بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 339

مهارت داشته ولی در زمان حیات به گردآوری و تدوین اشعار خود نپرداخته است. کتابی به نام نادرشاه نامه را نیز به او نسبت می دهند. برادرش میرزا امام علی متخلّص به «حشمت» نیز شاعر و ادیب بوده است.

این رباعی از اوست:

راهب خُم باده پیر دیری بوده است

پیمانه حریف گرم سیری بوده است

این مُشت گلی که گشت خشت سَرِ خُم

میخواره عاقبت به خیری بوده است[1]

شیخ محمّد جعفر ریزی

شیخ محمّد جعفر ریزی لنجانی اصفهانی، عالم فاضل، از علمای اصفهان در قرن سیزدهم هجری است. اصلاً از اهالی قصبه ریز [زرین شهر فعلی] بود. وی ظاهراً تا سال 1287ق. در قید حیات بوده است. دخترش مریم نیز از زنان عالمه و فاضله است.[2]

استاد جعفر زرگر اصفهانی*

استاد جعفر زرگر اصفهانی، از هنرمندان معاصر، در فن زرگری استاد مسلّم عهد خود بود. تولدش حدود سال 1300ق یا کمی قبل از آن است. در چهارباغ به زرگری می پرداخته و تا سال 1374 ق در قید حیات بوده است.[3]

[1]تذکره آتشکده، نیمه دوم، صص 498-496؛ دیوان مشتاق، ص171؛ گلشن مراد، صص 421-419؛ تذکرالمعاصرین حزین، ص219؛ تذکره حسینی، ص136؛ صحف ابراهیم، ص148؛ تذکره شمع انجمن، ص276؛ تذکره نتایج الافکار، صص 283-280؛ الذریعه، ج9، صص 46 و 47؛ خزانه عامره، ص246؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص609؛ تذکره سخنوران نائین، صص 46 و 47.

[2]الکرام البرره، ج1، ص235؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص433.

[3]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص366.


صفحه 340

محمّد جعفر شیروانی

محمّد جعفر شیروانی، عالم فاضل، از دانشوران قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن بود و از شاگردان علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی به شمار می رفت. وی حواشی محققانه ارزشمندی بر «مسالک الافهام» نوشته که مدوّن نشده است و در آن حواشی از علّامه مجلسی مطالبی نقل کرده و او را با دعای «مُدّ ظِلُّه» یاد کرده است. فرزندش محمّد تقی نیز از علمای اهل فضل بوده و بر روی همان نسخه حواشی خود را نوشته است.[1]

محمّد جعفر قهپائی

محمّد جعفر قهپائی [از فضلاء قرن یازدهم هجری] در سال 1087ق نسخه ای از «مفتاح دالفلاح» شیخ بهائی را به خط نسخ نوشته و کتاب به شماره 214 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.[2]

میرزا جعفر گلستانه*

میرزا جعفر گلستانه، شاعر و ادیب قرن سیزدهم هجری متخلّص به «مرتاض». در تذکره نصرت که در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار تهران موجود است از او نامی برده شده و اشعاری از او آمده است.[3]

محمّد جعفر محمّدآبادی جرقویه ای*

محمّد جعفر محمّدآبادی جرقویه ای از نویسندگان کتب و فضلای اصفهان بوده و کتاب «مفتاح الشرایع» تألیف: مرحوم فیض کاشانی را در سال 1214ه.ق کتابت نموده است. نسخه در کتابخانه الزهراء اصفهان موجود است.

[1]الکواکب المنتشره، صص 137 و 122؛ تلامذه العلّامه المجلسی، ص159.

[2]فهرست مجلس، ج7، ص364.

[3]مجمل التواریخ، ص دوازدهم.


صفحه 341

جعفر مدرس صادقی*

جعفر مدرس صادقی، نویسنده - مترجم و داستان نویس معاصر در 29 اردیبهشت 1333ش در اصفهان متولّد شد. تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در اصفهان طی کرد. سپس در دانشگاه تهران در رشته زبان و ادبیات انگلیسی به تحصیل پرداخت و لیسانس دریافت کرد. اولین کتاب او با نام «بچه ها بازی نمی کنند» شامل 8 داستان در سال 1356ش چاپ شد.

