بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 167

بدیع الزّمان اصفهانی*

بدیع الزّمان اصفهانی متخلّص به «بدیعی» از فضلاء و شعرای عهد صفویه است. در هندوستان ساکن بوده و در آنجا منظومه نونیّه ای در بحر رمل سروده و آن را «مثلثات» یا «نصاب مثلث»[1]نامیده و در باب نام و نسب خود سروده است:

گر تو نامم را بخواهی یاد کردن

یاد کن نامم نام بدیع الدّین ملک اصفهان

نسخه های متعددی از این نسخه در کتابخانه ها وجود دارد. از جمله نسخه ای در کتابخانه دانشگاه پنجاب لاهور و گنجینه آذر پاکستان وجود دارد.[2]

برخی نوشته اند او همان بدیعی حکیم، از شعراء و اطباء تبریز در قرن یازدهم هجری است[3]که ظاهراً صحیح نیست و آنها دو نفر هستند. یکی اهل اصفهان و دیگری از تبریز.

میرزا بدیع الزّمان منجم

میرزا بدیع الزّمان حسینی گنابادی معروف به «میرزا بدیع الزّمان منجم» فرزند میرزا جلال الدّین بن میرزا جعفرخان بن سیّد عماد[4]از دانشمندان هیأت و نجوم و ریاضی و طب در دوره قاجاریه است. در خراسان به تحصیل پرداخت و سرانجام به منصب منجم باشی گری آقا محمّد خان قاجار برگزیده شد و اغلب در رکاب او به سر می برد و حتی در یورش به شهر شوشی همراه او بود.[5]در اواخر عمر در اصفهان ساکن شد [و در سال 1204ه.ق وفات یافته در تکیه سیّد ابوالقاسم (خواجوئی) در تخت فولاد مدفون

[1]الذریعه، ج19، ص80.

[2]فهرست دانشگاه پنجاب، ص120.

[3]دانشمندان آذربایجان، صص 65 و 66.

[4]مکارم الآثار، ج8، ص2990.

[5]چهل سال تاریخ ایران (المآثر الآثار)، ج1، ص255؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص203؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص332 و 333.


صفحه 168

شد.[1]]

بدیع الزّمان عباسی

بدیع الزّمان بن علیرضا عباسی، خطاطِ شاعرِ ادیب، خط را نزد پدر مشق کرد و در شعر «بدیعا» تخلّص می نموده، تا سال 1035 حیات داشته و به جوانی وفات یافته و در تخت فولاد مدفون شد. دیوانش در کتابخانه سلطنتی سابق در تهران موجود است.[2]

بدیع الزّمان کاتب خاتون آبادی

بدیع الزّمان کاتب بن محمّد کاظم خاتون آبادی، از کاتبان و خوشنویسان عصر صفویه است. وی اصلاً از روستای «خاتون آبادِ» جیِ اصفهان است. خط نستعلیق را خوش می نوشته و از فضل و ادب بابهره بوده است.

از آثار او کتابت کتاب «نقاوه الآثار» تألیف محمود افوشته ای نطنزی است که در کتابخانه موزه ایران باستان موجود است و کتاب «أحسن التواریخ» تألیف حسن بیک روملو است که در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[3]

میرزا بدیع الزّمان اردستانی

میرزا بدیع الزّمان بن قاضی شمس الدّین محمّد اردستانی، شاعر ادیب و عالم فاضل، معاصر شاه عباس صفوی بوده و در اصفهان ساکن بوده است.[4]در نهایت زهد و تقوا بود.

[1]مکارم الآثار، ج8، صص 2995 و 2996.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص383 و 384؛ الذریعه، ج9، ص129؛ پیدایش خط و خطاطان، صص 141 و 142؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج1، صص 99-97؛ تاریخ خط و خطاطان، ص66؛ دایرهالمعارف تشیع، ج3، ص150.

[3]نسخه های خطی، ج2، ص217؛ فهرست مجلس، ج26، ص422.

