سیّد جواد امامی نجفی
سیّد جواد امامی نجفی ابن حاج سیّد محمّدجواد امام جمعه دهکردی شاعر و ادیب فاضل، در سال 1309ق در شهرکرد متولّد شده و در مولد خود و اصفهان تحصیلات خویش را به پایان رسانیده و آنگاه به موطن خویش مراجعت نموده و در آنجا ساکن گردید. چند سال بعد به علت بیماری، بینایی خود را از دست داد و در منزل منزوی شد. در شعر و ادب دارای قدرت طبع بود. این شعر از اوست.
شکر لِلَّه که بهار آمد و شد موسم عید
چشم من بار دگر صحنه گلزار بدید
شد پدید ابر گهربار و ببارید شدید
بر سر لاله و گل ریخت بسی مروارید
تا دل بلبل بیچاره گرفتار کند
خیز و از خانه برون آی و در و دشت ببین
که شده چون پر طاووس همه روی زمین
تا سلیمان گل آورد جهان زیر نگین
کرد اهریمن دی کوچ ازین چرخ برین
فرودین آمده تا دیو و دد آزار کند
ساقی سیم تن ماه وش گل اندام
از ره لطف همی ریخت مرا باده به جام
تا دهد از لب جام و لب خود دل را کام
سینه را شرح دهد ننگ بَرَد، آزَد نام
طوطی طبع مرا سرخوش و سرشار کند[1]
شیخ محمّدجواد حسین آبادی
حاج شیخ محمّدجواد حسین آبادی ابن محمّدحسن، از علمای اعلام و فقهای عالیقدر اواخر دوره قاجاریه.
در حدود سال 1240ق در اصفهان متولّد شده و مقدمات علوم را در اصفهان گذرانیده و سپس به عتبات عالیات مشرف شد. در آنجا باوجود تنگدستی و سختی در امر معاش به تحصیل ادامه داده و نزد سیّد ابراهیم قزوینی (صاحب ضوابط) و شیخ محمّدحسن صاحب جواهر و شیخ مرتضی انصاری کسب فیض نمود. مرحوم صاحب جواهر دو اجازه برای او صادر نموده که تاریخ یکی از آن دو سال 1265ق می باشد.
او پس از اتمام تحصیل و نیل به درجه اجتهاد به زادگاه خود بازگشته و به ترویج دین و ارشاد مردم مشغول شد. او عالمی غیور و متعصّب در امر دین بود و به خاطر اجرای حدود شرعی در سال 1304ق از طرف ناصرالدّین شاه به تهران فرا خوانده شد و در یکی از مساجد تهران به اقامت جماعت پرداخت.
گویند در بین راه مسجد و منزل مرحوم حسین آباد مشروب فروشی بود که او و نمازگزاران به آنجا رفته و خمره بزرگ مشروب را شکسته و آنجا را تعطیل کردند. هنگامی که او مطلّع شد که ناصرالدّین شاه از کار او خشمگین شده، برای او پیغام داد که «من گمان می کردم تو ناصر دینی ولی حالا فهمیدم که کاسر (شکننده) دین هستی».
همچنین یکی از مریدان او به نام سراج الملک مشروب فروشی دیگری را خریداری کرد تا به مسجد تبدیل شود و نماز جماعت بر روی خرابه های آن به امامت میرزا محمّدجواد خوانده شد. پس از احداث مسجد سراج الملک یکی از شعراء چنین سرود:
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 148 و 149.
حسن توفیق بین که مسجد کرد
سطح میخانه را سراج الملک
او در سال 1310ق تصمیم به زیارت مرقد حضرت امام حسین علیه السلام در کربلا گرفت و برای صله ارحام و وداع با بستگان به اصفهان آمد ولی در اصفهان بیمار شده و پس از دو سال در ذی القعده 1312ق وفات یافته و در جنوب تکیه مادر شاهزاده در سردابی که حاج شیخ محمّدباقر نجفی قبری جهت خود در آن تدارک دیده بود، مدفون گردید.
