بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 155

سیّد محمّد باقر محزون سدهی

سیّد محمّد باقر سِدِهی متخلّص به «محزون»، عالم فاضل و ادیب شاعر [از دانشوران چهاردهم هجری] در محلّه درب سیّد محلّه فروشان سِدِه ماربین [خمینی شهر کنونی ]متولّد شده و در اصفهان نزد حضرات آیات شیخ محمد تقی آقانجفی و شیخ محمّد علی ثقهالاسلام نجفی به تحصیل پرداخت. سپس به وطن اصلی خود مراجعت کرده و مرجع شرعیات آن حدود گردید و در یکی از مساجد آنجا اقامه جماعت نمود که مسجد مذکور به نام او شهرت دارد. وی در حدود سال 1367ق وفات یافت. دیوان اشعار او با عنوان «کتاب محزون در مدائح و مصائب» [در ذیحجه الحرام 1365ق در تهران] به طبع رسیده است. این شعر از اوست:

مپرس حالت من در فراق یار امشب

به لب رسیده مرا جان هزار بار امشب

خیال روی توام شعله می کشد بر سر

اگر چو شمع بسوزم عجب مدار امشب[1]

محمّد باقر منیر اصفهانی

میرزا محمّد باقر اصفهانی متخلّص به «منیر» شاعر ادیب، در هندوستان ساکن بوده و در محضر میر شمس الدّین فقیر کسب علم می نموده است. قبل از «منیر» به «فدائی» تخلّص داشته و در قرن دوازدهم هجری زندگی می کرده است.[2]

سیّد محمّد باقر موسوی اصفهانی

سیّد محمّد باقر موسوی اصفهانی، طبیب مخصوص شاه سلیمان صفوی مؤلّف کتاب «الادویه القلبیه» است که آن را به امر شاه در یک مقدّمه و چهارده باب و خاتمه نوشته

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 415 و 416.

[2]الذریعه، ج9، ص1114.


صفحه 156

است.[1]وی از سادات حکیم سلمانی اصفهان به شمار می رود.

محمّد باقر نجم ثانی*

محمّد باقر نجم ثانی، از نوادگان امیر یاراحمد خوزانی اصفهانی ملقّب به نجم ثانی است. مردی دلیر و شجاع بود و در کمانداری نظیر نداشت. او از صاحب منصبان دربار پادشاه هند بود. نورالدّین محمّد جهانگیر پادشاه در کتاب خود جهانگیرنامه از دقّت و نشانه روی دقیق او ابراز شگفتی می کند.

محمّد باقر نجم ثانی با منصب چهارهزاری در نظامت اله آباد به سال 1047ق درگذشت. همسر او ملکه بانو دختر بیگم است و بیگم خواهر ملکه نورجهان بود. نورجهان بیگم نیز در تیراندازی مهارتی عجیب داشت.[2]

آقا باقر نقاش*

محمّد باقر اصفهانی معروف به «آقا باقر نقاش»، از نقاشان و قلمدان سازان هنرمند عصر زندیه و قاجاریه است. وی از شاگردان «علی اشرف» است. همچنین از روی آثار نقاشان ایتالیا مشق و تمرین فراوان انجام داده و در نقاشی مجالس بزم و صحنه های رزم سبکی آمیخته از فرنگی و ایرانی را برگزیده است. او در ساختن گل و بته و مرغ و نقش حیوانات تبحّر خاصّی داشته و با آب رنگ ساده، سیاه قلم و رنگینه پرداز آثار کم نظیری به وجود آورده است.

سجع آثار او «باقر از بعد علی اشرف شد» و «یا امام محمّد باقر» و «کمترین محمّد باقر» و «یا باقر العلوم» بوده است. تولد او در اصفهان بوده و اغلب در اصفهان به سر برده است.

از آثار او تابلوی آبرنگ پرندگان روی شاخه پرشکوفه سیب در سال 1195ق و

[1]الذریعه، ج1، ص403.

[2]جُنگ معانی، ص123.


