نثر» و غیره.[1]
حسن اصفهانی
حسن بن علی بن مهران اصفهانی، از محدّثین اصفهان است وی از عامر بن فُرات حدیث شنیده و ابوبکر بن ابوداود سجستانی از او استماع حدیث نموده است.[2]
محمّد حسن گیلانی اصفهانی
محمّد حسن بن علی بن نعمت اللَّه بن حسین بن نعمت اللَّه گیلانی [از فضلاء و ادبای قرن سیزدهم هجری] در سال 1244ق. در دهه سوم رمضان کتاب «بیان المحمود» تألیف محمود میرزا قاجار را نوشته است. میکروفیلم آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[3]
سیّد حسن امامی سدهی
سیّد حسن امامی سدهی بن حاج میر سیّد علی بن سیّد مهدی بن سیّد اسماعیل دیباجی فروشانی، عالم فاضل و ادیب کامل.
در سال 1320ق در فروشان سده متولّد گردیده و در مولد خود و اصفهان و مشهد و نجف اشرف در نزد بزرگان و مجتهدین تلمّذ نموده و به مقام شامخ اجتهاد رسید. [سطوح اولیه را در قم آموخت سپس به مشهد مقدّس رفته و نزد سیّد عباس شاهرودی و آقا سیّد حسن سطوح عالی را فراگرفت. سپس به اصفهان بازگشت و در درس
[1]تاریخ اصفهان (جابری)، تصحیح دکتر جمشید مظاهری: مقدمه؛ نصف جهان و همه جهان، صص 163-161؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور: مقدمه؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص137-135؛ دانشمندان و سخن سرایان فارس، ج1، صص 344 و 345؛ مؤلفین کتب چاپی، ج2، ص610؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 511 و 512.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص261.
[3]فهرست میکرو فیلم های دانشگاه، ص798.
میرمحمدصادق مدرس خاتون آبادی، آخوند گزی و آقا شیخ محمدرضا نجفی شرکت کرده و کسب فیض نمود. پس از آن به نجف اشرف عزیمت نموده و چندین سال از دروس آیات عظام سیّد ابوالحسن اصفهانی، میرزا حسین نائینی، آقا ضیائ الدّین عراقی و میرزا محمّد حسین غروی اصفهانی (کمپانی) بهره برد. پس از مدّتی به علّت بیماری به اصفهان آمده و بیست سال در آنجا بود. سپس به نجف اشرف بازگشته و از دروس آیات عظام سیّد ابوالحسن اصفهانی، میرزا عبدالهادی شیرازی و حاج شیخ محمّد کاظم شیرازی مستفیض شد] در سال 1367ق به قم رفت و سال بعد به امر مرحوم بروجردی به همراه حاج شیخ عبدالجواد جبل عاملی و حاج آقا عطاءاللَّه اشرفی اصفهانی (شهید محراب) برای اداره حوزه علمیه کرمانشاه به کرمانشاه رفت و پس از مدّتی به قم بازگشت.
وی سالهای آخر عمر خود را در سِدِه ماربین (خمینی شهر فعلی) سپری نمود. نماز جماعت را در مسجد جامع اقامه می نمود و در مدرسه علمیه (که سابقاً حسینیه حاج حسن نام داشت) در محلّه فروشان به تدریس خارج فقه و اصول مشغول بود. وی در میان مردم به «حاج آقا امام» معروف بود. شعر نیز می سرود. وی یک دوره کامل فقه تألیف نمود که به چاپ نرسیده است.
سرانجام در سال 1398ق وفات یافته و در مسجد جامع جنب مزار برادرش حاج آقا نوراللَّه امامی مدفون شد.[1]
حسن اصفهانی
ابوعلی حسن بن علی بن یعقوب اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. از ابو زکریا یحیی بن زکریا بن حیویه نیشابوری روایت نموده و زبیر بن عبدالواحد اسدآبادی از او نقل حدیث می نماید.[2]
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص58 و 59؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، ص368؛ گنجینه دانشمندان، ج7، صص 347 و 348؛ خمینی شهر شهری که از نو باید شناخت، صص 112 و 113.