او در علم و فضل و زهد و تقوا از نوادر دوران بوده و مجلس درس او محل اجتماع فضلاء و دانشمندان بود. دو فرزند دانشمند ایشان شیخ احمد مجتهد بیدآبادی، شیخ محمّدعلی شاه آبادی و همچنین سیّد هدایت اللَّه چهارسوقی و سیّد حسن فانی یزدی از شاگردان برجسته او به شمار می روند.
وی را تألیفات چندی است که از آن جمله است:
1. «بحرالبکاء فی مصائب المعصومین النُّجَباء» به فارسی در چهار مجلد [جلد اول: شامل سی مجلس در تفسیر سوره فاتحه الکتاب. جلد دوم: در تفسیر سوره یوسف. جلد سوم: در تفسیر سوره واقعه. جلد چهارم: در احوال حضرت فاطمه زهرا(سلام اللَّه علیها) موسوم به «بحرالبکاء الفاطمیّه»] 2. «السّراج الوّهاج» در شرح «نتائج الافکار» استادش سیّد ابراهیم قزوینی، در اصول فقه 3. «کنوز اللئالی» در اصول فقه [که نسخه خطی آن به شماره 8248 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی نجفی موجود است] 4. «ترتیب خلاصه الاقوال» علّامه حلّی که در سال 1312ق در اصفهان چاپ سنگی شده است. 5. «بساطین الریاحین»، در اصول فقه 6. «ترجمه نجاه العباد» رساله عملیّه استادش صاحب جواهر، به فارسی [که در مجموعه شماره 8248 کتابخانه آیت اللَّه مرعشی نجفی موجود است.] 7. «الرساله الاحمدیه» به نام فرزندش شیخ احمد 8. «الخزائن» در اصول فقه 9. «الریاحین» در فقه استدلالی 10. «النّتائج» [تقریرات درس سیّد ابراهیم قزوینی[1]]
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص79؛ سیری در تاریخ تخت فولاد ص93؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص237؛ نقباء البشر، ج1، صص 322-321؛ استادزاده، صص 21-13؛ فهرست مرعشی، ج21، ص206، الذریعه، ج12، ص164 و ج18، ص174 و ج26، ص84؛ گلشن اهل سلوک، صص 191-182.
محمّد جواد دهنوی سمیرمی
محمّد جواد بن محمّد حسن دهنوی سمیرمی، از فضلاء و نویسندگان کتب در قرن سیزدهم هجری است. از آثارش:
1. کتاب نسخه ای از «ریاض المسائل» که در پنج شنبه 2 محرم 1266ق، از نوشتن آن فراغت یافته است.
2. کتابت رساله «شرط ضمن العقد» از مؤلفات میرزای قمی که آن را به خط نسخ و نستعلیق در سال 1267 نوشته است. نسخه آن در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.[1]
3. کتابت چهار رساله شامل «تعلیقه منهج المقال» تألیف آقا باقر بهبهانی، «هدایه المحدّثین» تألیف ملّا محمّدامین کاظمی، «غایه المرام» تألیف سیّد جزائری و «الاوزان و المقادیر» تألیف علّامه مجلسی که آنها را به خط نستعلیق در ماه رجب سال 1267ق کتابت نموده است و به شماره 3138 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی در قم موجود است.[2]
شیخ محمّدجواد بیدآبادی سرجوئی
حاج شیخ محمّدجواد بیدآبادی سرجوئی ابن محمّد حسین بن زین الدّین، عالم ربانی و عارف صمدانی. از مشایخ سلسله ذهبیه در اصفهان و از کسانی است که جامع بین شریعت و طریقت بوده. املاک خود را فروخته و صرف مستمندان نموده و باقی عمر را به زهد و قناعت و تزکیه نفس و تحمّل ریاضات مختلفه و تربیت معدودی از اهل عرفان گذرانده است.
سرانجام در 10 صفر 1344ق در سن حدود نود سالگی وفات یافته و در کربلای
[1]فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، ص332.
[2]فهرست مرعشی، ج8، ص368.