صفحه 157

تصویر میرابوالقاسم فندرسکی در سال 1192ق را می توان نام برد.[1]

ملّا محمّد باقر ورنوسفادرانی

ملّا محمّد باقر ورنوسفادرانی، شاعر ادیب، از قریه «ورنو سفادران» سِدِه ماربین بوده و در آن قریه مکتبداری می کرده، مردی در کمال صلاح و پرهیزکاری بوده و در فنون شعر و ادب و لغز و معما مهارت داشته و [در حدود سال 1081ه. وفات یافته است.]

از اوست:

چون بر آرم ناله از دل آیدم صد فوج درد

آری آری خضر راه کاروان بانگ درآست[2]

بایزید بسطامی

بایزید بن نظام الدّین عبدّالرزّاق بسطامی [از فضلاء قرن یازدهم هجری] در روز پنج شنبه 2 ربیع الثّانی 1099ق کتاب «خلاصه الأذکار» تألیف: فیض کاشانی را در مدرسه مقصودیه ناظریه کتابت نموده است. این نسخه به شماره 3810 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[3]

ظاهراً مراد از مقصودیّه ناظریه، مقصود بیک ناظر شاه عباس، بانی چهارسو مقصود باشد و احتمالاً مدرسه در چهارسوی نامبرده جنب مسجد شاه [مسجد امام فعلی] قرار داشته است.[4]

[1]هنر قلمدان، صص 105 و 106؛ دائره المعارف هنر، ص72؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص319.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص597.

[3]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج12، ص2792.

[4]اصفهان: دارالعلم شرق، نسخه خطی، ص225.


صفحه 158

بایُندُر صفوی*

بایُندُر خان صفوی، شاعر ادیب در قرن یازدهم هجری. او با خاندان صفویّه خویشاوندی داشت و در اصفهان ساکن بود. امّا مردی قانع و وارسته بود و دنبال مشاغل دولتی نرفت و عمر را به مصاحبت و معاشرت با شعراء و فضلاء و مردان اهل حال گذراند.

این بیت از اوست:

کاش زلف تو دگر بو به صبا نفروشد

تا صبا منّت کونَین به ما نفروشد[1]

سیّد بحرالعطاء مهدوی هرستانی

سیّد بحرالعطاء مهدوی بن سیّد محمّد بن سیّد احمد بن سیّد محمود زمان هُرستانی سِدِهی عالم فاضل زاهد متقی، از علمای معاصر در روستای «هرستان» از توابع سِدِه ماربین [خمینی شهر فعلی] متولّد شده و در اصفهان نزد علمای عالیقدر چون شهید سیّد حسن مدرس، سیّد ابوالقاسم دهکردی، سیّد محمّد باقر درچه ای، سیّد مهدی درچه ای، شیخ محمّد رضا نجفی، میر محمّد صادق خاتون آبادی، شیخ محمّد تقی آقا نجفی، آخوند ملّا محمّد کاشانی و جهانگیرخان قشقائی بهره برد و پس از آن به «هرستان» بازگشت و به اقامه جماعت و ارشاد و هدایت مردم پرداخت. او نسبت به مسائل دینی متعصّب و مدافع و به زخارف دنیوی بی اعتنا بود. وی سرانجام در یکشنبه 29 ربیع الثّانی 1371ق وفات یافته و در صحن تکیه سیّد العراقین در تخت فولاد مدفون شد.[2]

[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 54 و 55؛ تذکره روز روشن، ص99.

[2]شرح مجموعه گل، صص 356 و 357؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص682؛ خمینی شهر شهری که باید از نو شناخت، ص207.


صفحه 159

سیّد بحرالعلوم میردامادی

سیّد بحرالعلوم میردامادی ابن سیّد اسداللَّه صدرالاسلام از اعقاب میر محمّد حفیظ بن محمّد اشرف بن میر عبدالحسیب محمّد بن میر سیّد احمد علوی عاملی.

عالم فاضل عارف، در سال 1345ق در سِدِه ماربین [خمینی شهر فعلی] متولّد شده و مقدمات علوم از صرف و نحو و غیره را در مولد خویش فرا گرفت. سپس جهت تکمیل آن به اصفهان آمده و نزد آقا سیّد احمد مقدس، شیخ محمّد حسن عالم نجف آبادی، شیخ محمّد حسین رشتی، شیخ محمّد حسین مشکینی، حاج آقا رحیم ارباب، سیّد محمّد رضا خراسانی، سیّد صدرالدّین کوپائی، میرزا علی آقا شیرازی و میر سیّد علی موسوی بهبهانی تحصیلات خود در فقه و اصول و ادبیات و کلام و اخلاق را انجام داده و سپس به قم هجرت نموده و نزد آیات عظام حاج آقا حسین بروجردی، علّامه طباطبائی، امام خمینی و سیّد شهاب الدّین مرعشی نجفی به کسب فیض پرداخت.