[2]تبیین کذب المفتری، ص424.
سیّد محمّدحسن بهشتی
سیّد محمّد حسن بن میر سیّد علی بهشتی، عالم فاضل جلیل. [از علمای قرن سیزدهم هجری]
در اصفهان متولّد شده و نزد حاج شیخ محمّدباقر نجفی و دیگران به تحصیل پرداخت. سپس به ارشاد مردم و اقامه جماعت در مسجد سرجوی شاه و مسجد صحرا در محلّه لنبان مشغول شد. او عالمی زاهد و اهل عبادت و تقوا بوده و در سن 63 سالگی در اوایل ربیع الثّانی 1312ق وفات یافته و در تکیه سادات بهشتی واقع در شمال مصلای تخت فولاد مدفون شد.[1]
سیّد حسن حسنی نائینی
سیّد حسن بن سیّد علی حسنی نائینی، از علمای جلیل القدر عهد صفویه است. پدر و مادرش از سادات حسنی بوده اند. او در مدرسه کافوریه اصفهان به تحصیل مشغول بوده است.
او نسخه ای از «من لا یحضره الفقیه» را در 15 ربیع الاوّل 1073ق کتابت نموده است. نسخه در کتابخانه شخصی میرزا علی اکبر عراقی در نجف موجود است.[2]
سیّد حسن ضوئی
سیّد حسن ضوئی ابن آقا سیّد علی حسینی، ادیب شاعر، در رجب سال 1342ق در اصفهان متولّد گردیده و در جوانی به شغل بازرگانی مشغول شد. طبع شعر داشت ولی کم شعری می سرود.
از اوست:
[1]تحفه الاحباب، صص 32 و 33؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص136.
[2]الروضه النضره، ص156.
گر خوری جامی ز می از خویشتن غافل شوی
تا ابد از شور او مدهوش افتی و خمار
نیست مقصودم زِ مِی جز ساغر حُبّ علی
زانِ میَم ده تا که خرم گردد این قلب فکار
چون صفی اللَّه جامی از دلای او چشید
توبه اش آمد قبول حضرت پروردگار[1]
سیّد حسن طباطبائی
سیّد حسن بن علی طباطبائی اصفهانی، فاضل خطاط در قرن سیزدهم هجری. از آثار او کتابت نسخه ای است. از: «جامع عباسی» که آن را در روز سه شنبه سوم ماه صفر سال 1237ق به خط نستعلیق به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 125 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی در مشهد مقدّس موجود است.[2]
میرزا حسن قدسی کاشانی
آقا میرزا حسن قدسی کاشانی بن ملّا علی، عالم فاضل و عابد زاهد معروف به «میرزا حسن کاشی» از علمای قرن چهاردهم هجری. در کاشان متولّد شده و نزد حاج ملّا حبیب اللَّه شریف کاشانی به تحصیل پرداخته و سپس به اصفهان مهاجرت کرده و نزد جمعی از بزرگان [خصوصاً آخوند ملّا محمّد کاشانی، سیّد محمّد باقر درچه ای و سیّد ابوالقاسم دهکردی ]کسب فیض نموده است.[3][سالها امام مسجد سر نیم آورد بوده است. عالمی مقدّس و محتاط در امور بوده و در اخلاق فاضله و ملکات پسندیده از
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 322 و 323.
[2]فهرست الهیات مشهد، ج1، ص64.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 351 و 352.
