بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 320

باقر آشتیانی حاج شیخ محمّد تقی آمُلی، حاج سیّد ابوالقاسم کاشانی و مرحوم تنکابنی ادامه تحصیل داد و در این سالها موفق به اخذ اجازه از آیت اللَّه شیخ محمّد تقی خوانساری شد.

همچنین به تحصیل در دانشکده معقول و منقول در تهران مشغول شد و موفق به اخذ لیسانس گردیده و به استخدام وزارت فرهنگ درآمد.

وی چندین سال در ارومیه و کرمانشاه به تدریس دینی و ادبیات عرب پرداخت و بار دیگر به تهران آمده در دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و دکترا گرفت. از سال 1338ش به دانشگاه تهران منتقل شد و به تدریس پرداخت. وی مدتی مدیر گروه زبان و ادبیات عرب بود و دو سال نیز به عضویت فرهنگستان زبان درآمد.

وی علاوه بر دهها مقاله علمی ارزشمند که در مجلات: وحید، مهر، معارف اسلامی، هنر و مردم، مجلّه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران و... به چاپ رسانده کتابهای متعددی تألیف کرده که به چاپ رسیده اند که عبارتند از

1. «مقدمه بر منطق» 2. «فرهنگ لغات و اصطلاحات عرفانی» 3. «فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی» 4. «فرهنگ لغات و اصطلاحات ملّاصدرا» 5. «فرهنگ علوم عقلی» 6. «فرهنگ علوم نقلی و ادبی» 7. تصحیح و تعلیق «تفسیر حدائق الحقائق» تألیف: معین الدّین هروی 8. تصحیح و تحشیه «مرقاه الُّلغه» بدیع الزّمان ادیب نطنزی 9. ترجمه «آراء اهل مدینه فاضله» فارابی 10. ترجمه «حکمت الاشراق» سهروردی 11. ترجمه «زبده البیان فی احکام القرآن» اردبیلی 12. ترجمه «فصل المقال فیما بین الحکمه و الشّریعه من الاتّصال» تألیف: ابن رشد 13. «نقد بنیاد ادب» 14. «فرهنگ معارف اسلام» در 4 جلد 15. تنظیم حرف «ع» لغت نامه دهخدا (ع . عرابه) 16. ترجمه و شرح بیست باب «دلاله الحائرین» ابن میمون.[1]

[1]مجلّه کیهان فرهنگی، شماره 5، سال 1365ش.


صفحه 321

محمّد جعفر نیستانه ای

محمّد جعفر بن معین الدّین علی نیستانه ای در سالهای 1112 و 1113 مجموعه ای از سه کتاب به خط نسخ نوشته است که عبارتند از:

1. «احادیث قدسیه» 2. «عقود الجواهر، تألیف احمد بن عبداللَّه کرمانی 3. «ریاض الفتیان در شرح نصاب الصّبیان»، این مجموعه به شماره 3172 در کتابخانه شورای ملی ایران موجود است.[1]

شیخ محمّد جعفر اشراقی*

شیخ محمّد جعفر اشراقی بن ملّاعلی اکبر فشارکی، عالم فاضل متوفی 22 ذیقعده 1389ق مدفون در تکیه ریزی در تخت فولاد اصفهان.[2]

سیّد جعفر طباطبائی عقدائی*

حاج سیّد جعفر طباطبائی بن سیّد علیرضا عقدائی، عالم فاضل، از علمای قرن چهاردهم هجری. در حدود سال 1261ق در «عقداء» یزد متولّد شد. پس از تحصیل مقدّمات به اصفهان آمد و به تحصیل مشغول شد او با جهانگیر قشقائی و آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی (مدیسه ای) در اصفهان هم درس بود. آنگاه برای تکمیل درسهای خود به نجف اشرف عزیمت کرد و نیزد علمای آن سرزمین مقدّس به کسب فیض پرداخت. عاقبت به اصفهان بازگشت و جهت تبلیغ دین و حل مشکلات شرعی مردم راهی دهاقان شد و سالها در آنجا به وعظ و تبلیغ و تدریس مشغول شد و بزرگانی چون حاج ملّا حسین امین جعفری و حاج میرزا مصطفی جعفر طیّاری از علم و فضل او برخوردار شدند.

