فوت او، میرزا حسن به تحصیل ادامه داد تا اینکه موفق به راه یافتن به مجلس درس حکمت آخوند ملّا علی نوری در سالهای آخر عمر او شد و از فیض درس و بحث او برخوردار شد. پس از وفات استادش در 1246ق به تدریس کتب فلسفه مشغول شد ]و به قول اعتمادالسّلطنه «در اصفهان حکمت متعالیه را تدریس بلکه تأسیس می فرمود».
[میرزا حسین تحویلدار اصفهانی نیز می نویسد:
«میرزا محمّد حسن چینی استادی بود در علم قریب الدّرجه مرحوم میرزا محمّد حسن نوری و در تقریر اکمل. و بحر وجودش بسیار با وسعت، مضمون (اِذا سکت عمیقٌ و اذا تکلّم مواجٌ) مصداق شأن ایشان بوده. پسر بزرگی دارد، ابوالقاسم نام. نسبت به پدر گمنام است.»
مجدالاسلام کرمانی از یکی از حکماء قرن سیزدهم هجری به نام میرزا حسین ورزنه یاد می کند که در مدرسه چهارباغ اصفهان ساکن بود و جماعتی از اهل ذوق و صفا از طبقه حکماء و شعراء با او مراوده داشتند.
استاد منوچهر صدوقی سها او را «علی الظاهر» همان میرزا محمّد حسن چینی، دانسته است.
میرزا حسن چینی در حدود سال 1264ق وفات یافت. [طبع شعر نیز داشته و «حکیم» تخلّص می کرده است. او قصیده ای در مدح حاج سیّد محمّد باقر حجّهالاسلام شفتی سروده است.]
میرزا ابوالحسن جلوه و میرزا محمّد حسن شیرازی مرجع و زعیم عالیقدر از شاگردان او هستند.[1]
[1]تذکره مآثر الباقریه، صص 191 و 192؛ المآثر و الآثار یا چهل سال تاریخ ایران، ج1، ص237؛ جغرافیای اصفهان (تحویلدار)، ص67؛ الکرام البرره، ج1، ص295؛ منتخب معجم الحکماء، ص77؛ تاریخ انحلال مجلس، صص 207-201؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 472 و 473.
حسن نجف آبادی
حسن بن عبدالقادر نجف آبادی [خطاط نسخ نویس قرن سیزدهم هجری] در سال 1260ق کتابت نسخه ای از «جواهر الکلام» مُجَلَّد فرایض و قضاء و شهادات را نوشته است. نسخه به شماره 239 در کتابخانه آیت اللَّه گلپایگانی در قم موجود است.[1]
شیخ محمّد حسن نظام العلماء
شیخ محمّد حسن نظام العلماء فرزند شیخ عبدالکریم شیرازی، عالم فاضل از نوادگان شیخ محمّد تقی رازی صاحب حاشیه است. از آزادیخواهان صدر مشروطیت بوده و از بذل مال و کمک به آزادیخواهان مضایقه نداشته است. وی در سال 1351ق وفات یافته و [بنا به نوشته نسب نامه الفت در یکی از اطاق های ضلع شرقی تکیه مادر شاهزاده در تخت فولاد مدفون شده است.
حاج آقا نوراللَّه نجفی، از علماء بزرگ اصفهان و از رهبران مشروطیت در اصفهان شوهر خواهر او بوده است.[2]]
محمّد حسن اصفهانی
محمّد حسن بن عبداللَّه اصفهانی [خطاط نسخ نویس] در پنج شنبه دهم شعبان 1240ق کتابت نسخه ای از کتاب «تنقیح المقاله در توضیح رساله» تألیف: هبهاللَّه شاهمیر حسنی حسینی متوفای 898ق را به خط نسخ به پایان رسانیده [است]. نسخه به شماره 6972 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی در قم موجود است.[3]
[1]فهرست گلپایگانی، ج2، ص52.
[2]تاریخ مشروطیت (ملک زاده)، ج1، ص204؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج1، ص107؛ گلشن اهل سلوک، ص223.
[3]فهرست مرعشی، ج18، ص150.
