بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 160

که ناگه آمد «نحوی» به جمع سر زد و گفت:

«ز فوت وی شده بحرالعلوم طوفانی»[1]

1361+50=1411

بداق بیگ نسیم شاملو

بُداق بیگ شاملو متخلّص به «نسیم» [فرزند سیّد علی بیگ] شاعر ادیب [در هرات متولّد شده و در اصفهان اقامت گزیده[2]] جوانی خوش طبع و صاحب کمال بوده و پس از وفات در مزار بابارکن الدّین مدفون گردید.[3][دیوان او بالغ بر سه هزار بیت است] از اوست:

خموشی فیض را دارد سخن پرداز می داند

نخستین آنکه ساکت هیچگه ملزم نمی گردد[4]

بدران علوی نسّابه اصفهانی

سیّد نجم الدّین بدران بن شریف بن ابی الفتح علوی حسینی موسوی نسّابه اصفهانی، از فضلاء و محدّثین جلیل القدر شیعه در قرن پنجم هجری است.

منتجب الدّین در «الفهرست» می نویسد: «به وسیله ثقهالدّین ابوالمکارم هبهاللَّه بن داود بن محمّد اصفهانی از او خبر یافتم». کتاب «المطالب فی مناقب آل ابی طالب» از تألیفات اوست.[5]

[1]یادنامه فقیه اهل بیت عارف الهی آیت اللَّه سیّد بحرالعلوم میردامادی، صص 42-36؛ وفیات علمای معاصر اصفهان: مخطوط.

[2]قصص الخاقانی، ج2 ص168.

[3]تذکره نصرآبادی، ج1، ص61.

[4]رجال اصفهان، ص203؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص382.

[5]النّابس، ص35؛ ریاض العلماء، ج1، ص96؛ امل الآمل، ج2، ص43؛ جامع الرّواه، ج1، ص115؛ الفهرست، ص43؛ فوائد الرضویّه، ج1، ص55؛ الذریعه، ج21، ص139؛ تاریخ تشیع اصفهان، صص 255 و 256؛ دایرهالمعارف تشیع، ج3، ص141.


صفحه 161

بدر رارانی اصفهانی

ابوالرّجاء بدر بن ثابت بن روح بن محمّد بن عبدالواحد بن ابی القاسم بن عباس بن جعفر صوفی رارانی، از محدّثین و عرفای اصفهان در قرن پنجم و ششم هجری است.

وی از مشایخ روایتی ابوسعد سمعانی است. سمعانی از او در کتاب خود به عنوان «مقدم صوفیه فی اصبهان» و «شیخٌ صالحٌ سدید السیره، نظیف الظاهر، جمیل الأمر، من بیت الحدیث و التّصوف» یاد کرده است.

وی بعد از سال 460ق در خانواده ای اهل علم و دانش پرور متولّد شده و از ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن ابراهیم طیّان، ابوالحسن احمد بن عبدالرّحمان ذکوانی، ابوالخیر محمّد بن عبداللَّه بن ررا و ابونصر احمد بن محمّد بن صاعد صاعدی حدیث شنیده است. [همچنین وی از جدّش ابوطاهر روح بن محمّد رارانی و نیز از ابن ماجه روایت می کند.]

وی سرانجام در ماه رمضان سال 532ق در اصفهان وفات یافته است.[1]

[«راران» از محلّه های شرق اصفهان، در منطقه باستانی جِی واقع شده است و مناره ای تاریخی هنوز پس از صدها سال در آنجا برپا است.]

بدر فرکی اصفهانی

ابوالنّجم بدر بن دُلَف بن یوسف فَرکی اصفهانی، از محدّثین قرن پنجم است. از اهالی روستای «فَرک» اصفهان بوده و از ابونصر ابراهیم بن محمّد بن علی کسائی حدیث شنیده است. حافظ ابوطاهر سلفی از او روایت می کند.

وی در سال 419ق متولّد و در سال 502ق وفات یافته است.[2]

[1]التّحبیر، ج1، ص132؛ معجم البلدان، ج3، ص12؛ المشتبه، ج1، ص296.

[2]معجم البلدان، ج4، ص255؛ اللباب، ج2، ص424.


