تربیت نموده و نگارنده در کتاب زندگینامه علّامه مجلسی به نام 45 نفر از آنان اشاره نموده ام.
مجلسی اوّل در سال 1070ق در اصفهان وفات یافته و در زاویه شمال غربی مسجد جامع عتیق اصفهان مدفون گردید.
شعیب جوشقانی این بیت را به عنوان مادّه تاریخ وفات او سروده است:
«مسجد و منبر از صفا افتاد»
صاحب علم رفت از عالم
1070 1070
برخی از آثار او عبارتند از:
1. «لوامع صاحبقرانی» 2. «روضه المتقین در شرح من لا یحضره الفقیه» 3. «شرح صحیفه سجادیه» 4. «حاشیه بر تهذیب الأحکام» 5. «شرح خطبه همام»[1]
سیّد محمّد تقی حجازی فروشانی*
سیّد محمّد تقی حجازی فروشانی ابن سید محمّد مهدی، عالم فاضل. در سال 1317ش در محلّه فروشان سِدِه ماربین [خمینی شهر ماربین] متولّد شد. برای تحصیل علوم دینی در مدرسه جده بزرگ ساکن شد. منطق را نزد شیخ حیدرعلی صلواتی، معالم
[1]زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، صص 413-367؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، 121-118؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان،ج1، صص 424-422؛ مزارات اصفهان، ص35؛ الذریعه: مجلدات مختلف؛ ریحانه الادب، ج5، ص198؛ معجم المؤلفین، ج9، ص137؛ مصفی المقال، صص 98 و 99؛ لباب الألقاب، ص 90 و 132؛ شمس التواریخ، ص12؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، ص66؛ دانشمندان خوانسار، صص 103-100؛ مرآت الأحوال جهان نما، ج1، صص 62-57؛ ریاض العلماء، ج5، ص47؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، صص 40-24؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص318؛ روضات الجنات، ج2، ص114؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص 478 و 479؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، صص 19-14؛ وقایع السنین و الاعوام، ص521؛ تذکره العلماء، صص 167-164؛ فیض قدسی، صص 196-183؛ الاعلام، ج6، ص62؛ الکنی و الالقاب، ج3، صص 150 و 151؛ فرهنگ معین، ج6، ص1905.
را نزد سیّد محمّد قهدریجانی، مغنی و حاشیه ملّا عبداللَّه را نزد شیخ محمّد علی حبیب آبادی در مدرسه نیم آورد، شرح لمعه را نزد شیخ محمّد حسن عالم نجف آبادی، رسائل و مکاسب را نزد سیّد مصطفی مهدوی و میر سیّد علی مشکاه، شهید سیّد ابوالحسن شمس آبادی، قوانین را نزد ملّا هاشم جنتی، حکمت را نزد شیخ محمود مفید و حاج میرزا رضا کلباسی، هیئت را نزد مجد العلماء نجفی، کفایه رانزد پدر خود و شیخ احمد فیاض و درس خارج را نزد حاج آقا حسین خادمی وسالها نزد حاج شیخ حسن صافی و سرانجام نزد حاج آقا حسین مظاهری فرا گرفت.
وی پس از آن در روستای اصغرآباد و همچنین خمینی شهر به تبلیغ دین و انجام فعالیت های عمرانی و خدمات فرهنگی مشغول شد. اکنون در خمینی شهر به وظایف دینی مشغول است و سطوح فقه و اصول را در مدرسه صدر تدریس می نماید.[1]
سیّد محمّد تقی موسوی خوانساری
سیّد محمّد تقی بن سیّد محمّد مهدی موسوی خوانساری، از خوشنویسان اواخر دوره قاجاریه است. وی کتاب «کشف الأنوار» در ترجمه جلد نهم بحارالأنوار، تألیف شیخ محمّد تقی آقا نجفی اصفهانی را در سال 1295ق کتابت نموده است. این کتاب یک سال بعد چاپ سنگی شده است.[2]
سیّد محمّد تقی گلستانه
سیّد محمّد تقی بن میرزا محمّد مهدی گلستانه، عالم فاضل. وی در طهران ساکن بوده و پس از فوت پدر در سال 1322ق در مسجد قنات آباد طهران به اقامه جماعت پرداخته است.
