گردید.[1]
میرزا محمّد باقر امامی
حاج میرزا محمّد باقر امامی بن سیّد احمد، از سادات امامی اصفهان، عالم حکیم ادیب فاضل زاهد از شاگردان جهانگیرخان قشقائی و آقا سیّد محمّد باقر درچه ای و آخوند کاشی و دیگران بوده و کتابی در حکمت و کلام تألیف فرموده، در سن قریب 90 سالگی در ماه صفر 1364ه.ق وفات یافته. در یکی از اطاق های تکیه بروجردی در تخت فولاد مدفون شد. نگارنده مدتی افتخار شاگردی ایشان را داشت.[2]
میرزا محمّد باقر شهیدی علوی
حاج میرزا محمّد باقر شهیدی علوی ابن آقا میرزا احمد مدرس خراسانی بن سیّد محمّد حسینی خراسانی، عالم فاضل زاهد، از ائمه جماعت اصفهان. [حدود سال 1310ق در اصفهان متولّد شده] و نزد پدر خود و آقا سیّد محمّد باقر درچه ای، آقا سیّد مهدی درچه ای، میرزا حسین همدانی و آخوند کاشی تحصیل نمود. وی پس از وفات پدر، در مسجد مقابل مدرسه نیم آورد اقامه جماعت می نمود و در شب 25 محرّم سال 1385ق به سن متجاوز از 75 سالگی وفات یافته و در تخت فولاد جنب مزار فاضل هندی مدفون شد.[3]
محمّد باقر حسینی مازندرانی
محمّد باقر بن احمد حسینی مازندرانی [از فضلاء قرن دوازدهم هجری] در ربیع الاوّل سال 1129ق کتابت نسخه ای از «شرح مختصر السؤل و الامل فی علمی
[1]تاریخچه ارزنان، ص42؛ مزارات اصفهان، ص235.
[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص82؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ص73؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص86.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص249.
الاصول و الجدل» را به خط نسخ در مدرسه جدید سلطانی (مدرسه چهارباغ) در دارالسّلطنه اصفهان به پایان رسانیده است.
متن کتاب در بالای صفحه و شرح آن در پایین صفحه نوشته شده است. نسخه به شماره ترتیب[21712]1434 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد مقدّس موجود است.[1]
سیّد محمّد باقر ثانی بیدآبادی
حاج سیّد محمّد باقر معروف به «حاج آقا» بن حاج سیّد اسداللَّه بیدآبادی بن حاج سیّد محمّد باقر حجّهالاسلام شفتی، عالم فاضل فقیه کامل و ادیب شاعر. مادرش دختر ملّا علی بن حاج میرزا خلیل طهرانی است. صاحب عنوان پس از وفات پدر (در سال 1290ق) به نجف اشرف مهاجرت نموده و نزد آقا شیخ محمّد حرزالدّین و سایر فضلاء تلمّذ نموده، در فقه، اصول و کلام صاحب نظر گردید. منزل او محفل علماء وادباء و شعراء بوده است.
او پس از فوت عموی خود حاج سیّد جعفر بیدآبادی در سال 1320ق به اصفهان مهاجرت نموده، مرجع مسائل شرعی مردم گردید و به تعمیر و تکمیل مسجد جدّ خود (مسجد سیّد) پرداخته و به نصب ضریح و نصب ساعت اقدام نمود. پس از وقوع استبداد صغیر و آشفتگی اوضاع مملکت، بار دیگر به نجف اشرف مهاجرت کرد، امّا به علّت درخواست های مکرّر مردم اصفهان، به موطن خود مراجعت نموده و به فاصله شش ماه پس از آن در روز سوم رمضان سال 1333ق بر اثر ابتلا به سکته وفات یافته و در مقبره مسجد سیّد مدفون گردید.
وی در نجف اشرف کتابخانه ای با چندین هزار کتاب نفیس داشت که پس از فوت ایشان فروخته شد و در بین فضلای نجف پراکنده گردید. وی در مراتب فضل و ادب
[1]فهرست الهیات مشهد، ج2، ص582.
خصوصاً شعر نیز مهارت داشته و صاحب قریحه ای وقّاد و طبعی روان بوده است. این شعر از اوست:
یابن عمّ النّبیّ ایّ معالٍ
لک فی ارفع المدائح تذکر[1]
میر محمّد باقر خاتون آبادی
میر محمّد باقر بن میر محمّد اسماعیل بن میر محمد باقر حسینی خاتون آبادی، عالم فاضل فقیه محقق و ادیب مدقّق، از علمای قرن دوازدهم هجری.