نوادر عصر شمرده می شد.[1]]
سرانجام در یکشنبه 2 رمضان المبارک 1377ق به سن متجاوز از 90 سال وفات یافته و در ایوان بقعه تویسرکانی در تخت فولاد مدفون شد.[2]
[مرحوم سیّد کمال کاشانی متخلّص به «حقیر» درباره وفات او مرثیه ای سروده که مادّه تاریخ آن این بیت است:
بهر تاریخ وفاتش این چنین گفتا «حقیر»
«روح قدسی شد ندیم قدسیان اندر جنان»[3]]
شیخ محمّدحسن قدیری*
شیخ محمّدحسن قدیری فرزند شیخ علی قدیری کفرانی اصفهانی، از علما و فقهای عالیقدر معاصر، در سال 1317ش متولّد شد. تحصیلات جدید را تا دیپلم انجام داد و علیرغم کسب رتبه ممتاز در آزمون اعزام دانشجو به خارج از کشور، به تحصیل در حوزه علمیه پرداخت. او سالها در نجف اشرف به تحصیل سطوح عالیه و خارج فقه و اصول مشغول بود و از درس اساتیدی چون شهید سیّد اسداللَّه مدنی و آیات عظام امام خمینی، سیّد ابوالقاسم خوئی و سیّد محمود شاهرودی بهره برد و به مقامات بلند علمی دست یافت. او 20 سال در نجف اشرف به تحصیل و تدریس مشغول بود. سپس به ایران آمد و در قم به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت و در روز جمعه 17 شوال 1429 برابر با 26 مهر 1387 وفات یافت و در مسجد طباطبایی حرم حضرت معصومه(س) بخاک سپرده شد.
کتب زیر از تألیفات اوست که به چاپ رسیده است:
1. «کتاب الاجاره» 2. «کتاب التّیمّم» 3. «مباحث فی علم الاصول» (2جلد) 4. «کتاب البیع» (تقریرات درس امام خمینی» 5. «رساله فی الوضع و الاستعمال»[4]
[1]تاریخ اصفهان (جابری)، ص329.
[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص99.
[3]لاله های جاوید، ص201.
[4]یادداشت های آقای رحیم قاسمی.
حسن لنجانی
حسن بن علی لنجانی، از خطاطان و نویسندگان کتب در قرن سیزدهم هجری. وی در یازدهم محرّم 1252ق رسائل رجالی سیّد حجّهالاسلام (19 رساله) را به خط نسخ نوشته [است.] نسخه به شماره 1616 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی در قم موجود است.[1]
میرزا حسن نائینی*
میرزا حسن بن علی اکبر نائینی، عالم فاضل و واعظ کامل. از علمای قرن چهاردهم هجری. در نائین متولّد شده و در مولد خود و اصفهان به تحصیل پرداخت. سپس در نائین به اقامه جماعت پرداخت. مدّتی بعد به اصفهان آمده در کوی کاشیان محلّه طوقچی ساکن شد و به وعظ و خطابه پرداخت. وی در حدود 60 سالگی، در حدود سال 1350ق وفات یافته در قبرستان سر قبر آقا مدفون شد. برادرش «جوهر الشعراء» از شعرای مقیم یزد بوده است.[2]
حسن بن محمّد علی بیگ*
حسن بن محمّد علی بیگ از فضلاء قرن یازدهم هجری است در مدرسه باقریه اصفهان به تحصیل مشغول بوده و در 28 ربیع الاوّل 1087ق یادداشت تملک خود را بر روی نسخه ای ازکتاب «تحریرالقواعدالمنطقیه» تألیف قطب الدّین رازی نوشته است.[3]
ملّا محمّد حسن استرآبادی
ملّا محمّد حسن بن ملّا محمّد علی بن احمد بن کمال الدّین حسین استرآبادی، عالم فاضل، [از دانشوران اواخر دوره صفویه] در اصفهان ساکن بوده و ظاهراً از شاگردان
[1]فهرست مرعشی، ج5، ص22.
[2]به نقل از آقای محمّد علی بُرِشان فرزند میرزا حسن نائینی در تاریخ 29 تیر، 1377ش.
[3]فهرست خاندان میبدی، ص44.
پدر دانشمند خود بوده است. وی کتاب «الاجازات» را تدوین نموده و علّامه مجلسی برخی از اجازات «بحار الانوار» را از این کتاب نقل کرده است. کتاب «الاجازات» در سال 1096ق نوشته شده است.[1]
میرزا محمّد حسن نجفی
آقا میرزا محمّد حسن نجفی بن میرزا محمّد علی بن میرزا محمّد باقر هزار جریبی مازندرانی نجفی، از علمای بزرگ اصفهان در عصر قاجاریّه، عالم فاضل متقّی و مجتهد محقّق مدقّق.