میرزا حسن قاضی
آقا میرزا حسن بن آقا شیخ عبداللَّه قاضی، «عالم عامل، فاضل ادیب، جامع معقول و منقول» از علمای اواخر دوره قاجاریه وی از سلسله مشایخ بیدآباد است که نسب آنان به شیخ زاهد گیلانی می پیوندد.
وی در 10 رجب 1342ق وفات یافته و در صحن تکیه ریزی در تخت فولاد مدفون شد.[1]
شیخ محمّد حسن گیلانی
شیخ محمّد حسن بن عبداللَّه گیلانی، عالم فاضل. از علمای قرن دوازدهم هجری و از مشایخ بیدآباد اصفهان است. در گیلان متولّد شده و در اصفهان سکونت گزیده و پس از وفات در قبرستان آب بخشان اصفهان مدفون گردیده است.[2]
وی اوّلین فرد این خاندان است که به منصب قضاوت این شهر نائل گردیده است.[3]
حسن لُغذَه اصفهانی
ابوعلی حسن بن عبداللَّه لُغذَه (یا لکذه یا لذکه) اصفهانی، ادیب و نحوی لغوی، از دانشمندان و ادبای اصفهان است.
از شاگردان زجاج و باهلی و از مصاحبان و معاصران اصمعی، کرمانی و ابوحنیفه دینوری بوده و در عصر خویش در عراق از حیث مقام علمی و ادبی کم نظیر بوده است.
صاحب عنوان در سال 210ق وفات یافت. کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «التّسمیه» 2. «خلق الإنسان» 3. «خلق الفرس» 4. «دیوان اشعار» 5. الردّ علی «ابن قتیبه» فی غریب الحدیث 6. «الصّفات» 7. «مختصر النحو» 8. «النّوادر» 9.
[1]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص119.
[3]بیان المفاخر، ج2، ص234.
«نقض علل النّحو» 10. «الهشاشه و البشاشه» و غیره.[1]
سیّد حسن قاضی عسکر
سیّد حسن بن عبدالمجید حسینی اصفهانی (قاضی عسکر)، از وعاظ اصفهان در قرن سیزدهم هجری بوده [است.] از آثار او:
1. کتابت نسخه ای از «اطباق الذّهب» به خط نسخ خیلی خوب که در سال 1276ق آن را نوشته و به شماره 751 در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار تهران موجود است.[2]
2. کتابت نسخه ای از «اطواق الذّهب» زمخشری، به خط نسخ خیلی خوب که در سال 1276ق آن را نوشته و به شماره 753 در همان کتابخانه موجود است.[3]
این دو کتاب بر حسب خواهش یا امر سیف الملک نوشته شده است و سیف الملک لقب عباسقلی خان نوری است.
3. کتابت نسخه ای از «محضر الشهود فی ردّ الیهود» تألیف: حاج بابا قزوینی که در سال 1268ق کتابت شده و در کتابخانه آیت اللَّه نجفی در اصفهان موجود است.[4]
حسن جنگعلی*
حسن جنگعلی فرزند عبدالمحمود بن ملّا حسن مؤذن، متولّد 1316ش در اصفهان. در مدرسه عَلیّه تحصیل کرده و در خط شاگرد استاد حبیب اللَّه فضائلی است. خطوط نستعلیق، نسخ، شکسته و ثلث را مشق کرده و به خط ثلث علاقه فراوانی دارد. کتیبه های برخی از مساجد اصفهان به خط اوست.[5]
[1]معجم الادباء، ج8، ص144؛ ریحانه الادب، ج5، ص127؛ معجم المؤلّفین، ج3، ص238؛ روضات الجنّات، ج3، ص59؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 499 و 500؛ هدیه العارفین، ج5، ص268.
[2]فهرست کتابخانه سپهسالار، ص11.
[3]فهرست کتابخانه سپهسالار، ص13.
[4]قبیله عالمان دین، ص243.
[5]مصاحبه با آقای حسن جنگعلی در بهار 1387.
سیّد حسن فقیه امامی*
حاج سیّد حسن فقیه امامی ابن حاج سیّد عطاءاللَّه درب امامی عالم جلیل، از علمای معاصر اصفهان.