صفحه 162

سیّد بدرالدّین جاجرمی

بدرالدّین [بن عمر] جاجَرمی خراسانی، از شعرای معروف قرن هفتم است. [در «جاجَرم» خراسان متولّد شد. در جوانی در خراسان به تحصیل پرداخت و سپس به اصفهان آمد ]و به مدح بهاءالدّین محمّد جوینی، حاکم اصفهان و پدرش شمس الدّین محمّد صاحب دیوان پرداخت. [و از بهاءالدّین لقب «ملک الشّعراء» گرفت. گویند در اصفهان نزد مجدالدّین همگر شاگردی کرده است.] وی سرانجام در سال 686ق وفات یافت. مثنوی در اختلاج اعضاء و ترجمه منظوم قصیده عربی «ابوالفتح بُستی» موسوم به «عنوان الحکم» از اوست که به طبع رسیده و این بیت از آنجاست:

زیادَهُ المَرءُ فی الدُّنیا نقصان

وَرِبْحُهُ غیر مَحضِ الخَیرُ خُسران

هر کمالی که ز دنیاست همه نقصان است

سود کان محض نکوئی نبود خسران است

[از شاعران سبک خراسانی است و شعرش به خاطر تکلف و تصنّع بیش از حد چندان مقبول اهل ادب نیفتاده است. از دیوان اشعار او حدود چهار هزار بیت باقی مانده است.[1]]

سیّد بدرالدّین کتابی

سیّد بدرالدّین کتابی متخلّص به «امید» فرزند حاج آقا هلال الدّین بن آقا میرزا علیرضا بن میر محمّد صادق حسینی کتابفروش. شاعر ادیب و فاضل دانشمند.

در 9 شوال 1330ق متولّد گردید. در اصفهان و مشهد و تهران تحصیل نمود و از

[1]چهار مقاله، ص83 (پاورقی)؛ تذکره الشعراء دولتشاه، صص 164 و 165؛ مطلع الشمس، صص 118 و 119؛ تذکره آتشکده، (بخشت نخست از نیمه نخست)، صص 280 و 281؛ مجمع الفصحاء، ج1، صص 433 و 434؛ تاریخ مغول، صص 337 و 338؛ تاریخ نظم و نثر، ص162؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج3، ص562؛ الذریعه، ج9، ص128؛ ریحانه الأدب، ج1، ص376؛ لغت نامه دهخدا، ذیل«بدر جاجرمی»، ص747؛ تذکره شمع انجمن، صص 128 و 129؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 382 و 383؛ مشاهیر جاجرم، ج1، صص 45-39؛ تاریخ تشیع اصفهان، ص312؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص110؛ دانشنامه جهان اسلام، ذیل «بدر جاجرمی»، ص1175.


صفحه 163

جمله از محضر آقا شیخ محمّد خراسانی و حاج آقا رحیم ارباب بهره گرفت. در کنار آن دوره ابتدائی و متوسطه را در اصفهان طی کرد و در دانشسرای عالی تهران در رشته فلسفه فارغ التحصیل شد و سپس در اصفهان به تدریس پرداخت.

از ایشان تألیفات عدیده ای به جای مانده است از آن جمله است:

1. «اخلاق»، از دکتر پیرژانه، ترجمه از فرانسه، مطبوع 2. «به سوی اصفهان»، اثر پیر لوتی، ترجمه از فرانسه، مطبوع 3. «فروغ خاور» اثر هرمان الدنبرگ، ترجمه از فرانسه، مطبوع 4. «پیرامون سیره نبوی»، اثر دکتر طه حسین، ترجمه از عربی 5. «درباره تصوف اسلامی و تاریخ آن»، اثر رینولد نیکلسون، ترجمه از عربی، غیرمطبوع 6. «دیوان اشعار» با تخلّص امید، غیرمطبوع.

سرانجام ایشان در شب یکشنبه 6 ذیحجه الحرام سال 1407ه.ق در اصفهان وفات یافت و در قبرستان جدید (باغ رضوان) به خاک سپرده شد

مادّه تاریخ فوتش را شاعر فرزانه منوچهر قدسی چنین نوشته است:

سال فوتت بحساب قمری است

«بی کتابی قلم و نامه گریست»

1407

این رباعی از اوست:

سیم و زر اگر بیش و اگر کم هیچ است

جز مهر و وفا حاصل عالم هیچ است

با غیر بشر به کام دل چون نرسی

آدم بطلب که غیر آدم هیچ است[1]

محمّد بدیع اصفهانی

محمّد بدیع بن ابوالخیر اصفهانی از کاتبان قرن یازدهم هجری. در سال 1093ق نسخه ای از اربعین شیخ بهائی را کتابت نموده است. کتاب به شماره 2010 در کتابخانه

[1]تاریخ علمی واجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، ج3، صص 210-202؛ مزارات اصفهان، صص 121-118؛ مجموعه مقالات مرحوم کتابی، ص422؛ نادره کاران، ص640؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص493-483.


