ای یار مهیّا کن، خلوتگه تنها را
تا آنکه ببینی تو، اعجاز مسیحا را
جان بی رخ ماه تو، آرام نمی گیرد
از چهره خود بردار، این پرده دیبا را[1]
محمّدتقی خلجی*
محمّدتقی خلجی، از فضلاء و نویسندگان معاصر 1327ش در فریدن متولّد شد. از سالهای جوانی شروع به تحصیل علوم دینی کرد و در قم نزد بزرگانی چون وحید خراسانی و جوادی آملی حاضر شد. او سالها به تبلیغ و تحقیق مشغول بوده و نویسنده ای توانا و خطیبی ماهر است.
این کتابها از آثار اوست که به چاپ رسیده است:
1. «اسرار خاموشان» در شرح صحیفه سجادیه 2. «ترجمه صحیفه سجّادیّه» 3. «رخساره خورشید» در شرح خطبه حضرت زهرا(سلام اللَّه علیها) 4. «سحر سخن و اعجاز اندیشه» در شرح دو خطبه از حضرت زهرا(سلام اللَّه علیها) 5. «تشیّع و انتظار» 6. «آسیب شناسی زبان» 7. «غیبت».[2]
محمّد تقی خوزانی
محمّد تقی خوزانی از نویسندگان کتب در قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری بوده است.
از آثارش کتابت نسخه ای از دیوان میرداماد است که آن را در چهارشنبه 23 رمضان المبارک سال 1320 به خط نستعلیق به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 3224 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی در قم موجود است.[3]
خوزان یکی از دهات سه گانه (سِدِه ماربین) اصفهان است.
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص137.
[2]یادداشت آقای رحیم قاسمی.
[3]فهرست کتابخانه مرعشی، ج9، ص322.
استاد محمّد تقی دهقّی*
استاد کربلائی محمّد تقی دهقّی، از حجّاران هنرمند اواخر دوره قاجاریه است. از آثار او لوح سنگی منصوب بر دیوار شرقی ایوان مسجد جامع گزِ بُرخوار است که آن را در سال 1305ق حجّاری کرده است.[1]
همچنین از آثار حجّاری او چندین سنگ مزار است. از جمله:
سنگ مزار سیّده صفیّه بیگم بنت آقا سیّد محمّد علی، در سال 1310ق در روستای کلهرود از توابع شهرستان بُرخوار و میمه. و سنگ مزار مستوره النّساء خانم بنت سیّد محمّد قاسم، در سال 1323ق در همان روستا.[2]
شیخ محمّدتقی رهبر*
شیخ محمّدتقی رهبر، از چهره های سیاسی روحانیت در عصر حاضر. در سال 1314ش متولّد شد، تحصیلات خود را در حوزه علمیه زرین شهر آغاز کرد و سپس به قم عزیمت نمود و از محضر حضرات آیات سیّد محمّدباقر سلطانی طباطبایی، میرزا علی مشکینی، علّامه طباطبائی، حاج آقا حسین بروجردی، سیّد محمّدرضا گلپایگانی و امام خمینی بهره برد و پس از 10 سال به اصفهان بازگشت و ضمن تحصیل نزد حضرات آیات خادمی و خراسانی، به تدریس و وعظ و خطابه مشغول شد. او در جریان انقلاب اسلامی، از روحانیون فعال طرفدار امام خمینی بود و پس از پیروزی انقلاب به تدریس و تحقیق و تألیف مشغول بود. او در دوره هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی از اصفهان به مجلس راه یافت.
این کتابها از اوست:
1. «ارمغان خانقاه» 2. «پژوهشی در تبلیغ» 3. «ابعاد سیاسی، اجتماعی نهج البلاغه» 4. «سیاست و مدیریت از دیدگاه علی بن ابیطالب علیه السلام».
[1]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص189.
[2]یادداشت های غلامرضا نصرالهی.
علاوه بر آن وی مقالات بسیاری در مطبوعات از جمله ماهنامه «پاسدار اسلام» به چاپ رسانیده است.[1]
تقی ضمیر اصفهانی
تقی حلوائی متخلّص به «ضمیر» شاعر ادیب، در اصفهان ساکن بوده و جهت تجارت به هند رفته و پس از بازگشت به اصفهان وفات یافت.
از اوست:
بیستون را چون در خیبر به زور تیشه کند
عشق زنگ حیدری بر بازوی فرهاد بست[2]
محمّد تقی عارف اصفهانی
آقا محمّد تقی اصفهانی متخلّص به عارف، شاعر ادیب و عارف قرن سیزدهم هجری. در اصفهان متولّد شد و علم و ادب را نزد آقا محمّد کاظم واله اصفهانی آموخت. در جوانی به جوانی عطار دل سپرد و برای او شعر سرود. سپس برای تجارت به شیراز رفت و چند صباحی آنجا بود و به زین العابدین شیروانی (مست علی شاه) دست ارادت داد. او تا سال 1260ق در قید حیات بوده و ظاهراً پس از سفر به هندوستان وفات یافته است.