در حدود سال 1237ق متولّد شده و پدرش از فحول علمای عصر و مادرش دختر مفسّر عالیقدر میرزا محمّدباقر نواب لاهیجی است. در اصفهان نزد میر سیّد حسن مدرس و در عتبات عالیات نزد آقا سیّد ابراهیم قزوینی (صاحب ضوابط)، شیخ مرتضی انصاری، میرزا حسن شیرازی [و صاحب جواهر کسب فیض نموده و به اجتهاد نائل آمده و از اساتید خود به خصوص صاحب جواهر اجازه دریافت نموده] و به اصفهان آمد و به تدریس و رفع مرافعات و خصومات و تحقیق و تألیف مشغول شد.
مرحوم میرزای شیرازی اعتماد تامّی به او داشته و اهل اصفهان هر وقت از ایشان سؤال می کردند که به چه کسی رجوع کنند؟ می فرمودند به میرزا محمّد حسن نجفی و جمعی از خواص از ایشان تقلید می کردند. و ایشان امام جماعت مسجد ذوالفقار بودند و عمر گرامی را صرف تحصیل و تدریس و تألیف و تصنیف و جواب استفتائات می فرمودند.
[اگرچه تعداد شاگردان او زیاد نیست اما اغلب آنان مجتهد و صاحب فتوا شدند. از جمله شاگردان او آخوند ملّا عبدالکریم گزی، جهانگیرخان قشقائی، میرزا حسن خان جابری انصاری، سیّدمحمّد باقردرچه ای و سیّد ابوالقاسم دهکردی قابل ذکر می باشند.
[1]الذریعه، ج1، ص125؛ الکواکب المنتشره، ص159؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، ص373.
در قضاوت اهل مداهنه نبود و بر حق استوار بود. ظلّ السّلطان حاکم اصفهان 30سال خواست او را رام نماید و نتوانست. در زهد و عبادت و قناعت حاجی کلباسی و در فطانت و هوش حاجی آباده ای عصر خویش بود.]
بالاخره در پنج شنبه 11ربیع الاوّل سال 1317ق بر اثر سکته در اصفهان وفات یافته و در تکیه لسان الارض در تخت فولاد مدفون گردیده [و پس از 27سال در حضور آخوند گزی وقتی قبرش را شکافتند تا جسدش را به عتبات عالیات نقل نمایند، دیدند از بدن شریف او ذرّه ای از بین نرفته و حتی محاسن او سالم و تازه بود] و آن پیکر مطهر را به نجف اشرف حمل نموده و در آن ارض اقدس مدفون ساختند.
کتب زیر از ایشان است:
1. «اجزائی در اصول» 2. «اجزائی در فقه» 3. «حاشیه بر فصول» 4. «حاشیه بر قوانین» 5. «رساله در زیارت عاشورا» 6. «کتابی در طهارت» 7. «کتابی در تقوا» ناتمام و غیره[1]
سیّد محمّد حسن سدهی
سیّد محمّد حسن سدهی اصفهانی بن سیّد محمّد علی بن سیّد حسنعلی بن سیّد محمّد بن سیّد محمّد رضا موسوی، عالم فاضل و فقیه محقّق، از علمای اواخر دوره قاجاریه، در 26 جمادی الاولی 1277ق در سِدِه ماربین [خمینی شهر فعلی] متولّد شده و در اصفهان نزد حاج میرزا بدیع درب امامی، جهانگیرخان قشقائی، آقا سیّد محمّد باقر درچه ای و آقا میرزا حسن عراقی به تحصیل پرداخت.
وی در ماه صفر 1329ق وفات یافته و عظامش را به نجف اشرف نقل کرده و مدفون
[1]رجال اصفهان یا تکذره القبور، صص 46-44؛ دانشمندان وبزرگان اصفهان، ج1، صص 504 و 505؛ تاریخ اصفهان(جابری)، ص329؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص572 و 573؛ نقباء البشر، ج1، صص 420 و 421؛ تاریخ نصف جهان، صص 105 و 106؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص186؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 155 و 156؛ مکارم الآثار، ج3، ص1011.