مدرس صادقی از نویسندگان پرکار معاصر است که در زمینه داستان، نقد ادبی، ترجمه و بازخوانی متون کهن فارسی کتابها و مقالات متعددی نوشته و به چاپ رسانده است.

این کتابها از او چاپ شده است:

1. «بچه ها بازی نمی کنند» مجموعه داستان 2. «نمایش» رمان 3. «گاوخونی» رُمان 4. «سفر کسری» 5. «بالون مهتا» 6. «ناکجا آباد» 7. «شاه کلید» 8. «دوازده داستان» 9. «کنار دریا، مرخصی و آزادی» 10. «شریک جرم» 11. «عرض حال» 12. «من تا صبح بیدارم» 13. «لاتاری چخوف و داستانهای دیگر» ترجمه 14. «آن طرف خیابان» مجموعه داستان 15. «سرگذشت حاجی بابای اصفهانی» ترجمه.[1]

شیخ جعفر مؤیّد موغاری*

شیخ جعفر مؤیّد موغاری اردستانی، عالم فاضل. در قریه «موغار» اردستان متولّد شده و پس از تحصیلات مقدّماتی در اصفهان نزد شیخ علی مدرس یزدی، شیخ محمّدحکیم خراسانی و سیّد محمّد مدرس نجف آبادی، به تحصیل پرداخت. سپس به زادگاه خود بازگشته و به حلّ و فصل امور شرعی مردم مشغول شد. در اواخر عمر به کسالتی دچار شده و جهت معالجه به طهران رفته و در آنجا وفات یافت.[2]

[1]نشریه کتاب هفته، شماره 176، نوزدهم اردیبهشت 1383، ص23.

[2]آتشکده اردستان، ج2، ص303.


صفحه 342

جعفر خان میناکار*

جعفر خان میناکار، از اساتید فن مینا کاری در اواخر عهد صفویّه است. وی در سال 1124ق در اصفهان درگذشت. میرزا محسن تأثیر تبریزی در مادّه تاریخ وفات او گفته است:

سالی که رفت جعفر آرام از جهان

طبع مصاحبان همگی زین اَلَم فسرد

می گشت فکر از پی تاریخ فوت او

افسوس خورد و گفت: «رفیق شفیق مُرد»[1]

[2]

شیخ محمّد جعفر همدانی*

شیخ محمّد جعفر همدانی، عالم مجاهد در قرن دوازدهم هجری، در اصفهان ساکن بود و به تدریس و تألیف و ارشاد مردم مشغول بود. پس از حمله افغانهای قندهار به سرکردگی محمود غلجائی به اصفهان، او و دو فرزندش محمّد زمان و ابوطالب به همراه سپاه صفوی از اصفهان خارج شده و به جنگ افغانها رفتند. آنها در روستای «گلون آباد»، در ماه جمادی الاوّل 1134ق در میدان نبرد به شهادت رسیدند. رحمهاللَّه علیهم.[3]

جعفر قلی خان اسعد بختیاری

جعفر قلی خان بن علیقلی خان سردار اسعد بن حسینقلی خان ایلخانی بختیاری، از سیاستمداران عصر مشروطیت و پهلوی در سال 1258ش متولّد شد. [تحصیلات متوسّطی داشت با زبان فرانسه آشنا بود و در سوارکاری و تیراندازی مهارت بسیار

[1]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص366.

[2]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج8، ص524.

[3]رساله «ملّامحمّد علی تونی و یادداشت های تاریخی او، صص 16 و 17.