از اوست:
بر روی مهت زلف سیه ریخته دیدم
روز و شب خود را به هم آمیخته دیدم[3]
[1]یادداشت های آقای رحیم قاسمی.
[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص600؛ کاروان هند، ج1، ص752.
[3]تذکره دلگشا، صص 521 و 522؛ مجمع الفصحاء، ج5، ص 731 و 732؛ تذکره ریاض العارفین، ص454؛ طرائق الحقائق، ج3، ص294؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج2، ص1145.
ملّا محمّد تقی گزی
آخوند ملّا محمّد تقی جزی بُرخواری، عالم فاضل زاهد، از علمای روستای جز (گز) بُرخوار اصفهان در قرن سیزدهم هجری است. ظاهراً خدمت حاج محمّد ابراهیم کلباسی و سیّد محمّد باقر حجّهالاسلام شفتی تلمّذ نموده و نزد آنان مقبول القول و معتمدٌالیه بوده است. آثار خیریه بسیاری در زادگاهش به جای گذاشته و در آنجا به زهد و تقوا شهرت داشته و مورد اعتماد مردم بوده است.
سال وفات او به دست نیامد. قبرش در بقعه ای در قبرستان گز بوده است. مشارٌالیه پدر مرحوم ابوالفقراء گزی شاعر عالیقدر و جدّ مادری آخوند ملّا عبدالکریم گزی است.[1]
محمّد تقی متّقی اصفهانی*
محمّد تقی اصفهانی متخلّص به «متّقی» از شعراء و سخنوران اصفهان در عصر صفویه بوده و غزل را نیکو می سروده و معاصر شاه عباس دوّم بوده است.
از اوست:
هیچ طاقی به جهان چون خم ابروی تو نیست
رو به محراب که دارد که دعاگوی تو نیست[2]
تقی مثال قهپایه ای
تقی مثال قهپایه ای، شاعر ادیب، به «تقیا» شهرت داشته و «مثال» تخلّص می نموده است.
مدّتی در خدمت میرزا مؤمن شهرستانی متولّی مشهد مقدّس بوده و پس از فوت او
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص167؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص404 و 788؛ بیان المفاخر، ج1، ص277؛ فرهنگ و تاریخ گز و بُرخوار، ص 157 و 120.
[2]گلزار جاویدان، ج3، ص1226.
جزو کارگزاران دفتر قورچیان، در خدمت مرتضی قلی خان قورچی باشی بود. پس از آن به خدمت میرزا علیرضا، شیخ الاسلام درآمده و سرانجام در سال 1076ق وفات یافت.
از اوست:
به هر که نشئه شوریدگی حواله کنند
مِی شکستگی رنگ در پیاله کنند[1]
سیّد محمّد تقی مدنی چهارسوقی*
سیّد محمّد تقی مدنی چهارسوقی از علماء معاصر اصفهان. در سال 1308ش متولّد شد. پس از تحصیل مقدمات نزد اساتیدی چون شیخ عبدالرسول الیادرانی، شیخ محمّد علی حبیب آبادی، شرح لمعه را نزد شیخ محمّد حسن عالم نجف آبادی و معالم را نزد شیخ محمّد حسین فقیه نطنزی خواند و از محضر آیات سیّد ابوالحسن شمس آباد و شیخ عباسعلی ادیب و سیّدحسین خادمی و سیّد محمّدرضا خراسانی بهره برد.
وی مسجد چهارده معصوم را در سال 1380ق در خیابان ارتش (بهداری لشکر) بنا نمود و سال هاست که در آن به اقامه جماعت و تبلیغ دین اشتغال دارد.
او یک روحانی متواضع، ساده زیست، مردمی و خوش اخلاق است و از ارادتمندان واقعی حضرت امام خمینی و انقلاب اسلامی است و فرزندش سیّد سعید مدنیان در جبهه های نبرد حق علیه باطل به شهادت رسیده است.
او دارای ذوق شعری است و اهتمامی بلیغ در نصب اسامی مبارک چهارده معصوم و تاریخ ولادت و شهادت آن بزرگواران در مساجد و اماکن مذهبی دارد.
تألیفات وی عبارتند از:
1. «سراج اللغه» در ترجمه لغات قرآن 2. «زبده المغنی» که نظم هشت باب مغنی اللبیب است. 3. «زبده المطول، نظم أبواب مطول» 4. «زبده النهج»، نظم مختصر «نهج البلاغه» 5. «الفیه المدنیه فی تنظیم کتاب الصمدیه للشیخ البهائی» 6. «وقایع
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص566.