در سال 1070ق در اصفهان متولّد شده [و نزد جمعی از علمای اصفهان از جمله ملّا محمّد باقر محقق سبزواری و پدر دانشمند خود و آقا حسین خوانساری به تحصیل پرداخت و خود عالمی جامع و فقیهی کامل گردید تا جائی که مورد توجّه و عنایت شاه سلطان حسین صفوی قرار گرفته و به دستور او برخی از کتابها را از عربی به فارسی ترجمه کرد و پس از احداث مدرسه چهارباغ او را مأمور تدریس در آن مدرسه نمود. در سال 1124ق نیز او را به سمت «رئیس العلماء» و منصب «ملّاباشی» منصوب نمود.
در سال 1127ق ناگهان بهای گندم و آرد در اصفهان بالا رفت و عدّه ای از فتنه جویان آن را به میر محمّد باقر خاتون آبادی نسبت دادند و عوام النّاس را تحریک کردند و خانه او را به آتش کشیدند. جمعی از جزائریه نیز که مأمور حفاظت خانه او بودند به خانه او ریخته و به ضرب و شتم ساکنان منزل و غارت اثاثیه آن پرداختند، در حالی که شاه سلطان حسین به این بی احترامی اعتنائی نکرد و مورد پیگیری قرار نداد. در این هنگام خاتون آبادی که به بیماری ذات الرّیه مبتلا بود، بر اثر این حوادث بیماریش شدت گرفت] و در سه شنبه 6 ربیع الاوّل 1127ق وفات یافته و در تخت فولاد در مدرسه ای که پدرش میر محمّد اسماعیل ساخته بود [و اکنون به تکیه خاتون آبادی ها
[1]نقباء البشر، ج1، ص195؛ معجم رجال الفکر و الادب، ص35؛ معارف الرّجال، ج1، ص138؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص147؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 307 و 308؛ اعیان الشیعه، ج13، ص333.
معروف است ]مدفون گردید.[1]
[برخی می نویسند که او را زهر داده و شهید کردند و این مادّه تاریخ برای این واقعه سروده شده است:
«آمد «جگر» از «شهید ثالث» بیرون 1350-223=1127][2]
وی شاگردان بسیاری تربیت نموده است از جمله: سیّد نورالدّین بن سیّد نعمت اللَّه جزائری و فرزندش سیّد محمّد.[3]
کتب زیر از تألیفات اوست:
[1. «آثار علوی» یا «کائنات جوّ»، که نسخه ای از آن در کتابخانه دانشگاه لُس آنجِلِس آمریکا وجود دارد.][4]
2 . «آداب دعا» به فارسی، که نسخه های آن در کتابخانه های دانشگاه تهران، ملک و دانشکده الهیات دانشگاه تهران موجود است.[5]
3. «رساله در آب نیسان و قمر در عقرب» [که نسخه ای از آن به شماره 1266 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران و نسخه ای دیگر در مدرسه عالی شهید مطهری (سپهسالار سابق) موجود است.][6]
4 . «ترجمه بلدالامین» موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران.[7]
5 . «ترجمه اناجیل اربعه»
6. «ترجمه عهدنامه مالک اشتر» که نسخه هایی از آن در کتابخانه های مرکزی دانشگاه تهران، ملّی ملک و ملّی ایران موجود است.[8]
[1]وقایع السّنین و الاعوام، صص 569-552.
[2]منتهی الآمال، ص677؛ شهیدان راه فضیلت، صص 362 و 363.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 308 و 309.
[4]نسخه های خطی، ج 11 و 12، ص1؛ فهرست دانشگاه تهران، ج6، ص2716.
[5]زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، ص326؛ فهرست الهیات دانشگاه تهران، ص1.
[6]الذریعه، ج19، ص13؛ فهرست سپهسالار، ج1، ص1844.
[7]الذریعه، ج26، صص 192 و 193؛ فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج10، ص1663.
[8]فهرست ملک، ج2، ص13؛ فهرست ملّی ایران، ج6، ص139؛ فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج7 ص2716.
