محمّد حسن ادیب الدّوله اصفهانی
محمّد حسن بن محمّد حسین ادیب الدّوله اصفهانی، از ادباء و نویسندگان و مترجمین نیمه نخست قرن چهاردهم هجری. در سال 1288ق متولّد شد. [تحصیلات خود را در دارالفنون به پایان رسانید و از سال 1313 تا 1319ق آجودان مدرسه دارالفنون بود. در زمان ریاست «جعفرقلی خان نیّرالملک نظامت دارالفنون را عهده دار بود و بعدها به ریاست مدرسه دارالفنون رسید و تا آخر عمر این سمت را داشت. در مدرسه دارالفنون تدریس می کرد و به لقب ادیب الدّوله ملقّب شد.] سرانجام در سال 1353ق وفات یافت.
از آثار او «ترجمه مسافرت موسیو اِستانلِه به آفریقا» [نوشته «مورتون استانله» است که محمّد حسین عمادالکُتّاب آن را کتابت کرده و در دارالطّاعه مبارکه دولتی در سال 1315ق در طهران] به طبع رسیده است.[1]
محمّد حسن منّانی
حاج محمّد حسن منّانی، شاعر ادیب فاضل. در سال 1298 در اصفهان متولّد شد. پس از تحصیلات ابتدائی، در دانشسرای مقدماتی به تحصیل مشغول شد و پس از فارغ التّحصیلی در مدارس اصفهان به تدریس مشغول شد. او از فرهنگیان متدیّن و معلمان دلسوز بود و در منزل خود جلسات قرائت دعای سمات و تفسیر قرآن مجید را برپا می کرد. در شعر نیز طبعی روان داشت و «منّانی» تخلّص می کرد.
سرانجام در جمعه 27 جمادی الاولی 1398ق (مطابق 15 اُردیبهشت 1357ش) وفات یافته و در تکیه بروجردی در تخت فولاد مدفون شد.[2]
[1]شرح حال رجال ایران، ج5، ص231؛ فهرستواره کتابهای فارسی، ص149؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج1، ص105؛ مؤلفین کتب چاپی، ج2، ص541؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص491.
[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص86؛ بوستان فضیلت، صص 305-302.
سیّد حسن فانی یزدی
سیّد حسن فانی ابن سیّد حسین بن سیّد اسماعیل بن سیّد مرتضی حسینی یزدی، عالم فاضل جلیل و واعظ کامل بلیغ، زاهد متّقی. در جمعه 2 رجب 1271ق در روستای عِزّآباد رستاق یزد متولّد شده [و در آنجا نزد آخوند ملّا زین العابدین عقدائی تحصیل نموده و در اصفهان از شیخ محمّد علی نجفی (ثقهالاسلام)، شیخ محمّد تقی آقانجفی، میرزا هاشم چهارسوقی و شیخ محمّد جواد حسین آبادی مجاز گردید ]و از جمله فضلاء و خطباء و بزرگان اهل منبر گردید.
وی در شعر و ادب نیز توانا بوده و «فانی» تخلّص می نمود.
سرانجام در شب پنج شنبه 17 ربیع الاوّل 1338ق وفات یافته و در تکیه ملک واقع در تخت فولاد مدفون شد.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «اکسیر الأخبار» (4جلد) [که جلد سوم در سال 1310ق در بمبئی هندوستان چاپ سنگی شده است. ] 2. «برهان المتّقین» در ردّ بر بابیه 3. «بهجه الأبرار» 4. «التوفیقات الإلهیه»، در مواعظ 5. «حبیب العاشقین» 6. «حرز المؤمنین»، در احراز و ادعیه 7. «درر الّلئالی فی أسرار الموالی» در طلسمات و خواص آیات 8. «ردّ السّخیفه» 9. «عقیده الحق» در شرح باب حادی عشر 10. «غوث الائمه» 11. «فلاح الایمان» در مواعظ، مطبوع 12. «هدایه السالکین»[1]
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص47؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 492 و 493؛ ریحانه الأدب، ج4، ص290؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «یزدی»، ج5، ص182؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص203؛ نقباء البشر، ج1، صص 393 و 394؛ معجم المطبوعات، ج2، ص1946؛ مکارم الآثار، ج7، صص 2370-2368؛ معجم المؤلفین، ج3، ص217؛ الذریعه، ج9، ص804 و ج2، ص277 و ج4، ص500؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر)، ص495؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص145؛ دانشنامه مشاهیر یزد، ج2، ص1101.
