بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 469

جان سپردن در ره محبوب بی همتای خویش

صد برابر از حیات جاودانی بهتر است

زنده آن باشد که در راه حقیقت جان دهد

ور نه حال مردگان زین زندگانی بهتر است[1]

سیّد حسن مَلاذالاسلام

سیّد حسن ملاذالاسلام ابن حاج سیّد جعفر بیدآبادی بن حاج سیّد محمّد باقر حجّهالاسلام شفتی، عالم فاضل، از علماء صاحب نفوذ و معتبر اصفهان [در اواخر دوره قاجاریه بوده] و در محلّه بیدآباد مرجعیّت و ریاست کلّی داشته است.

وی قبل از سال 1290ق متولّد گردیده و در خدمت علمای اصفهان به تحصیل پرداخت. سپس به نجف اشرف مهاجرت فرموده و نزد علماء و مراجع آنجا به تلمّذ پرداخته و به اصفهان مراجعت نمود. وی پس از فوت پدر، به اقامه جماعت در مسجد سیّد مشغول شده و مورد احترام و اعتماد اهالی محلّه بیدآباد بود.

در موضوع تأسیس شرکت اسلامیّه و مبارزه علیه نفوذ اقتصادی دول استعمارگر با آقایان مسجد شاه و دیگر علمای اصفهان همراه و یار و مددکار بوده و از سال 1320 به بعد در بیشتر قضایای اصفهان مستقیماً شرکت داشته است.

وی در شب 17 شعبان سال 1336ق در سفر زیارت در مشهد مقدّس وفات یافته و در دارالحفاظ مبارکه دم درب مدفون گردید.[2]

[1]تذکره شعرای استان اصفهان، ص720.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص355؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص 213-211؛ بیان المفاخر، ج2، صص 181 و 182؛ تاریخ علمای خراسان، ص254.


صفحه 470

استاد حسن کسائی*

استاد حسن کسائی فرزند سیّد جواد، از اساتید بی نظیر موسیقی معاصر اصفهان. در سال 1307ش متولّد شد. برادر بزرگ او آواز می خواند و پدرش نیز از شیفتگان موسیقی بود. استاد حسن کسائی ابتدا نزد استاد جلال تاج و ادیب خوانساری به فراگیری آواز پرداخت و سپس نزد استاد مهدی نوائی به فراگیری نواختن نی پرداخت. در تهران نیز از حسین یاحقی و استاد ابوالحسن صبا استفاده ها برد. او سالها با استاد جلال تاج و استاد جلیل شهناز همکاری داشته و مدّت زیادی سرپرست اُرکستر رادیو اصفهان بود. در تهران نیز سالهای متمادی در برنامه گلها تک نوازی داشت.

استاد کسائی علاوه بر استادی و مهارت خارق العاده در نواختن نی، در خواندن و آموزش خوانندگی در ردیف موسیقی ایران و نواختن سه تار، فلوت و سنتور نیز مهارت به سزائی دارد و بسیاری از هنرمندان موسیقی از آموزش ها و یا آثار او بهره برده و مسیر ترقی را در موسیقی طی کرده اند.

استاد کسائی در راه احیای سبک نی نوازی نایب اسداللَّه تلاش بسیاری نموده و خود نیز صاحب سبک در این فن است و مورد تحسین بزرگترین اساتید موسیقی کشور همچون مرحوم استاد روح اللَّه خالقی قرار گرفته است.[1]

ملّا محمّد حسن ادهم

حاج ملّا محمّد حسن واعظ بیدآبادی معروف به «ادهم» بن محمّد جواد بن محمّد هادی بن احمد بن ادهم بن آقا محمّد رضی قزوینی اصفهانی، عالم فاضل و واعظ کامل، از فضلای اهل منبر، ادیب و شاعر.

در اصفهان خدمت علمای اعلام تحصیل نموده و در شب 22 رمضان المبارک 1351ق وفات یافته در صحن تکیه بروجردی مدفون شد. صاحب عنوان پدر واعظ و

[1]تاریخ موسیقی ایران، ص622؛ چهره افروختگان خطه زنده رود، ص126؛تاریخ تحول و ضبط موسیقی ایران، ص360؛ برگی از باغ، صص 200 و 201.