وی سالها به ترویج دین و ارشاد مردم مشغول بود و در عمر پربرکت خود چندین مسجد و حسینیّه را تأسیس و یا مرمّت نموده و شاگردانی را پرورش داد. تأسیس مهدیه میرداماد و مؤسسّه خیریه امام رضاعلیه السلام از دیگر خدمات اوست.

سرانجام در بامداد یکشنبه 15 ربیع الثّانی 1411ق وفات نموده و پس از تشییع، در قبرستان پلارت [معروف به بهشت فاطمه (سلام اللَّه علیها) در خمینی شهر] مدفون شد و بقعه ای باشکوه بر مزار او ساخته شد.

کتابهای: 1. «اصول دین استدلالی» 2. «تقریرات درس مرحوم بروجردی» 3. «رساله در سیر و سلوک»، مطبوع 4. «سیری در اخلاق اسلامی» از تألیفات ایشان است.

مادّه تاریخ فوت او را عالم ادیب فاضل حاج سیّد مصطفی نحوی چنین سروده است:

غریق از پی تاریخ رحلتش بودم

میان حلقه ماتم به بحر حیرانی


صفحه 160

که ناگه آمد «نحوی» به جمع سر زد و گفت:

«ز فوت وی شده بحرالعلوم طوفانی»[1]

1361+50=1411

بداق بیگ نسیم شاملو

بُداق بیگ شاملو متخلّص به «نسیم» [فرزند سیّد علی بیگ] شاعر ادیب [در هرات متولّد شده و در اصفهان اقامت گزیده[2]] جوانی خوش طبع و صاحب کمال بوده و پس از وفات در مزار بابارکن الدّین مدفون گردید.[3][دیوان او بالغ بر سه هزار بیت است] از اوست:

خموشی فیض را دارد سخن پرداز می داند

نخستین آنکه ساکت هیچگه ملزم نمی گردد[4]

بدران علوی نسّابه اصفهانی

سیّد نجم الدّین بدران بن شریف بن ابی الفتح علوی حسینی موسوی نسّابه اصفهانی، از فضلاء و محدّثین جلیل القدر شیعه در قرن پنجم هجری است.

منتجب الدّین در «الفهرست» می نویسد: «به وسیله ثقهالدّین ابوالمکارم هبهاللَّه بن داود بن محمّد اصفهانی از او خبر یافتم». کتاب «المطالب فی مناقب آل ابی طالب» از تألیفات اوست.[5]

[1]یادنامه فقیه اهل بیت عارف الهی آیت اللَّه سیّد بحرالعلوم میردامادی، صص 42-36؛ وفیات علمای معاصر اصفهان: مخطوط.

[2]قصص الخاقانی، ج2 ص168.

[3]تذکره نصرآبادی، ج1، ص61.

[4]رجال اصفهان، ص203؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص382.

[5]النّابس، ص35؛ ریاض العلماء، ج1، ص96؛ امل الآمل، ج2، ص43؛ جامع الرّواه، ج1، ص115؛ الفهرست، ص43؛ فوائد الرضویّه، ج1، ص55؛ الذریعه، ج21، ص139؛ تاریخ تشیع اصفهان، صص 255 و 256؛ دایرهالمعارف تشیع، ج3، ص141.


صفحه 161

بدر رارانی اصفهانی

ابوالرّجاء بدر بن ثابت بن روح بن محمّد بن عبدالواحد بن ابی القاسم بن عباس بن جعفر صوفی رارانی، از محدّثین و عرفای اصفهان در قرن پنجم و ششم هجری است.

وی از مشایخ روایتی ابوسعد سمعانی است. سمعانی از او در کتاب خود به عنوان «مقدم صوفیه فی اصبهان» و «شیخٌ صالحٌ سدید السیره، نظیف الظاهر، جمیل الأمر، من بیت الحدیث و التّصوف» یاد کرده است.

