جابر رنانی اصفهانی
ابوبکر جابر بن محمّد بن احمد بن ابی الحسین رنانی اصفهانی، از محدّثین قرن ششم هجری است. از ابومحمد رزق اللَّه (بن عبدالوهاب) تمیمی حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی در قریه رنان از او استماع حدیث کرده است.[1]
[رُنان که امروزه «رِهنان» گفته می شود از روستاهای معروف ماربین بوده و اکنون به شهر اصفهان ملحق شده است.]
جابر ویذ آبادی
ابومحمّد جابر بن منصور بن محمّد بن صالح ویذ آبادی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن ششم هجری [و از اهالی محله «ویذ آباد» یا «بید آباد» اصفهان] است.
ابوسعد سمعانی، از او نقل حدیث نموده و او را با القاب «شیخٌ صالحٌ سدیدٌ » ستوده است. جابر ویذ آبادی از احمدبن عبدالغفار بن اشته اصفهانی روایت می کند.[2]
جامع اصفهانی
ابوبکر جامع بن ابی الحسن علی بن ابوبکر نیشابوری اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن ششم هجری است. او از ابوالحسین عبدالرّحمان ذکوانی و جز او شنیده و ابوسعد سمعانی از وی در اصفهان حدیث شنیده و از او به عنوان «شیخاً سدیداً مستوراً» یاد کرده است.[3]
جان بیگی اصفهانی*
درویش جان بیگی، از عرفای اصفهان در عصر صفویه است. در تکیه ای در کنار نهر هزارجریب به عبادت مشغول بوده و در سال 1090ق به سفر حج رفته است. گرچه
[1]التّحبیر، ج1، ص152.
[2]التحبیر، ج1، ص153؛ معجم البلدان، ج4، ص939.
[3]التّحبیر، ج1، ص158.
شاعر نبوده، امااین بیت را از قول او نقل کرده اند:
بیا به خانه فقر و درآ ز شور الم
که عنکبوت در آنجا مگس نمی گیرد[1]
جبر بن نوف
ابوودّاک جبر بن نَوف، از محدّثین اصفهان است.
وی از ابوسعید خدری روایت می کند. در رساله شرح حال آل اعین کنیه او «ابوردال» ذکر شده است.[2]
جبیر خَرجانی اصفهانی
ابوسعید جبیر بن هارون بن عبداللَّه معدّل خُرجانی اصفهانی، از محدّثین قرن سوم هجری است. مدّتها در ری ساکن بوده و احادیث محدّثین آنجا همچون علی بن محمّد طنافُسی و محمّدبن حُمید را می نوشته است. همچنین با ابی حاتم و دیگر بزرگان ری به استماع حدیث مشغول بوده و در آن شهر صاحب اعتبار و قدر بوده است.
وی در سال 305ق وفات یافت.[3]
[یاقوت حموی «خَرجان» را از محله های اصفهان دانسته و سپس از قول ابوالقاسم اسماعیل بن محمّدبن فضل اصفهانی، نوشته است که «خَرجان» از روستاهای اصفهان است و آنجا به قصبه (یا شهرک) بیشتر شناخته شده است و این گفته محکم تر و قابل اعتمادتر است.[4]]
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 304 و 305.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص251؛ رساله در شرح حال آل اعین، ص105.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص253.
[4]معجم البلدان، ج2، ص353.
جدیدی اصفهانی
جدیدی اصفهانی، از امیرزادگان ترکمان و از شعرای زمان شاه طهماسب صفوی است. وی مردی بذله گو و شیرین سخن بود.
از اوست:
به خدا که اشکت آید، اگر اینقدر برانی
که گرفته در دلم جا، چه قدر محبّت تو[1]
جذبیِ اصفهانی
جذبیِ اصفهانی فرزند عالی خان، از امرای شاه طهماسب صفوی بوده و در غزل سرایی مهارت داشته است.
از اوست:
گر نه اش روز جزا وعده دیدار دهی
در ته خاک، شهید تو تحمّل نکند[2]
جذوی اصفهانی
جذوی، از ایل و قبیله جغتایی است. در اصفهان نشر و نما یافته و در سال 910ق در این شهر فوت شده است.
از اوست:
آب چشمم خویش را رسوای مردم کرده است
می دود هر سو نمی دانم که را گم کرده است.[3]
[1]تذکره تحفه سامی، ص356؛ تاریخ نظم و نثر، ج2، ص673؛ تذکره روز روشن، ص166.
[2]تذکره روز روشن، ص166؛ تاریخ نظم و نثر، ج2، ص673.
[3]تذکره روز روشن، ص167؛ تذکره آتشکده،بخش اوّل از نیمه اوّل، ص51؛ الذریعه، ج9، ص192؛ تذکره شمع انجمن، ص175؛ ریحانه الادب، ج1، ص399؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص433.