همچنین کتابخانه ای نفیس و آبرومند از پدر به او منتقل شد.[3]
[1]یادداشت های آقای رحیم قاسمی.
[2]زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص279 و 280.
[3]نقباء البشر، ج1، ص271؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص425.
میرزا محمّد تقی خان حکیم باشی*
میرزا محمّد تقی خان حکیم باشی بن ملّا محمّد هاشم خوشنویس انصاری کاشانی، از چهره های درخشان علم و ادب اصفهان در قرن چهاردهم هجری است. در سال 1266ق متولّد شد و در اصفهان مقدّمات علوم را آموخت. سپس به تهران رفت و در مدرسه نظامی دولتی به تکمیل دانش پرداخت. گرچه رشته تخصصی او پزشکی بود ولی در اصفهان در انواع علوم اهل تتبّع و تحقیق بود و به هیأت، جغرافیا، گیاه شناسی، معرفه الأرض و زهرشناسی می پرداخت و در این فنون صاحب تألیف بود. از ادب بهره مند بود و شعر می سرود و نثر را درست و با آئین می نوشت. در پاره ای از آثار خود به سره نویسی مایل بوده و می کوشد برای مصطلحات فرنگی معادل های پارسی بسازد. قسمت عمده عمر کوتاه او در خدمت ظلّ السّلطان حاکم اصفهان گذشت. هنگامی که در فارس در خدمت ظلّ السّلطان بود. روزنامه «الفارس» را منتشر ساخت و در اصفهان در 2 جمادی الاولی 1296ق نخستین شماره روزنامه فرهنگ که نخستین روزنامه تاریخ مطبوعات دراصفهان نیز هست را انتشار داد و تا پایان عمر در آن مقالات مفید علمی نوشت.
او از افاضل کارگزاران حکومت ناصری و دارای چند نشان از دولت ایران و دیگر دول بوده و در چندین انجمن مشهور علمی عضویت داشت. او مردی روشن اندیش، آگاه و دلسوز بوده و از عقب ماندگی جامعه ایرانی آن روز ابراز تأسف و ناراحتی می نمود. خدمات ارزنده او در انتشار کتابهای مفید از علوم جدید و توسعه بهداشت در اصفهان و اشاعه علوم در آن عهد نادر و کم نظیر بوده است.
وی سرانجام در شب سیزدهم ماه رجب المُرَجَّب سال 1303ق بر اثر بیماری استسقاء درگذشت و در حجره شرقی تکیه میر فندرسکی در تخت فولادبه خاک سپرده شد.
عباسعلی خرّم لنبانی در مرثیه ای مادّه تاریخ فوت او را چنین سروده است:
بهر تاریخ وفاتش گفت خرّم این چنین
«آه» افلاطون دوم رفت زین دنیا برون»
وی صاحب تألیفات فراوانی در موضوعات علمی است از جمله:
1. «گنج شایگان» درباره خوزستان در مجله دانشکده ادبیات اصفهان چاپ شده است. 2. «حدائق الطّبیعه» که چاپ شده است. 3. «ترجمه اندرزنامه تربیت اطفال» نوشته: لرد برلی، که چاپ سنگی شده است. 4. «اختلال نظام عالم به واسطه مسکرات» یا «خمریه» که چاپ سنگی شده است. 5. «جانورنامه» موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران 6. «تذکره الأرض ناصری» 7. «کتاب کحّالی» موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران 8. «زینه الابدان» که چاپ سنگی شده است. 9. «مسافرت تفلیس» 10. «خمریه» چاپ سنگی شده است و غیره.[1]
محمّد تقی (سارو تقی)
میرزا محمّد تقی معروف به «سارو تقی» بن میرزا هدایت اللَّه تبریزی اصفهانی، از مردان باکفایت و کاردان عصر صفویه است که در اثر استعداد و فعالیت، از نانوایی به مقام صدارت رسیده و به لقب «اعتمادالدّوله» ملّقب شده و در دستگاه صفویّه اقتداری یافته است. لذا مورد بغض و کینه مخالفین واقع شده و ظاهراً به اشاره شاه عباس ثانی در شعبان 1055ق به سن 70 سالگی به دست جانی خان کشته شده و معروف است که در محلّه جوباره اصفهان مدفون گردیده است، لکن پس از تحقیق و تَتَبُّع مسلّم گردید که قبر او در امامزاده شاه سیّد علی در محلّه خواجو قرار دارد.