در سال 1353ق برابر با 1313ش در اصفهان متولّد شده و نزد پدر دانشمند خود و جمعی از علمای اصفهان همچون حاج شیخ احمد فیاض، حاج شیخ محمّد حسن نجف آبادی، حاج آقا حسین خادمی، شیخ عباسعلی ادیب حبیب آبادی، شیخ علی مشکوه سِدِهی، حاج میر سیّد علی بهبهانی، شیخ علی قدیری کَفرانی، سیّد علی اصغر برزانی، شیخ محمّد علی معلّم حبیب آبادی، سیّد مرتضی موحّد ابطحی و مجدالعلماء نجفی به تحصیل پرداخته و سپس در اصفهان به انجام وظایف شرعیه اهتمام ورزید.
وی دهها سال است که به تدریس فقه و اصول و حدیث و تفسیر در حوزه علمیه اصفهان مشغول است. ظهرها در مسجد الکریم و شب ها در مسجد بابا محمّد علی سقا (مسجد امامی) اقامه جماعت می نماید و به پاسخگویی و رفع مشکلات شرعی مردم می پردازد.
در بسیاری از امور خیریه پیشقدم بوده و به همت ایشان بسیاری از مساجد و مدارس حوزه علمیه اصفهان مانند مدرسه ذوالفقار، مدرسه خالصیه، مدرسه بابا قاسم، مدرسه نیم آورد، مدرسه عربان تعمیر شده و مدارس تازه همچون مدرسه محمودیه و مدرسه الغدیر و مدرسه جوادیّه تأسیس شده است. همچنین با بسیاری از مؤسسات خیریه و مذهبی اصفهان همکاری داشته و یا عضو هیأت امنای آنها بوده است.
سخنرانی ها و فعالیت های ایشان علیه فرقه بهائیت و عقاید مارکسیستی و التقاطی در اصفهان بسیار مشهود است.
کتابهای زیر از تألیفات ایشان است و به طبع رسیده است:
1. «خمس» 2. «نقش عقل در احکام الهی» 3. «آیا فهم قرآن آسان است 4. «صراط
مسستقیم»[1]
حسن اصفهانی
حسن بن علویه اصفهانی [کرانی]، از محدّثین ثقه [و مورد اعتماد بوده] و ظاهراً برادر احمد بن علویه اصفهانی [کرانی] باشد.[2]
حسن اصفهانی
حسن بن علی اصفهانی، خطاط نسخ نویس، در قرن یازدهم هجری است. در هندوستان ساکن بوده و در سال 1094ق در گلشن آباد هند، «تاریخ نگارستان» تألیف: قاضی احمد غفاری را به خط نسخ کتابت کرده است. این کتاب به شماره 5747 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.[3]
افضل الدّین حسن مهابادی
افضل الدّین حسن بن علی بن احمد بن علی مهابادی، فقیه صالح متبحّر، از ثقات علمای امامیه در قرن ششم هجری است.
اصلاً از اهالی قریه «ماه آباد» یا «مهاباد» از توابع اردستان و نواده افضل الدّین احمد بن علی مهابادی است. در فقه، حدیث، ادبیات و سایر علوم زمان خود مهارت داشته و از پدرش «علی مهابادی» روایت می نموده است. شیخ منتجب الدّین بن بابویه از او روایت می کند.
کتب زیر از اوست:
1. «الأعراب» 2. «دیوان شعر» 3. «ردّ التّنجیم» 4. «شرح شهاب الأخبار» قاضی
[1]یادواره آیت اللَّه فقیه امامی، صص 29-26.
[2]اعیان الشیعه، ج9، ص44.
[3]فهرست مجلس: ج17، ص188.
قضاعی 5. «شرح لمع» ابن جنّی در نحو 6. «شرح نهج البلاغه» و غیره[1]
خواجه حسن نظام الملک طوسی
خواجه حسن نظام الملک طوسی بن علی بن اسحاق بن عبّاس طوسی، از معروفترین وزرای ایرانی در عهد سلاجقه.
در سال 408ق یا 410ق در «نوغان» طوس متولّد گردید. وی نزد بزرگان دین و علم در عهد خود از جمله ابوالقاسم قشیری، امام موفق نیشابوری، ابوسعید ابوالخیر، حسن بن علی بلخی و دیگران در بلخ، اصفهان، نیشابور و بغداد تحصیل کرد و نظر به عقل و کیاست و حسن تدبیر به مقامات بالایی دست یافت. ابتدا به خدمت حاکم بلخ علی بن شاذان درآمده و سپس به خدمت جغری بیک و پس از مرگ او به خدمت طغرل بیک مشغول شد. آلب ارسلان در سال 455ق او را به وزارت خود برگزید. پس از مرگ آلب ارسلان، فرزندش ملکشاه او را در مقام وزارت ابقا کرد. دوره وزارت خواجه نظام الملک 30 سال طول کشید.