[4]تذکره غنی، ص26؛ تذکره شمع انجمن، ص130.


صفحه 169

و دیوانی در حدود ده هزار بیت داشته است.[1]

[این بیت از اوست:

خلد را از کف به مینای شرابی می دهم

گر به نانی داد آدم، من به آبی می دهم[2]]

میرزا بدیع الزّمان نصرآبادی

میرزا بدیع الزّمان بن میرزا محمّد طاهر نصرآبادی، مؤلّف تذکره الشعراء است. از سخنوران قرن دوازدهم هجری بوده و همچون پدر در انشاء و لغز و مُعمّا و مادّه تاریخ مهارت به سزائی داشته است. او مورد نظر شاه سلطان حسین صفوی قرار گرفته و به لقب «ملک الشُّعرائی» مفتخر شده و اقطاع اراضی نصرآباد به وی واگذار گردید.

میرزا بدیع برای اتمام کاخ چهلستون قصیده ای سراپا تاریخ گفته است. وی سرانجام در سال 1121ق وفات یافته و ظاهراً در تکیه نصرآباد جنب مقبره پدر مدفون شده است.

از اوست:

روشن ضمیر را به بصر احتیاج نیست

سرچشمه را بهر آب، گهر احتیاج نیست

موی سفید را مکن آلوده حنا

شیر صباح را به شکر احتیاج نیست

همدست کی رواست یَدِ قدرت تو را

این دست را به دست دگر احتیاج نیست[3]

[1]کاروان هند، ج1، ص233.

[2]جُنگ معانی، ص262.

[3]تذکره نصرآبادی، ج2، ص664؛ تذکره المعاصرین، صص 179 و 180؛ تذکره شمع انجمن، ص129؛ صحف ابراهیم، ص73؛ الذریعه، ج9، ص130؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص203؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص179.


صفحه 170

استاد بدیع الزّمان تونی

استاد بدیع الزّمان تونی، از اساتید بزرگ معماری در عهد صفویه بوده است. در یزد متولّد شده و در اصفهان اقامت گزیده است. وی در کنار استاد علی اکبر معمارباشی اصفهانی در ساخت بنای شکوهمند مسجد امام اصفهان شرکت داشته است.[1]

ملّا بدیع الزّمان هرندی

ملّا بدیع الزّمان بن اسحاق هرندی قهپائی، عالم فاضل محقّق. در اصفهان نزد علمای این شهر از جمله شیخ بهائی به تحصیل پرداخت. سپس به منصب شیخ الاسلامی یزد منصوب شد و سرانجام در سال 1049ق وفات یافت.

از جمله آثار او تألیف «ریاض العابدین فی شرح الصحیفه» به فارسی است که آن را پس از تألیف به نام شاه صفی صفوی نامیده است.

[او علاوه بر تبحّر در علوم نقلی، در علوم عقلی نیز به تحصیل پرداخت و کتابهای «التّعلیقات» و «المبداء و المعاد» هر دو از تألیفات «ابن سینا» را در سال 1016ق کتابت کرد. این نسخه ها به شماره 12748 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی نجفی موجود است.[2]

دکتر بدیع اللَّه دبیری نژاد*

دکتر بدیع اللَّه دبیری نژاد فرزند بشیر، در سال 1314ش در بندر ترکمن متولّد شد. تحصیلات ابتدائی را در بندر ترکمن و در گز انجام داد و دوره متوسطه را در گرگان طی نمود. آنگاه به استخدام آموزش و پرورش در آمد و به تدریس پرداخت. سپس در دانشسرای عالی تهران لیسانس ادبیات فارسی دریافت نمود. آنگاه برای ادامه تحصیل

[1]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص360.

[2]الذریعه، ج11، ص329؛ فهرست کتابخانه وزیری، ج2، ص490؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص384؛ فهرست مرعشی، ج5، صص 238 و 241 و ج32، ص402 و ج8، ص401؛ فوائد الرضویّه، ج1، ص56؛ دایرهالمعارف تشیع، ج3، ص150.