جریر ضُبّی اصفهانی
جریر بن عبدالحمید بن جریر بن قُرط بن هلال بن انس ضبّی، از محدّثین قرن دوم هجری، اصلش از کوفه است. در قریه «آبه» از توابع اصفهان در سال 110ق متولد شده و در کوفه نشو و نما یافته و سرانجام در سال 188ق در ری وفات یافته است.
از ابوبکر طلحی، روایت می کند و محمّدبن حُمِید از او نقل حدیث می نماید.[1]
درباره او نوشته اند: «کان ثِقهٌ کثیرُالعِلم. یُرحل إلیه، و کان حُجهٌ و کانت کتبه صحاحاً. ثقهٌ یحبَّحٌ به».[2]
ملّا محمّد جعفر اصفهانی
ملّامحمّد جعفر اصفهانی، عالم فاضل،از دانشوران قرن یازدهم هجری. در اصفهان نزد علاّمه مجلسی، به تحصیل پرداخته و علاّمه در آخر «کتاب الفِتَن» از «بحارالانوار» در تاریخ 14 شعبان 1099ق برای او اجازه نوشته است. این نسخه به شماره 1867 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی نجفی در قم موجود است.
همچنین وی کتاب «مقباس المصابیح»تألیف استادش مجلسی را خلاصه نموده و در آن اسانید دعاها و فضایل و ثواب های آن ادعیه را حذف نموده و آن را «تعقبات الصلاه» نام نهاده است. نسخه ای از این کتاب را محمّد ابراهیم قمی خطّاط عالیقدر عهد شاه سلطان حسین صفوی در سال 1114ق به خط نسخ خوش کتابت کرده و در کتابخانه حاج سید نصراللَّه تقوی موجود بوده است.[3]
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص251؛ الاعلام، ج2، ص111؛ میزان الاعتدال، ج1، ص182؛ تاریخ بغداد، ج7، ص253؛ تذکره الحفاظ، ج1، ص250.
[2]تاریخ بغداد، ج7، ص253.
[3]الذریعه، ج4، ص218؛ اجازات الحدیث، صص 183 و 184؛ تلامذه العلاّمه المجلسی، ص86؛ زندگینامه علاّمه مجلسی، ج2، ص21.
محمّد جعفر اصفهانی
محمّد جعفر اصفهانی، عالم جلیل، فقیه اصولی، مدرس فقه و اصول، در سال 1317ق زنده بوده است. کتب زیر از تألیفات اوست:
1. حجیّت قطع و ظن 2. حجیّت استصحاب 3. اجتماع امر و نهی 4. اصاله البرائه 5. تعادل و تراجیح[1]
سیّد محمّد جعفر اصفهانی
سیّد محمّد جعفر اصفهانی، عالم فاضل فقیه، از علمای اوایل قرن چهاردهم هجری است، در شهر بمبئی هند ساکن بوده و در سال 1300ق کتاب «دلائل الاحکام فی معرفه الحلال و الحرام»، به عربی تألیف شیخ محمّدتقی آقانجفی را تصحیح نموده و کتاب به دستور حاج محمّدکریم تاجر اصفهانی و فرزندش آقا محمّدجعفر به سعی و اهتمام حاج شیخ عبدالوهاب شیرازی در بمبئی به طبع رسیده است.[2]
در این کتاب از صاحب عنوان چنین یاد شده است: «مرکز دایره قطب فلک سعادت، العالم الفاضل علاّمه العلماء و سیّدالفقهاء محمّد العصر و فریدالدّهر مصطفوی حسب مرتضوی نسب مولانا الاحد آقائی آقا سیّد محمّد جعفر مد ظلّه العالی اصفهانی الاصل 7 ربیع الثانی 1300».
میرزا جعفر اصفهانی
حاج میرزا جعفرآقا اصفهانی، شاعر ادیب، در اواخر دوره قاجاریه می زیسته است. قصیده ای در مرثیه استاد غلامرضا شیشه گر (مشتاق علی شاه) نعمت اللهی گفته است که در پشت دیوان خطی حاج ملّاهادی سبزواری نوشته شده است. نسخه در کتابخانه
[1]معجم رجال الفکر و الادب، ص127.
[2]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج1، ص382.
دانشکده حقوق دانشگاه تهران موجود است.[1]
جعفر آل ابراهیم
جعفر آل ابراهیم بن ملّامحمّد ابراهیم دهکردی، شاعر، نویسنده و خوشنویس معاصر در سال 1325ق در شهرکرد متولّد شد. مقدمات علوم را در آنجا انجام داد. سپس با برادر خود باقر آل ابراهیم به اصفهان آمده، در مدرسه صدر ساکن و به تکمیل معلومات و فضائل خویش همت گماشت و در جمیع فنون خصوصاً ادبیات زحمت فراوان کشید و از سال 1312ش در اصفهان به شغل دبیری مشغول گردید. سپس به تهران رفته و در دبیرستانها و دانشگاه ملی ایران [دانشگاه شهید بهشتی فعلی] به تدریس پرداخت.
