سه شنبه 14 صفر 1115ق کتابت نموده که به شماره 296 در کتابخانه علّامه طباطبائی دانشگاه علوم پزشکی شیراز موجود است.[1]
محمّدجعفر رویدشتی
محمّدجعفر بن محمّد شفیع رویدشتی اصفهانی، از فضلاء قرن دوازدهم هجری است. او در سال 1131ق مالک «حاشیه ملّا میرزاجان باغنوی» بوده است.[2]
محمّدجعفر نائینی
محمّدجعفر بن محمّدشفیع نائینی، از فضلای قرن دوازدهم هجری است. وی ظاهراً از شاگردان ملّامحمّدجعفر سبزواری بوده است. وی کتابهای «الوتیره»، «رؤیهالهلال» و «التّکبیرات السّبع، تألیف ملّامحمّد جعفر بن ملّا محمّد باقر محقّق سبزواری را در رجب 1122ق کتابت نموده که به شماره 478 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی موجود است.[3]
ملّا محمّدجعفر اصفهانی
ملّامحمّد جعفر بن محمّد صادق، عالم فاضل، از علمای قرن دوازدهم هجری. وی کتاب «دستور دعای سیفی» را به فارسی در ربیع الاوّل 1134ق برای میرزا ابوالحسن تألیف نموده است. متن دعا به خط میرزا احمد نیریزی و تاریخ کتابت سال 1123ق می باشد. این نسخه به شماره 3146 در کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدس موجود است.
صاحب عنوان در اصفهان ساکن بوده و بعد از سال 1134ق وفات یافته است.[4]
[1]نسخه پژوهی، ج2، ص115.
[2]الکواکب المنشره، ص135.
[3]فهرست مرعشی، ج2، ص84.
[4]الذریعه، ج8، ص153؛ الکواکب المنتشره، ص137؛ فهرست الفبائی رضوی، ص249.
ملّا محمّد جعفر وصاف اصفهانی
ملّا محمّد جعفر بن آقا محمّد صادق اصفهانی از فضلاء و نویسندگان کتب در قرن سیزدهم هجری. در سال 1268ق کتاب «شرح تصریف» ملّاسعد تفتازانی را در حال دماغ سوختگی و بی دماغی کتابت نموده است. نسخه به شماره 689 در کتابخانه آیت اللَّه گلپایگانی موجود است.[1]
میرزا محمّد جعفر اسیر اصفهانی*
میرزا محمّد جعفر متخلّص به «اسیر» بن محمّد صادق شریف اصفهانی، شاعر ادیب و طبیب لبیب، از شعرا و دانشمندان قرن دوازدهم هجری. در اصفهان متولّد شده و از دانشمندان این دیار از جمله آقا محمّد بیدآبادی[2]و محمّد نصیر طبیب اصفهانی، بهره کامل برده و در انواع فنون علم و ادب خصوصاً شعر و ادبیات، انشاء، تاریخ، طب، ریاضیات، نجوم، هیأت، حکمت و... استاد بوده است. سپس به یزد آمده و در آنجا به طبابت مشغول شده است.
شیخ عبدالنّبی قزوینی از علمای متبحّر قرن دوازدهم هجری در آن زمان ساکن یزد بوده و از رفقای صمیمی و معاشران او بوده، در کتاب خود با اوصاف و القاب عالی او را ستوده و مراتب عالی علم و فضیلت او را بیان نموده است.[3]
اما تذکره نویسان و شعرای معاصر او ضمن اینکه به مقام علمی و ادبی او و حذاقت وی در طب اذعان و اعتراف نموده اند، او را به خاطر غرور و نخوت و بُخل زیاد نکوهش کرده اند.[4]
هنگامی که آذر بیگدلی مشغول تألیف «تذکره آتشکده» بود و احوال معاصرین را می نگاشت، شخصی را به یزد فرستاد تا تعدادی از اشعار او را اخذ کرده و نزد آذر
[1]فهرست گلپایگانی، ج2، ص111.
[2]تجربه الاحرار، ص175.
[3]تتمیم امل الآمل، صص97 و 98.
[4]تذکره اختر، ص30؛ تذکره سفینه المحمود، ص147.
