سیّد محمّدحسن بهشتی
سیّد محمّد حسن بن میر سیّد علی بهشتی، عالم فاضل جلیل. [از علمای قرن سیزدهم هجری]
در اصفهان متولّد شده و نزد حاج شیخ محمّدباقر نجفی و دیگران به تحصیل پرداخت. سپس به ارشاد مردم و اقامه جماعت در مسجد سرجوی شاه و مسجد صحرا در محلّه لنبان مشغول شد. او عالمی زاهد و اهل عبادت و تقوا بوده و در سن 63 سالگی در اوایل ربیع الثّانی 1312ق وفات یافته و در تکیه سادات بهشتی واقع در شمال مصلای تخت فولاد مدفون شد.[1]
سیّد حسن حسنی نائینی
سیّد حسن بن سیّد علی حسنی نائینی، از علمای جلیل القدر عهد صفویه است. پدر و مادرش از سادات حسنی بوده اند. او در مدرسه کافوریه اصفهان به تحصیل مشغول بوده است.
او نسخه ای از «من لا یحضره الفقیه» را در 15 ربیع الاوّل 1073ق کتابت نموده است. نسخه در کتابخانه شخصی میرزا علی اکبر عراقی در نجف موجود است.[2]
سیّد حسن ضوئی
سیّد حسن ضوئی ابن آقا سیّد علی حسینی، ادیب شاعر، در رجب سال 1342ق در اصفهان متولّد گردیده و در جوانی به شغل بازرگانی مشغول شد. طبع شعر داشت ولی کم شعری می سرود.
از اوست:
[1]تحفه الاحباب، صص 32 و 33؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص136.
[2]الروضه النضره، ص156.
گر خوری جامی ز می از خویشتن غافل شوی
تا ابد از شور او مدهوش افتی و خمار
نیست مقصودم زِ مِی جز ساغر حُبّ علی
زانِ میَم ده تا که خرم گردد این قلب فکار
چون صفی اللَّه جامی از دلای او چشید
توبه اش آمد قبول حضرت پروردگار[1]
سیّد حسن طباطبائی
سیّد حسن بن علی طباطبائی اصفهانی، فاضل خطاط در قرن سیزدهم هجری. از آثار او کتابت نسخه ای است. از: «جامع عباسی» که آن را در روز سه شنبه سوم ماه صفر سال 1237ق به خط نستعلیق به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 125 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی در مشهد مقدّس موجود است.[2]
میرزا حسن قدسی کاشانی
آقا میرزا حسن قدسی کاشانی بن ملّا علی، عالم فاضل و عابد زاهد معروف به «میرزا حسن کاشی» از علمای قرن چهاردهم هجری. در کاشان متولّد شده و نزد حاج ملّا حبیب اللَّه شریف کاشانی به تحصیل پرداخته و سپس به اصفهان مهاجرت کرده و نزد جمعی از بزرگان [خصوصاً آخوند ملّا محمّد کاشانی، سیّد محمّد باقر درچه ای و سیّد ابوالقاسم دهکردی ]کسب فیض نموده است.[3][سالها امام مسجد سر نیم آورد بوده است. عالمی مقدّس و محتاط در امور بوده و در اخلاق فاضله و ملکات پسندیده از
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 322 و 323.
[2]فهرست الهیات مشهد، ج1، ص64.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 351 و 352.
نوادر عصر شمرده می شد.[1]]
سرانجام در یکشنبه 2 رمضان المبارک 1377ق به سن متجاوز از 90 سال وفات یافته و در ایوان بقعه تویسرکانی در تخت فولاد مدفون شد.[2]
[مرحوم سیّد کمال کاشانی متخلّص به «حقیر» درباره وفات او مرثیه ای سروده که مادّه تاریخ آن این بیت است:
بهر تاریخ وفاتش این چنین گفتا «حقیر»
«روح قدسی شد ندیم قدسیان اندر جنان»[3]]
شیخ محمّدحسن قدیری*
شیخ محمّدحسن قدیری فرزند شیخ علی قدیری کفرانی اصفهانی، از علما و فقهای عالیقدر معاصر، در سال 1317ش متولّد شد. تحصیلات جدید را تا دیپلم انجام داد و علیرغم کسب رتبه ممتاز در آزمون اعزام دانشجو به خارج از کشور، به تحصیل در حوزه علمیه پرداخت. او سالها در نجف اشرف به تحصیل سطوح عالیه و خارج فقه و اصول مشغول بود و از درس اساتیدی چون شهید سیّد اسداللَّه مدنی و آیات عظام امام خمینی، سیّد ابوالقاسم خوئی و سیّد محمود شاهرودی بهره برد و به مقامات بلند علمی دست یافت. او 20 سال در نجف اشرف به تحصیل و تدریس مشغول بود. سپس به ایران آمد و در قم به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت و در روز جمعه 17 شوال 1429 برابر با 26 مهر 1387 وفات یافت و در مسجد طباطبایی حرم حضرت معصومه(س) بخاک سپرده شد.