صفحه 471

شاعر دانشمند شیخ احمد بیان الواعظین است.[1]

[مادّه تاریخ وفاتش را فرزندش چنین سروده است:

گفت بیان از پی تاریخ او

روان جنت شده روح حسن]

حسن واذاری

ابوعلی حسن بن جهم بن جبله بن مصقله واذاری تیمی، از محدّثین قرن سوم هجری و از اهالی قریه «واذار» اصفهان است. از حسین بن فرج، اسماعیل بن عمرو و حیّان بن بُشر روایت می کند و احمد بن اسحاق از او نقل حدیث می نماید.

وی در رجب سال 290ق وفات یافته است.[2]

حسن رئیس زاده

حسن رئیس زاده بن میرزا حبیب اللَّه رئیس الواعظین از فضلاء، ادباء و شعرای اصفهان در قرن چهاردهم هجری. وی همچون پدرش به وعظ و خطابه مشغول بوده و در شعر و ادب نیز دستی داشته و «صفا» و «رئیسی» تخلّص می نموده است.

عاقبت در 26 شوال 1386ق (1345ش) وفات یافته و در تخت فولاد مدفون شد.[3]

استاد فضل اللّه اعتمادی متخلص به برنا در وفات او چنین سروده است:

به شمسی و قمری سال فوت او برنا

که هرکدام بود جمع مصرعی بنوشت

حسن بعشق حسین کرده رو سوی مینو

رئیس زاده بنزد حبیب شد ببهشت

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص241؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص86؛ نقباء البشر، ج1، ص364.

[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص261.

[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص470.


صفحه 472

محمّد حسن ادیب الدّوله اصفهانی

محمّد حسن بن محمّد حسین ادیب الدّوله اصفهانی، از ادباء و نویسندگان و مترجمین نیمه نخست قرن چهاردهم هجری. در سال 1288ق متولّد شد. [تحصیلات خود را در دارالفنون به پایان رسانید و از سال 1313 تا 1319ق آجودان مدرسه دارالفنون بود. در زمان ریاست «جعفرقلی خان نیّرالملک نظامت دارالفنون را عهده دار بود و بعدها به ریاست مدرسه دارالفنون رسید و تا آخر عمر این سمت را داشت. در مدرسه دارالفنون تدریس می کرد و به لقب ادیب الدّوله ملقّب شد.] سرانجام در سال 1353ق وفات یافت.

از آثار او «ترجمه مسافرت موسیو اِستانلِه به آفریقا» [نوشته «مورتون استانله» است که محمّد حسین عمادالکُتّاب آن را کتابت کرده و در دارالطّاعه مبارکه دولتی در سال 1315ق در طهران] به طبع رسیده است.[1]

محمّد حسن منّانی

حاج محمّد حسن منّانی، شاعر ادیب فاضل. در سال 1298 در اصفهان متولّد شد. پس از تحصیلات ابتدائی، در دانشسرای مقدماتی به تحصیل مشغول شد و پس از فارغ التّحصیلی در مدارس اصفهان به تدریس مشغول شد. او از فرهنگیان متدیّن و معلمان دلسوز بود و در منزل خود جلسات قرائت دعای سمات و تفسیر قرآن مجید را برپا می کرد. در شعر نیز طبعی روان داشت و «منّانی» تخلّص می کرد.

سرانجام در جمعه 27 جمادی الاولی 1398ق (مطابق 15 اُردیبهشت 1357ش) وفات یافته و در تکیه بروجردی در تخت فولاد مدفون شد.[2]

[1]شرح حال رجال ایران، ج5، ص231؛ فهرستواره کتابهای فارسی، ص149؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج1، ص105؛ مؤلفین کتب چاپی، ج2، ص541؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص491.

[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص86؛ بوستان فضیلت، صص 305-302.


صفحه 473

سیّد حسن فانی یزدی

سیّد حسن فانی ابن سیّد حسین بن سیّد اسماعیل بن سیّد مرتضی حسینی یزدی، عالم فاضل جلیل و واعظ کامل بلیغ، زاهد متّقی. در جمعه 2 رجب 1271ق در روستای عِزّآباد رستاق یزد متولّد شده [و در آنجا نزد آخوند ملّا زین العابدین عقدائی تحصیل نموده و در اصفهان از شیخ محمّد علی نجفی (ثقهالاسلام)، شیخ محمّد تقی آقانجفی، میرزا هاشم چهارسوقی و شیخ محمّد جواد حسین آبادی مجاز گردید ]و از جمله فضلاء و خطباء و بزرگان اهل منبر گردید.