بیاورد تا آذر ابیاتی را در تذکره خود درج نماید. میرزا محمّد جعفر پیغام داده بود که آذر باید «تذکره» خود را بفرستد تا او ببیند این کتاب قابل آ ن هست که اشعارش در آن بیاید یا نه؟![1]
از قرائن بر می آید که محمّد تقی خان حاکم یزد به او اعتماد فراوانی داشته و هنگامی که یکی از اهالی هند می خواستند با پرداخت مبلغ کلانی او را با خود به هند ببرند و میرزا جعفر در هند طبابت کند، خان مانع شده و پرداخت آن مبلغ به میرزا جعفر را تَقَبُّل کرده است.[2]
ظاهراً او اوایل قرن سیزدهم هجری را نیز درک کرده و اشعاری را در مدح حاکم وقت یزد، علینقی خان سروده است.[3]
اختر بیگ گرجی در باب شعرهای او می نویسد: «در عالم شعری میلش به قصیده بوده دیوانش به نظر رسیده تخمیناً هزار بیت می شود.
...شعری که قابل تذکره باشد، ندارد. ملّایانه شعر می گفته...»[4]
این شعر از اوست:
به جز من که با لشکر غم ستیزم
که دیده تنی، با سپاهی آید
پس از مرگ، کی برق آهم گذارد
که از تربت من گیاهی بر آید[5]
محمّد جعفر خطیب کاشانی*
محمّدجعفر بن محمّدصادق خطیب کاشانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری است. او در اصفهان نزد عدّه ای از علما و فقهاء به تحصیل پرداخت که از جمله: علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی را می توان نام برد. او نسخه ای از «من لا یحضره الفقیه» تألیف شیخ صدوق
[1]جامع جعفری، ص490.
[2]تذکره شبستان، ص59.
[3]جامع جعفری، ص490.
[4]تذکره اختر، ص30.
[5]سایر منابع: دانشنامه مشاهیر یزد، ج1، ص138؛ فرهنگ سخنوران، ص61؛ تذکره منظوم رشحه، ص16.
را در سال 1088ق به خط نسخ کتابت کرد. این نسخه که حاشیه نویسی و بلاغ به خط مجلسی دارد، علّامه برای محمّدجعفر در ربیع الاوّل 1088ق در پایان آن نسخه اجازه ای نوشته است.[1]
حاج محمّدجعفر لنگرودی
حاج محمّدجعفر بن محمّدصادق لاهیجی معروف به «لنگرودی» از اجلّه حکماء و افاضل مدرّسین فلسفه در قرن سیزدهم هجری است.
در اصفهان ساکن بوده و نزد جمعی از علمای اصفهان به تحصیل پرداخته است و فلسفه را نزد ملّا علی نوری تحصیل نموده است.[2]
[استاد همایی میرزا ابوالقاسم مدرس خاتون آبادی و ملّا محراب گیلانی را از اساتید او دانسته است.[3]ولی شاگردی حاجی لنگرودی نزد میرزا ابوالقاسم مدرس مورد تردید است.
لنگرودی در اصفهان مجلس درس برپای داشته و شاگردان زبده ای همچون آقا علی مدرس حکیم، آقا محمّدمهدی کلباسی، ملّا محمّد تنکابنی و آقا محمدرضا قمشه ای از او کسب فیض کرده اند.
وی در 9 ربیع الثانی 1260ق وفات یافته است.
شیخ محمّدحسین رشتی از نوادگان حکیم لنگرودی نقل می کردند:
«دست نوشته ای به خط حاج میرزا محمود کلباسی دیدم که نوشته بود: امروز که روز هفتم وفات مرحوم سیّد حجّهالاسلام شفتی است، حاج محمّدجعفر لنگرودی هم وفات یافتند. نماز مرحوم سیّد را فرزندشان حاج سیّد اسداللَّه خواندند و نماز حاج محمّد جعفر را حاجی محمّدابراهیم کلباسی خواندند».
مرحوم رشتی می افزاید: «جنازه مرحوم لنگرودی به نجف اشرف انتقال یافته و در
[1]فهرست مرعشی، ج25، ص175.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص433.
[3]شرح رساله مشاعر، ص15.
