حبیب اللَّه آذری پور
حبیب اللَّه آذری پور اصفهانی بن فضل اللَّه شاعر ادیب معاصر متخلّص به «آذر» در سال 1298ش در اصفهان متولّد شده و پس از کمی تحصیل به کسب و کار پرداخت و در کفاشی مشغول به کار شد. مجموعه ای از اشعار او با نام «شراره های آذر» در سال 1335ش به چاپ رسیده است.
این شعر از اوست:
مژده ام باد صبا از گل و نسرین می داد
خبر از لعل لب و بوسه شیرین می داد
آسمان فخر نمود و به زمین مژده بداد
که نگارم به سر گیسوی خود چین می داد[1]
سیّد حبیب اللَّه امامی*
سیّد حبیب اللَّه بن آقا سیّد محمّد درب امامی اصفهانی، از فضلاء و خوشنویسان اوایل قرن چهاردهم هجری است. وی خط نستعلیق را زیبا می نوشت.[2]
میرزا حبیب اللَّه روضاتی
میرزا حبیب اللَّه بن میرزا هدایت اللَّه بن آقا میرزا محمّد باقر موسوی چهارسوقی (صاحب روضات الجنّات).
عالم فاضل و واعظ کامل، در اصفهان متولّد شده و نزد شیخ علی مدرّس یزدی، سیّد محمود کلیشادی، سیّد مهدی درچه ای، سیّد ابوالقاسم دهکردی، آقا سیّد محمّد باقر درچه ای و حاج آقا منیرالدّین بروجردی به تحصیل پرداخت.
وی امام جماعت مسجد خیابان خوش [خیابان طالقانی فعلی] و مسجد ستّاری
[1]تذکره شعرای معاصرا صفهان، ص8.
[2]یادواره آیت اللَّه فقیه امامی، ص33.
اصفهان بود و مراسم دعای کمیل را در تکیه کازرونی برگزار می نمود. جلسات دعا و موعظه ایشان مورد توجّه و اعتقاد مؤمنین بود. مواعظ منبری او نیز که عموماً پس از اداء نماز انجام می گرفت نیز از هر حیث قابل اهمیّت بود.
وی سرانجام در [روز 16 ربیع الاوّل] سال 1379ق وفات یافته و در بقعه تکیه گلزار در تخت فولاد مدفون گردید.[1]
استاد فضل اللّه اعتمادی متخلص به «برنا» در وفاتش گوید:
سال فوتش رقم بزد «برنا»:
شد حبیب خدا ز دنیا رفت
شیخ حبیب اللَّه دولت آبادی
شیخ حبیب اللَّه دولت آبادی، عالم فاضل معاصر از اهالی «دولت آباد» برخوار اصفهان است. در اصفهان نزد آقا سیّد محمّدباقر درچه ای و آخوند ملّا حسین فشارکی و دیگران تحصیل کرده و سپس به تدریس «شرایع» و «معالم» و سایر کتب فقهی مشغول شده است.
عالمی متّقی، با ورع، متین و مؤدب بوده است.[2]
ملّا حبیب اللَّه رئیس الواعظین
حاج ملّا حبیب اللَّه رئیس الواعظین، عالم فاضل و واعظ کامل، سالها در اصفهان مردم را موعظه و ارشاد نموده است.
او در اصفهان نزد جمعی از علمای اعلام همچون میرزا محمّد حسن نجفی، حاج شیخ محمّد باقر مسجد شاهی نجفی، آقا میرزا محمّد باقر چهارسوقی صاحب روضات الجنات و دیگران تحصیل نموده است. سرانجام در سال 1331ق وفات یافته و در تکیه
[1]مناهج المعارف: مقدمه؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص349؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص183.
[2]یاداشت های آقای رحیم قاسمی.
خوانساریها در تخت فولاد مدفون گردید.[1]
حبیب اللَّه ساوجی*
حبیب اللَّه ساوجی، نقاش هنرمند اوایل قرن یازدهم هجری وی مدّتی در قم ساکن بود. هنگامی که حسین خان شاملو حاکم قم مأمور هرات شد، او را همراه خود به هرات برد. او در هرات به تکمیل نقاشی پرداخت و از آثار هنرمندان مکتب هرات برخوردار شد و بهره گرفت. هنگامی که شاه عباس اوّل آوازه او را شنید او را از حسین خان شاملو طلبید و به اصفهان آورده و جزو هنرمندان دربار خود قرار داد. سالها در اصفهان ساکن بود و تاریخ فوت او به دست نیامد.[2]
شیخ حبیب اللَّه شاهنده*
شیخ حبیب اللَّه شاهنده نکوآبادی لنجانی، عالم فاضل، در اصفهان نزد اساتیدی چون شیخ محمود مفید، سید محمّد رضا خراسانی، سید حسین خادمی و میر سیّد علی موسوی بهبهانی تحصیل نموده و با شیخ عبداللَّه ادیب لنجانی هم بحث بود.