کتب زیر از تألیفات اوست که به چاپ رسیده است:
1. «کتاب الاجاره» 2. «کتاب التّیمّم» 3. «مباحث فی علم الاصول» (2جلد) 4. «کتاب البیع» (تقریرات درس امام خمینی» 5. «رساله فی الوضع و الاستعمال»[4]
[1]تاریخ اصفهان (جابری)، ص329.
[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص99.
[3]لاله های جاوید، ص201.
[4]یادداشت های آقای رحیم قاسمی.
حسن لنجانی
حسن بن علی لنجانی، از خطاطان و نویسندگان کتب در قرن سیزدهم هجری. وی در یازدهم محرّم 1252ق رسائل رجالی سیّد حجّهالاسلام (19 رساله) را به خط نسخ نوشته [است.] نسخه به شماره 1616 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی در قم موجود است.[1]
میرزا حسن نائینی*
میرزا حسن بن علی اکبر نائینی، عالم فاضل و واعظ کامل. از علمای قرن چهاردهم هجری. در نائین متولّد شده و در مولد خود و اصفهان به تحصیل پرداخت. سپس در نائین به اقامه جماعت پرداخت. مدّتی بعد به اصفهان آمده در کوی کاشیان محلّه طوقچی ساکن شد و به وعظ و خطابه پرداخت. وی در حدود 60 سالگی، در حدود سال 1350ق وفات یافته در قبرستان سر قبر آقا مدفون شد. برادرش «جوهر الشعراء» از شعرای مقیم یزد بوده است.[2]
حسن بن محمّد علی بیگ*
حسن بن محمّد علی بیگ از فضلاء قرن یازدهم هجری است در مدرسه باقریه اصفهان به تحصیل مشغول بوده و در 28 ربیع الاوّل 1087ق یادداشت تملک خود را بر روی نسخه ای ازکتاب «تحریرالقواعدالمنطقیه» تألیف قطب الدّین رازی نوشته است.[3]
ملّا محمّد حسن استرآبادی
ملّا محمّد حسن بن ملّا محمّد علی بن احمد بن کمال الدّین حسین استرآبادی، عالم فاضل، [از دانشوران اواخر دوره صفویه] در اصفهان ساکن بوده و ظاهراً از شاگردان
[1]فهرست مرعشی، ج5، ص22.
[2]به نقل از آقای محمّد علی بُرِشان فرزند میرزا حسن نائینی در تاریخ 29 تیر، 1377ش.
[3]فهرست خاندان میبدی، ص44.
پدر دانشمند خود بوده است. وی کتاب «الاجازات» را تدوین نموده و علّامه مجلسی برخی از اجازات «بحار الانوار» را از این کتاب نقل کرده است. کتاب «الاجازات» در سال 1096ق نوشته شده است.[1]
میرزا محمّد حسن نجفی
آقا میرزا محمّد حسن نجفی بن میرزا محمّد علی بن میرزا محمّد باقر هزار جریبی مازندرانی نجفی، از علمای بزرگ اصفهان در عصر قاجاریّه، عالم فاضل متقّی و مجتهد محقّق مدقّق.