صفحه 343

داشت. پس از فتح تهران، به همراه یفرم خان ارمنّی در سرکوب محمّد علی شاه (پادشاه مخلوع قاجاریه) و عوامل او در زنجان و آذربایجان نقش مهمی ایفا کرد. او یکی از 10 تن قضات دادگاه انقلابی بود که حکم اعدام عدّه ای از مخالفان را، از جمله شیخ فضل اللَّه نوری صادر کردند. همچنین او به همراهی یفرم خان، در پارک اتابک به سرکوب مجاهدین آذربایجانی به رهبری ستارخان پرداخت. در این زمان جعفر قلی خان به لقب «سردار بهادر» ملقّب شده بود. از سال 1336ق پس از مرگ پدرش لقب «سردار اسعد» را به او دادند. او در کابینه مستوفی الممالک، وزیر پست و تلگراف بود. سپس حاکم کرمان و بعداً خراسان گردید. جعفرقلی خان در راه به سلطنت رسیدن رضا شاه تلاش بسیاری کرد او در کابینه سردار سپه دوباره وزیر پست و تلگراف شد و در کابینه مخبر السلطنه وزارت جنگ را بر عهده گرفت و تا هنگام دستگیری در آن پست باقی ماند. عاقبت رضا شاه به او سوء ظن پیدا کرده دستور بازداشت او را صادر کرد. جعفرقلی خان در آبان 1312ش به همراه جمعی از سران بختیاری دستگیر و روانه زندان شد و پس از 5ماه از زندان قصر به زندان شهربانی منتقل و با وضع فجیعی به قتل رسید[1]]

جسد او را به اصفهان آورده و در آررامگاه خانوادگی خاندان بختیاری در تکیه میر واقع در تخت فولادبه خاک سپردند.[2]

جعفر قلی فریدنی

جعفر قلی فریدنی اینانلو [از خوشنویسان اواخر دوره صفویّه] در تاریخ ربیع الثّانی 1316ق به خط نستعلیق خوش نسخه ای از «شرح قصیده خمریه» ابن فارض را نوشته [است.] کتاب به شماره 65145 در کتابخانه مجلس شورای ملّی در تهران موجود است.[3]

[1]زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج1، صص 158-152؛ شرح حال رجال ایران، ج1، صص 247-245.

[2]سیری در تاریخ تخت فولاد اصفهان، ص83.

[3]فهرست مجلس، ج15، ص 34.


صفحه 344

جعفری خروس باز*

ملّا جعفر خروس باز، از بذله گویان و اصفهانیان حاضر جواب در عصر صفویه است. او جانماز دار علّامه مجلسی بوده و به علت علاقه به خروس بازی و جنگ خروس ها به «جعفر خروس باز» معروف بوده است. فردی شوخ و بذله گو بوده و از شوخ طبعی ها و حاضرجوابی های او حکایاتی نقل شده است. حکایات و ماجراهای او در رساله «ملّا جعفری خروس باز» که شخصی ناشناخته (شاید محمّدحسن خان اعتماد السلطنه؟) به نام محمّد حسن آنها را گردآوری کرده، به شماره 428 در کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران نگهداری می شود. تاریخ کتابت این رساله 7 ربیع الثّانی 1305ق است.[1]

شاطر جلال

شاطر جلال، از طبقه رامشگر و مطربان بوده و در سال 970ق به کاشان رفته و طرف تعلّق خاطر محتشم کاشانی شاعر معروف قرار گرفته، و این شاعر منظومه «جلالیه» را به نام او سروده است.[2]

جلال فروغ بروجنی

جلال برجیس بن ابوطالب بن محسن بروجنی اصفهانی، شاعر ادب معاصر، در سال 1300ش در قهفرخ [فرخ شهر فعلی در استان چهارمحال و بختیاری] متولّد شد. تحصیلات ابتدائی را در قهفرخ و متوسطه را در اصفهان به پایان رسانیده و بعداً از دانشگاه اصفهان به اخذ لیسانس نائل شد و در فرهنگ وارد شده و به تدریس مشغول شد و 40 سال در کسوت دبیری به انجام وظیفه مشغول بود. او ضمن تدریس در دبیرستان، در سال 1320ش به تأسیس آموزشگاه فروغ همّت گماشت و به تعلیم

[1]فهرست کتابخانه ملی (کتابهای فارسی)، ج1، ص408؛ اصفهانی های شوخ طبع و حاضرجواب، صص 109-102.

[2]فهرست کتب چاپی فارسی، ص947؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص449.


صفحه 345

بزرگسالان و کسانی که قادر به تحصیل در مدارس روزانه نبودند پرداخت و برای کسانی که قدرت پرداخت شهریه را نداشتند، به رایگان در آموزشگاه خود ثبت نام می کرد. او دلباخته خدمت به هم نوع بود و در دبستان و دببیرستان او صدها تن از علاقمندان علم و دانش تربیت شده و بسیاری از آنان به مقامات بالایی رسیدند. وی سرانجام در ماه رمضان 1408ق وفات یافته و در قبرستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد.

