حسن سالک اصفهانی
حسن سالک بن محمّد علی، در سال 1323ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر به تحصیل پرداخت. سپس به طهران رفته و به مشاغل دولتی وارد شد. در شعر طبعی روان داشته است.
از اوست:
هرکس که شب به یاد رخش دید ماه را
بر آسمان رساند ز دل دود آه را
عکس هلال ابروی ساقی ببین به جام
تا در صیام عذر بگوئی گناه را[1]
سیّد حسن شاهاندشتی مازندرانی
سیّد حسن بن میر محمّد علی شاهاندشتی مازندرانی، عالم فاضل. وی در اصفهان ساکن بوده و در مسجد شمس آباد اقامه جماعت می نموده است. سرانجام در سال 1297ق وفات یافته و در تکیه میر در تخت فولاد مدفون شده است.
وی مؤلف شرح نهج البلاغه است و در آنجا لغات و تراکیب کتاب را توضیح داده است.[2]
شیخ محمّد حسن عالم نجف آبادی
حاج شیخ محمّد حسن عالم نجف آبادی بن محمّد علی، عالم فاضل زاهد متّقی، در حدود سال 1287ق در نجف آباد متولّد شد. در سنین نوجوانی در مدرسه ذوالفقار اصفهان سکونت گزیده و به تحصیل مشغول شد.
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 232 و 233.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص514؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص210؛ تحفه الابرار، ص527.
وی در اصفهان نزد میرزا بدیع درب امامی، آخوند ملّا محمّد حسین کرمانی، آقا سیّد محمّد باقر درچه ای، (میر محمّد صادق خاتون آبادی) آخوند کاشی، جهانگیرخان قشقائی و دیگران به کسب فیض پرداخت. سپس به نجف اشرف عزیمت نموده و نزد علمای عالیقدر آنجا خصوصاً آخوند خراسانی و آقا سیّد محمّد کاظم طباطبائی یزدی کسب فیض نمود. وی در آنجا از راه استنساخ کتب امرار معاش می نمود.
مرحوم عالم نجف آبادی پس از بازگشت به اصفهان با دختر حاج میرزا عبدالرّزاق موسوی احمدآبادی ازدواج نمود و همچنین به درس میر محمّد صادق مدرّس خاتون آبادی نیز حاضر شد. پس از آن تا آخر عمر در مدرسه جدّه بزرگ اصفهان به تدریس مشغول شد. وی سالها به تدریس شرح لمعه، معالم، قوانین، رسائل و مکاسب مشغول بود.
او در مصرف وجوهات شرعی احتیاط فراوان می نمود و از مصرف شخصی آن خودداری می نمود و درنهایت قناعت و زهد از راه درآمد زمینی که در نجف آباد داشت گذران زندگی می نمود.
او و حاج آقا رحیم ارباب و میرزا علی آقا شیرازی سه عالم اخلاقی بودند که رفاقت و همدلی و روحیه معنوی آنان زبانزد اهل معرفت بود.
وی سرانجام در تاریخ شب سه شنبه 18 ربیع الاوّل سال 1384ق وفات یافته و در جوار اساتید خود در تکیه کازرونی واقع در تخت فولاد مدفون شد.
کتب و رسائلی در فقه و اصول از تقریرات اساتید خود نوشته و ضمناً کتابی به نام «فضیله السیّاده» درباره سادات و اهمیت مقام آنان و احادیث وارده در این موضوع تألیف نموده که به چاپ رسیده است.[1]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص520؛ دیباچه دیار نون، ص205؛ سیمای دانشوران، صص 133-127؛ آئینه اهل قلم، صص 68 و 69؛ حکایت پارسائی، صص 120-112؛ روضه رضوان، صص 239-223؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص172؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، ص229.
محمّد حسن فروغی مبارکه ای
محمّد حسن فروغی مبارکه ای بن محمّد علی، شاعر ادیب معاصر، در حدود سال 1300ش در مبارکه لنجان اصفهان متولّد گردیده و تحصیلات قدیم و جدید خویش را در اصفهان انجام داده، مدّتی به مشاغل آزاد اشتغال داشت. سپس به استخدام اداره دخانیات اراک درآمد. در هنگام اقامت در اصفهان در انجمن ادبی شیدا شرکت می کرد.
از اوست:
روی منمای به پیش همه ای سرو بلند
که مبادا رسد از چشم بدی بر تو گزند
به سر زلف پریشان تو نتوانم دید
جز دل غمزده خویش دلی را دربند
غیرتم می کشد آخر که چرا جام شراب
بوسه ها گیرد از آن لعل لب شکّرخند[1]
میرزا حسن قدسی
میرزا حسن قدسی فرزند محمّد علی قاری اصفهانی، خطاط ادیب، در اصفهان متولّد شده و نزد پدرش و همچنین برادرش میرزا عبدالحسین قدسی مشق خط کرده است. تحصیلات خود را در مدرسه نیم آورد انجام داده و در فنون ادب عربی خاصّه صرف و نحو استاد بوده است. سالها در مدرسه قدسیه که به دست برادرش میرزا عبدالحسین قدسی اداره می شد. به تدریس ادبیات مشغول بوده است. خط نسخ را نیز خوش می نوشته است.