مُعَلّا مدفون گردید. حاج ملّا حسینعلی صدیقین، حاج ملّا محمّد هُرتَمَنی، سیّد محمّد صادق کتابی، میرزا ابوالهدی کلباسی و آقا شیخ ابوطالب شیخ الاسلام از دست پروردگان این عارف ربّانی بوده اند.[1]
سیّد محمّد جواد میر محمّد صادقی
سیّد محمّد جواد بن میر محمّد حسین بن میر سیّد علی میر محمّد صادقی، عالم فاضل در اصفهان نزد پدر و دیگر علماء به تحصیل پرداخت. سپس در کربلا به درس میرزا علینقی طباطبائی و در نجف به محضر درس شیخ مرتضی انصاری حاضر شده و کسب علم نمود.
وی سرانجام در سال 1280ق در مراجعت از مکّه معظّمه بین راه وفات یافته و در نجف اشرف مدفون گردید.
از تألیفات او یک دوره فقه و یک دوره اصول از تقریرات اساتید خود است.[2]
سیّد محمّد جواد خراسانی
سیّد محمّد جواد بن سیّد محمّد رضا بن حاج سیّد یوسف قائنی خراسانی، عالم فاضل صالح زاهد [از شاگردان آقا سید محمد باقر درچه ای و دیگران].
مرحوم حاج شیخ مهدی نجفی درباره او فرموده است: «لم ار مثله فی الوثاقه و الجلاله و العباده»
مشارٌالیه از جمله کسانی است که به شرف زیارت حضرت بقیهاللَّه الاعظم امام عصر(عجل اللَّه تعالی فرجه) مشرّف گردیده است. [شرح آن در کتاب «العبقری الحسان» علّامه نهاوندی آمده است.]
[1]تاریخ اصفهان (جابری)، صص 326 و 327؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص70؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص462؛ بیان المفاخر، ج2، ص229.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص510.
وی در روز جمعه5 رجب المرجّب سال 1271ق در اصفهان متولّد شده و پس از تحصیل علوم دینی سالها در مسجد حاجی رضا به جای پدران خود اقامه جماعت می نمود.
سرانجام در سال 1352ق وفات یافته و در تکیه فاضلان در تخت فولاد جنب مزار جدّ بزرگوار خود مدفون گردید.
حاجی میرزا حسن خان جابری انصاری مادّه تاریخ وفات او را چنین سروده است:
«اذاً باثنی عشر جاءوا و قالوا:
ثوی حرز الجواد طاب مثواه»
1340+12=1352
کتب زیر از اوست:
[1. مجالس الابرار در مواعظ] 2. رساله ای در شرح حال پدر و جدّ خود 3. رساله در «تعبیر خواب» 4. «رؤیاهای صادقه»[1]
دکتر محمّدجواد شریعت
دکتر محمّدجواد شریعت فرزند شیخ محمّدرضا شریعت بن ملّا زین العابدین طالخونچه ای اصفهانی، از پرکارترین استادان زبان و ادبیات فارسی در عصر حاضر.
او در سال 1315ش در اصفهان متولّد شده و تحصیلات ابتدائی را طی نمود [و نزد پدر مقدمات و سطوح را فرا گرفت سپس در اصفهان به ادامه تحصیل در دبیرستان پرداخته و پس از دریافت دیپلم در دانشگاه تهران در رشته ادبیات فارسی به تحصیل پرداخته و لیسانس گرفت. سپس در سال 1335ش به استخدام آموزش و پرورش درآمده و 10 سال به تدریس در دبیرستانهای اصفهان پرداخت. در کنار آن تحصیلات عالیه خود را دنبال کرده و در سال 1347ش رساله دکتری خود درباره «ترجمه تفسیر طبری» را زیر نظر استاد مدرس رضوی در دانشگاه تهران گذراند و به درجه دکترای
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص59؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 636 و 637؛ مکارم الآثار، ج6، صص 1984-1982؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص162.
ادبیات فارسی نائل شد. و به تدریس در دانشگاه تهران مشغول شد. در سال 1352ش به انگلستان رفت و در دانشگاه «دورهام» به تدریس ادبیات فارسی پرداخت. وی پس از پیروزی انقلاب بازنشسته شده و به تحقیق و تألیف و تدریس در دانشگاههای آزاد پرداخت.