صفحه 171

به فرانسه رفته و در دانشگاه «سوربن» در رشته زبان شناسی فوق لیسانس و سپس دکترا دریافت کرد.

وی از سال 1348ش در دانشگاه اصفهان به تدریس پرداخت تا این که در سال 1378ش به افتخار بازنشستگی نائل شد. او در هنگام تدریس در دانشگاه اصفهان سمت هایی همچون سرپرست امور دانشجویان دانشکده ادبیات، سرپرست نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی و مسؤول برنامه ریزی دروس عمومی دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی را برعهده داشته و عضو انجمن استادان زبان و ادبیات فارسی کشور بوده است. دکتر دبیری نژاد علاوه بر مقالاتی که در مجلات کشور همچون «نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی اصفهان»، «مجلد وحید»، «مجله یغما»، «مجله فروهر»، «مجله ادبستان» و غیره به چاپ رسانیده است، کتابهایی راتألیف نموده است که از آن جمله است:

1. «فرخی و قصیده داغگاه» 2. «کارنامه ساسانیان» 3. «سبک نثر آثار تاریخی دوره مغول در ایران» 4. «ترجمه و شرح کامل مقدمه کتاب: ترجمان البلاغه» 5. «تاریخچه خطوط اسلامی»[1]

بذّال فُرسانی

ابو محمّد بذّال بن سعد بن خالد بن محمّد بن ایوب فُرسانی اصفهانی، از محدّثین اصفهان [و از اهالی «قریه» فرسان در شمال شرقی شهر اصفهان] است.

وی برای کسب حدیث به بغداد رفته و از محمّد بن بُکیر حضرمی استماع حدیث نموده است. ابو احمد بن عدی حافظ جرجانی نیز در بغداد از او روایت می کند.[2]

[1]گنجینه های علمی دانشگاه اصفهان، صص 313-309.

[2]اللباب، ج2، ص421؛ معجم البلدان، ج3، ص873.


صفحه 172

براتعلی نجف آبادی

براتعلی بن استاد حسن نجف آبادی [خطاط نسخ نویس قرن سیزدهم هجری است]. کتب زیر به خط اوست:

1. «مفاتیح الأصول» تألیف: سیّد محمّد مجاهد، به خط نسخ در سال 1233ق، موجود به شماره 115 در کتابخانه مدرسه فیضیه قم.[1]

2. «مدارک» دردو مجلد، به خط نسخ، در سال 1242ق موجود در کتابخانه مجلس شورای ملّی.[2]

3. «بحارالأنوار» جلد هیجدهم، به خط نسخ، در رجب 1246ق موجود در کتابخانه عمومی اصفهان.[3]

4. «ریاض السّالکین» تألیف: سیّد علی طباطبائی، از قضا تا حیات، به خط نسخ، در سال 1254ق، موجود به شماره 872 در کتابخانه مدرسه فیضیه قم.[4]

5. «کشف اللّثام» تألیف: فاضل هندی، به خط نسخ در سال 1255ق، موجود به شماره 700 در کتابخانه آیت اللَّه گلپایگانی در قم.[5]

برخوردار اصفهانی*

برخوردار بن اسحاق اصفهانی، خوشنویس هنرمند قرن یازدهم هجری است. او خط نسخ را بسیار زیبا و ممتاز می نوشته است. از آثار او نسخه ای از «تذکره الفقهاء» تألیف علّامه حلّی است که جزء 10 و 11 (کتاب ضمان تا پایان جعاله) را به خط نسخ ممتاز خویش در ربیع الثّانی 1029ق نوشته است.

این نسخه به شماره 11437 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی نجفی در قم موجود است.[6]

[1]فهرست فیضیه، ج1، ص264.

[2]فهرست مجلس، ج 10 ص 1281.

[3]فهرست عمومی اصفهان، ج1، ص187.

[4]فهرست فیضیه، ج1، ص264.

[5]فهرست گلپایگانی، ج2، ص151.