وی بعد از سال 460ق در خانواده ای اهل علم و دانش پرور متولّد شده و از ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن ابراهیم طیّان، ابوالحسن احمد بن عبدالرّحمان ذکوانی، ابوالخیر محمّد بن عبداللَّه بن ررا و ابونصر احمد بن محمّد بن صاعد صاعدی حدیث شنیده است. [همچنین وی از جدّش ابوطاهر روح بن محمّد رارانی و نیز از ابن ماجه روایت می کند.]

وی سرانجام در ماه رمضان سال 532ق در اصفهان وفات یافته است.[1]

[«راران» از محلّه های شرق اصفهان، در منطقه باستانی جِی واقع شده است و مناره ای تاریخی هنوز پس از صدها سال در آنجا برپا است.]

بدر فرکی اصفهانی

ابوالنّجم بدر بن دُلَف بن یوسف فَرکی اصفهانی، از محدّثین قرن پنجم است. از اهالی روستای «فَرک» اصفهان بوده و از ابونصر ابراهیم بن محمّد بن علی کسائی حدیث شنیده است. حافظ ابوطاهر سلفی از او روایت می کند.

وی در سال 419ق متولّد و در سال 502ق وفات یافته است.[2]

[1]التّحبیر، ج1، ص132؛ معجم البلدان، ج3، ص12؛ المشتبه، ج1، ص296.

[2]معجم البلدان، ج4، ص255؛ اللباب، ج2، ص424.


صفحه 162

سیّد بدرالدّین جاجرمی

بدرالدّین [بن عمر] جاجَرمی خراسانی، از شعرای معروف قرن هفتم است. [در «جاجَرم» خراسان متولّد شد. در جوانی در خراسان به تحصیل پرداخت و سپس به اصفهان آمد ]و به مدح بهاءالدّین محمّد جوینی، حاکم اصفهان و پدرش شمس الدّین محمّد صاحب دیوان پرداخت. [و از بهاءالدّین لقب «ملک الشّعراء» گرفت. گویند در اصفهان نزد مجدالدّین همگر شاگردی کرده است.] وی سرانجام در سال 686ق وفات یافت. مثنوی در اختلاج اعضاء و ترجمه منظوم قصیده عربی «ابوالفتح بُستی» موسوم به «عنوان الحکم» از اوست که به طبع رسیده و این بیت از آنجاست:

زیادَهُ المَرءُ فی الدُّنیا نقصان

وَرِبْحُهُ غیر مَحضِ الخَیرُ خُسران

هر کمالی که ز دنیاست همه نقصان است

سود کان محض نکوئی نبود خسران است

[از شاعران سبک خراسانی است و شعرش به خاطر تکلف و تصنّع بیش از حد چندان مقبول اهل ادب نیفتاده است. از دیوان اشعار او حدود چهار هزار بیت باقی مانده است.[1]]

سیّد بدرالدّین کتابی

سیّد بدرالدّین کتابی متخلّص به «امید» فرزند حاج آقا هلال الدّین بن آقا میرزا علیرضا بن میر محمّد صادق حسینی کتابفروش. شاعر ادیب و فاضل دانشمند.

در 9 شوال 1330ق متولّد گردید. در اصفهان و مشهد و تهران تحصیل نمود و از

[1]چهار مقاله، ص83 (پاورقی)؛ تذکره الشعراء دولتشاه، صص 164 و 165؛ مطلع الشمس، صص 118 و 119؛ تذکره آتشکده، (بخشت نخست از نیمه نخست)، صص 280 و 281؛ مجمع الفصحاء، ج1، صص 433 و 434؛ تاریخ مغول، صص 337 و 338؛ تاریخ نظم و نثر، ص162؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج3، ص562؛ الذریعه، ج9، ص128؛ ریحانه الأدب، ج1، ص376؛ لغت نامه دهخدا، ذیل«بدر جاجرمی»، ص747؛ تذکره شمع انجمن، صص 128 و 129؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 382 و 383؛ مشاهیر جاجرم، ج1، صص 45-39؛ تاریخ تشیع اصفهان، ص312؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص110؛ دانشنامه جهان اسلام، ذیل «بدر جاجرمی»، ص1175.