وی در شعر و ادب نیز توانا بوده و «فانی» تخلّص می نمود.

سرانجام در شب پنج شنبه 17 ربیع الاوّل 1338ق وفات یافته و در تکیه ملک واقع در تخت فولاد مدفون شد.

کتب زیر از تألیفات اوست:

1. «اکسیر الأخبار» (4جلد) [که جلد سوم در سال 1310ق در بمبئی هندوستان چاپ سنگی شده است. ] 2. «برهان المتّقین» در ردّ بر بابیه 3. «بهجه الأبرار» 4. «التوفیقات الإلهیه»، در مواعظ 5. «حبیب العاشقین» 6. «حرز المؤمنین»، در احراز و ادعیه 7. «درر الّلئالی فی أسرار الموالی» در طلسمات و خواص آیات 8. «ردّ السّخیفه» 9. «عقیده الحق» در شرح باب حادی عشر 10. «غوث الائمه» 11. «فلاح الایمان» در مواعظ، مطبوع 12. «هدایه السالکین»[1]

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص47؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 492 و 493؛ ریحانه الأدب، ج4، ص290؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «یزدی»، ج5، ص182؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص203؛ نقباء البشر، ج1، صص 393 و 394؛ معجم المطبوعات، ج2، ص1946؛ مکارم الآثار، ج7، صص 2370-2368؛ معجم المؤلفین، ج3، ص217؛ الذریعه، ج9، ص804 و ج2، ص277 و ج4، ص500؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر)، ص495؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص145؛ دانشنامه مشاهیر یزد، ج2، ص1101.


صفحه 474

میرزا محمّد حسن منجم اصفهانی

میرزا محمّد حسن بن میرزا محمّد حسین بن بدیع الزمان منجم باشی حسینی گنابادی اصفهانی، از دانشمندان و ریاضیدانان و منجّمین اصفهان در قرن سیزدهم هجری بوده و پس از فوت پدر منجم باشی دربار فتحعلی شاه شده و به لقب «رئیس المنجمین» مفتخر شد. او در 16 ربیع الثّانی 1212ق متولّد و در شب 19 ذیقعده 1289ق در طهران وفات یافته و در مقبره علی بن بابویه در قم مدفون گردید.

احکام او بسیار مشهور است. از جمله خبر فتح هرات را قبلاً به اطلاع دستگاه دولتی رسانده است.[1]آثاری از او در کتابخانه ها موجود است از جمله:

1. «مشارق الانوار» مشتمل بر مقدمه و چهار مقاله و خاتمه در استخراج زایجه مولود، مصدّر به نام فتحعلی شاه، نسخه به شماره 9260 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[2]

2. استخراج زایجه منوچهرخان معتمدالدّوله، موجود به شماره 4031 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی[3]

[3. استخراج طالع مظفرالدّین شاه، موجود به شماره 7064 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی نجفی.[4]

4. زایجه یا طالع نامه محمّد رضا میرزا موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی.[5]]

فرزندش سیّد مهدی ملقّب به «منجم باشی» و ساکن طهران بوده و تا سال 1306ق زنده بوده است.

[1]چهل سال تاریخ ایران (المآثر و الآثار)، ج1، صص 255 و 256؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 334 و 335؛ الکرام البرره، ج1، ص322.

[2]فهرست رضوی، ج8، ص429.

[3]فهرست مجلس، ج11، ص35.

[4]فهرست مرعشی، ج18، صص 230 .229.

[5]فهرست مجلس، ج2، ص237.