7. «ترجمه عیون الحساب» تألیف ملّا محمّد باقر یزدی، [موجود به شماره 2130 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی][1]
8 .«ترجمه فقه الرضاعلیه السلام» موجود در کتابخانه مدرسه فیضیّه قم.[2]
9 .«ترجمه مشکول» تألیف حاج بابا بن محمّد صالح قزوینی، موجود در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی نجفی[3]
10.«ترجمه و شرح مجمع البیان»
11. «سوره هایی که در فرایض خوانده می شود» موجود در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی نجفی[4]
11.«تعقیبات نماز» که در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی موجود است.[5]
12.«صیغ عقود نکاح»، موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران و کتابخانه ملّی ملک.[6]
13. «لیلیّه» ترجمه از کتاب شیخ صفی الدّین اردبیلی که در کتابخانه نگارنده موجود است.[7]
14.«ترجمه مکارم الاخلاق» موجود در کتابخانه دکتر اصغر مهدوی در تهران[8]
15.«نوروزیّه» به فارسی، موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران و کتابخانه شخصی سیّد ناصر میبدی کرمانشاهی در مشهد مقدّس و کتابخانه خاندان میبدی در کرمانشاه[9][به منابع مندرج پاورقی نیز رجوع شود.[10]]
[1]فهرست مجلس، ج6، ص107.
[2]فهرست فیضیّه (استادی)، ج2، ص25.
[3]ترجمه اناجیل اربعه: مقدمه، ص 43 و 44.
[4]ترجمه اناجیل اربعه: مقدمه، ص52.
[5]فهرست مرعشی، ج2، ص254.
[6]فهرست مشکات، ج3، ص2617؛ فهرست ملک، ج6، ص81.
[7]زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، ص327.
[8]ادبیات فارسی استوری، ج2، ص773؛ الذریعه، ج22، ص147.
[9]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج6، ص2716؛ فهرست شخصی میبدی، ج1، ص 38 و 39؛ فهرست خاندان میبدی، ص149.
[10]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص104؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص114، تتمیم امل الآمل، صص 77 و 78؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، صص 41 و 42؛ الکواکب المنتشره، ص87؛ نجوم السماء، ص275؛ مفاخر اسلام، ج8، ص533؛ تاریخ و تذکره حزین، صص 209 و 360؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص237؛ تراجم الرّجال، ج2، صص 592 و 599؛ علّامه مجلسی (طارمی)، صص 257-253؛ مکارم الآثار، ج1، ص112؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر)، ص 435 و 436.
میرزا محمّد باقر طبیب
میرزا محمّد باقر طبیب بن حاج محمّد اسماعیل بن ابراهیم بن حسینعلی بن شمس علی پوده ای سمیرمی اصفهانی، طبیب حاذق و ماهر، در حدود سال 1300ه.ق متولّد شد. تحصیلات خود را در طب نزد حاج میرزا محمّد باقر حکیم باشی انجام داده و به طبابت پرداخت. وی در اصفهان و حبیب آباد برخوار، جندق و انارک به طبابت مشغول بود. سرانجام در شب 11 ربیع الاوّل 1370ه.ق در اصفهان وفات یافته و در صحن تکیه آغاباشی در تخت فولاد مدفون شد.[1]
میر محمّد باقر واعظ
میر محمّد باقر واعظ بن میر محمّد اسماعیل بن میر ابوصالح [بن میر عبدالرزّاق بن میر محمّد اسماعیل اعرجی حسینی اصفهانی]
عالم فاضل، از بزرگان فضلای اصفهان است. وی پیشنماز مسجد جامع جدید سلطانی و مدرس مدرسه میرزا مهدی در بیدآباد اصفهان بوده و در این شهر وفات یافته است.
هفت فرزند او: میر محمّد صادق واعظ، حاج میر محمّد اسماعیل، میر علینقی، میر سیّدعلی، میر محمّد مهدی، میر محمّد کاظم و میر محمّد رضا از علمای اصفهان به شمار می رفته اند.[2]
در ارشاد المسلمین می نویسد که در سال 1198ق در عداد علماء معروف بوده است. سال وفاتش معلوم نیست.
[1]تاریخچه محلّه خواجو، ص76؛ منتخبی از آثار رجاء زفره ای، ص90؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص54.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص309 و 310.