صفحه 164

مسجد اعظم قم موجود است.[1]

محمّد بدیع بن حیدرعلی

محمّد بدیع بن حیدرعلی، خوشنویس فاضل قرن یازدهم هجری در اصفهان. در تاریخ 23 شوال 1095ق نسخه ای از کتاب «استبصار» را به خط نسخ زیبا کتابت نموده و در خاتمه کتاب در 9 صفحه اجازه ملّا محمّد تقی مجلسی را به فرزندش علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی را استنساخ کرده است. نسخه به شماره 588 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی در قم موجود است.[2]

میرزا بدیع نطنزی*

میرزا بدیع بن میرزا محمّد بن میر ابوالمعالی برزرودی نطنزی، شاعر و ادیب عارف از سخنوران قرن یازدهم هجری. وی در جوانی به لباس فقر و درویشی درآمد. مدّتی در اصفهان ساکن بود و عاقبت به سبزوار رفت. سال فوت او معلوم نیست.

این شعر از اوست:

دارد زلال چشمه حُسنت نظاره ها

مانند سبزه سرزده از کناره ها

چرخ از دل شکسته محابا نمی کند

آسوده است پای خم از شیشه پاره ها[3]

میرزا بدیع درب امامی

حاج میرزا محمّد بدیع بن سیّد مصطفی بن سیّد عبدالحمید بن محمّد موسوی رضا توفیقی کوه گیلویه ای درب امامی اصفهانی، عالم زاهد جلیل و مجتهد فقیه ادیب، از مشاهیر علماء و مدّرسین اصفهان در عصر قاجاریه.

[1]فهرست کتابخانه مسجد اعظم، ص15.

[2]فهرست مرعشی، ج2، ص281؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص19.

[3]تذکره نصرآبادی، ج1، ص146؛ میراث فرهنگی نطنز، ج2، صص 111 و 112.


صفحه 165

در حدود سال 1251ق در اصفهان متولّد شد. پدرانش عموماً از فضلاء و دانشمندان بوده اند. او پس از تحصیل مقدمات نزد علمای اعلام اصفهان ملّا حسینعلی تویسرکانی، میر سیّد محمّد شهشهانی، میرزا محمّد باقر چهارسوقی (صاحب روضات) و شیخ محمّد باقر نجفی مسجد شاهی به تحصیل پرداخته و از سه نفر اخیر مفتخر به اخذ اجازه گردیده است.

او عالمی وارسته و قانع و زاهد بوده و با وجود عسرت در زندگی و معیشت، تحف و هدایای اعیان و متموّلین و حکام اصفهان را نمی پذیرفته و با استغنا زندگی می کرده است.

در تدریس فقه و اصول و ادبیات عرب تبحّر خاصّی داشته و واقعاً بدیع الزمان بوده و دروس قوانین، شرح لمعه، شرح کبیر و فرائد را با استادی تمام تدریس می نموده است. سالها در مدرسه نیم آورد تدریس کرده و شاگردان ماهر و خبره از مجالس درس او برخاسته اند.

نماز جماعت را در مسجد جنب بازارچه وزیر اقامه می نموده است. همچنین در شب های ایام تعطیل به منبر می رفته و با مواعظ شافیه خود مردم را ارشاد می فرموده است. او عالمی جامع و مطلع بر رجال و اخبار و محاضرات و اشعار و امثال و در معاشرت خوش رو و شوخ و حاضر جواب بوده است.

خط را نیز خوش می نوشته و علاوه بر تألیفات خود برخی از کتب را کتابت نموده است، از جمله «معراج الشّریعه» آقا محمّد مهدی کلباسی در سال 1273ق، «حاشیه شوارق الالهام» ملّا اسماعیل واحدالعین در سال 1272ق، «ترجمه تاریخ یمینی» ابوالشّرف ناصح منشی جرفادقانی در سال 1272ق، «تنقیح المقاله فی توضیح الرّساله» هبهاللَّه حسنی حسینی در سال 1276ق، «اوایل التّحریر» قاضی سیّد اختیارالدّین حسن حسینی تربتی خراسانی در سال 1276ق، «انوار الرّبیع» تألیف سیّد علی خان مدنی، در سال 1276ق.

