بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 412

صفحه 413

میرزا حاتم بیگ اردوبادی

میرزا حاتم بیگ اردوبادی بن ملک بهرام نصیری، سیاستمدار ادیب و شاعر عهد صفویه. [او را از احفاد خواجه نصیرالدّین طوسی شمرده اند. در حالی که مطابق اسناد معتبر نسب او به شیخ طوسی منتهی می شود.] در اواخر قرن دهم هجری به علّت تبحّر در انشاء و ادبیات و امور دیوانی منظور نظر شاه عباس قرار گرفته و در سال 999ق به منصب وزارت اعظم منصوب و به لقب «اعتماد الدّوله» مُلَّقب گردید. وی سرانجام در شب جمعه 6 ربیع الاوّل 1019ق در پای قلعه دمدم ارومیه به مرض فجأ وفات یافت و جنازه اش به مشهد مقدس نقل گردیده و در آن آستان مقدس مدفون گردید.

حاتم بیگ، مردی ادیب و دانشمند بود، و شعر نیز می سروده و «صافی» تخلّص می نموده است. بسیاری از ادباء و شعراء از جمله شیخ علینقی کمره ای و ملک مشرقی در وصف او شعر سروده اند و شیخ بهائی کتاب «هفتاد باب اسطرلاب» خود را به نام او «التحفه الحاتمیه» نامیده است. حاتم بیگ نیز مردی کریم الطّبع و بخشنده بوده و شعراء و دانشمندان را با صله های فاخر می نواخته است. شاه عباس صفوی، پس از فوت حاتم بیگ منصب او را به فرزندش میرزا طالب خان تفویض کرد.[1]

حارث اصفهانی

حارث بن ترماح اصفهانی، ساکن هَجَرْ از ولایت بحرین و از بزرگان قرامطه بوده

[1]تذکره میخانه، ص588؛ تذکره غنی، ص39؛ تذکره روز روشن، ص189؛ تذکره هفت اقلیم، ج3، صص 263-261؛ دانشمندان آذربایجان، صص 213 و 214؛ مختصری از تاریخچه محلّه خواجو، ص79.


صفحه 414

است.[1]

حامد بن صبّاح

ابوغسّان حامد بن صبّاح، از محدثین اصفهان در قرن سوم هجری است وی از ابراهیم بن عامر بن ابراهیم روایت می کند.[2]

حامد خابوطی

ابوالمکارم حامد بن عبدالرّزاق بن محمّد بن عمر خابوطی، از محدّثان اصفهان در قرن ششم هجری است. از ابو محمّد رزق اللَّه تمیمی استماع حدیث کرده و ابوسعد سمعانی از وی احادیث کمی شنوده است.[3]

حامد اصفهانی

ابوسعد حامد بن علی بن احمد بن عبدالواحد بن احمد بن ایّوب اصفهانی، از محدثین قرن ششم هجری و سبط ابوالقاسم سلیمان طبرانی است. از ابوبکر محمّد بن احمد بن حسن بن ماجد ابهری استفاده کرده و ابوسعد سمعانی از او حدیث شنوده است.[4]

حامد آدمی اصفهانی

ابوالفتوح حامد بن محمّد بن ابی سعد بن عمر آدمی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن ششم هجری است. از ابوعبداللَّه قاسم ثقفی استماع حدیث کرده و ابوسعد سمعانی از وی حدیث شنیده است.[5]

[1]بنیادهای کیش اسماعیلیان، صص 123 و 124.

[2]ذکر اخبار اصفهان،ج 1، ص294.

[3]التّحبیر، ج1، ص243.

[4]التّحبیر، ج1، ص242.

[5]التّحبیر، ج1، ص243.


صفحه 415

آدمی منسوب به آدم، یکی از اجداد صاحب عنوان است.

حامدی اصفهانی*

مولانا حامدی اصفهانی، شاعر ادیب صوفی عارف و خطاط فاضل قرن نهم هجری سالها به سیاحت مشغول بوده، عاقبت به عثمانی [ترکیه کنونی] رفته و به دربار سلطان محمّد فاتح امپراطور عثمانی راه یافت. از صوفیه طریقت مولویّه بوده و سالها شیخ مزار مولانا جلال الدّین محمّد بلخی در قونیه بوده و تا سال 884ق حیات او مسلّم است ولی تاریخ فوت او به دست نیامد. علاوه بر فضل و ادب و سلوک و عرفان، خط را نیز خوش می نوشته و کتاب های «مفردات» ابن بیطار، و «دلائل الاعجاز» را برای سلطان محمّد فاتح نوشته است.

«جام سخن گوی» و «دیوان اشعار» از آثار اوست.[1]

میرزا حبیب اصفهانی

میرزا حبیب اصفهانی چهارمحالی، ادیب فاضل و شاعر و نویسنده و زبان شناس [اوایل قرن چهاردهم هجری].

