الایام یا تقویم شرعی» 7. «ستاره درخشان» در آیه تطهیر به نظم 8. «خاطرات تلخ و شیرین». همه این 8 اثر مطبوع است.[1]
میرزا محمّد تقی مذهّب*
میرزا محمّد تقی مُذهِّب اصفهانی، در فنون تذهیب به خصوص جدول کشی، تشعیر، زرافشانی و تزئینات گل و بتّه استاد بود. وی از اصفهان به تهران رفت و در آنجا به فعّالیّت پرداخت. تا سال 1294ق در قید حیات بود.[2]
ملّا محمّد تقی مشهدی*
ملّا محمّد تقی مشهدی، عالم فاضل و حکیم عارف، از دانشوران قرن یازدهم هجری. در جوانی به اصفهان آمده و نزد فضلاء و علمای بزرگ اصفهان خصوصاً میرزا ابوالقاسم فندرسکی به تحصیل پرداخته و در اندک زمانی گوی سبقت از همگنان ربوده و در علم الهی و نظری سرآمد شد.
دانشمندی وارسته و بی آلایش بود و اغلب در قهوه خانه ها، دوستان را از فیض صحبت خود سیراب می ساخت. سرانجام برای دیدار پدر از اصفهان به مشهد مقدس سفر کرد ولی در مسیر راه وفات یافت. در سرودن شعر طبع روانی داشت. از جمله قصیده ای در جواب حکیم سنائی سرود.[3]
سیّد محمّد تقی مصطفوی فروشانی
سیّد محمّد تقی مصطفوی فروشانی، عالم زاهد و عابد، از اهالی محلّه «فروشان» سِدِه [خمینی شهر] اصفهان. در اصفهان نزد بسیاری از علمای اصفهان از جمله [سید مهدی درچه ای، آخوند گزی، سیّد عبداللَّه ثقهالاسلام] و شیخ محمّد رضا نجفی تحصیل نموده و
[1]یادداشت های آقای رحیم قاسمی.
[2]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص318.
[3]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 321 و 322؛ صحف ابراهیم، (تعلیقات)، ص276.
در مسجد نو درب سیّد واقع در محلّه فروشان اقامه جماعت می نمود.
[وی نزد عموم طبقات محبوب القلوب و مقبول و مورد وثوق و اطمینان قاطبه اهالی محل و علمای اصفهان بود. وی به اقامه نماز شب و نیایش اهتمام تمام داشت. همچنین اصرار فراوان در گفتن اذان تا پایان عمر داشت.]
وی در ماه صفر 1393ق در زادگاه خود وفات یافته و [در حرم مطهر امامزاده سیّد ابراهیم در خمینی شهر مدفون شد.[1]]
تقی منشی نوری*
تقی منشی نوری، خطاط هنرمند قرن چهاردهم هجری در اصفهان ساکن بود. شکسته و نستعلیق را خوش می نوشته و تا سال 1321ق در قید حیات بوده است.[2]
میرزا محمّد تقی نشئه
میرزا محمّد تقی، متخلّص به «نشئه» شاعر ادیب، خواهرزاده مهدی بیک شقاقی است. در مراغه به سال 1210ق متولّد گردیده و به شغل کلاهدوزی روزگار می گذرانید. او برخی از بزرگان طهران را هجو گفت و از ترس به کرمان گریخت. سپس به کربلا رفت. در یکی از قضایای آن حدود مجروح گردید (شاید در فتنه وهابی ها) سپس برگشت و معتمدالدّوله منوچهرخان گرجی حاکم اصفهان را مدح گفت. دیوان اشعارش در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است در جنگ شماره 2967 کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران ص62 اشعاری در هجو، از او نوشته شده است.[3]
[1]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، ج2، صص 298 و 299؛ خمینی شهر: شهری که از نو باید شناخت، صص 187 و 188.
[2]فهرست کاتبان و خوشنویسان اصفهان، خطی.
[3]الذریعه، ج9، ص171؛ فهرست مرکزی دانشگاه، ج10، ص1786.