وی در عصر جمعه 21 شعبان 1318ق وفات یافته و در کنار قبر استادش آقا سیّد


صفحه 166

محمّد شهشهانی در تخت فولاد مدفون شد. عبدالوهاب مستشار این مصرع را مادّه تاریخ او یافته است:

«بدیع هم بمکان رفیع جای گرفت»

و میرزا حبیب اللَّه نیر نیز طی مرثیه ای گوید:

فَیا نَیِّرٌ أکتب بتاریخ فوته:

«بفردوس خلد رواح البدیع»

کتب زیر از تألیفات اوست:

1. «حاشیه بر ریاض المسائل» که ناتمام مانده 2. «حاشیه بر قوانین المحکمه» 3. «دیوان اشعار » 4. «رساله در حجیّت استصحاب به اخبار» 5. «رساله در خراج و مقاسمه»

طبع شعر نیز داشته و «احمد دیوان بیگی» مؤلف «حدیقه الشعراء» که معاصر اوست، او را به نیکی ستوده و اشعاری از او نقل کرده است.

این شعر از اوست:

مار را بر دوش افکندن ز ضحّاک است و تو

دست بردن سوی مار از پور عمران است و من

هرکس از زلف پریشان به سامانی رسد

در پریشانی همان زلف پریشان است و من

جام و جانان، شمع و من جمعیم در یک انجمن

جام خندان است و جانان، شمع گریان است و من[1]

[1]فهرست تربیت، ص195؛ فهرست ملّی، ج5، ص477؛ فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج16، ص10 و ج8، ص702؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص30؛ زندگانی آیت اللَّه چهارسوقی، صص 175-171؛ حدیقه الشعراء، ج1، صص 225 و 226؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 385 و 386؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص155؛ تاریخ اصفهان (جابری)، صص 317 و 318؛ الإصفهان: رجال و مشاهیر، صص 242 و 243؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر)، صص 249-243؛ تهذیب الأخلاق یا نوشدارو، ص100؛ نقباء البشر، ج1، ص231؛ تاریخ اصفهان و ری، ص314؛ دایرهالمعارف تشیع، ج3، ص150.


صفحه 167

بدیع الزّمان اصفهانی*

بدیع الزّمان اصفهانی متخلّص به «بدیعی» از فضلاء و شعرای عهد صفویه است. در هندوستان ساکن بوده و در آنجا منظومه نونیّه ای در بحر رمل سروده و آن را «مثلثات» یا «نصاب مثلث»[1]نامیده و در باب نام و نسب خود سروده است:

گر تو نامم را بخواهی یاد کردن

یاد کن نامم نام بدیع الدّین ملک اصفهان

نسخه های متعددی از این نسخه در کتابخانه ها وجود دارد. از جمله نسخه ای در کتابخانه دانشگاه پنجاب لاهور و گنجینه آذر پاکستان وجود دارد.[2]

برخی نوشته اند او همان بدیعی حکیم، از شعراء و اطباء تبریز در قرن یازدهم هجری است[3]که ظاهراً صحیح نیست و آنها دو نفر هستند. یکی اهل اصفهان و دیگری از تبریز.

میرزا بدیع الزّمان منجم

میرزا بدیع الزّمان حسینی گنابادی معروف به «میرزا بدیع الزّمان منجم» فرزند میرزا جلال الدّین بن میرزا جعفرخان بن سیّد عماد[4]از دانشمندان هیأت و نجوم و ریاضی و طب در دوره قاجاریه است. در خراسان به تحصیل پرداخت و سرانجام به منصب منجم باشی گری آقا محمّد خان قاجار برگزیده شد و اغلب در رکاب او به سر می برد و حتی در یورش به شهر شوشی همراه او بود.[5]در اواخر عمر در اصفهان ساکن شد [و در سال 1204ه.ق وفات یافته در تکیه سیّد ابوالقاسم (خواجوئی) در تخت فولاد مدفون

[1]الذریعه، ج19، ص80.

[2]فهرست دانشگاه پنجاب، ص120.

[3]دانشمندان آذربایجان، صص 65 و 66.

[4]مکارم الآثار، ج8، ص2990.

[5]چهل سال تاریخ ایران (المآثر الآثار)، ج1، ص255؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص203؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص332 و 333.