وی سرانجام در سال 1351ق در سن 90 سالگی وفات یافته و در مسجدی که به نام

[1]فهرست مجلس ج10، ص 757.

[2]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی


صفحه 322

خود او «مسجد حاج سیّد جعفر» معروف بود، در دهاقان مدفون شد.[1]

محمّد جعفر حائری

محمّد جعفر بن محمّد علی حائری [از فضلاء و طلبه اهل علم در قرن سیزدهم هجری در اصفهان بوده و] در جمعه از سال 1229ق «فهرست» شیخ طوسی و «ایضاح الاشتباه» علّامه حلّی را به خط نسخ در مدرسه مبارکیه اصفهان به پایان رسانیده است. نسخه ضمن مجموعه شماره 2548 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی موجود است.[2]

میرزا محمّد جعفر شهشهانی

میرزا محمّد جعفر بن میرزا محمّد علی (میرزاجان) بن قوام الدّین محمّد بن حسین بن ابراهیم حسینی شهشهانی، عالم فاضل متقی، از بزرگان خاندان شهشهانی اصفهان بوده و ظاهراً از شاگردان حاج سیّد محمّد باقر حجه الاسلام شفتی، حاج محمّد ابراهیم کلباسی، ملّا علی نوری و آقا سیّد محمّد مجاهد است.

وی تولیّت موقوفات شاه علاءالدّین و قریه اصفهانک را داشته و در کمال زهد و قناعت می زیسته و دختر آقا سیّد محمّدکاظم طباطبایی زوّاره ای را به زوجیّت داشته است. سال وفات او معلوم نیست.[3]

[او در ربیع الثّانی 1257 نسخه ای از کتاب «عین الوصول» تألیف: آقا محمّد مهدی کلباسی را به خط نسخ کتابت نموده که به شماره 1257 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی نجفی موجود است.[4]]

[1]سیمای دهاقان، ص275.

[2]فهرست مرعشی، ج7، ص131.

[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 440 و 441؛ بیان المفاخر، ج1، صص 293 و 294.

[4]فهرست مرعشی، ج22، ص173.


صفحه 323

میرزا محمّد جعفر میردامادی

حاج میرزا محمّد جعفر میردامادی بن حاج میرزا محمّد علی بن سیّد محمّد مؤمن بن سیّد محمّد باقر بن میر محمّد اشرف سِدِهی اصفهانی، عالم فاضل متّقی، از علمای اواخر دوره قاجاریه.

وی در اصفهان نزد حاج شیخ محمّدعلی مسجد شاهی (ثقه الاسلام)، آقا سیّد محمّد باقر درچه ای و آقا میرزا بدیع درب امامی به تحصیل پرداخت. سپس به سِدِه [خمینی شهر فعلی ]بازگشت و به ترویج دین و اقامه جماعت و حل مشکلات مردم مشغول شد. وی سرانجام در ذیحجه الحرام 1332ق. وفات یافته و در مقبره جدّ اعلای خود میرمحمّداشرف در سِدِه مدفون شد.

وی تقریرات درس مرحوم درچه ای در باب مباحث «الفاظ» «استصحاب» و «حجیّت ظن» را به خط خود نوشته که فرزند او سیّد جمال الدّین صهری، بامقدار زیادی کتاب به کتابخانه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در نجف اشرف اهداء نمود.[1]

محمّد جعفر جیرانی اصفهانی

محمّد جعفر بن عیسی بن محمّد صالح جیرانی تبریزی اصفهانی، عالم فاضل، از دانشوران قرن یازدهم هجری، در اصفهان ساکن بوده و به روایتی پدرش از اهالی محلّه جیران تبریز و بنا به قولی دیگر از اهالی قریه «جیران» در حومه اصفهان بوده است. نزد جمعی از علماء از جمله ملّا حسن شیخ الاسلام جیلانی تحصیل نموده و پس از وفات پدر، سرپرست باقی فرزندان از جمله برادر کوچک ترش میرزا عبداللَّه افندی صاحب «ریاض العلماء» شده است. صاحب ریاض مدتی نزد این برادر دانشمند به تحصیل پرداخته و او را ثنای بلیغ نموده است.[2]

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص237؛ لطائف غیبیّه، مقدمه ص سی و یک؛ خمینی شهری که از نو باید شناخت، صص 306 و 307.