میرزا محمّد حسن منجم اصفهانی
میرزا محمّد حسن بن میرزا محمّد حسین بن بدیع الزمان منجم باشی حسینی گنابادی اصفهانی، از دانشمندان و ریاضیدانان و منجّمین اصفهان در قرن سیزدهم هجری بوده و پس از فوت پدر منجم باشی دربار فتحعلی شاه شده و به لقب «رئیس المنجمین» مفتخر شد. او در 16 ربیع الثّانی 1212ق متولّد و در شب 19 ذیقعده 1289ق در طهران وفات یافته و در مقبره علی بن بابویه در قم مدفون گردید.
احکام او بسیار مشهور است. از جمله خبر فتح هرات را قبلاً به اطلاع دستگاه دولتی رسانده است.[1]آثاری از او در کتابخانه ها موجود است از جمله:
1. «مشارق الانوار» مشتمل بر مقدمه و چهار مقاله و خاتمه در استخراج زایجه مولود، مصدّر به نام فتحعلی شاه، نسخه به شماره 9260 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[2]
2. استخراج زایجه منوچهرخان معتمدالدّوله، موجود به شماره 4031 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی[3]
[3. استخراج طالع مظفرالدّین شاه، موجود به شماره 7064 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی نجفی.[4]
4. زایجه یا طالع نامه محمّد رضا میرزا موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی.[5]]
فرزندش سیّد مهدی ملقّب به «منجم باشی» و ساکن طهران بوده و تا سال 1306ق زنده بوده است.
[1]چهل سال تاریخ ایران (المآثر و الآثار)، ج1، صص 255 و 256؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 334 و 335؛ الکرام البرره، ج1، ص322.
[2]فهرست رضوی، ج8، ص429.
[3]فهرست مجلس، ج11، ص35.
[4]فهرست مرعشی، ج18، صص 230 .229.
[5]فهرست مجلس، ج2، ص237.
محمّد حسن امین الضرب
حاج محمّد حسن امین الضّرب معروف به «کمپانی» بن آقا محمّد حسین صراف اصفهانی، از تجار مشهور اواخر دوره قاجاریه. [در سال 1253ق متولّد شد.] در اوایل کسب و کار فقیر و بی چیز بوده و با دوره گردی یا کرباس فروشی امرار معاش می کرده است. بالاخره در طهران نمایندگی فروش پارچه های انگلیسی قوزی (کوزی) را بر عهده گرفته و به «کمپانی» مشهور شد. او بعد از آشنایی با آقا ابراهیم امین السّلطان خزانه دار و رئیس ضرابخانه دولتی، ضرابخانه را با سالی سی هزار تومان اجاره کرد و درآمد سرشاری نصیب او شد. پس از آن سفرهای متعدد به کشورهای اروپایی کرد و طرز فکر او تغییر کرد. به فکر احداث راه آهن افتاد و امتیاز آن را گرفت و به کار پرداخت. عاقبت به خاطر کارشکنی دیگران کارش رونق نگرفت و متحمّل ضرر هنگفتی شد. وی سرانجام در حدود سال 1316ق وفات نمود.[1]
محمّد حسن بافرانی نائینی
محمّد حسن بن ملّا محمّد حسین بافرانی [از فضلاء و کاتبان قرن سیزدهم هجری و از اهالی قریه «بافران» نائین] در سال 1238ق نسخه ای از معالم الاصول را کتابت نموده است. نسخه به شماره 739 در کتابخانه آیت اللَّه گلپایگانی در قم موجود است.[2]
سیّد محمّد حسن امام جمعه
سیّد محمّد حسن امام جمعه بن میر محمّد حسین بن میر عبدالباقی بن میر محمّد حسین بن میر محمّد صالح بن میر عبدالواسع حسینی خاتون آبادی، عالم فاضل مجتهد، از رؤساء علمای اصفهان، ملجاء و پناه مردم و امام جمعه اصفهان بوده و در مسجد شاه [مسجد امام فعلی] اقامه جمعه می نمود. در شرح حال او می نویسند: تا سیزده صف این
[1]شرح حال رجال ایران، ج3، ص ص 362-348؛ المآثر و الآثار یا چهل سال تاریخ ایران، ج2، صص 691-688.