در حدود سال 1237ق متولّد شده و پدرش از فحول علمای عصر و مادرش دختر مفسّر عالیقدر میرزا محمّدباقر نواب لاهیجی است. در اصفهان نزد میر سیّد حسن مدرس و در عتبات عالیات نزد آقا سیّد ابراهیم قزوینی (صاحب ضوابط)، شیخ مرتضی انصاری، میرزا حسن شیرازی [و صاحب جواهر کسب فیض نموده و به اجتهاد نائل آمده و از اساتید خود به خصوص صاحب جواهر اجازه دریافت نموده] و به اصفهان آمد و به تدریس و رفع مرافعات و خصومات و تحقیق و تألیف مشغول شد.
مرحوم میرزای شیرازی اعتماد تامّی به او داشته و اهل اصفهان هر وقت از ایشان سؤال می کردند که به چه کسی رجوع کنند؟ می فرمودند به میرزا محمّد حسن نجفی و جمعی از خواص از ایشان تقلید می کردند. و ایشان امام جماعت مسجد ذوالفقار بودند و عمر گرامی را صرف تحصیل و تدریس و تألیف و تصنیف و جواب استفتائات می فرمودند.
[اگرچه تعداد شاگردان او زیاد نیست اما اغلب آنان مجتهد و صاحب فتوا شدند. از جمله شاگردان او آخوند ملّا عبدالکریم گزی، جهانگیرخان قشقائی، میرزا حسن خان جابری انصاری، سیّدمحمّد باقردرچه ای و سیّد ابوالقاسم دهکردی قابل ذکر می باشند.
[1]الذریعه، ج1، ص125؛ الکواکب المنتشره، ص159؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، ص373.
در قضاوت اهل مداهنه نبود و بر حق استوار بود. ظلّ السّلطان حاکم اصفهان 30سال خواست او را رام نماید و نتوانست. در زهد و عبادت و قناعت حاجی کلباسی و در فطانت و هوش حاجی آباده ای عصر خویش بود.]
بالاخره در پنج شنبه 11ربیع الاوّل سال 1317ق بر اثر سکته در اصفهان وفات یافته و در تکیه لسان الارض در تخت فولاد مدفون گردیده [و پس از 27سال در حضور آخوند گزی وقتی قبرش را شکافتند تا جسدش را به عتبات عالیات نقل نمایند، دیدند از بدن شریف او ذرّه ای از بین نرفته و حتی محاسن او سالم و تازه بود] و آن پیکر مطهر را به نجف اشرف حمل نموده و در آن ارض اقدس مدفون ساختند.
کتب زیر از ایشان است:
1. «اجزائی در اصول» 2. «اجزائی در فقه» 3. «حاشیه بر فصول» 4. «حاشیه بر قوانین» 5. «رساله در زیارت عاشورا» 6. «کتابی در طهارت» 7. «کتابی در تقوا» ناتمام و غیره[1]
سیّد محمّد حسن سدهی
سیّد محمّد حسن سدهی اصفهانی بن سیّد محمّد علی بن سیّد حسنعلی بن سیّد محمّد بن سیّد محمّد رضا موسوی، عالم فاضل و فقیه محقّق، از علمای اواخر دوره قاجاریه، در 26 جمادی الاولی 1277ق در سِدِه ماربین [خمینی شهر فعلی] متولّد شده و در اصفهان نزد حاج میرزا بدیع درب امامی، جهانگیرخان قشقائی، آقا سیّد محمّد باقر درچه ای و آقا میرزا حسن عراقی به تحصیل پرداخت.
وی در ماه صفر 1329ق وفات یافته و عظامش را به نجف اشرف نقل کرده و مدفون
[1]رجال اصفهان یا تکذره القبور، صص 46-44؛ دانشمندان وبزرگان اصفهان، ج1، صص 504 و 505؛ تاریخ اصفهان(جابری)، ص329؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص572 و 573؛ نقباء البشر، ج1، صص 420 و 421؛ تاریخ نصف جهان، صص 105 و 106؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص186؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 155 و 156؛ مکارم الآثار، ج3، ص1011.
