بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 223

استاد ذوفن در 5 بهمن 1357ش از دنیا رفت و در جنوب تکیه فیض در تخت فولادبه خاک سپرده شد.[1]

مرحوم ابوالقاسم جندقیان متخلّص به «شفیق» درباره او این ابیات را سروده است:

گرچه ذوفن زد رقم بر لوح زر

کلک فولادینش آیات هنر

پای بوس هر ضریحی نام اوست

نزد آل عصمت او را آبروست

لیک دارد تربت آن زنده یاد

سقفی از ابر و ستون از گردباد[2]

محمّد تقی شهرستانی

محمّد تقی بن محمّد حسین شهرستانی [از فضلاء و نویسندگان کُتُب] در روز سه شنبه 12 ربیع الاوّل 1087ق کتاب «الرّعایه فی درایه الحدیث» شهید ثانی را به خطّ نسخ نوشته و شیخ علی بن محمّد بن حسن بن شهید ثانی اجازه ای در پشت کتاب به او داده است.

نسخه ضمن مجموعه شماره 3072 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[3]

سیّد تقی هاشمی دهسرخی*

سیّد تقی هاشمی دهسرخی فرزند حسین، در سال 1302ش در روستای دهسرخ متولّد شد. تحصیلات خود را تا دیپلم انجام داد و در حوزه علمیه اصفهان نزد شیخ عباسعلی ادیب، سیّد ابوالحسن شمس آبادی، حج آقا حسین خادمی، سیّد محمّدعلی صادقی و شیخ حسن صافی انجام داد.

از خدمات ایشان بازسازی مسجد لسان الارض در تخت فولاد و اقامه نماز در آنجا و احداث مسجد حضرت قائم(عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف) در آن حوالی بوده است.

[1]مصاحبه با استاد مهدی ذوفن فرزند استاد محمّد تقی ذوفن.

[2]تخت فولاد، ص22.

[3]فهرست مرکزی دانشگاه، ج11، ص2016.


صفحه 224

او در مدرسه صدر بازار به تدریس برخی دروس ادبیات و فقه مشغول بود. او عمر خود را در راه تبلیغ دین و بیان احکام و ذکر مصیبت حضرت سیدالشهداءعلیه السلام گذراند و عالمی خلیق و متواضع بود.

یکی از فرزندانش به نام سیّد حسین هاشمی در جبهه های نبرد ایران و عراق به شهادت رسید. خود او نیز در 18 رجب سال 1411ق وفات یافته و کنار فرزند خود در لسان الارض (تکیه شهدا) مدفون شد.[1]

میرزا محمّد تقی هرندی

میرزا محمّد تقی هرندی بن حاج محمّد حسین نایب الصّدر، عالم فاضل متقی. داماد ملّا عبداللَّه هرندی مؤلف «دلائل الدّین» بوده و در سال 1307ق وفات یافته است.[2]

پروفسور سیّد تقی فاطمی*

پرفسور سیّد تقی فاطمی نائینی فرزند سیّد حسین، از دانشمندان و ریاضیدانان معاصر. درسال 1283ش در اصفهان متولّد شد. تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در اصفهان سپری نمود و در سال 1316ش دیپلم گرفت. سپس در آزمون اعزام دانشجو به خارج از کشور شرکت کرده و حائز رتبه اوّل شد و راهی فرانسه گردید. در آنجا در رشته ریاضی به تحصیل پرداخته و به درجه «اکرژه» در علوم ریاضی دست یافت. آنگاه به ایران بازگشته صاحب مکانیک استدلالی در دانشسرای عالی تهران را صاحب شد و به تدریس دروس ریاضی پرداخت. او حدود 40 سال به تدریس مشغول بود تا این که در سال 1357ش به علّت کسالت از تدریس کناره گیری کرد و در مشهد مقدّس ساکن شد. او را از بنیان گذاران ریاضیات در مراکز آموزش عالی ایران می دانند.

وی سرانجام در روز جمعه 17 آذرماه 1374ش در مشهد مقدّس وفات یافت و در

[1]وفیات علمای معاصر اصفهان: مخطوط.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص444.


صفحه 225

قم به خاک سپرده شد.