او نسبت به علماء و محدّثین احترام می گذاشت و برای هر یک از آنان بنا به فراخور حال و موقعیّت علمی و اجتماعی آنان جوائز، انعامات و حقوق معین کرد. در شهرهایی چون اصفهان، بغداد، ری، مرو، نیشابور و هرات مدارسی جهت تحصیل فقهاء و محدّثین فرقه شافعی تأسیس نمود که مهمترین آنها مدرسه نظامیه بغداد می باشد. خواجه نظام الملک سرانجام در شب جمعه یازدهم ماه رمضان سال 485ق در مسافرت به بغداد، در قریه ای نزدیک نهاوند به نام «صحنه» به دست یکی از فدائیان اسماعیلی به
[1]امل الآمل، ج2، ص69؛ الفهرست (منتجب الدّین)، ص51؛ ثقات العیون، صص 61 و 62؛ ریاض العلماء، ج1، صص 221 و 222؛ روضات الجنّات، ج2، ص260؛ فوائد الرضویه، صص 104 و 105؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص500؛ تاریخ تشیع اصفهان، صص 288 و 289؛ ریحانه الادب، ج5، ص61؛ الذریعه، ج2، ص233 و ج9، ص239 و ج14، ص123؛ آتشکده اردستان، ج2، صص 269 و 270؛ لغت نامه دهخدا، ذیل حسن، ص606.
ضربه چاقو از پای درآمد. در ماه شوال ملکشاه نیز فوت شد. جنازه خواجه نظام الملک را به اصفهان آورده و در منزل خودش دفن کردند. بعداً ملکشاه را نیز به اصفهان و در جوار او مدفون ساختند.
از خواجه نظام الملک علاوه بر مدارس نظامیه مؤسسات و اماکن عام المنفعه زیادی بنا کرد که از جمله بیمارستانی در نیشابور، رباطی در بغداد، مسجد جامع طوس، مسجد جامع نوغان و غیره.
کتب زیر را از مؤلّفات خواجه نظام الملک ذکر کرده اند:
1. «امالی نظام الملک فی الحدیث» مطبوع 2. «سیاست نامه» یا «سیرالملوک»، به فارسی که چندین بار چاپ شده است. 3. «قانون الملک» که شاید همان «سیاست نامه» باشد. 4. «وصایای نظام الملک» یا «دستور الوزراء» [که به او نسبت داده اند که احتمالاً ]در قرن نهم آن را به نام فخرالدوله وزیر یکی از از اعقاب خواجه نظام الملک تألیف کرده اند.
مزار نظام الملک در محله «دالبتی» (دارالبطیخ) در محله کران اصفهان بوده و موقوفاتی برای آن معیّن کرده بودند و آنجا به «تربت نظام» معروف بود.
نگارنده در کتاب مزارات اصفهان شرح حال مفصلی از او نوشته ام.[1]
[1]مزارات اصفهان، صص 201-183؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 195 و 196؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 592-590؛ مدارس نظامیه: اغلب صفحات؛ جامع التّواریخ (قسمت اسماعیلیان، فاطمیان و نزاریان)، ص134؛ اللّباب، ج3، ص365؛ هدیه العارفین، ج1، ص214؛ کشف الظّنون، ج1، ص417؛ شرح احوال شاعران بی دیوان، صص 583-581؛ مطلع الشّمس، صص 266-257؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج2، ص904؛ تاریخ نظم و نثر، ج1، ص66؛ الکامل فی التاریخ، ج10، ص204؛ تاریخ اندیشه سیاسی در ایران و اسلام، صص 239-235؛ الاعلام، ج2، ص219؛ الذریعه، ج12، ص273؛ روضات الجنّات، ج3، ص87؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «نظام»، ص597؛ ریحانه الادب، ج6، ص209؛ فرهنگ معین، ج6، صص 2130 و 2131.