[1]مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، شماره سوم، مهر تا اسفند 1370ش، صص 131-129؛ تاریخ جراید و مجلات ایران، ج3، صص 75-73؛ مجموعه کمینه، ص132؛ فهرستواره کتابهای فارسی، ج1، ص150؛ فهرست مرعشی، ج32، ص124؛ فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، ص 142 و 181؛ فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج17، ص449 تاریخ اجتماعی اصفهان در عصر ظلّ السّلطان، صص140-138؛ اصفهان: مدارس نوین و مفاخر آن، صص 142-138.
سارو تقی در ایّام وزارت خود مصدر خدمات مهمّی شده و بانی آثار خیریه زیاد می باشد که از آن جمله است:
1. بازار ساروتقی معروف به قهوه کاشیها 2. چهارسوی ساروتقی در بازار بزرگ 3. حمام ساروتقی 4. قصر ساروتقی در محلّه امامزاده احمد 5. کاروانسرای ساروتقی در قهوه کاشیها 6. سه مسجد در حسن آباد و بازار و جوباره 7. مدرسه ساروتقی مقابل امامزاده احمد، خانه و مدرسه و مسجد در محلّه عباس آباد 8. سنگ ریزی راه باتلاقی مازندران 9. ایجاد راه فیروزآباد به آمل 10. بنای شهر اشرف در مازندران (بهشهر کنونی)[1]
محمّد تقی تاجر عباس آبادی
میرزا محمّد تقی تاجر عباس آبادی، از تجار معروف است که در قرن یازدهم هجری در محلّه عباس آباد اصفهان می زیسته و در ثروت و مکنت و عقل و فطانت معروف بوده است. مردی عالی همّت و صاحب مروّت و فاعل به خیرات و مبرّات بوده و در حمایت و کمک به نیازمندان اهتمام تمام داشته است.[2]
محمّد تقی جامی
محمّد تقی جامی، از علماء و شعراء معاصر اصفهان و از اهالی قریه «ورنوسفادران» سِدِه ماربین [خمینی شهر فعلی] و در اشعار خود، خویش را «ادیب اصفهانی» می خواند.
وی در دبیرستان های خمینی شهر و مدرسه ناصریه اصفهان تدریس نموده است.
از اوست:
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص214؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص663؛ مختصری از تاریخچه محلّه خواجو، ص66؛ وقایع السنین و الاعوام، ص 513 و 515؛ از شیخ صفی تا شاه صفی، ص227؛ تاریخ عالم آرای عباسی، (چ1377)، ج3، ص1819؛ مزارات اصفهان، صص 239 و 240؛ سفرنامه شاردن (قسمت اصفهان)، صص 24-16.
[2]زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، صص 394-392.
ای یار مهیّا کن، خلوتگه تنها را
تا آنکه ببینی تو، اعجاز مسیحا را
جان بی رخ ماه تو، آرام نمی گیرد
از چهره خود بردار، این پرده دیبا را[1]
محمّدتقی خلجی*
محمّدتقی خلجی، از فضلاء و نویسندگان معاصر 1327ش در فریدن متولّد شد. از سالهای جوانی شروع به تحصیل علوم دینی کرد و در قم نزد بزرگانی چون وحید خراسانی و جوادی آملی حاضر شد. او سالها به تبلیغ و تحقیق مشغول بوده و نویسنده ای توانا و خطیبی ماهر است.
این کتابها از آثار اوست که به چاپ رسیده است:
1. «اسرار خاموشان» در شرح صحیفه سجادیه 2. «ترجمه صحیفه سجّادیّه» 3. «رخساره خورشید» در شرح خطبه حضرت زهرا(سلام اللَّه علیها) 4. «سحر سخن و اعجاز اندیشه» در شرح دو خطبه از حضرت زهرا(سلام اللَّه علیها) 5. «تشیّع و انتظار» 6. «آسیب شناسی زبان» 7. «غیبت».[2]
محمّد تقی خوزانی
محمّد تقی خوزانی از نویسندگان کتب در قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری بوده است.