قبرستان وادی السّلام، نزدیک مقبره هود و صالح علیهما السلام دفن شد».[1]
فرزندش میرزا محمّدکاظم از فقهاء قرن سیزدهم هجری است. میرزا حسین تحویلدار که معاصر اوست درباره او می نویسد: «مرحوم حاجی محمّد جعفر لاهیجی، کهنه استاد بوده و پسرش مرحوم حاجی میرزا محمّدکاظم با فقهاء پیوند نمود، [صبیه مرحوم حاج محمّد مهدی) کلباسی را گرفت] طریق فقاهت را پیمود، باب علم پدر از اولادش مفتوح نشد.»[2]
کتب زیر از تألیفات و آثار اوست:
1. «رساله در اصالت وجود»[3]2. «حاشیه بر شرح جدید تجرید» که آن را بر بخش «الهیات» شرح تجرید و قوشچی و حاشیه خفری نوشته است. نسخه ای از آن به شماره 219 در کتابخانه اهدایی آقای مشکاه به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است و نام کاتب و تاریخ کتابت آن معلوم نیست.[4]3. «شرح حکمت العرشیه» که نسخه ای از آن نزد شیخ احمد شیرازی بوده و او قصد چاپ آن را داشته است.[5]4. «شرح مشاعر» که آن را در سال 1251ق به خواهش حاج میرزا آقاسی صدر اعظم محمّد شاه قاجار نوشته است. نسخه ای از آن در جمعه 9 جمادی الثّانی 1255ق کتابت شده و به شماره 302 جزو کتب اهدایی آقای مشکاه به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[6]
نسخه دیگری از این کتاب که محمّدرضا تبریزی آن را در رمضان 1255ق در اصفهان کتابت کرده است، به شماره 740 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[7]
نسخه ای از «شرح مشاعر» لنگرودی به شماره 398/2 در کتابخانه مدرسه صدر بازار اصفهان موجود است که میرزاحسین گرجی در سال 1278ق به امر آقامیرزا
[1]مصاحبه غلامرضا نصرالهی با مرحوم شیخ محمّدحسین رشتی در 5 خرداد 1370ش.
[2]جغرافیای اصفهان، ص68.
[3]به نقل از مرحوم شیخ محمّدحسین رشتی.
[4]فهرست مشکاه، ج3، ص236.
[5]الذریعه، ج13، ص368.
[6]فهرست مشکاه، ج3، ص282.
[7]فهرست رضوی، ج4، ص192.
عبدالکریم کتابت کرده است.[1]نسخه دیگری نیز به شماره 3320 در کتابخانه مسجداعظم قم موجود است که در سال 1259ق کتابت شده است.[2]5. «شرح ابیات محمود دهدار» که میرزا حسین گرجی آن را کتابت کرده و به شماره 398/3 در کتابخانه مدرسه صدر بازار اصفهان موجود است.[3]]
شیخ محمّدجعفر شیخ الواعظین هرندی
شیخ محمّدجعفر شیخ الواعظین بن ملّا محمّدصادق لسان الواعظین بن محمّدجعفر بن ملّا عبداللَّه هرندی، عالم فاضل و واعظ محدث. در 21 رمضان 1319ق وفات یافته و در تخت فولاد نزدیک مزار فاضلان مدفون گردید.[4]
محمّدجعفر هرندی
محمّدجعفر بن محمّدصادق هرندی از فضلاء قرن سیزدهم هجری. در سال 1236ق رساله «اللباب» یا «رساله علم اللَّه تعالی» و نیز رساله «قرهالعیون» هر دو از تألیفات فیض کاشانی را به خط نسخ نوشته و ضمن مجموعه شماره 921 در کتابخانه مدرسه فیضیه قم موجود است.[5]
محمّدجعفر رشتی
محمّدجعفر بن محمّدصالح رشتی، از فضلاء قرن سیزدهم هجری است وی نسخه ای از «شرح مختصر النافع» (صغیر) تألیف سیّد علی طباطبائی حائری (از کتاب النکاح تا
[1]فهرست صدر بازار، ج2، صص283 و 284.
[2]فهرست اعظم قم، ص264.
[3]فهرست صدر بازار، ج2، صص 283 و 284؛ سایر منابع: الکرام البرره، ج1، صص 239 و 257؛ ریحانه الادب، ج5، ص124؛ الذریعه، ج6، ص114 و ج21، ص206؛ معجم المؤلفین، ج9، ص148.
[4]جلوه افلاکیان، مخطوط.
[5]فهرست فیضیه، ج3، ص39.