وی در خط نیز مهارتی به سزا داشته و نستعلیق را خوش می نوشت. طبع شعر نیز داشته و ابتدا «نائل» و سپس «صبا» تخلّص می نمود و اشعارش در مطبوعات اصفهان به چاپ می رسید. او در شعر و خوشنویسی از شاگردان میرزا عباس خان شیدای دهکردی است.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «بدایه الادب» 2. «تاریخ ادب عرب» 3. «دیوان شعر» 4.دستور زبان فارسی» 5. منتخب ادبیات نظم و نثر فارسی»
این شعر از اوست:
همت از ناصح صاحب نفسی باید خواست
روی بر درگه صاحب نگهی باید کرد
تا به سر منزل مقصود بسی مرحله هاست
طیّ هر مرحله با خضر رهی باید کرد
[1]فهرست حقوق، ص116.
خواهی ار بوسه زند چرخ رکابت هر صبح
پای در حلقه خورشید و مَهی باید کرد[1]
شیخ محمّد جعفر شیخ الاسلام
شیخ محمّد جعفر شیخ الاسلام بن محمّدابراهیم بن میرزا مرتضی شیخ الاسلام، از فضلاء علمای قرن سیزدهم هجری.
وی تملّک خود را در ظَهر نسخه ای از جلد دوم «قوانین الاصول» میرزای قمی را که به خط علّامه فقیه آقا سیّدمحمدحسن مجتهد موسوی اصفهانی بوده و در ذیحجه الحرام سال 1279ق به این عبارت مرقوم داشته است:
«قد انتقل إلیّ فی شهر ذی القعده الحرام سنه 1279 و سیصیر إلی غیری و انا الاحقر» با مهر بیضوی بزرگ باسجع مهر «عبده الرّاجی محمّد جعفر بن محمّد ابراهیم 1232[2]] این نسخه در کتابخانه مؤلف فقید مهدوی موجود بوده است]
میرزا جعفر ظفر اصفهانی
میرزا جعفر متخلّص به «ظفر» فرزند میرزا ابراهیم ساغر اصفهانی، شاعر ادیب، از سخنوران قرن چهاردهم هجری.[3]
شیخ محمّدجعفر کلباسی
شیخ محمّدجعفر بن حاج محمّدابراهیم کلباسی، عالم فاضل جلیل ادیب محقق در 14 رمضان 1219ق در اصفهان متولّد گردیده و نزد جمعی از علماء و مجتهدین این شهر همچون پدر بزرگوار خود و سیّد حجهالاسلام و حاج محمّدجعفر لنگرودی تلمّذ
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 490 و 492؛ شناخت سرزمین چهارمحال، صص 634 و 635.
[2]خاندان شیخ الاسلام اصفهان، ص167.
[3]دیوان غمگین، مقدمه...
نموده تا به مقامات عالیه علم و فقاهت رسیده و بعضی اوقات امامت مسجد حکیم را داشته است.
وی در تقوا و دیانت و تواضع کم نظیر بوده و سرانجام در جمعه 26 محرم الحرام سال 1292ق در اصفهان وفات یافته و در مقبره پدر واقع مقابل در شرقی مسجد حکیم مدفون گردید.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. تحفه الجعفریّه در دیات، کتاب مفصل و بزرگی است. تاریخ انجام تألیف آن شب 18 رمضان المبارک 1284ق می باشد. [و به فارسی نوشته شده است. نسخه ای از آن به شماره 1675 در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم موجود است] 2. رساله ای در احوال مرحوم سیّد حجه الاسلام و پدر بزرگوار خود که مرحوم شیخ کمال الدّین ابوالهدی کلباسی برادرزاده اش در کتاب «البدر التمّام» از آن مطالبی نقل می نماید. 3. منهج الرشاد إلی احکام الدّین و الایمان. تاریخ قرائت مجلّد اوّل آن 23 شوال 1273ق است.[نسخه ای از کتاب به خط محمدرضا نجف آبادی به تاریخ 1274ق که به وسیله مؤلف تصحیح شده است در کتابخانه آیت اللَّه حاج سیدمحمدعلی روضاتی موجود است.] 4. نورالعیون فی احکام الحدود و القصاص، که مأخوذ از کتاب دیگر مؤلف تحفه الجعفریه می باشد و نسخه آن نزد فرزند مؤلف شیخ موسی موجود بوده است.
تذکر: مؤلف رساله مختصر دیگری در احوال پدر بزرگوارش دارد که در آخر نسخه منهج الهدایه تألیف پدرش به طبع رسیده است.[1]
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص162؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص221؛ بیان المفاخر، ج1، صص 285 و 286؛ مزارات اصفهان، ص68؛ الکرام البرره، ج1، صص240 و 241؛ فهرست کتب خطی کتابخانه های اصفهان، ج1، ص227؛ خاندان کلباسی، صص 184 و 187؛ الذریعه، 23، ص180؛ فهرست مرکز احیاء، ج5، ص91.