او کتابهای درسی بسیاری برای مقاطع ابتدائی و متوسطه تألیف نموده و یا در تألیف آنها مشارکت نموده است.[1]

شیخ محمّد تقی قمشه ای

حاج شیخ محمّد تقی بن میرزا محمّد حسین قمشه ای، عالم فاضل جلیل، در قمشه [شهرضای کنونی] متولّد شده و سپس در اصفهان پس از تحصیلات مقدّماتی و سطح در درس میرزا محمّد هاشم چهارسوقی حاضر شده و پس از تکمیل تحصیلات خود به وطن خود مراجعت نمود و به درس و مباحثه و اقامه جماعت و ارشاد مردم پرداخت.

وی پس از وفات برادرش آقا میرزا محمّد مهدی قمشه ای، ریاست دینی قمشه و نواحی اطراف آن را بر عهده داشته و در سال 1337ق به سفر حج تشرف یافته و پس از بازگشت از آن سفر، مدّتی بعد در قمشه وفات یافت.

وی را تألیفاتی است از جمله «الاصول العملیّه» در برائت و احتیاط و استصحاب.[2]

محمّد تقی یزدی

محمّد تقی بن محمّد حسین یزدی از نویسندگان کتب و خطاطان. در سال 1087ق در اصفهان در قهوه خانه تالار محلّه هارون ولایت مجموعه ای را به خط نسخ نوشته است و به شماره 66687 در کتابخانه مجلس شورای ملّی [سابق] موجود است.[3]

[1]آئین فرزانگی، ج3، ص 195-191؛ نادره کاران، ص884.

[2]نقباء البشر، ج1، ص252؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص406؛ الذریعه، ج2، ص200؛ تاریخ شهرضا، صص 75 و 76.

[3]فهرست کتابخانه مجلس، ج16، ص34.


صفحه 226

ملّا محمّد تقی هروی

ملّا محمّد تقی هروی حائری اصفهانی ابن حسینعلی بن اسماعیل، از معاریف علماء و مجتهدین و فقهاء و مصنّفین، صاحب تألیفات کثیره.

در رمضان المبارک 1217ق در هرات متولّد گردید. پس از فرا گرفتن مقدمات علوم در موطن و مولد خود در سال 1235ق به اصفهان مهاجرت نموده و به محضر آقا شیخ محمّد تقی رازی و حاجی کلباسی و سیّد حجّهالاسلام شفتی حاضر شد. سپس به مشهد رضوی و از آنجا به اعتاب مقدّسه ائمه عراق مهاجرت نموده و به درس صاحب جواهر و سیّد کاظم رشتی و میرزا علینقی طباطبائی و احتمالاً شیخ مرتضی انصاری حاضر شده تا به درجات عالیه علم و اجتهاد رسید و به اصفهان مهاجرت نموده و شهرت و ریاستی یافته، و در سال 1272ق به مناسباتی مجبور به مهاجرت به عتبات شد و در 17 ربیع الاوّل سال 1299ق در کربلا وفات یافته و در مقبره صاحب ضوابط دفن گردید.

وی را تألیفات و تصنیفات زیاد است که تعداد آن متجاوز از 60 کتاب و رساله می شود. از جمله:

1. «الأربعون حدیثاً» 2. «السبع المثانی» 3. «المیراث لجمیع الورّاث» 4. «نتائج الأفکار» 5. «نهایه الآمال فی کیفیه الرّجوع إلی علم الرّجال» 6. «الحدیقه النّجفیّه فی شرح الرّوضه البهیّه»[1]

میرزا محمّد تقی مجلسی

میرزا محمّد تقی بن میرزا حیدرعلی بن عزیزاللَّه بن محمّد تقی به محمّد کاظم بن عزیراللَّه بن ملّا محمّد تقی مجلسی، عالم فاضل، در اصفهان ساکن بوده و پدرش در سال

[1]بیان المفاخر، ج1، صص 281-279؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 408-406؛ مکارم الآثار، ج3، صص 631-625؛ الکرام البرره، ج1، صص 215-212؛ الذریعه: مجلّدات مختلف؛ ریحانه الادب، ج6، صص 365 و 366؛ نجوم السماء، ج1، ص397؛ المآثر و الآثار یا چهل سال تاریخ ایران، ج1، ص247.