پایان کتاب الدیات) را به خط نسخ کتابت نموده و تصحیح نموده است. این نسخه به شماره 847 در کتابخانه مدرسه صدر اصفهان موجود است.[1]
همچنین وی نسخه ای از کتاب «مطالع الانوار» جلد چهارم تألیف حاج سیّد محمّدباقر حجّهالاسلام شفتی را مقابله نموده است.
شیخ جعفر در اصفهان ساکن و احتمالاً از شاگردان مجلس درس سیّد حجّهالاسلام بوده است.[2]
حاج محمّد جعفر آباده ای
حاج محمّد جعفر بن محمّد صفی صُغادی آباده ای فارسی، عالم کامل، فقیه محقّق مدقّقٍ. از علماء بزرگ اصفهان در قرن سیزدهم هجری. سال تولد او در جایی ثبت نشده است. تنها در کتاب فارسنامه ناصری فوت او را در سن 90 سالگی می نویسد.[3][لذا احتمالاً او در حدود سال 1190ق در روستای «صُغاد» از توابع شهرستان آباده متولّد شده است.]
وی در اصفهان نزد دانشمندان عالیقدری چون حاج محمّد ابراهیم کلباسی، حاج سیّد محمّدباقر حجهالاسلام شفتی، آقا سیّد محمّد مجاهد به تحصیل پرداخت. دروس فلسفی و عرفان را نیز نزد ملّا اسماعیل واحدالعین، سیّد رضی لاریجانی و احتمالاً ملّا علی نوری فراگرفت.[4]
او از مجتهدین صاحب فتوا و مرجع امور شرعی مردم و صاحب رساله عملیه بود و تا آخر عمر در اصفهان اقامت نموده و به تدریس و تألیف و تحقیق و افتاء و راهنمایی مردم و قضاوت مشغول بود. «عظماء علماء در حضرت او خویشتن را خُرد می شمردند و بزرگان دین و دنیا نام مبارکش را به حرمت تمام می بردند. در عُلُوّ درجه فقاهت و
[1]فهرست صدر بازار، ج ، ص 635.
[2]تراجم الرجال، ج2، ص6473؛ بیان المفاخر، ج1، ص287.
[3]بیان المفاخر، ج1، ص 289.
[4]تاریخ اصفهان(تکایا و مقابر)، ص297.
سَمُوّ مقام زهد و عبادت، همه معاصرین بر وی غبطه می آوردند و در ادبیات و فقه اللّغه و علم رجال و درایه نیز کم نظیر بود»[1]و «از هر علم کتابی در حفظ داشت. مانند «الفیه» در نحو، «زبده» در اصول و «قانونچه» در طب و «مختصر تلخیص» در فصاحت و «تهذیب» در منطق و «تجرید» در کلام و «مختصر نافع» در فقه «او بسیار زیرک و دانا و با تدبیر به خصوص در مرافعات و تمام کردن آنها بود. رساله عملیه نوشته و مقلدینی هم داشت و معروف است که قرار او ثبت اموراتیکه در نزد او می شده بوده که من بعد اشتباه کاری نشود و مزاح های شیرین و شوخی ها و خوش صحبتی های بسیار نظیر آقا جمال خوانساری داشت.»[2]
برای او در محلّه جماله اصفهان مسجدی ساخته شد که به نام «مسجد حاج محمّد جعفر» معروف است و مقابل بازار بزرگ اصفهان واقع شده است. حاجی آباده ای در آن اقامه نماز می فرمود. شرح معماری و تزئینات مسجد در کتاب گنجینه آثار تاریخی اصفهان آمده است.[3]
او سرانجام در شب شنبه 19 رمضان المبارک سال 1280ق در اصفهان وفات یافته و در تخت فولاد مدفون گردید. سپس میرزا سلیمان خان رکن الملک شیرازی نایب الحکومه اصفهان جهت او تکیه ای بنا نمود که به نام او مشهور است.[4]
ماده تاریخ فوتش را میرزا علیرضا لنجانی معروف به «آقاجان پرتو» در آخر مرثیه ای چنین گفته است.
سال تاریخش ز پرتو شد سؤال
گفت «اللهم نَوِّر مضجعه»[5]
کتب زیر از تألیفات ایشان است:
[1]چهل سال تاریخ ایران یا المآثر و الآثار، ج1، ص197.
[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 31 و 32.
[3]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 792-789.
[4]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص48.
[5]مکارم الآثار، ج7، ص2319.