالاسلام آن را صرف تربیت فضلاء و مرمّت مساجد و مدارس و کمک به نیازمندان و تکمیل کتابخانه خود نمود. برخی از حکام اصفهان و همچنین شاهان قاجار از نفوذ و قدرت او در هراس بودند ولی قادر به جلوگیری از آن نبودند و به ناچار به مقام علمی و ریاست او اذعان داشتند.
سیّد حجّهالاسلام در اصفهان خود رأساً به اجرای حدود شرعی و اقدام علیه مفسدین دست زد. او در عین حال بسیار به عبادت خدا و گریه و مناجات می پرداخت و در زمینه تَهَجُّد و بُکاء از خوف خدا ضرب المثل شده بود.
وی در تدریس نیز مهارت و توانایی بسیاری داشت در اغلب علوم خصوصاً فقه و اصول، حدیث و رجال استاد اساتید عصر خویش بود و از محضر درس او صدها تن از فضلاء و مجتهدین از بسیاری از نقاط ایران تربیت شدند. [مؤلف فقید در کتاب بیان المفاخر به شرح حال 149 تن از شاگردان دانشمند او پرداخته اند.]
در زمان حیات مرحوم سیّد بسیاری از ادباء و شعراء در مدح و بیان اوصاف او قصاید و اشعار زیبائی سروده اند که اغلب آنها را میرزا محمّد علی وفای زوّاره ای در کتاب «تذکره مآثر الباقریّه» گردآوری نموده است.
عاقبت وی در روز یکشنبه 3 ربیع الثّانی 1260ق بر اثر بیماری استسقاء وفات یافت. شاگردش ملّا علی اکبر خوانساری او را غسل و کفن نموده و فرزندش حاج سیّد اسداللَّه بیدآبادی بر پیکر او نماز خوانده و او را در بقعه ای مخصوص در مسجد سیّد مدفون ساختند و سال ها بعد جمعی از فرزندان، احفاد و نزدیکان او در آن بقعه مدفون شدند.
حاج عبدالرحیم فسائی متخلّص به «عشرت» مادّه تاریخ وفات سیّد حجّهالاسلام شفتی را چنین سروده است:
سال تاریخ وفاتش خواستم
گفت عشرت «حجّت دین شد تمام»
ایشان کتب بسیاری تألیف نموده که از آن جمله است:
1. «تحفه الأبرار» 2. «مطالع الأنوار فی شرح شرایع الإسلام» 3. «سؤال و جواب» 4. «الزّهره البارقه» 5. «الحلیه اللّامعه» 6. «الرسائل الرّجالیه»[1]
[1]بیان المفاخر، (2جلد)؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 375-373؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 153-149؛ مزارات اصفهان، ص163؛ روضات الجنّات، ج2، ص96؛ قصص العلماء، صص 134 و 166-149؛ تذکره العلماء، صص 215-213؛ الاصفهان (رجال و مشاهیر)، صص 262-255؛ لباب الألقاب، صص 70 و 71؛ بغیه الطالب، ص171؛ هدیه الأحباب، ص140؛ فوائد الرضویه، صص ؛ الکنی و الألقاب، ج2، ص173؛ الکرام البرره، ج1، صص 196-192؛ الذّریعه: مجلدات مختلف؛ ریحانه الأدب، ج2، ص26؛ معجم المؤلفین، ج9، ص96؛ تاریخ اصفهان (جابری)، صص 311 و 312؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 111-100؛ مکارم الآثار،ج5، ص 1620-1614؛ وفیات العلماء، صص 164-162.
محمّد باقر حسینی
محمّد باقر شرف الدّین ابن الهادی الحسینی، در رجب 1004ق نسخه ای از «الصّحیفه فی علم الأسطرلاب» و در اواخر شوّال 1020ق نسخه ای از «رساله کریه» هر دو از تألیفات شیخ بهائی را در اصفهان کتابت کرده و در کتابخانه فرهنگ مشهد مقدّس موجود است[1]
[ظاهراً صاحب عنوان از فضلاء و اهل قلم معاصر جناب شیخ بهائی است.]
میرزا محمّد باقر پاقلعه ای
میرزا محمّد باقر بن میر محمّد هادی بن میرزا محمّد خاتون آبادی، عارف سالک، از عرفای سلسله نعمت اللهی. در 17 ذیحجّه 1346ق وفات یافته و در تکیه آغاباشی، جنب تکیه خاتون آبادی ها در تخت فولاد مدفون گردید.[2]
[جواد شوقی اصفهانی مادّه تاریخ فوت او را در این بیت آورده است:
پا در آن جمع هشت «شوقی» و گفت:
«میر باقر مکان بجنّت کرد»[3]]
محمّد باقر خوراسکانی
محمّد باقر بن محمّد هادی خوراسکانی، از فضلای قرن دوازدهم هجری و از اهالی «خوراسکان» جِی اصفهان است. وی مالک نسخه ای از «حاشیه شرایع الإسلام» محقّق کرکی بوده و در رمضان 1164ق بر یکی از برگهای این کتاب یادداشت تملک نوشته است سجع مُهر او «غلام محمّد باقر» بوده است. این نسخه به شماره 6584 در کتابخانه
[1]فهرست کتابخانه فرهنگ مشهد، صص 51-49.
[2]نمونه مختصر المکارم، ص202، خطی؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص53؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص283؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص105.