صفحه 227

1205ق برای او اجازه نوشته است.[1]

سیّد محمّد تقی خراسانی نجفی

سیّد محمّد تقی بن سیّد محمّد رضا بن حاج سیّد یوسف خراسانی، عالم فاضل متقّی، از علمای قرن چهاردهم هجری. در سال 1275ق در کاظمین متولّد شد. در کودکی همراه پدر به اصفهان آمده و مقدمات را در آنجا آموخت. سپس به زیارت امام رضاعلیه السلام در مشهد مقدّس شتافته و سپس به نجف اشرف هجرت نمود و در درس میرزا حبیب اللَّه رشتی حضور یافت. سپس در مجلس درس آخوند خراسانی و میرزا حسین خلیلی شرکت کرد و به مدارج اعلای علم و اجتهاد دست یافت. در اخلاق و سیر و سلوک نیز از عارف الهی ملّا حسینقلی همدانی کسب فیض نموده و به تزکیه و تهذیب نفس پرداخت و در اخلاق و فضایل نفسانی به مقامی سامی رسیده و عاقبت در سامرا در جوار مرقد مطهر عسکرین علیهما السلام ساکن شد. وی با دختر سیّد صالح بن سیّد مهدی قزوینی بغدادی ازدواج کرده و پس از عمری عبادت و ترویج دین در یکشنبه 17 ربیع الاوّل 1350ق (روز میلاد حضرت محمّدصلی الله علیه وآله و امام صادق علیه السلام) در سامرا وفات نموده، جسدش را پسرش به نجف حمل نموده و جنب مزار پدر صاحب عنوان (سیّد محمّد رضا) در وادی السّلام مدفون ساخت.[2]

محمّد تقی داورپناه*

محمّد تقی داورپناه فرزند رحمان، از خَیرّین و نیکوکاران معاصر. در سال 1315ش در خمینی شهر متولّد شده و در کودکی و نوجوانی زندگی سختی را پشت سر گذاشت. وی از زمان نوجوانی در تهران ساکن شده و به شغل سنگ بری و سنگ تراشی مشغول

[1]زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص349؛ الکرام البرره، ج1، ص215.

[2]نقباء البشر، ج1، ص255؛ مکار الآثار، ج6، صص 2098 و 2099؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص414 و ج2، ص636.


صفحه 228

شد و کم کم با پشتکار و تلاش صاحب ثروت و مکنت فراوان شد. او ثروت خود را صرف اشاعه علم و فرهنگ کرد و دهها مدرسه ساخت و آن را به آموزش و پرروش هدیه کرد. او نیّت کرده است که بیش از یکصد مدرسه بسازد و با همت عالی خود این هدف راه دنبال می کند.[1]

شیخ محمّد تقی رازی نجفی

شیخ محمّد تقی رازی ابن محمّد رحیم بیک استاجلو ایوان کیفی طهرانی، عالم کامل، فقیه و اصولی محقق مدقق. از رؤسای علماء و مجتهدین و اکابر فقهاء و مدرسین.

در حدود 1185ق در «ایوان کیف» از دهستان های ورامین (نزدیک تهران) متولّد شد. در عتبات عالیات نزد آقا محمّد باقر وحید بهبهانی، شیخ جعفر کاشف الغطاء، میر سیّد علی طباطبائی (صاحب ریاض)، سیّد محسن اعرجی کاظمینی و سیّد مهدی بحرالعلوم به تحصیل پرداخت. پس از حمله وهابی ها به کربلا در سال 1216ق به ایران بازگشت و مدّتی در مشهد مقدّس به سر برد. سپس به یزد رفت و سرانجام در اصفهان اقامت گزید. در ابتدا در محلّه احمدآباد ساکن شده و در مسجد ایلچی به اقامه نماز جماعت پرداخت و پس از مدّتی به تدریس در مسجد شاه [مسجد امام فعلی ]پرداخت و تعداد کثیری از اهل علم و فضلاء در درس او حاضر می شدند.

وی در نجف اشرف به افتخار دامادی استاد خود شیخ جعفر کاشف الغطاء نائل شد. در انواع علوم خاصّه فقه و اصول مهارت به سزائی داشته و در بین اقران سر آمد و زبانزد بوده است. او عالمی عابد و زاهد بوده و مجاهدات و ریاضات و کمالات نفس او نزد اهل معرفت معروف بود. برخی نوشته اند وی مراحل سیر و سلوک و تصفیه باطن را نزد درویش کافی نجف آبادی طی نموده است.

شیخ محمّد تقی رازی به خاطر تألیف کتاب «هدایه المسترشدین» به «صاحب

[1]کتابی به نام چهره های ماندگار در شرح حال و خدماتش منتشر شده است.


