از اوست:
حکایتی من محزون کنم دقیقه دقیقه
شکایت از لب میگون کنم دقیقه دقیقه
نکرد درد دلم را علاج آن پری آخر
رواست دیده چو جیحون کنم دقیقه دقیقه[1]
ملّا محمّد حسن ذاکر اصفهانی
ملّا محمّد حسن ذاکر اصفهانی فرزند عباس، ساکن محلّه مستهلک، اهل منبر بوده و قدری سواد خواندن و نوشتن داشته و مکتب داری می کرده است. طبع شعر متوسطی داشته و کتابی در مراثی و مدایح تنظیم کرده و آن را به نام «تحفه الأئمه» موسوم گردانیده است و متجاوز از هفتصد بیت است. قسمت دوّم کتاب خود را به نام «کتاب نوحه» نامیده و در آن نوحه سینه زنی و غیره است و شامل 500 بیت می شود. قسمت سوّم «مناجات نامه» مشتمل بر حدود دویست بیت و مجمع ابیات کتاب حدود 1500 بیت است.
در مدح رسول اکرم صلی الله علیه وآله سروده است:
به مدح خاتم پیغمبران چو بلبل شیدا
شوم مترنّم ز فضل خالق یکتا
محمّد حسن مدّاح زاده
محمّد حسن خزدوز متخلّص به «مداح زاده» فرزند عبّاس از شعرای معاصر اصفهان. در سال 1300ش در اصفهان متولّد شد. وی سالها در اداره فرهنگ اصفهان [آموزش و پرورش ]به انجام وظیفه مشغول بوده است. [از مداحان اهل بیت علیهم السلام است و در فن مادّه تاریخ سُرایی مهارتی به سزا دارد.]
از اوست:
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص176.
به سوی مردم دانا نظر ای دوست
که خوپذیر بود نفس تو به آسانی
چنانکه خوی بد و نیک همچو آینه است
به روح نقش ببندد ز علم و نادانی[1]
شیخ حسن دُریاب*
شیخ حسن دُریاب فرزند عباسعلی واعظ صالح، در سال 1280ش در دولت آباد بُرخوار اصفهان متولّد شد. از نوجوانی به تحصیل علوم دینی مشغول شد و مدّتی بعد با پدرش به نجف اشرف مهاجرت کرد و از درس اساتید عالیقدر آنجا خصوصاً آیات عظام سیّد ابوالحسن اصفهانی و سیّد محسن حکیم بهره برد.
او در کنار تحصیل به وعظ و ارشاد و تهذیب نفوس مردم و ترویج دین مشغول بود. او عالمی زاهد، متواضع، اهل مطالعه بود. و اوقات را به عبادت و تهجّد سپری می ساخت. از مصائب زندگی او شهادت فرزند برومندش در زندان رژیم بعثی حاکم بر عراق بود که آنرا با توکّل و صبر بر خویش هموار ساخت.
در سال 1421ق به ایران آمد و در شهر مقدّس قم ساکن شد و سرانجام در 5 شوال 1426ق به رحمت الهی واصل شد و پیکرش در قبرستان علی بن جعفر قم مدفون شد. وی 9پسر داشت که 7نفر از آنان در کسوت روحانیّت به تحقیق و ترویج دین مشغولند.[2]
سیّد حسن طالقانی نجفی
سیّد حسن طالقانی عالم کامل و حکیم عارف، از علمای قرن دوازدهم هجری.
حزین لاهیجی شاگردش او را «از اعاظم علماء و اکابر عرفا» دانسته و می نویسد:
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص434.
[2]یاداشت های آقای رحیم قاسمی.
«در هیچ فنّی از علوم نبود که استحضارش به کمال نباشد. مسائل حکمت را با مشاهدات صوفیّه انطباق داده علوی عظیم در اظهار مراتب ثلاثه توحید است. قُوَّت تقریر و مباحثه اش به مثابه ای بود که احدی از اصحاب جدل را نزد او یاری سخن گفتن نبود... بعض طلبه ظاهر وی را نیز غایبانه به عقاید غیر از شرع اقدس نسبت می دادند.»