تولّدش در 28 رجب 1293ق و وفاتش در جمعه 27 ذی القعده 1367ق روی داده است. او پس از وفات در صحن تکیه تویسرکانی در تخت فولاد مدفون گردید. مادّه
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص422.
تاریخ وفاتش را مرحوم هور گوید:
شاهد قدس، روان حسن قدسی شد
شد روانه حسن قدسی در عالم قدس
«شرح صمدیه» از تألیفات اوست.[1]
میرزا حسن متین اصفهانی
استاد میرزا حسن بهنیا متخلّص به «متین» بن آقا محمّد علی، از شعراء و سخنوران معاصر اصفهان. در سال 1290ش در اصفهان متولّد گردیده و در مدارس قدیم و جدید تحصیل کرده و از سن چهارده سالگی لب به گفتن شعر سروده و از سال 1310ش در انجمن ادبی شیدا شرکت نموده و از اعضای رسمی آن انجمن گردید و عمده ترقیّات شعری و ادبی مشارالیه در همان انجمن بوده و ایشان را باید از تربیت شدگان انجمن شیدا دانست.
در انجمن های ادبی اصفهان که در زمان مرحوم شیدا و بعد از آن تشکیل شده عموماً شرکت می نموده و خود از پایه گذاران انجمن ادبی کمال و اساتید صاحب نظر این انجمن بوده است.[2]
[همچنین در انجمن ادبی سعدی، انجمن ادبی صائب و انجمن ادبی سرای سخنوران شرکت می کرد و در ردیف اساتید قدیمی انجمن ها قرار داشت.[3]
وی سرانجام در سال 1375ش وفات یافته و در قطعه نام آوران گورستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد.
مادّه تاریخ فوت او چنین است:
[1]دیوان طرب، ص8؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، صص 122-120؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص769؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص99؛ طریق الارشاد: مقدمه.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص482.
[3]تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوّم)، ص694.
تاریخ سرایان همه خواندند به افسوس
«ای وای از این سوگ که استاد متین مرد»
دیوان اشعارش هنوز به طبع نرسیده است. او در اوایل شاعری «مهین» تخلّص می کرد. سپس آن را به «متین» تغییر داد.[1]]
این چند بیت از اوست:
بگریخت ز میدان فلک مهر جهان تاب
چون تاخت به میدان شه حسن تو، فَرَس را
از دیده روان است مرا اشک به دامان
آن سان که از آن رشک بود رودِ ارس را
گویم که رسد یار سفر کرده ام از راه
چون می شنوم ناله جانسوز جرس را
حسن اصفهانی
حافظ ابوعلی حسن بن عمر بن حسن بن یونس اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن ششم هجری است. در اصفهان، خراسان، عراق و نیشابور استماع حدیث کرده و در اصفهان مجلس املای حدیث داشته است.
وی کتابی به نام «مئه حدیث عن مئه شیخ» تألیف نموده و ابو النّجم طالب بن زید این کتاب را از او روایت می کند.[2]
[او از ابومحمّد عبداللَّه بن عبیداللَّه بن بیع، ابوعمر بن مهدی و ابن صلت در بغداد حدیث نقل کرده است.[3]]
[1]بزرگان فرهنگ و تاریخ اصفهان: خطی.
[2]التحبیر، ج1، صص 310 و 356؛ سیر اعلام النّبلاء، ج18، ص327؛ الوافی بالوفیات، ج12، ص194؛ تاریخ نیشابور، ص278.
[3]المختصر من کتاب السیاق، صص 16 و 17.
حسن عریضی
حسن معروف به حسن الاکبر ابن عیسی نقیب بن محمّد الاکبر بن علی العریضی بن امام جعفر صادق علیه السلام، در اصفهان ساکن بوده و اولادش در اصفهان و قم بوده اند.[1]
در کتاب المجدی درباره او می نویسد:
«ابومحمّد الحسن مقیماً باصبهان و کان یقول شیخنا ابوالحسن هو: ابن عیسی بن عیسی بن محمّد بن علی العریض».
ظاهراً وی در مقبره امامزاده درب امام مدفون شده است.[2]
حسن اهتمام رهنانی
حسن اهتمام ابن غلامحسین رهنانی، شاعر و ادیب معاصر، در سال 1298ق در قریه رهنان [که فعلاً به شهر پیوسته و از محلّه های غرب اصفهان است] اصفهان متولّد گردیده و تحصیلات مقدّماتی خود را در مکاتب قدیم به انجام رسانید. مدّتی بعد در مدرسه چهارباغ ساکن شده و به تحصیل صرف و نحو و غیره اشتغال جست. در اوائل مشروطیت به عراق عرب رفته، زمانی نزد آخوند خراسانی به سر برده و پس از فوت او به اصفهان مراجعه نموده و ترک تحصیل نمود و به صنعت گرایید. مسافرتی به جنوب ایران و از آنجا به هندوستان کرده و در اوایل جنگ بین المللی اوّل به ایران مراجعت نموده و در اصفهان ساکن شد و سرانجام در سال 1379ق (1338ش) وفات یافته و در تکیه زرگرها در تخت فولاد مدفون شد.