صفحه 229

حاشیه» و «صاحب هدایه» نیز معروف است. او چند سال قبل از فوت خودش وصیّ مریم بیگم دایه سلطان محمّد میرزا سیف الدوله قاجار حاکم اصفهان بود و تحت نظر او مریم بیگم در تکیه ای مخصوص که سلطان محمّد میرزا ساخته بود به خاک سپرده شد. شیخ نیز سرانجام در جمعه نیمه شوال 1248ق وفات یافته و حاجی محمّد ابراهیم کلباسی (و یا به قولی سیّد محمّد باقر حجّهالاسلام شفتی) بر پیکر او نماز خوانده و جنازه به تخت فولاد حمل و در تکیه که بعد بنام وی تکیه شیخ محمّدتقی و در زبان عوام مادرشاهزاده مدفون شد.

محمّد حسین ضیاء اصفهانی مرثیه ای برای او سروده و این مادّه تاریخ از آنجاست:

از پی تاریخ آن کلک «ضیا» زد رقم

«راهنمای امم کرد بجنّت مقام»

1248

شیخ محمّد تقی رازی سرسلسله خاندانی در اصفهان معروف به «مسجد شاهیان» است. که در پشت مسجد شاه [مسجد امام فعلی] و حوالی بازارچه حسن آباد اصفهان سکونت داشته اند.

کتب زیر از تألیفات ایشان است:

1. «اجوبه المسائل» 2. «تقریرات» از بحث طهارت حاج سیّد مهدی بحرالعلوم 3. «رساله در عدم مفطر بودن توتون» [در جلد چهارم میراث حوزه اصفهان به تصحیح آقای مجید هادی زاده منتشر گردید.] 4. «رساله در فساد شرط ضمن العقد» 5. «رساله صلاتیه» [با تحقیق شیخ مهدی باقری سیّانی در سال 1383ش در قم منتشر گردید. ] 6. «هدایه المسترشدین فی شرح اصول معالم الدین»، مطبوع مکرراً [آخرین چاپ آن در سال 1420 در سه جلد توسط انتشارات جامعه مدرسین قم منتشر گردید.] 7. «تبصره الفقهاء» [به تحقیق آقای سیّد صادق حسینی اشکوری در سه مجلد در سال 1385ش به طبع رسید.] 8. «ردود علی استاده العلّامه السیّد محسن الکاظمی فی مسأله الأقل و


صفحه 230

الأکثر» [به تحقیق آقای باقری در مجموعه میراث حوزه اصفهان منتشر شد].[1]

سیّد محمّد تقی میردامادی

سیّد محمّد تقی بن سیّد محمّد رضا حسینی میردامادی، طبیب ماهر، پدر مرحوم میرزا مصطفی مؤید الاطباء.

وی پس از وفات در اوان دالان صحن شرقی به صحن شمالی بقعه درب امام مدفون شد.[2]

محمّد تقی کیهان سامانی

محمّد تقی جعفرزاده متخلّص به «کیهان» فرزند شیخ رضا، شاعر ادیب در سال 1339ق در قریه سامان از توابع چهارمحال متولّد شده و نزد پدر که از شاگردان دهقان سامانی بود و دیگران تحصیل کرده و پس از چندی در اصفهان ساکن شد و به استخدام اداره فرهنگ درآمد.

او روزنامه تگرگ را در اصفهان منتشر می نمود.

این بیت از اوست:

ربوده خاطرم یاری نگاری ماه رخساری

که عاقل را به یک فیض نظر دیوانه می سازد[3]

[1]قصص العلماء، (چ1380)، ص 124 و 199؛ قبیله عالمان دین، صص 39-12؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج1، صص 183-125؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 409 و 410؛ رساله صلاتیه، صص 43-24؛ هدایه المسترشدین، ج1، صص 46-32؛ تبصره الفقهاء، ج1، صص 29-15؛مکارم الآثار، ج4، ص1327؛ نجوم السماء، ص477؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص91؛ تاریخ اصفهان (جابری)، صص 318 و 319؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص 665-661؛ الذریعه، ج4، ص82 و ج6، ص277 و ج16، ص283؛ ریحانه الادب، ج3، ص403؛ الکرام البرره، ص215؛ معجم المؤلفین، ج9، ص120؛ روضات الجنات، ج2، ص119؛ الاعلام، ج6، ص62 گلشن اهل سلوک، صص 62-33.

[2]مزارات اصفهان، ص208.

[3]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص397.