وی در غره شوال سال 1395ق وفات یافته و در تکیه ملک در تخت فولاد مدفون شد.[3]
ملّا حبیب اللَّه عباس آبادی
مولی حبیب اللَّه ساکن عباس آباد اصفهان. عالم فاضل حکیم عارف. در عقلیّات مشهور زمان بود. نتایج افکار حکماء را با معارف اصحاب شهود تطبیق نموده و به مشرب و مسلک صوفیّه انس داشت. در اصفهان به جوار رحمت الهی رسید. [با شیخ
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص207؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص470.
[2]گلستان هنر، ص151؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص303.
[3]جلوه افلاکیان، مخطوط.
محمّد علی حزین لاهیجی مؤانست و معاشرت داشته و در اواسط قرن دوازدهم هجری وفات یافته است.]
این بیت از اوست:
ما را از خداوندی لطف تو همین بس
کز بندگی همچو منی عار نداری[1]
میرزا حبیب اللَّه مشیرالملک
میرزا حبیب اللَّه انصاری ملقّب به «مشیرالملک» وزیر با کفایت و لایق ظل السّلطان که با مهارت و کفایت امور ایالت تحت حکومت ظل السّلطان را رتق و فتق می کرد.
[ظل السّلطان چندی بعد از نفوذ و قدرت گرفتن او بیمناک شده و در اموال و املاک او طمع کرد. مشیرالملک هم راه استقلال پیموده و در ماجرای تحریم تنباکو جانب علمای مخالف قرارداد رژی را گرفت. عاقبت ظل السّلطان او را در سال 1309ق برکنار کرده و با قهوه قجری مسموم به زندگی او پایان داد.[2]]
حبیب اللَّه مشیرالملک کتاب «بحر الجواهر فی علم الدّفاتر» تألیف: میرزا عبدالوهاب شهشهانی را به خط نستعلیق کتابت کرده و فرزندش وثیق الملک بر آن حاشیه نوشته است. این کتاب به شماره 4065 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.[3]
میرزا حبیب اللَّه نیشابوری*
میرزا حبیب اللَّه نیشابوری، شاعر و ادیب قرن دهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و به او «حَبّی» می گفته اند.
این بیت از اوست:
[1]تذکره المعاصرین،صص 133 و 134؛ تذکره شمع انجمن، ص198؛ الکواکب المنتشره، ص156؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص470؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، ص336.
[2]تاریخ اجتماعی اصفهان در عصر ظل السّلطان، صص 142 و 143.
[3]فهرست مجلس، ج11، ص63.
زان کمان ابرو مرا تیری که آید بر جگر
زخم او چشمی بود پر خون پی تیری دگر[1]
فایده: در لهجه اصفهانی برای نامهای کوچک و گاه به منظور تصغیر به آخر نامهای کوچک یاء (ی) اضافه می کنند. مثلاً به حسن می گویند «حسنی» و در این لهجه «حبیب اللَّه»، «حب اُلّاه» و «حبیب» «حبّی» تلفظ می شود و البتّه بیشتر در میان عوام الناس رواج دارد. برخی «جنّی» تحریف کرده و شاعری جدید و جعلی ساخته اند که همان حبیب اللَّه نیشابوری است.
حبیب اللَّه یزدخواستی*
مرشد حبیب اللَّه یزدخواستی، از آخرین قصه گویان و شاهنامه خوانان اصفهان است. او بیانی رسا و حافظه ای قوی و ذوقی سرشار در بیان داستانهای اسطوره ای ایران همچون داستانهای شاهنامه و گرشاسب نامه داشته و مجالس نقالی و شاهنامه خوانی او در قهوه خانه های اصفهان به ویژه قهوه خانه های تقی قوری، سیّد زین العابدین و عباس آقا مورد استقبال مردم قرار گرفته است.
او در سال 1300ش در محله یزدآباد اصفهان متولّد شده و در 24 دی ماه 1372ش بدرود حیات گفت و در قطعه نام آورانِ قبرستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.
حَجّاج هَمْدانی
ابو محمّد حجّاج بن یوسف بن قتیبه بن مسلم هَمْدانی معروف به «ابومحمّد ازرق» از محدّثین قرن سوم هجری است. وی به معلمی اطفال مشغول بوده و در مکتب او بیش از یکصد کودک حاضر بوده اند. آثار کسائی و احادیث نعمان و بشر بن حسین، ابوهانی و زُفر بن اَبی زُفَر را روایت کرده است.[2]
[1]تذکره روز روشن، ص194؛ تذکره تخفه سامی، ص281.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص301.
حسین بن محمّد بن عضیره انصاری و ابو یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم بن بهرام زنجانی در سال 296ق از او حدیث شنیده اند.[1]
[حافظ ابونعیم اصفهانی می نویسد که در سال 260ق در سن 120سالگی فوت شده است ولی در احقاق الحق می نویسد: ابویعقوب زنجانی در سال 296ق از او حدیثی شنیده است. لذا در باب تاریخ وفات او باید بیشتر تحقیق شود.]