الایام یا تقویم شرعی» 7. «ستاره درخشان» در آیه تطهیر به نظم 8. «خاطرات تلخ و شیرین». همه این 8 اثر مطبوع است.[1]
میرزا محمّد تقی مذهّب*
میرزا محمّد تقی مُذهِّب اصفهانی، در فنون تذهیب به خصوص جدول کشی، تشعیر، زرافشانی و تزئینات گل و بتّه استاد بود. وی از اصفهان به تهران رفت و در آنجا به فعّالیّت پرداخت. تا سال 1294ق در قید حیات بود.[2]
ملّا محمّد تقی مشهدی*
ملّا محمّد تقی مشهدی، عالم فاضل و حکیم عارف، از دانشوران قرن یازدهم هجری. در جوانی به اصفهان آمده و نزد فضلاء و علمای بزرگ اصفهان خصوصاً میرزا ابوالقاسم فندرسکی به تحصیل پرداخته و در اندک زمانی گوی سبقت از همگنان ربوده و در علم الهی و نظری سرآمد شد.
دانشمندی وارسته و بی آلایش بود و اغلب در قهوه خانه ها، دوستان را از فیض صحبت خود سیراب می ساخت. سرانجام برای دیدار پدر از اصفهان به مشهد مقدس سفر کرد ولی در مسیر راه وفات یافت. در سرودن شعر طبع روانی داشت. از جمله قصیده ای در جواب حکیم سنائی سرود.[3]
سیّد محمّد تقی مصطفوی فروشانی
سیّد محمّد تقی مصطفوی فروشانی، عالم زاهد و عابد، از اهالی محلّه «فروشان» سِدِه [خمینی شهر] اصفهان. در اصفهان نزد بسیاری از علمای اصفهان از جمله [سید مهدی درچه ای، آخوند گزی، سیّد عبداللَّه ثقهالاسلام] و شیخ محمّد رضا نجفی تحصیل نموده و
[1]یادداشت های آقای رحیم قاسمی.
[2]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص318.
[3]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 321 و 322؛ صحف ابراهیم، (تعلیقات)، ص276.
در مسجد نو درب سیّد واقع در محلّه فروشان اقامه جماعت می نمود.
[وی نزد عموم طبقات محبوب القلوب و مقبول و مورد وثوق و اطمینان قاطبه اهالی محل و علمای اصفهان بود. وی به اقامه نماز شب و نیایش اهتمام تمام داشت. همچنین اصرار فراوان در گفتن اذان تا پایان عمر داشت.]
وی در ماه صفر 1393ق در زادگاه خود وفات یافته و [در حرم مطهر امامزاده سیّد ابراهیم در خمینی شهر مدفون شد.[1]]
تقی منشی نوری*
تقی منشی نوری، خطاط هنرمند قرن چهاردهم هجری در اصفهان ساکن بود. شکسته و نستعلیق را خوش می نوشته و تا سال 1321ق در قید حیات بوده است.[2]
میرزا محمّد تقی نشئه
میرزا محمّد تقی، متخلّص به «نشئه» شاعر ادیب، خواهرزاده مهدی بیک شقاقی است. در مراغه به سال 1210ق متولّد گردیده و به شغل کلاهدوزی روزگار می گذرانید. او برخی از بزرگان طهران را هجو گفت و از ترس به کرمان گریخت. سپس به کربلا رفت. در یکی از قضایای آن حدود مجروح گردید (شاید در فتنه وهابی ها) سپس برگشت و معتمدالدّوله منوچهرخان گرجی حاکم اصفهان را مدح گفت. دیوان اشعارش در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است در جنگ شماره 2967 کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران ص62 اشعاری در هجو، از او نوشته شده است.[3]
[1]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، ج2، صص 298 و 299؛ خمینی شهر: شهری که از نو باید شناخت، صص 187 و 188.
[2]فهرست کاتبان و خوشنویسان اصفهان، خطی.
[3]الذریعه، ج9، ص171؛ فهرست مرکزی دانشگاه، ج10، ص1786.
تمیم لیکجی اصفهانی
ابوبکر تمیم بن احمد بن محمّد بن عبداللَّه بقّال لیکجی اصفهانی، از محدّثین قرن ششم هجری است. او از ابوالقاسم عبدالرّحمان بن ابی عبداللَّه بن منده حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی در اصفهان از او حدیث نوشته است. سمعانی از او با عنوان «شیخاً صالحاً مستوراً» یاد کرده است.[1]
تمیم تمیمی
ابوثمامه تمیم بن سعد تمیمی، از محدّثین اصفهان است. ابواحمد مسعود بن یزید قطان از او روایت می کند و خود ابوثمامه از غیاث بن ابراهیم روایت می نماید.[2]
[1]التّحبیر، ج1، ص143.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص239.