میر سیّد حسن طالقانی سالها در اصفهان به تدریس متون حکمی و عرفانی همچون «فصوص الحکم» و «هیاکل النّور» مشغول بود تا اینکه در اوایل قرن دوازدهم هجری در اصفهان وفات یافت. (گویند) وی در تکیه خرابه نزدیک تکیه میرزا رفیعا در تخت فولاد مدفون است.[1]
میرزا محمّد حسن قاضی
میرزا محمّد حسن بن میرزا عبدالرّحیم قاضی، عالم فاضل، از علمای قرن قرن چهاردهم هجری است. پس از فوت برادرش شیخ ابوالقاسم قاضی، به منصب قضاوت رسیده و با مرگ او دستگاه قضاوت [که در اختیار روحانیت، در اصفهان بود] برچیده شد. گرچه فرزندش مرحوم آقا میرزا عبدالرحیم نیز همین شهرت را داشت لکن مشروطیّت ایران همگی این عناوین را از بین برد.[2]
سیّد حسن مهاجر*
سیّد حسن مهاجر ابن سیّد عبدالرّسول، از علماء و فضلای معاصر اصفهان. در سال 1308ش متولّد شد. ادبیات را نزد شیخ حیدرعلی محقّق و شیخ محمّد علی حبیب آبادی خواند و شرح لمعه را از شیخ محمّد حسن عالم نجف آبادی و شیخ محمّد جواد اصولی
[1]تاریخ و سفرنامه حزین، ص169؛ تاریخ حکماء و عرفاء، ص48؛ فرهنگ معین، ج5، ص1067؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص474؛ سیری در تاریخ تحت فولاد، ص115؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص231.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص120؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج1، ص277.
فرا گرفت. قوانین از نزد سیّد علی اصغر برزانی، رسائل و مکاسب را نزد مدرّس کَهَنگی و رسائل را نزد شیخ محمّد رضا جرقویه ای و میرزا ابوالحسن تویسرکانی خواند. در حکمت و کلام از درس آقا صدر کوپائی و هیئت و نجوم را از درس مجدالعلماء نجفی بهره گرفت. همچنین در درس نهج البلاغه میرزا علی آقا شیرازی حاضر می شد. او در درس حضرات آیات شیخ عباسعلی ادیب، حاج آقا حسین خادمی و سیّد عبدالحسین طیّب نیز حضور یافت و کسب فیض نمود. سپس به قم رفته و از درس آیات عظام بروجردی و سیّد محمد حجّت بهره بُرد و در جلسه تفسیر شیخ محمّد تقی اشراقی شرکت کرد. مدتی نیز در مشهد مقدّس از درس حضرات آیات میلانی و میرزا احمد کفائی بهره گرفت.
آنگاه به اصفهان آمد و برای تبلیغ و ترویج دین به کازرون رفته و 28 سال در آنجا ساکن بود. یک تابستان نیز به بروجرد رفت و از درس شیخ علی محمّد بروجردی استفاده کرد.
ایشان سالهاست که در اصفهان ساکن است و نماز جماعت را در مسجد قبا برپا می کند و به بیان احکام الهی بر منبر و تدریس تفسیر در حوزه علمیه اصفهان می پردازد و از علماء وارسته، صالح و زاهد اصفهان به شمار می رود.[1]
میرزا محمّد حسن چینی
میرزا محمّد حسن حکیم معروف به «چینی» و مشهور به «مولانا» [بن میرزا عبدالغفار بن میرزا محمّد علی دانش اصفهانی، از فلاسفه و دانشمندان عالیقدر قرن سیزدهم هجری. در حدود 1226ق در اصفهان متولّد شد. جدّش میرزا محمّد علی متخلّص به «دانش» و معروف به «آقابزرگ» به شغل چینی فروشی مشغول بود و در کنار آن به کتابت می پرداخت. لذا نوه اش به نام «میرزا حسن چینی» معروف شد. دانش به نواده اش علاقه فراوان داشت و در تشویق او برای کسب علو م ادب سهم مهمی ایفا کرد. پس از
[1]یادداشت های محقّق ارجمند آقای رحیم قاسمی.