تمیم لیکجی اصفهانی
ابوبکر تمیم بن احمد بن محمّد بن عبداللَّه بقّال لیکجی اصفهانی، از محدّثین قرن ششم هجری است. او از ابوالقاسم عبدالرّحمان بن ابی عبداللَّه بن منده حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی در اصفهان از او حدیث نوشته است. سمعانی از او با عنوان «شیخاً صالحاً مستوراً» یاد کرده است.[1]
تمیم تمیمی
ابوثمامه تمیم بن سعد تمیمی، از محدّثین اصفهان است. ابواحمد مسعود بن یزید قطان از او روایت می کند و خود ابوثمامه از غیاث بن ابراهیم روایت می نماید.[2]
[1]التّحبیر، ج1، ص143.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص239.
اعلام اصفهان
«ث»
اشاره
ثابت تفلیسی
ابوالقاسم ثابت بن بُندار بن اسد تفلیسی، از محدّثین عامّه است. به اصفهان آمد و از محدّثین این شهر همچون ابی احمد عبداللَّه بن عدی بن عبداللَّه، ابوعلی حامد رفّاء بن محمّد بن عبداللَّه بن معاذ هروی و محمّد بن احمد بن عیسی ورّاق حدیث نقل کرد.[1]
ثابت ثقفی اصفهانی
ابوالعز ثابت بن ابوالقاسم محمّد بن ابی بکر احمد ثقفی اصفهانی، از محدّثین عامّه در قرن ششم هجری است. ابوسعد سمعانی از او اجازه گرفته است.[2]
ثابت صفّار اصفهانی
ابوالفضل ثابت بن محمّد بن فضل صفّار اصفهانی، از محدّثین عامّه در قرن ششم هجری است. از ابوالعباس احمد بن عبدالغفار بن اشته استماع حدیث کرده و در سال 532ق جهت ابوسعد سمعانی اجازه نوشته است.[3]
ثابت مدینی اصفهانی
ابوالفرج ثابت بن محمّد بن یحیی بن حسن مؤذّن مدینی اصفهانی. از محدّثین عامّه در قرن ششم هجری.
وی در استماع حدیث از مشایخ، با ابوسعد سمعانی شریک بوده و هر دو از ابومحمّد
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص240.
[2]التّحبیر، ج1، ص149.
[3]التّحبیر، ج1، ص149.
زبیر بن محمّد بن احمد جرقوئی استماع حدیث کرده اند. سمعانی از او چنین یاد کرده است. «کان کیساً متحرکاً حریصاً علی السّماع»[1]
ثابت مستوفی اصفهانی
کمال الدّین ابوالعزّ ثابت بن محمّد مستوفی اصفهانی، درباره او نوشته اند که: از فن استیفا آگهی چندانی نداشت و از علوم ادب نیز بی بهره بود، لکن با وجود این به مقام استیفا رسیده است.
مقام استیفا در زمان سلطان مسعود سلجوقی، اوّل دفعه مربوط به کمال الدّین ثابت قمی و پس از کشته شدن او ابوطالب بن ابی بدر بود و چون ابوطالب پس از یک ماه وفات یافت، صاحب عنوان که او را کمال الدّین ابوالرّیان اصفهانی نوشته اند، پس از مسعود در زمان سلطان محمّد نیز نیابت استیفا را داشته است.
ثابت اصفهانی
ابوطالب ثابت بن نصر بن بکروس اصفهانی، از محدّثین قرن ششم هجری است. از ابوالحسین لاحق بن محمّد بن احمد تمیمی اسکاف استماع حدیث کرده و ابوسعد سمعانی در اصفهان از وی حدیث شنیده است.[2]
ثعلبه اصفهانی
ابوبحر ثعلبه بن ربیع اصفهانی معروف به قمی (نام پدرش را سُهیل نیز گفته اند) از محدّثین عامّه بوده و از اعمش، جعفر بن ابی مغیره و لیث بن ابی سُلیم روایت می کند. جریر بن سغیان، مهران رازی، یعقوب قمی و جمعی دیگر از وی نقل حدیث کرده اند.[3]
[1]التّحبیر، ج1، ص150.
[2]التّحبیر، ج1، ص149.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص239.