صفحه 475

محمّد حسن امین الضرب

حاج محمّد حسن امین الضّرب معروف به «کمپانی» بن آقا محمّد حسین صراف اصفهانی، از تجار مشهور اواخر دوره قاجاریه. [در سال 1253ق متولّد شد.] در اوایل کسب و کار فقیر و بی چیز بوده و با دوره گردی یا کرباس فروشی امرار معاش می کرده است. بالاخره در طهران نمایندگی فروش پارچه های انگلیسی قوزی (کوزی) را بر عهده گرفته و به «کمپانی» مشهور شد. او بعد از آشنایی با آقا ابراهیم امین السّلطان خزانه دار و رئیس ضرابخانه دولتی، ضرابخانه را با سالی سی هزار تومان اجاره کرد و درآمد سرشاری نصیب او شد. پس از آن سفرهای متعدد به کشورهای اروپایی کرد و طرز فکر او تغییر کرد. به فکر احداث راه آهن افتاد و امتیاز آن را گرفت و به کار پرداخت. عاقبت به خاطر کارشکنی دیگران کارش رونق نگرفت و متحمّل ضرر هنگفتی شد. وی سرانجام در حدود سال 1316ق وفات نمود.[1]

محمّد حسن بافرانی نائینی

محمّد حسن بن ملّا محمّد حسین بافرانی [از فضلاء و کاتبان قرن سیزدهم هجری و از اهالی قریه «بافران» نائین] در سال 1238ق نسخه ای از معالم الاصول را کتابت نموده است. نسخه به شماره 739 در کتابخانه آیت اللَّه گلپایگانی در قم موجود است.[2]

سیّد محمّد حسن امام جمعه

سیّد محمّد حسن امام جمعه بن میر محمّد حسین بن میر عبدالباقی بن میر محمّد حسین بن میر محمّد صالح بن میر عبدالواسع حسینی خاتون آبادی، عالم فاضل مجتهد، از رؤساء علمای اصفهان، ملجاء و پناه مردم و امام جمعه اصفهان بوده و در مسجد شاه [مسجد امام فعلی] اقامه جمعه می نمود. در شرح حال او می نویسند: تا سیزده صف این

[1]شرح حال رجال ایران، ج3، ص ص 362-348؛ المآثر و الآثار یا چهل سال تاریخ ایران، ج2، صص 691-688.

[2]فهرست گلپایگانی، ج2، ص172.


صفحه 476

طرف میل های میدان شاه صف نماز او می رسیده.

در 2 محرّم الحرام سال 1248ق وفات یافته و در بقعه سر قبر آقا [آرامگاه خانوادگی خاندان امام جمعه] در محلّه خوابجون مدفون شد.

وی را تألیفاتی است از آن جمله: (تفسیر درّه الخاقان به فارسی، و) «هدایه الطّالبین» یا «رساله عملیه»، از اوّل طهارت تا آخر اعتکاف که به نام فتحعلی شاه تألیف شده است.[1]

حسن اَعوَری

حسن اعوری اصفهانی بن حسین. شاعر و ادیب فاضل در حدود سال 1290ق در اصفهان متولّد گردیده و هم در این شهر نزد جمعی از بزرگان علم و ادب تحصیل نموده و در انجمن های ادبی من جمله انجمن ادبی مرحوم شیدا شرکت می نموده است. وی از مدّاحان خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام به شمار می رفت. در مجالس تعزیه داری حضرت سیّد الشهداءعلیه السلام شرکت می نمود و اشعار و مراثی خود را با صدای بلند و آهنگ مخصوص می خواند و همه حاضرین را تحت تأثیر قرار می داد. در انواع فنون شعر خصوصاً مادّه تاریخ ید طولائی داشت. در زمان جوانی و اوائل مشروطیت از آزادیخواهان و مشروطه طلبان و از اعضاء فعّال حزب دموکرات اصفهان بود. در سال 1333ق که روسها وارد اصفهان شدند درصدد دستگیری او بر آمدند، وی شبانه با لباس مبدّل فرار کرد.

در اواخر عمر جهت دیدار فرزند خود که در رشت به خدمات فرهنگی و دبیری اشتغال داشت، به آن شهرستان مسافرت نمود و در آنجا در شب عید فطر 1353ق وفات یافته و در آنجا مدفون شد. دیوان اشعارش قریب پنج هزار بیت از غزل و قصیده

[1]رجال اصفهان، ص114؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 294-292؛ مکارم الآثار، ج4، صص 1324 و 1325؛ الکرام البرره، ص321؛ الاصفهان (رجال و مشاهیر)، صص 628 و 629؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص330.