حجت اصفهانی
حجت اصفهانی، از سخنوران و ادبای اصفهان است.
این بیت از اوست:
روی دنیا را ز نیاز ماست سرخ
ورنه زشت و خشک و زرد و لاغر است[2]
حدیثی اصفهانی*
از شعرای اصفهان است و بیش از این چیزی از زندگی او معلوم نیست. این رباعی از اوست:
شوخی که ز جور چشم مستش
هر گوشه چو من هزار کشته هستش
ترسم که به حشر نیز دادم ندهند
هرچند که فریاد کنم از دستش[3]
حرب خزاعی
ابونصر حرب بن محمّد بن طاهر بن عبداللَّه بن محمّد بن طاهر بن حرب بن محمّد بن طاهر خزاعی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن پنجم و ششم هجری و از خاندان علم
[1]احقاق الحق، ج14، صص 224 و 240 و 241 و 540.
[2]تذکره روز روشن، ص196؛ الذریعه، ج9، ص233.
[3]تذکره شمع انجمن، ص198.
و حدیث است.
از ابوالفضل مطهر بن عبدالواحد خزاعی، ابوالفوارس طراد بن محمّد زینبی، ابونصر محمّد بن علی بن احمد سکری، ابوالمظفر سمعانی و دیگران حدیث شنیده و از ابوالبرکات احمد بن عبداللَّه بن طاووس بغدادی و ابو روح یاسین بن سهل بن محمّد بن حسن قاینی صوفی اجازه داشته است.
در سال 470 و اندی متولّد و بعد از سال 531ق وفات یافته است. ابوسعد سمعانی از او حدیث نوشته است.[1]
حَزَوَّر اصفهانی
ابوغالب حَزَوَّر اصفهانی معروف به «صاحب المِحْجَن»، از محدّثین اصفهان در قرن دوم هجری است. از انس بن مالک و اَبی اُمامِه باهلی روایت می کند. و قریش بن حَیّان، مُبارک بن فَضاله، داود بن حَسّانی و حسین بن واقد از او نقل حدیث کرده اند.[2]
حسام مصطفوی اردستانی
حسام مصطفوی اردستانی فرزند دکتر قوام مصطفوی در حدود سال 1298ش در اصفهان متولّد شد و در این شهر تحصیل کرد.[3][مردی ادیب و فاضل و شاعر بود و به تاریخ سیاسی و ادبی ایران احاطه کامل داشت. در نقاشی، کاریکاتور، نقاشی و خوشنویسی تا حدّ استادی ماهر بود. در برخی از مطبوعات طهران مقالاتی را به چاپ رساند.
وی در 13 خرداد 1376ش در محلّه «کبودان» اردستان بر اثر لغزش پا در جوی آب افتاد و درگذشت و در بقعه میرزا مصطفی کمپانی در محلّه محال به خاک سپرده شد.[4]]
[1]التّحبیر، ج1، ص260.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص286.
[3]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص158.
[4]اردستان نامه، ج1، ص510.
از آثار او این کتابها به طبع رسیده است.
1. «منتخب اشعار» که در 1319ش چاپ شده است. 2. «رومئو و ژولیت» به نظم.
از اوست:
بس قهقهه کبک در این دشت و دمن
آید که در اینجا نه تو باشی و نه من
امروز که سر سبز بود باغ و چمن
دریاب که تا ابد نماند گلشن
حسام الدّین دولت آبادی
حسام الدّین بن عبدالحسین بن حاج میرزا مهدی بن حاج میرزا هادی دولت آبادی، شاعر و ادیب فاضل، در ربیع الاوّل 1321ق در اصفهان و مدّتی رئیس دبیرستان صارمیّه را بر عهده داشت و در هر مورد شایستگی و کفایت خود را نشان داد. او در دوره چهاردهم و هیجدهم مجلس شورای ملّی به عنوان نماینده اصفهان در مجلس حضور داشت. چندی نیز شهردار تهران بود. او مردی خلیق و مهربان و ادیب و خوش بیان بود و سرانجام در سال 1364ش در تهران وفات یافت. در شعر مهارتی به سزا داشت و «حسام» تخلّص می کرد.
از اوست:
از من صبا به آن مه نامهربان بگو
کاشفته تر ز زلف تو شد روزگار من[1]
حسام الدّین سراج*
حسام الدّین سراج، موسیقی دان و خواننده هنرمند معاصر در سال 1337ش در اصفهان متولّد شد. پدرش با اساتید موسیقی اصفهان: استاد کسائی، استاد تاج و استاد شهناز حشر و نشر داشت و او به موسیقی علاقمند شد و از 18 سالگی به فعالیت پرداخت. سنتور را از سال 1354 نزد سیروس ساغری در اصفهان فرا گرفت. سپس در تهران ردیف های موسیقی را از محمود کریمی آموخت و از استاد پایور، استاد شفیعیان و
[1]سخنوران نامی معاصر ایران، ج2، ص1127؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 158 و 159.