میر محمّد باقر خاتون آبادی
میر محمّد باقر بن میر محمّد اسماعیل (شاه مراد) بن میر عمّادالدّین محمّد حسینی خاتون آبادی، عالم فاضل محدّث، از دانشمندان و قرن یازدهم هجری در اصفهان به تحصیل فقه و حدیث پرداخت و بارها به سفر حج رفت. وی در سال 1060ه.ق وفات یافت و در قریه «گورت» از توابع جِی اصفهان مدفون شد. از او جُنگی در ادعیه و احادیث به جای ماند. میر عبدالحسین و میر محمّد اسماعیل خاتون آبادی از فرزندان دانشمند صاحب عنوان هستند.[1]
آقا باقر سعدالسّلطنه*
آقا باقر اصفهانی ملقّب به سعدالسّلطنه بن آقا اسماعیل، از رجال سیاسی و اداری عهد قاجاریه و از نیکوکاران و خیّرین.
او دائی میرزا علی اصغر امین السلطان (اتابک اعظم) است. ابتدا نزد آقا ابراهیم امین السلطان آشپزی می کرد و به این خاطر در اولین سفر ناصرالدّین شاه در اروپا (سال 1290ق) همراه شاه بود. در سال 1296ق امتیاز ساخت راه شوسه قزوین - تهران به او واگذار شد و سرانجام در سال 1310ق به حکومت قزوین منصوب شد.
وی با دستور میرزا علی اصغر امین السلطان ساختمان قدیمی بقعه شاهزاده حسین را تخریب کرده و بنای جدیدی بر سر آن مزار بنا کرد. همچنین کاروانسرایی در محلّه خیابان قزوین بنا نمود.
در سال 1325ق به جای جلال الدّوله (پسر ظل السلطان) به حکومت زنجان منصوب شد. پس از مدتی بین او و مجتهد با نفوذ زنجان آخوند ملّا قربانعلی زنجانی اختلافات بالا گرفت تا جایی که سرانجام در جمادی الاوّل 1325ق به دستور ملّا قربانعلی، مردم به دارالحکومه ریخته و سعدالسلطنه را مجروح کردند و او پس از دو روز
[1]وقایع السنین و الاعوام، ص517؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 187 و 188؛ مکارم الآثار، ج1، ص130.
درگذشت.[1]
محمّد باقر حسینی
محمّد باقر بن محمّد اشرف حسینی [خطاط و نستعلیق نویس] چندین رساله در موضوعات مختلف را در سالهای 1043 و 1044 و 1046ق در قهوه خانه میرزا ولی محمّد نوشته است که به شماره 7410 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی موجود است.[2]
آقا محمّد باقر وحید بهبهانی*
آقا محمّد باقر وحید بهبهانی بن ملّا محمّد اکمل اصفهانی، از اکابر علمای امامیه و از مجتهدین طراز اوّل جهان تشیع، محیی اجتهاد در فقه شیعی، عالم زاهد متقّی، در سال 1117ق در اصفهان متولّد شده و نزد پدر به تحصیل پرداخت. همچنین از درس آقا سیّد محمّد طباطبائی بروجردی و سیّد صدرالدّین محمّد قمی بهره گرفت. پس از وفات پدر و سقوط اصفهان به دست افاغنه، از اصفهان به بهبهان کوچ کرده و حدود 30سال در آن دیار به تدریس و تبلیغ و تحقیق مشغول شد. پس از آن به عتبات عالیات مهاجرت فرموده و در کربلا ساکن شد و به معارضه با شیخ یوسف بحرینی (صاحب حدائق) پیشوای اخباریان پرداخته و با برپائی جلسات علمی و تألیف و تحقیق بر او غلبه کرده و او را منزوی ساخت و طریقه اجتهاد را در آن دیار رواج داد. مجلس درس او پربار و عمیق بود و دهها مجتهد عالیقدر از این محفل علمی برخاستند و شهرت و اعتبار «وحید بهبهانی» چنان شد که عنوان (آقا) به طور مطلق به او اختصاص یافته و اعقاب و احفادش به نام (آل آقا) معروف شدند. همچنین در بین اهل فضل و اصحاب رجال و تراجم به «استاد الکل» شهرت یافت. لقب «وحید» را نیز استاد و پدر همسرش سیّد
[1]شرح حال رجال ایران، ج1، ص181؛ چهل سال تاریخ ایران یا الماثر و الآثار، ج1، ص314؛ طرائق الحقائق، ج3، ص300؛ مینو در یا باب الجنه قزوین، ص692.
[2]فهرست مرعشی ج19، ص226.