استاد فضل اللّه اعتمادی متخلص به برنا در وفاتش چنین سروده است:
نوشت از پی فوت او کلک برنا:
ز نیکی حسن یاور اهتمامست
ماده تاریخ وفات او به شمسی نیز چنین است:
در وفاتش گفت برنا مصرعی:
با حسن شد سوی فردوس اهتمام
[1]الفخری، ص30.
[2]مزارات اصفهان ص 203.
وی در سرودن شعر طبع روانی داشت. [دیوان اشعار او به ضمیمه «لیلی و مجنون» منظوم در سال 1376ق به همّت کتابفروشی حاج غلامعلی بکائی به چاپ رسید.
این دو بیت از اوست:
به زه کشیده ز مژگان چون ناوک دلدوز
بگفتم احسن از این شصت و قوّت بازو
به غیر آهوی چشمش که هست شیر شکار
که دیده صید کند شیر شرزه را آهو[1]]
حاج محمّدحسن کلباسی
حاج محمّدحسن کرباسی (کلباسی) بن حاج محمّدقاسم، از اجلّه زهاد و عُبّاد [در قرن دوازدهم هجری] ساکن اصفهان. [از اهالی خراسان بوده و به خاطر اینکه مدتی در محلّه حوض کرباس هرات بود به کرباسی شهرت یافت. مدّتی در آنجا بود، سپس به کاخک و مشهد مقدّس سفر کرد. مدتی نیز در یزد بود و عاقبت به اصفهان آمد. او در مشهد مقدس و یزد و اصفهان مساجد و اماکن عام المنفعه بسیاری از ساخته و یا تعمیر نموده است.]
او جدّ اعلای خاندان کلباسی در اصفهان، خراسان و نجف اشرف است. درباره او گفته شده است که:
«حاجی کلباسی (حاج محمّدابراهیم) حسنه ای است از حسنات حاج محمّدحسن. و در اجازه ای که میرزای قمی جهت حاجی کلباسی نوشته، درباره، او گوید:
العالم العامل العابد الباذل المبرور المغفور الحاج محمّدحسن الشهیر بالکرباسی» و این القاب بهترین معرّف آن جناب است.
او با آقا محمّد بیدآبادی مصادقت و رفاقت صمیمانه داشته و در هنگام نزع قیومت
[1]دیوان اهتمام، صص 1 و 2؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 73 و 74؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص331؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص128.
فرزندش محمّدابراهیم را به او سپرده است. او علاوه بر این پسر دو فرزند دیگر به نام ملّا محمّدقاسم و ملّا محمّدجعفر داشته که ظاهراً دراصفهان ساکن بوده و در این شهر وفات یافته اند.
پدرش حاج محمّدقاسم نیز از اخیار بوده و ظاهراً در خراسان وفات یافته است.
حاج محمّدحسن در سال 1190ق وفات یافته و در شمال مقبره ملّا اسماعیل خواجوئی واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
هاتف اصفهانی که معاصر اوست مرثیه ای سروده که در دیوان او به طبع رسیده است که برخی از ابیات آن چنین است:
هزار افسوس کز بیداد گردون
ز دنیا قدوه اهل یقین رفت
امام و مقتدای اهل دین شد
سر و سرحلقه اهل یقین رفت
با تاریخش رقم زد کلک «هاتف»
ز دنیا پیشوای اهل دین رفت[1]
حسن وحید دستگردی
حسن وحید دستگردی ابن محمّد قاسم، فاضل محقّق، ادیب اریب و شاعر گرانمایه، در سال 1298ق در قریه دستگرد اصفهان متولّد گردید. و دروس مقدماتی را نزد ملّا عبدالکریم سودائی دستگردی آموخت. او از همان نوجوانی طبع شعر داشت و به پیشنهاد مرحوم سودائی «لمعه» تخلّص نمود. در سن 14 سالگی با تشویق استادش به اصفهان آمد و در مدرسه میرزا حسین بیدآباد ساکن شده و به تحصیل پرداخت. مقدّمات عربی و فنون ادب را نزد میرزا یحیی مدرّس اصفهانی، فقه را نزد آخوند ملّا عبدالکریم گزی، اصول را نزد سیّد محمّد باقر درچه ای و حکمت را نزد جهانگیرخان قشقائی و آخوند ملّا محمّد کاشانی فرا گرفت و به پیشنهاد استادش میرزا یحیی تخلّص خود را به «وحید» تغییر داد.
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص52؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 106 و 107؛ خاندان کلباسی، صص 93-82؛ مکارم الآثار، ج5، ص1643؛ سیری در تاریخ تخت فولاد اصفهان، صص 64 و 65؛ الکواکب المنتشره، ص176.