وی از شعراء و سخنوران معروف اصفهان بوده و در انجمن ادبی کمال شرکت می کرده و «فروغ» تخلّص داشته است

[این ابیات از اوست:

صبح عمر ما غروبی دارد اندر پی «فروغ»

زود بینی بر لب بام آفتابی بیش نیست[1]]

استاد جلال تاج اصفهانی*

استاد جلال تاج اصفهانی ابن شیخ اسماعیل تاج الواعظین، استاد بلند آوازه آواز ایران، در سال 1282ش در اصفهان متولّد شد. در 12 سالگی پدرش که از منبریان و وعاظ معروف اصفهان بود، از استعداد او در آواز مطلّع شد، و او را به سیّد عبدالرّحیم اصفهانی از اساتید موسیقی سپرد. پس از آن استاد تاج نزد نایب اسداللَّه، میرزا حبیب شاطرحاجی، حسین عندلیب و میرزا حسین ساعت ساز (خضوعی) به فراگیری گوشه های آوازی، طرز ادای درست کلمات و سایر معلومات موسیقائی مشغول شد و به تمرین آواز پرداخت.

در 20 سالگی (سال 1302ش) به تهران آمد و در کنسرت روزنامه ناهید در باغ «سهام الدوله» (لاله زار) که در حضور حاج مخبر الدّوله هدایت برگزار می شد شرکت

[1]تذکزه شعرای معاصر اصفهان، صص 357-355؛ مزارات اصفهان، ص122؛ آئین فرزانگی، ج1، صص 107 و 108 و 193.


صفحه 346

کرد و با ارکستر مرتضی محجوبی و تار مرتضی نی داود همراه شد.

در سالهای 1305 تا 1307ش در تهران در بعضی مجالس ادبی و هنری به اجرای برنامه می پرداخت. در سال 1317ش استاد تاج به همراهی جمعی از هنرمندان موسیقی به شهر «حلب» سوریه رفته و در برنامه های آنجا شرکت کرد. در سال 1319ش با تأسیس رادیو به همکاری با رادیو پرداخته و با هنرمندانی چون ابوالحسن صبا، مرتضی خان محجوبی، حسین تهرانی، عبدالحسین شهنازی، مهدی نوائی، حاج علی اکبر خان شهنازی، حبیب سماعی، مهدی غیاثی و دیگران آثار ارزنده ای را پدید آورد.

از سال 1320 به بعد تاج در اصفهان به فعالیت هنری پرداخت. از جمله از سال 1329ش همزمان با تأسیس رادیو اصفهان به همکاری با آن پرداخت و تا سال 1357ش به اجرای برنامه در رادیو اصفهان مشغول شد. در سال 1335ش به برنامه گلها در رادیو سراسری دعوت شد و آثار ارزنده ای از او به یادگار ماند.

او علاوه بر آواز به تعلیم علاقمندان موسیقی مشغول شد و از جمله هنرمندان برجسته ای چون علی اصغر شاهزیدی و علیرضا افتخاری نزد او به فراگیری موسیقی پرداختند. استاد تاج در برنامه خود با برخی از هنرمندان موسیقی اصفهان چون استاد جلیل شهناز و استاد حسن کسائی همکاری داشت.

او در استخدام استانداری اصفهان بود و سپس به شهرداری منتقل شد و مقرری نیز از رادیو اصفهان دریافت می کرد. در اواخر عمر به بیماری مبتلا شد و در آخرین سال زندگی از صدا و سیمای اصفهان نیز برکنار و حقوقش قطع شد. او سرانجام در 13 آذر 1360ش در اصفهان درگذشت و در تکیه سیّد العراقین واقع در تخت فولاد به خاک سپرده شد.

استاد تاج انسانی متواضع، صبور و موقّر بود و از خودخواهی و غرور که دامنگیر برخی هنرمندان است به دور بود. بسیار خوش مشرب و نیک محضر بود.

در خوانندگی دارای سبکی خاص بود و در صدا و صوت دارای قدرت و مهارت و هوشی قابل توجّه بود. او در عین تسلّط، تحریرها را پشت سر هم و کنترل شده و حتّی