فوت او، میرزا حسن به تحصیل ادامه داد تا اینکه موفق به راه یافتن به مجلس درس حکمت آخوند ملّا علی نوری در سالهای آخر عمر او شد و از فیض درس و بحث او برخوردار شد. پس از وفات استادش در 1246ق به تدریس کتب فلسفه مشغول شد ]و به قول اعتمادالسّلطنه «در اصفهان حکمت متعالیه را تدریس بلکه تأسیس می فرمود».
[میرزا حسین تحویلدار اصفهانی نیز می نویسد:
«میرزا محمّد حسن چینی استادی بود در علم قریب الدّرجه مرحوم میرزا محمّد حسن نوری و در تقریر اکمل. و بحر وجودش بسیار با وسعت، مضمون (اِذا سکت عمیقٌ و اذا تکلّم مواجٌ) مصداق شأن ایشان بوده. پسر بزرگی دارد، ابوالقاسم نام. نسبت به پدر گمنام است.»
مجدالاسلام کرمانی از یکی از حکماء قرن سیزدهم هجری به نام میرزا حسین ورزنه یاد می کند که در مدرسه چهارباغ اصفهان ساکن بود و جماعتی از اهل ذوق و صفا از طبقه حکماء و شعراء با او مراوده داشتند.
استاد منوچهر صدوقی سها او را «علی الظاهر» همان میرزا محمّد حسن چینی، دانسته است.
میرزا حسن چینی در حدود سال 1264ق وفات یافت. [طبع شعر نیز داشته و «حکیم» تخلّص می کرده است. او قصیده ای در مدح حاج سیّد محمّد باقر حجّهالاسلام شفتی سروده است.]
میرزا ابوالحسن جلوه و میرزا محمّد حسن شیرازی مرجع و زعیم عالیقدر از شاگردان او هستند.[1]
[1]تذکره مآثر الباقریه، صص 191 و 192؛ المآثر و الآثار یا چهل سال تاریخ ایران، ج1، ص237؛ جغرافیای اصفهان (تحویلدار)، ص67؛ الکرام البرره، ج1، ص295؛ منتخب معجم الحکماء، ص77؛ تاریخ انحلال مجلس، صص 207-201؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 472 و 473.
حسن نجف آبادی
حسن بن عبدالقادر نجف آبادی [خطاط نسخ نویس قرن سیزدهم هجری] در سال 1260ق کتابت نسخه ای از «جواهر الکلام» مُجَلَّد فرایض و قضاء و شهادات را نوشته است. نسخه به شماره 239 در کتابخانه آیت اللَّه گلپایگانی در قم موجود است.[1]
شیخ محمّد حسن نظام العلماء
شیخ محمّد حسن نظام العلماء فرزند شیخ عبدالکریم شیرازی، عالم فاضل از نوادگان شیخ محمّد تقی رازی صاحب حاشیه است. از آزادیخواهان صدر مشروطیت بوده و از بذل مال و کمک به آزادیخواهان مضایقه نداشته است. وی در سال 1351ق وفات یافته و [بنا به نوشته نسب نامه الفت در یکی از اطاق های ضلع شرقی تکیه مادر شاهزاده در تخت فولاد مدفون شده است.
حاج آقا نوراللَّه نجفی، از علماء بزرگ اصفهان و از رهبران مشروطیت در اصفهان شوهر خواهر او بوده است.[2]]
محمّد حسن اصفهانی
محمّد حسن بن عبداللَّه اصفهانی [خطاط نسخ نویس] در پنج شنبه دهم شعبان 1240ق کتابت نسخه ای از کتاب «تنقیح المقاله در توضیح رساله» تألیف: هبهاللَّه شاهمیر حسنی حسینی متوفای 898ق را به خط نسخ به پایان رسانیده [است]. نسخه به شماره 6972 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی در قم موجود است.[3]
[1]فهرست گلپایگانی، ج2، ص52.
[2]تاریخ مشروطیت (ملک زاده)، ج1، ص204؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج1، ص107؛ گلشن اهل سلوک، ص223.