[2]الکواکب المنتشره، ص133.


صفحه 324

محمّد جعفر نجف آبادی*

محمّد جعفر بن غلامعلی نجف آبادی، از خوشنویسان و کاتبان قرن سیزدهم هجری است. وی کتاب «زاد المعاد» علّامه مجلسی را سال 1236ه.ق کتابت نموده و نسخه آن در کتابخانه الزهراء اصفهان موجود است.

همچنین او در روز دوشنبه 24 صفر 1232ق ضمن مجموعه ای به خط شیخ مطالبی نوشته است. نسخه به شماره 1687 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[1]

جعفر الراشد باللَّه عباسی

ابومنصور جعفر ملقب به «الرّاشد باللَّه» بن فضل، از خلفای عباسی است. پس از آنکه «مسترشد» در 18 ذیقعده 529ق به دست فدائیان اسماعیلی در مراغه به قتل رسید، فرزندش «الراشد» به جای او نشست. در سال 530ق با «سلطان مسعود بن محمّد سلجوقی» در نزاع افتاد و نام او را از خطبه انداخت و داود برادر مدعی او را سلطان خواندو امرای اطراف را به جنگ با مسعود و عصیان علیه او واداشت. مسعود به بغداد آمد و «راشد» از ترس به اتابک موصل پناه جست و «مقتفی» به جای او به خلافت انتخاب شد. در سال 532ق «راشد» از موصل به آذربایجان پیش داود رفت و اتابک فارس و بعضی دیگر از امراء هم که از مسعود ترس داشتند دور «داود» و «راشد» را گرفتند و به جنگ «مسعود» آمدند. «مسعود» در شعبان این سال آنها را در نزدیک دینَوَر شکست داد.

«راشد» با «داود» به خوزستان آمد و از آنجا به اصفهان رفت و در آن شهر در 25 رمضان 532ق به دست یکی از فدائیان اسماعیلی به ضرب کارد جان سپرد.

در قریه شهرستان اصفهان بقعه ای است که برخی از نویسندگان آن را مقبره «الراشد» خلیفه عباسی می نویسند. لکن نزد اهالی آنجا معروف است که آنجا قبر دو نفر از سادات

[1]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج8، ص245.


صفحه 325

بزرگوار به نام های «شاهزاده ابراهیم» و جناب «حسین بن زید بن حسن بن علی»علیهما السلام می باشد.

در این که راشد در اصفهان کشته شده و در جی به خاک رفته سخنی نیست. سبک ساختمان گنبد مانند ساختمان های عهد سلجوقی و بدون تاریخ است و در قرون بعد از آن تعمیراتی انجام شده است.

به ظنّ نوسنده، سلجوقی بودن بقعه، دلیل بر آن نیست که آنجا قبر «راشد عباسی» باشد بلکه مظنون آن که قبر راشد در محلّی بوده است که اکنون به نام باغ مشهد خوانده می شود و این گنبد مربوط به جامع (مسجد جامع) شهرستان بوده است. «عماد کاتب» اصفهانی درباره کشته شدن راشد و دفن او می نویسد:

«و دفن الراشد باللَّه فی مدینه جیّ و افردت له تربه فی جامعها»

«یاقوت حموی» در کتاب «معجم البلدان» می نویسد:

«و فی جیّ مشهد الراشد ابن المسترشد معروف ویزار و هی علی شاطی ء نهر زنده رود»

بعید به نظر می رسد که سلاطین صفوی قبر خلیفه عباسی را در اصفهان پایتخت خود باقی گذاشته باشند و احتمال خراب کردن آن بسیار قوی و معقول به نظر می رسد.[1]

جعفر نوای اصفهانی

استاد جعفر نوابخش متخلّص به «نوا» فرزند فیض اللَّه، شاعر و ادیب توانای معاصر، در سال 1293ش در اصفهان متولّد شد. در 2 سالگی پدر را از دست داد و به همراه مادر به کرمانشاه رفت و تا سال 1319ش در آنجا به سر برد. تحصیلات ابتدایی را در کرمانشاه طی کرد و سپس به خیاطی پرداخت. و در کنار آن به تحصیل در دوره متوسّطه مشغول شد. در 17 سالگی ازدواج کرد و صاحب 5 فرزند شد. در سال 1329ش وارد

[1]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 208 و 209؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 608 و 609؛ مزارات اصفهان، صص 216 و 217؛ تاریخ ایران (کمبریج)، ج5، ص130.