وی در روستای «بن» چهارمحال متولّد شد. [مقدمات را در اصفهان آموخته و سپس به تهران رفت و به تحصیل ادامه داد. سپس راهی بغداد شده و در 4 سال ادبیات و فقه و اصول را فراگرفت و پس از مراجعت به ایران در تهران ساکن شد. او شاعری زبردست و ادیبی توانا بود و «دستان» تخلّص می کرد و چون طبع او به هزل و هجو مایل بود در ذمّ شکمبارگی و بددهنی سپهسالار محمّد خان صدر اعظم هجویه ای سروده و پس از مدت کوتاهی از اقامت خود، در سال 1283ق به سرزمین عثمانی [ترکیه فعلی ]

[1]اثرآفرینان، ج2، صص 255 و 256؛ تاریخ ادبیات (صفا)، ج4، ص342؛ تاریخ نظم و نثر، صص 792 و 793؛ مؤلفین کتب چاپی، ج2، ص467؛ مجله هنر و مردم، بهمن 1355ش، شماره 172، ص4؛ نشریه دانشکده ادبیات تبریز، سال 1341ش، شماره اول، صص 54-42.


صفحه 416

پناه برد و در آنجا به دلیل تسلط به زبان عربی، ترکی و فرانسوی در مدرسه ایرانیان استانبول به تدریس پرداخت. میرزا حبیب با شیخ احمد روحی و یاران او معاشرت داشت و طرفدار آزادیخواهان ایران بود.

دولت عثمانی او را به عضویت انجمن معارف منصوب کرد، اما به خاطر بدگوئی بدخواهان از خدمت برکنار شد ولی بعد از یک سال و نیم به التفات سلطان، به خدمت بازگشت.

عمده شهرت حبیب اصفهانی به خاطر ترجمه فارسی داستان «حاجی بابا اصفهانی» نوشته «جیمز موریه» منشی سفارت انگلیس در ایران است. نثر او در این ترجمه استادانه و مسلط به زبان و ادب فارسی است که آن را شیرین و دلپذیر ساخته است.

میرزا حبیب در سال 1311ق بیمار شده و جهت معالجه با آبهای معدنی به «بورسا» رفت و سرانجام در سال 1315ق درگذشت و در گورستان «چکرگه» در پای کوه «اولوداغ» به خاک سپرده شد.]

این کتاب ها از اوست:

1. «برگ سبز» 2. «دستان فارسی» راجع به دستور زبان فارسی 3. «دستور سخن» 4. «راهنمای فارسی» 5. «غرایب عقاید ملل» [6. تصحیح «دیوان اطعمه سحاق اطعمه شیرازی» مطبوع 7. «منتخب کلیات عبید زاکانی» 8. «تصحیح دیوان البسه قاری یزدی» مطبوع 9. «خط و خطاطان» 10. «رهبر فارسی» 11. ترجمه «مردم گریز» نوشته: مولیر 12. «دیوان اشعار» 13. ترجمه «حاجی بابای اصفهانی» نوشته: جیمز موریه، مطبوع 14. ترجمه «سرگذشت ژیل بلاس» نوشته: آلن رُنه ساژ 15. «ایرنامه» نسخه خطی کتابخانه دانشگاه استانبول ترکیه 16. «منتخب اللّطائف» 17. «منتخب النّفائس»

این شعر از اوست:

دیشب به رقص برخاست، آن فتنه نشسته

یک دل درست نگذاشت، با طُرّه شکسته


صفحه 417

دامن کشان فرد کوفت، پائی و دستی افشاند

ز آنسان که عقل و دین را، شد دست و پای بسته[1]]

حبیب هلالی اصفهانی

حبیب بن زبیر بن مشکلان هلالی اصفهانی، از محدّثین قرن دوم هجری است [نوادگان او به زبیریه شهرت داشته و اغلب ساکن اصفهان بوده اند. بسیاری از نوادگان پسری و دختری او از محدّثان اصفهان به شمار می روند.

صاحب عنوان از عکرمه، عبداللَّه اَبی الهُذِیل و عبدالرّحمان بن الشرّود روایت می نماید و عمروبن فرّوخ و شعبه از او روایت می کنند.

گفته می شود او از محدّثان حنفی بوده است.[2]

میرزا حبیب ملّاباشی

میرزا حبیب ملّا باشی ابن حاج میرزا محمود بن حاج میرزا محمّد رضا بن حاج میرزا احمد ملّا باشی، عالم فاضل معاصر در سال 1303ش در اصفهان متولّد شد. مادرش دختر آقا سیّد هاشم امام جمعه بوده است. در اصفهان نزد عده ای از علماء از جمله حاج آقا رحیم ارباب و سیّد حسن مدرس هاشمی به تحصیل پرداخت سپس به قم رفته و از

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص46؛ نقباءالبشر، ج1، ص353؛ الذریعه، ج7، ص179 و ج16، ص31؛ چهره هایی از پیشروان، ص50؛ از صبا تا نیما، صص 301-395؛ سرگذشت ژیل بلاس: مقدمه؛ مؤلیفن کتب چاپی، ج2، صص 469 و 470؛ فهرستواره کتابهای فارسی، ج1، ص144؛ فهرست دانشگاه استانبول، صص 320 و 689؛ فهرستواره کتابخانه مینوی، ص128؛ شرح حال رجال ایران، ج1، صص 312 و 313؛ مجله ارمغان: سال دهم، صص 120-110 و 272-268؛ گلزار جاویدان، ج3، صص 1398 و 1399؛ فرهنگ معین، ج5، ص454؛ دائره المعارف دانش بشر، ص1203؛ تاریخ تذکره های فارسی، ج1، ص519؛ تاریخ اندیشه های سیاسی در اسلام و ایران، ص437.