[2]فهرست گلپایگانی، ج2، ص172.
طرف میل های میدان شاه صف نماز او می رسیده.
در 2 محرّم الحرام سال 1248ق وفات یافته و در بقعه سر قبر آقا [آرامگاه خانوادگی خاندان امام جمعه] در محلّه خوابجون مدفون شد.
وی را تألیفاتی است از آن جمله: (تفسیر درّه الخاقان به فارسی، و) «هدایه الطّالبین» یا «رساله عملیه»، از اوّل طهارت تا آخر اعتکاف که به نام فتحعلی شاه تألیف شده است.[1]
حسن اَعوَری
حسن اعوری اصفهانی بن حسین. شاعر و ادیب فاضل در حدود سال 1290ق در اصفهان متولّد گردیده و هم در این شهر نزد جمعی از بزرگان علم و ادب تحصیل نموده و در انجمن های ادبی من جمله انجمن ادبی مرحوم شیدا شرکت می نموده است. وی از مدّاحان خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام به شمار می رفت. در مجالس تعزیه داری حضرت سیّد الشهداءعلیه السلام شرکت می نمود و اشعار و مراثی خود را با صدای بلند و آهنگ مخصوص می خواند و همه حاضرین را تحت تأثیر قرار می داد. در انواع فنون شعر خصوصاً مادّه تاریخ ید طولائی داشت. در زمان جوانی و اوائل مشروطیت از آزادیخواهان و مشروطه طلبان و از اعضاء فعّال حزب دموکرات اصفهان بود. در سال 1333ق که روسها وارد اصفهان شدند درصدد دستگیری او بر آمدند، وی شبانه با لباس مبدّل فرار کرد.
در اواخر عمر جهت دیدار فرزند خود که در رشت به خدمات فرهنگی و دبیری اشتغال داشت، به آن شهرستان مسافرت نمود و در آنجا در شب عید فطر 1353ق وفات یافته و در آنجا مدفون شد. دیوان اشعارش قریب پنج هزار بیت از غزل و قصیده
[1]رجال اصفهان، ص114؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 294-292؛ مکارم الآثار، ج4، صص 1324 و 1325؛ الکرام البرره، ص321؛ الاصفهان (رجال و مشاهیر)، صص 628 و 629؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص330.
و مدایح و مراثی، نزد فرزند او موجود بوده است.
این چند بیت از اوست:
با سرو روان قامت یار
ما را نبود هوای گلزار
شیرین اگرش بدید روزی
جان داد بر آن لب شکر بار
یک باره نهاد سبحه از کف
از زلف تو آنکه بست زُنّار[1]
سیّد حسن حسینی برزانی*
سیّد حسن بن سیّد حسین حسینی برزانی، عالم فاضل و واعظ ماهر. از اهالی قریه «بَرزان» در غرب اصفهان بوده و در اصفهان به کسب علم پرداخته است. وی کتاب «سیف الذّاکرین» در مواعظ مشتمل بر یکصد مجلس و خاتمه که مؤلف با تأسّی به آباء و اجداد خویش که همگی ذاکر حضرت سیّد الشهداءعلیه السلام بوده اند نگاشته و در 19 صفر المظفر 1308ق از تصنیف آن فراغت یافته است. نسخه به شماره 15 در کتابخانه حجّهالاسلام سیّد احمد روضاتی در اصفهان موجود است. مؤلف کتاب طبع شعر نیز داشته و اشعاری در مرثیه سروده و در ابتدای نسخه خود آورده است.[2]
سیّد حسن خلیفه سلطانی
میرزا سیّد حسن بن سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان، عالم فاضل محقّق از اجلّه و علماء و زهاد و متکلّمین، در قرن یازدهم هجری. مادرش زبیده بیگم دختر شاه سلیمان صفوی و خواهر شاه سلطان حسین صفوی بوده است و آن مخدره موقوفات بسیاری از خود به جای نهاده است، از جمله در روستای سیّان که تولیت آن بر عهده میرزا محمّد باقر صدر خاصّه، فرزندش بوده است.