ساختند. وی را تألیفاتی است که از آن جمله است:
1. «اجتماع امر و نهی» 2. «استصحاب» 3. «اشتراط استصحاب ببقاء موضوع» 4. «تمییز مشترکات و حال ابوبصیر» 5. «حجیّت بیّنه و فروع آن» 6. «رساله رهن» 7. «رساله صلح» 8. «رساله صلح حقّ الرّجوع» 9. «رساله ظن» 10. «رساله در فرق بین حیثیت تعلیلیه و تقییدیه» 11. «رساله در قضا» 12. «مجموعه ای در وعظ و حدیث»[1]
میرزا حسن عمادالشّریعه نائینی
میرزا حسن عمادالشّریعه نائینی بن حاج میرزا محمّد علی بن میرزا حسین نائینی، عالم فاضل. از علمای قرن چهاردهم هجری.
در اصفهان و نائین تحصیل کرد. در اواخر عمر از نائین به پُرزان از توابع شهرضای اصفهان منتقل شده و در آنجا به نشر احکام و اقامه جماعت اشتغال جسته، در سال 1348ق در آنجا وفات یافت.[2]
محمّدحسن مدرس فتحی*
محمّد حسن مدرس فتحی فرزند شیخ محمّدعلی مدرس فتحی دزفولی بن خواجه نصراللَّه، فاضل ارجمند و شاعر ادیب معاصر.
در سال 1298ش متولّد شد. ادبیات عرب و کتاب «شرایع» را نزد پدر خواند. سپس به تجارت روی آورد. وی پس از وفات پدر به گردآوری و چاپ تألیفات پدر دانشمند خود پرداخت. وی اکنون در طهران ساکن است.
این کتابها و آثار از اوست:
1. «النور الجلی فی خلافه بلافصل علی علیه السلام» به شعر فارسی که در سال 1346ش در تهران طبع شده است. 2. «ترجمه و شرح دعای صباح» مطبوع 3. «غدیرخم یا
[1]مکارم الآثار، ج6، صص 2133 و 2134.
[2]تاریخ نائین، ج4، ص5.
سرنوشت بشر» منظوم و مطبوع 4. تصحیح و تعلیق کتاب «خصایص امیرالمؤمنین علیه السلام» تألیف: احمد بن شعیب نسائی، مطبوع 5. ترجمه «خصائص» نسائی، به فارسی 6. «اعلام خصائص نسائی» 7. «تابنده تا همیشه» (شرح «النّور الجلی فی خلافه بلافصل علی علیه السلام») 8. «خدا کیست؟ خدا چیست؟» مطبوع[1]
میرزا حسن خاکیای اصفهانی
میرزا حسن خاکیا بن محمّد علی. شاعر و ادیب معاصر. [در سال 1277ش در محلّه میدان کهنه اصفهان متولّد شده و در کودکی به مکتب خانه رفت در آغاز نوجوانی پدرش را از دست داد و در بازار اصفهان به کار مشغول شد. ابتدا در کاروانسرای دالان دوز در بازار و سپس در بازار بزرگ چنار سوخته به کار پرداخت. او از نوجوانی طبع شعر داشت و شعر می سرود] ابتدا در انجمن ادبی میرزاعباس خان شیدا شرکت کرد. پس از تعطیلی انجمن شیدا، در منزل خود انجمن ادبی تشکیل داد[که کم کم در بین ادباء و شعراء شهرت یافت و علاوه بر سخنوران اصفهان، از تهران نیز گاهی شاعران به این انجمن می آمدند. انجمن در سال های 1324 تا 1340ش به فعالیت ادامه داد و پس از تأسیس انجمن ادبی کمال در مدرسه چهارباغ، تعطیل شد. خاکیا در این انجمن و سپس در انجمن ادبی صائب شرکت می کرد. اشعار او در بسیاری روزنامه ها و نشریات چون توفیق، صدای اصفهان و اصفهان به چاپ می رسید. خاکیا مردی عارف مسلک و درویش منش بود سفری به تهران رفته و به خدمت ذوالرّیاستین رسیده و مرید او شد. سپس به اصفهان آمد و مرید میرزا عبّاس پاقلعه ای شد.
سرانجام در 20خرداد 1355ش چشم از جهان فروبسته و به دیار باقی شتافت و پیکر او را در تکیه سیّد العراقین واقع در تخت فولاد به خاک سپردند.
شکیب اصفهانی از اساتید شعر و ادب اصفهان و از دوستان قدیمی او مادّه تاریخ
[1]شرح مجموعه گل، صص 191 و 192.