او دهها کتاب و اثر تحقیقی اعم از تألیف و تصحیح و تحقیق را به تحریر درآورده که به چاپ رسیده است از جمله:
1. «املای صحیح» 2. «کتاب املاء» 2جلد 3. «دستور زبان فارسی و انگلیسی» تطبیقی 4. «لغت فارسی» 5. «راهنمای زبان و ادبیات فارسی» 6. «ترجمه مبادی العربیّه» (4جلد) 7. «تجزیه و ترکیب اشعار گلستان» 8. «زمینه بحث درباره آیین نگارش» 9. «آیینه عبرت» (شرح قصیده خاقانی) 10. «پروین ستاره آسمان ادب ایران» 11. «چهارده روایت در قرائت قرآن مجید» 12. «فهرست تفسیر کشف الاسرار» 13. «کشف الابیات مثنوی» 14. «فرهنگ فارسی - چینی» با همکاری دکتر غلامرضا ستوده و هیأت چینی 15. «ترجمه نهج البلاغه» 16. «گزیده کشف الاسرار» 17. تصحیح و تحقیق «جواهر الاسرار» در شرح مثنوی (4جلد) 18. تصحیح و تحقیق کتاب «التّعرف» 19. تصحیح و تحقیق «دیوان دقیقی» 20. تصحیح و تحقیق «منهاج الطّلب» (کهن ترین دستور زبان فارسی) 21. تصحیح و تحقیق «اسرار الغیوب» (شرح مثنوی در 2جلد) 22. تحقیق و معانی اشعار «دیوان حافظ»[1]]
سیّد محمّد جواد کتابی
سیّد محمّد جواد کتابی ابن سیّد محمّد صادق حسینی کتابفروش، عالم فاضل، در اصفهان متولّد شده و نزد عدّه ای از علمای اصفهان از جمله حاج شیخ محمّد باقر نجفی مسجد شاهی به تحصیل پرداخته و به افتخار دامادی حاج سیّد محمّدباقر حجّهالاسلام
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص267؛ شمع جمع، صص23-16.
شفتی درآمده و دختر ایشان گوهربیگم را به همسری خود برگزید. عالمی زاهد و منزوی بوده و از ریاست و شهرت دوری می کرده است. در سال 1338ق وفات یافت.[1]
شیخ محمّد جواد پوده ای
شیخ محمّد جواد بن شیخ عبدالحمید بن شیخ محمّد جواد بن شیخ محمّد صالح نجفی پوده ای سمیرمی اصفهانی، واعظ، عالم صالح معروف به «سیف الواعظین»، شاعر ادیب [از دانشمندان اواخر دوره قاجاریه]
کتابهای: 1. انوار السواطع و البروق اللوامع 2. دیوان اشعار 3. مثنوی قیمه پلو، مثنوی عرفانی شبیه نان و حلوای شیخ بهائی [سروده] در آنجا خود را شیخ محمّد جعفر قمی می خواند. کتاب مشتمل بر 2200 بیت بوده و به شماره 4624 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.
این مثنوی با ین بیت آغاز می شود:
ساقی ای آرام جان ناتوان
مِی بِدِه وان می به رنگ ارغوان[2]
میر جواد طیّب اصفهانی*
میر جواد بن سیّد علی خان اصفهانی، شاعر ادیب قرن دوازدهم هجری متخلّص به «طیّب». در سال 1110ق در اصفهان به دنیا آمد و فنون ادب و شعر را از پدر دانشمند خود و همچنین مخلص کاشی آموخت. سپس به هندوستان رفته به خدمت حکام بنگاله درآمد. او سرانجام در سال 1180ق در سن 70سالگی در مُرشدآباد وفات یافت.
از اوست:
تو را با خویش یک رو دیده ام من
تغافل پیشه بدخو دیده ام من
[1]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج1، ص322؛ بیان المفاخر، ج2، صص 163 و 164.
[2]الذریعه، ج17، ص226؛ فهرست مرکزی دانشگاه ج14، ص3558.