[2]ذکراخبار اصفهان، ج1، صص 294 و 295؛ میزان الاعتدال، ج1، ص211؛ لغت نامه دهخدا، ذل «زبیر»، ص233.


صفحه 418

درس علمای اعلام حاج آقا حسین بروجردی و سیّد محمّد باقر سلطانی طباطبائی و شیخ حسینعلی راشد بهره مند شد سپس به نجف اشرف عزیمت نمود و به تکمیل تحصیلات خود پرداخت.

او مدتی در دبیرستان های اصفهان تدریس می کرد و از دریافت وجوهات شرعی و مصرف آن خودداری می نمود. او حافظه ای قوی داشت.

سرانجام در مردادماه 1381ش وفات یافته و در قبرستان نو قم مدفون شد. از ایشان «حاشیه بر کفایه الاصول» مفصّل باقی مانده است.[1]

حبیب حسن آبادی

ابومسلم حبیب بن وکیع بن عبدالرّزاق بن عبدالکریم بن عبدالواحد بن محمّد بن سلیمان حسن آبادی اصفهانی از محدّثین قرن ششم هجری و از خانواده علم و حدیث است.

او از ابوبکر محمّد بن احمد بن حسن بن ماجه ابهری اصفهانی حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی از وی استماع حدیث کرده است.[2]

[در حال حاضر حسن آباد یکی از محلّه های اصفهان است. در منطقه جرقویه نیز روستایی به نام حسن آباد وجود دارد.]

میرزا حبیب شاطر حاجی*

میرزا حبیب اصفهانی معروف به «حبیب شاطرحاجی» موسیقیدان و خواننده مشهور در اوایل قرن چهاردهم هجری قمری. حدود 1300ق متولّد شد. استاد همایی او را برادر میرزا عبدالوهاب گلشن ایرانپور دانسته ولی نویسندگان دیگر به این مطلب اشاره نکرده اند. اغلب در اصفهان می زیسته، مدّتی در تهران به سر برده و در اواخر عمر در

[1]مشاهیر مزار علّامه ابوالمعالی کلباسی، صص 167 و 168.

[2]التّحبیر، ج1، ص259؛ معجم البلدان، ج2، ص259.


صفحه 419

شیراز ساکن شده است. او از اساتید قدیمی آواز به شمار می رفت و در بم خوانی، گرمی و ملّاحت صدا مانند نداشت و از جوانی صدای او دلچسب، جذّاب و خوش آهنگ بود و بزرگان موسیقی آن دوران او را بسیار ستایش می کردند. او از دوستان معاشران شکراللَّه قهرمانی نوازنده تار و عارف قزوینی، شاعر و تصنیف سرای معروف بود. در اصفهان نیز مدتی در دستگاه حاج امین التجّار بود. استاد علینقی وزیری نیز او را در اصفهان دیده بود و از حسن سلیقه او تعریف می کرد. از لحاظ وسعت اطلاعات در موسیقی نیز کم نظیر بود. مرتضی نی داود از کسانی است که به این مسأله اذعان داشته است.حبیب شاطر حاجی در سال های جوانی و دراوج افتخار و شهرت، ظاهراً به خاطر افراط در خوشگذرانی به بیماری سختی مبتلا شد و صدای خود را از دست داد. یکی از متموّلین شیراز که عاشق صدای دل انگیز او بود، حبیب را به شیراز می برد و یک مغازه و چند شاگرد پیراهن دوز را در اختیارش می گذارد و او را سرپرست این کارگاه قرار می دهد. میرزا حبیب سرانجام در سال 1358ق وفات یافته و در یکی از امامزاده های شیراز مدفون شد و چند سال بعد میرزا عبدالحسین صدر اصفهانی که در شیراز بود وفات نمود و جسدش پهلوی میرزا حبیب دفن شد.

عارف قزوینی از دوستان و شیفتگان حبیب شاطر حاجی است و میرزا حبیب برخی از تصنیف های عارف را می خوانده و از حفظ داشته است. استاد جلال تاج اصفهانی، اسماعیل ادیب خوانساری، حسین ادیب تخت فولادی و سیّد احمد شهشهانی در آواز از او تعلیم گرفته اند و مرحوم محمودی خوانساری غیرمستقیم از او تأثیر پذیرفته است.[1]

[1]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص253؛ چشم انداز موسیقی ایران، صص 93 و 248؛ تاریخ موسیقی ایران، ص677؛ دولت دیدار، ص167؛ دائره المعارف تشیع، ج9، ص496؛ نام نامه موسیقی ایران زمین، ص179؛ مجله هنر موسیقی، شماره 53، ص10.