[3]فهرست مرعشی، ج18، ص150.
میرزا حسن قاضی
آقا میرزا حسن بن آقا شیخ عبداللَّه قاضی، «عالم عامل، فاضل ادیب، جامع معقول و منقول» از علمای اواخر دوره قاجاریه وی از سلسله مشایخ بیدآباد است که نسب آنان به شیخ زاهد گیلانی می پیوندد.
وی در 10 رجب 1342ق وفات یافته و در صحن تکیه ریزی در تخت فولاد مدفون شد.[1]
شیخ محمّد حسن گیلانی
شیخ محمّد حسن بن عبداللَّه گیلانی، عالم فاضل. از علمای قرن دوازدهم هجری و از مشایخ بیدآباد اصفهان است. در گیلان متولّد شده و در اصفهان سکونت گزیده و پس از وفات در قبرستان آب بخشان اصفهان مدفون گردیده است.[2]
وی اوّلین فرد این خاندان است که به منصب قضاوت این شهر نائل گردیده است.[3]
حسن لُغذَه اصفهانی
ابوعلی حسن بن عبداللَّه لُغذَه (یا لکذه یا لذکه) اصفهانی، ادیب و نحوی لغوی، از دانشمندان و ادبای اصفهان است.
از شاگردان زجاج و باهلی و از مصاحبان و معاصران اصمعی، کرمانی و ابوحنیفه دینوری بوده و در عصر خویش در عراق از حیث مقام علمی و ادبی کم نظیر بوده است.
صاحب عنوان در سال 210ق وفات یافت. کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «التّسمیه» 2. «خلق الإنسان» 3. «خلق الفرس» 4. «دیوان اشعار» 5. الردّ علی «ابن قتیبه» فی غریب الحدیث 6. «الصّفات» 7. «مختصر النحو» 8. «النّوادر» 9.
[1]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص119.
[3]بیان المفاخر، ج2، ص234.
«نقض علل النّحو» 10. «الهشاشه و البشاشه» و غیره.[1]
سیّد حسن قاضی عسکر
سیّد حسن بن عبدالمجید حسینی اصفهانی (قاضی عسکر)، از وعاظ اصفهان در قرن سیزدهم هجری بوده [است.] از آثار او:
1. کتابت نسخه ای از «اطباق الذّهب» به خط نسخ خیلی خوب که در سال 1276ق آن را نوشته و به شماره 751 در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار تهران موجود است.[2]
2. کتابت نسخه ای از «اطواق الذّهب» زمخشری، به خط نسخ خیلی خوب که در سال 1276ق آن را نوشته و به شماره 753 در همان کتابخانه موجود است.[3]
این دو کتاب بر حسب خواهش یا امر سیف الملک نوشته شده است و سیف الملک لقب عباسقلی خان نوری است.
3. کتابت نسخه ای از «محضر الشهود فی ردّ الیهود» تألیف: حاج بابا قزوینی که در سال 1268ق کتابت شده و در کتابخانه آیت اللَّه نجفی در اصفهان موجود است.[4]
حسن جنگعلی*
حسن جنگعلی فرزند عبدالمحمود بن ملّا حسن مؤذن، متولّد 1316ش در اصفهان. در مدرسه عَلیّه تحصیل کرده و در خط شاگرد استاد حبیب اللَّه فضائلی است. خطوط نستعلیق، نسخ، شکسته و ثلث را مشق کرده و به خط ثلث علاقه فراوانی دارد. کتیبه های برخی از مساجد اصفهان به خط اوست.[5]
[1]معجم الادباء، ج8، ص144؛ ریحانه الادب، ج5، ص127؛ معجم المؤلّفین، ج3، ص238؛ روضات الجنّات، ج3، ص59؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 499 و 500؛ هدیه العارفین، ج5، ص268.
[2]فهرست کتابخانه سپهسالار، ص11.
[3]فهرست کتابخانه سپهسالار، ص13.
[4]قبیله عالمان دین، ص243.
[5]مصاحبه با آقای حسن جنگعلی در بهار 1387.