از آثارش کتابت نسخه ای از دیوان میرداماد است که آن را در چهارشنبه 23 رمضان المبارک سال 1320 به خط نستعلیق به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 3224 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی در قم موجود است.[3]
خوزان یکی از دهات سه گانه (سِدِه ماربین) اصفهان است.
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص137.
[2]یادداشت آقای رحیم قاسمی.
[3]فهرست کتابخانه مرعشی، ج9، ص322.
استاد محمّد تقی دهقّی*
استاد کربلائی محمّد تقی دهقّی، از حجّاران هنرمند اواخر دوره قاجاریه است. از آثار او لوح سنگی منصوب بر دیوار شرقی ایوان مسجد جامع گزِ بُرخوار است که آن را در سال 1305ق حجّاری کرده است.[1]
همچنین از آثار حجّاری او چندین سنگ مزار است. از جمله:
سنگ مزار سیّده صفیّه بیگم بنت آقا سیّد محمّد علی، در سال 1310ق در روستای کلهرود از توابع شهرستان بُرخوار و میمه. و سنگ مزار مستوره النّساء خانم بنت سیّد محمّد قاسم، در سال 1323ق در همان روستا.[2]
شیخ محمّدتقی رهبر*
شیخ محمّدتقی رهبر، از چهره های سیاسی روحانیت در عصر حاضر. در سال 1314ش متولّد شد، تحصیلات خود را در حوزه علمیه زرین شهر آغاز کرد و سپس به قم عزیمت نمود و از محضر حضرات آیات سیّد محمّدباقر سلطانی طباطبایی، میرزا علی مشکینی، علّامه طباطبائی، حاج آقا حسین بروجردی، سیّد محمّدرضا گلپایگانی و امام خمینی بهره برد و پس از 10 سال به اصفهان بازگشت و ضمن تحصیل نزد حضرات آیات خادمی و خراسانی، به تدریس و وعظ و خطابه مشغول شد. او در جریان انقلاب اسلامی، از روحانیون فعال طرفدار امام خمینی بود و پس از پیروزی انقلاب به تدریس و تحقیق و تألیف مشغول بود. او در دوره هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی از اصفهان به مجلس راه یافت.
این کتابها از اوست:
1. «ارمغان خانقاه» 2. «پژوهشی در تبلیغ» 3. «ابعاد سیاسی، اجتماعی نهج البلاغه» 4. «سیاست و مدیریت از دیدگاه علی بن ابیطالب علیه السلام».
[1]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص189.
[2]یادداشت های غلامرضا نصرالهی.
علاوه بر آن وی مقالات بسیاری در مطبوعات از جمله ماهنامه «پاسدار اسلام» به چاپ رسانیده است.[1]
تقی ضمیر اصفهانی
تقی حلوائی متخلّص به «ضمیر» شاعر ادیب، در اصفهان ساکن بوده و جهت تجارت به هند رفته و پس از بازگشت به اصفهان وفات یافت.
از اوست:
بیستون را چون در خیبر به زور تیشه کند
عشق زنگ حیدری بر بازوی فرهاد بست[2]
محمّد تقی عارف اصفهانی
آقا محمّد تقی اصفهانی متخلّص به عارف، شاعر ادیب و عارف قرن سیزدهم هجری. در اصفهان متولّد شد و علم و ادب را نزد آقا محمّد کاظم واله اصفهانی آموخت. در جوانی به جوانی عطار دل سپرد و برای او شعر سرود. سپس برای تجارت به شیراز رفت و چند صباحی آنجا بود و به زین العابدین شیروانی (مست علی شاه) دست ارادت داد. او تا سال 1260ق در قید حیات بوده و ظاهراً پس از سفر به هندوستان وفات یافته است.
از اوست:
بر روی مهت زلف سیه ریخته دیدم
روز و شب خود را به هم آمیخته دیدم[3]
[1]یادداشت های آقای رحیم قاسمی.
[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص600؛ کاروان هند، ج1، ص752.
[3]تذکره دلگشا، صص 521 و 522؛ مجمع الفصحاء، ج5، ص 731 و 732؛ تذکره ریاض العارفین، ص454؛ طرائق الحقائق، ج3، ص294؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج2، ص1145.