[6]فهرست مرعشی، ج29، ص61.


صفحه 173

برخوردار بیگ فاتح گلپایگانی*

برخوردار بیگ فاتح بن آقا ولایت گلپایگانی، شاعر ادیب. پدرش وزیر گلپایگان بود و خط نستعلیق را خوش می نوشت.

برخوردار بیگ نیز ادیب و هنرمند بوده و طبع شعر داشت و «فاتح» تخلّص می نمود. دیوان او حدود سه هزار بیت داشته است. وفات او قبل از سال 1083ق واقع شد.

از اوست:

خدایا رام ما کن شوق این طاقت شکاران را

که بُرد از گریه چشمم آبرو ابر بهاران را

برخوردار بیگ نسخه ای از «معالم الدّین» تألیف شیخ ابومنصور حسن عاملی را به خط نستعلیق در سال 1057ق کتابت کرده که به شماره 10309 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی نجفی موجود است.[1]

برخوردار بیگ نائینی

برخوردار بیگ نائینی متخلّص به «منصور» شاعر ادیب، از سخنوران قرن یازدهم هجری. او و برادرش محمّد بیگ در خدمت مرتضی قلی خان متولّی اردبیل بودند. پس از آن او به خدمت نجفقلی خان حاکم شیروان درآمد و پس از آنکه صاحب مُکنت و مال شد به زادگاه خود نائین بازگشت. شعر نیکو می سرود و آواز خوشی داشت. او تا زمان تألیف تذکره نصرآبادی (سال 1083ق) در قید حیات بود. از اوست:

غیر چشم تو که خون دل احباب خورد

کس ندیدست که بیمار مِی ناب خورد[2]

[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 498 و 499؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج3، ص955؛ فهرست مرعشی، ج26، ص247.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص580.


صفحه 174

بَرکیارُق سلجوقی

بَرکیارُق فرزند ملکشاه سلجوقی، از پادشاهان سلسله سلجوقی در سال 474ق متولّد شده است. مادرش دختر امیر یاقوتی بوده که دختر عموی ملکشاه است و زبیده خاتون نام داشته است. 11 ساله بود که ملکشاه درگذشت. با آن که ملکشاه تمایل داشت بَرکیارُق جانشین او شود ترکان خاتون زن دیگر ملکشاه، پس از فوت شاه پسر خردسال خود محمود را به تخت نشانده و حمایت «مقتدی» خلیفه عباسی را نیز به خود جلب کرد. پس از آن درگیری های زیادی بین برکیارق و برادرش محمود صورت گرفت تا اینکه محمود در سال 487ق درگذشت و بُرکیارق به تخت نشست و ابتدا عمویش «تُتُش» را شکست داد و سپس با ارسلان ارغون عموی دیگرش وارد جنگ شد. ولی شکست خورد. پس از آن برادر دیگر بُرکیارق، محمّد وارد جنگ و درگیری با بُرکیارق شد که عاقبت با مصالحه دو برادر حاکمیت بُرکیارق بر ایران تحکیم شد و محمّد سلجوقی حکومت موصل، جزیره، دیار بکر و سوریه را به دست آورد.

بُرکیارق در 2 ربیع الثّانی 498ق در بروجرد درگذشت و جنازه او را به اصفهان برده و جنب تربت نظام الملک به خاک سپردند.[1]

رئیس بَرَکه

رئیس بَرَکه جابری رِنانی، از زّمره اخیار و صاحبان خیرات بوده[2][ظاهراً در عصر صفویه می زیسته و به قول مُعَمَّرین قریه «رهنان» اصفهان (در نزدیکی اصفهان) ساکن رهنان بوده و به «اِسبَرَکِه» شهرت داشته و صاحب املاک و گوسفندان بسیار بوده و بسیار بخشنده و خیرخواه بوده است. خاندان رئیس در رهنان تا اوایل قاجار شهرت و اعتبار و نفوذ داشته اند.]

[1]دانشنامه جهان اسلام، ج 3 ص 174.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص513.