[3]دیوان شوقی اصفهانی، ص338.
آیت اللَّه العظمی مرعشی نجفی موجود است.[1]
محمّد باقر اصفهانی*
محمّد باقر بن محمّد هاشم اصفهانی، خطّاط نسخ نویس قرن دوازدهم هجری بوده و در سال 1144ق نسخه ای از «صحیفه سجادیه» را به خط نسخ زیبا کتابت نموده است.[2]
سیّد باقر رشتیان*
سیّد باقر رشتیان ابن سیّد هاشم نقّاش، هنرمند نقّاش. دراصفهان متولّد شده و نقّاشی را از پدر آموخت و سرانجام در 10 شعبان 1380ق (مطابق سال 1339ش) درگذشت و در تکیه بروجردی در تخت فولاد مدفون شد.
مادّه تاریخ فوت او را احمدرضا غفورزاده (طلائی) چنین سروده است:
سال تاریخ او «طلائی» گفت
«آه از مرگ رشتیان عزیز»[3]
1339
ملّا محمّد باقر صفای نائینی
ملّا محمّد باقر جابری نائینی متخلّص به «صفا» فرزند ملّا هدایت حسین عالم فاضل و ادیب شاعر، در اصفهان به تحصیل پرداخته و به مدارج عالی علم و ادب دست یافت. در نظم و نثر خصوصاً انشاء و فقه و حدیث مهارت داشته، در سال 1082ه. وفات یافت.[4]از او تألیفاتی به جای مانده است از آن جمله است:
[1]فهرست مرعشی، ج17، ص160؛ خورشید جی، ص306.
[2]فهرست مرکز احیاء میراث اسلامی، ص6، ص381.
[3]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
[4]تذکره نصرآبادی، ج1، ص282؛ تاریخ اصفهان (جابری)، چاپ 1378، ص311.
1. «مفتاح الأفق» یا «مفتاح الحقایق» در اصول دین[1]2. «دیوان اشعار» 3. «مفتاح الحقایق»[2]
از اوست:
شب دوری به سان شمع تا وقت سحر سوزم
ز خوناب دل مجروح و از سوز جگر سوزم
ز بس سوراخ سوراخ است تن از ناوک نارش
گهی از سر گهی از سینه گاه از چشم تر سوزم
باقر برهمن
باقر برهمن، شاعر ادیب، در اصفهان ساکن است. گاهی شعر می سراید این دو بیت را به مناسبت کشته شدن حسین صرافیان از فعّالان اتّحادیه کارگری در 4 خرداد 1324 سروده:
هر کجا رو آورم سوگ غمی برپاستی
قلب ها و دیده ها مجروح و خون پالاستی
آنکه اندر راه آزادی بدی ثابت قدم
آوخ آوخ تنگنای گور را مأواستی[3]]
باقر بنّا*
باقر بنّا، از خوشنویسان گمنام عهد صفویه است. خط ثلث را با نهایت استادی می نوشته و مورد توجّه شاه عباس کبیر بوده تا جائی که خط او در مسجد شیخ لطف اللَّه در کنار خط علیرضا عباسی خوشنویس دربار صفویه قرار گرفته است.
دو کتیبه بسیار زیبای ثلث بر کتیبه کاشیکاری با رقم «و بالباقر البنّا کاتب هذه
[1]الذریعه، ج21، ص326.
[2]تاریخ اصفهان (جابری)، چاپ 1378، ص391، (تعلیقات).
[3]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص85.
الحروف» درداخل مسجد شیخ لطف اللَّه موجود است.[1]
این هنرمند، از چشم همه کسانی که درباره آثار تاریخی اصفهان از جمله مسجد شیخ لطف اللَّه کتاب نوشته اند و نیز نویسندگان کتب شرح حال خوشنویسان پنهان مانده است. دکتر هنرفر اولین شخصی است که به نام و اثر او اشاره کرده و در حقیقت او را احیاء کرده است.
آقا محمّد باقر بهجت اصفهانی*
آقا محمّد باقر اصفهانی متخلّص به «بهجت» شاعر ادیب و خوشنویس فاضل در عهد سلطنت فتحعلی شاه، مستوفی عباس میرزا ولیعهد او بوده و خط نستعلیق را نیکو می نوشته و در فنون ادب استاد بود. مدتها در آذربایجان بوده و در زمان سلطنت محمّد شاه وفات یافته است. نویسنده «مدایح معتمدیه» شرح حال او و اشعارش در مدح منوچهرخان معتمدالدّوله حاکم اصفهان را آورده است. این دو بیت از آنجاست:
دلم به زلف تو شاد از لب شکرخند است
ز آب خضر به ظلمات تشنه خرسند است
چه شام ها که سحر کردم و ندانستم
درازی شب زلف تو را که تا چند است[2]
میرزا باقر تبریزی
میرزا باقر تبریزی معروف به «ایبک» شاعر ادیب فاضل، از تبارزه عباس آباد اصفهان بوده به خدمت بسیاری از فضلاء رسیده، مرد صالح پرهیزکاری بود. از اشعار اوست:
[1]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص 407 و 414.
[2]تذکره مدایح معتمدیه، (نسخه خطی)؛ ر. ک. به: حدیقه الشعراء، ج1، صص 282 و 283؛ الذریعه، ج9، صص146 و 147.