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 46-43؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص 123-121.
[2]فهرست سیّد احمد روضاتی، ص25.
صاحب عنوان جدّ سادات خلیفه سلطانی جرقویه، شهرضا و اصفهان می باشد.[1]
حسن سالک اصفهانی
شاطر حسن سالک [فرزند خلیفه حسین] شاعر ادیب معاصر، در سال 1288ق در اصفهان متولّد شده و پس از کمی تحصیل به نانوایی مشغول شد. از اعضای انجمن ادبی شیدا بود و در اشعارش «سالک» و «سالک پیر» تخلّص می کرد.
[وی سرانجام در ماه رجب 1356ق وفات یافته و در صحن تکیه بروجردی در تخت فولاد مدفون شد.]
از اوست:
جهان را جُوی قدر و مقدار نیست
بر آن بستن دل سزاوار نیست
ز دنیا حذر کن کزین پیرِ زال
به مردان حق غیر آزار نیست[2]
[تذکر: خلیفه در اصطلاح مردم قدیم اصفهان برای نانوایان و در یزد برای قنّادها به کار برده می شد.]
حسن کاشانی*
حسن فروتن کاشانی بن حسین، شاعر معاصر، در سال 1311ش در کاشان به دنیا آمد. در زادگاه خود تحصیل نمود. در نوجوانی در انجمن مداحان کاشان شرکت کرد و به مدّاحی پرداخت. در سال 1336ش به اصفهان آمده و در کارخانه ریسندگی و بافندگی شهناز به عنوان مکانیک بافندگی به کار پرداخت. او در کنار کار روزانه در انجمن های ادبی شرکت می کرد. مجموعه اشعار او با عنوان «نغمه کاشانی» در سال 1382 به چاپ رسیده است. درشعر «کاشانی» تخلّص می کند.
از اوست:
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص135؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 184 و 185.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص233؛ تذکره شاعران نانوا، ص151؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
ربود دل ز کف از این اشارت ابرو
نمود غارت دین زان دو نرگس جادو
حَذَر که فتنه ضحاک شد ز نو برپا
فکند تا به سر دوش یار من گیسو[1]
میرزا حسن شکسته نویس*
میرزا حسن شکسته نویس فرزند میرزا حسین مُشرِف اصفهانی، از خوشنویسان معروف خط شکسته در اواخر قرن سیزدهم هجری است.[2]
حسنِ خداداد*
حسن بن کربلایی خداداد، نقاش و خطاط معروف به «حسنِ خداداد» از هنرمندان نقاش و قلمدان ساز عصر زندیه (اواخر قرن دوازدهم هجری است) در اصفهان ساکن بوده و سجع مهر او «حُسنِ کِلک حَسَن خداداد» است، بوده است.[3]
وی در سه شنبه 24 رمضان 1223ش کتاب «شرح الخلاصه الأدعیه» را به خط نستعلیق کتابت کرده که به شماره 6087 در کتابخانه ملّی ملک در تهران موجود است.[4]
میرزا محمّد حسن منجم اصفهانی
میرزا محمّد حسن بن میرزا دوست محمّد بن خان محمّد منجّم اصفهانی، از اساتید فن نجوم و دانشمندان اصفهان در قرن سیزدهم هجری است. در شب چهارشنبه 22 جمادی الثّانی 1211ه.ق متولّد شد. [در نوجوانی نزد پدر نجوم را آموخت و فن استخراج تقویم را فراگرفت. در طول حیات از اساتید نجوم در اصفهان بوده و برای 87 سال تقویم استخراج نمود. او اصلاً از سادات مدرّسی پاقلعه اصفهان بود و میرزا عبدالغفار پاقلعه ای، از شاگردان دانشمند اوست.]
[1]نغمه کاشانی، صص 5 و 6 و 228؛ تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوّم)، ص664.
[2]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص183و جغرافیای اصفهان ص 84.
[3]هنر قلمدان، ص39.
[4]فهرست ملک، ج1، ص399.