صفحه 326

اداره فرهنگ شده و در مدارس اصفهان به تدریس پرداخت، او شاعری متدیّن و معتقد به دین بود و در مدح و مراثی معصومین علیهم السلام شعر سرود. بسیاری از اشعار او گویای رنجها و مرارت های طبقات محروم جامعه همچون کارگران، ایتام و... است. او از اعضای مشهور انجمن های ادبی اصفهان از جمله انجمن ادبی کمال بود. مردی خوش محضر، نیک سیرت و مربّی شعراء و خدمتگزار واقعی شعر و ادب بود. مغازه خیاطی او نیز سالها محفل اهل ادب و مجمع شعراء و فضلاء بود.[1]

استاد نوا در روز 20 بهمن ماه 1380ش بدرود حیات گفته و به دیار باقی شتافت و پیکرش در قطعه نام آوران واقع در قبرستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.

در رثای او برادرزاده اش فضل اللَّه شیرانی متخلص به «سخا» این دو بیت را گفته است:

در غم مرگ نوا ماتم سرا شد اصفهان

در گذشت استاد و لبریز عزا شد اصفهان

بی صفا شد بی گل رویش صفاهان ای دریغ

بینوا شد اصفهان تا بی «نوا» شد اصفهان

«دیوان کامل اشعار نوای اصفهانی» در سال 1377ش به چاپ رسیده است. قبل از آن قسمتی از اشعار استاد در سال 1329ش در کتاب «نواهای جانگداز» و قسمت های دیگری از آن به نام «نوای آشنا» در سال 1338ش به چاپ رسیده بود.

این ابیات از اوست:

دل چون سنگ تو را آه من از جا نکند

هیچ سدّی به ره سیل چنین محکم نیست

* * *

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 516 و 517؛ تذکره شعرای استان اصفهان، ویرایش دوم، ص812؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج6، ص3686؛ یادنامه ادب.


صفحه 327

در دامن این صحرا، هر خاک نشینی را

چون دانه به سر باشد، شوق چمن آرائی

* * *

دل من است پر از خون که همچو جام شراب

دو چشم مست تو از دست یکدگر گیرند

* * *

به حکم تجربه نقشی به بارگاهی نیست

که رنگ ریزیش از خون بی گناهی نیست

ملّا محمّد جعفر طالقانی

ملّا محمّد جعفر بن محمّد کاظم طالقانی، عالم فاضل، وی در اواخر قرن یازدهم هجری در اصفهان ساکن بوده و از محضر علمای این شهر خصوصاً علّامه مجلسی حاضر شده و در جمادی الاوّل 1095ه.ق موفق به اخذ اجازه متوسّطی از علّامه مجلسی شده است. وی دراواخر عمر به زادگاه خود طالقان بازگشته و همانجا در سال 1133ق وفات یافته است.[1]

شیخ جعفر میسی عامِلی

شیخ جعفر بن شیخ لطف اللَّه بن عبدالکریم میسی عاملی، عالم فاضل متّقی و متورّع. در اصفهان ساکن بوده و نزد پدر دانشمند خود و نیز شیخ بهائی به تحصیل پرداخته و شیخ بهائی در سال 1020ق جهت او اجازه صادر فرموده است. برخی نوشته اند در مراتب علمی از پدرش مقام بالاتری را داشته است.[2]

[1]الذریعه، ج1، ص150؛ الکواکب المنتشره، صص 137 و 138؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص24؛ تلامذه العلّامه المجلسی، ص89.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص880؛ وقایع السنین و الاعوام، ص502.