بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 539

گردید.[1]

حسن تمیمی

ابوالقاسم حسن بن محمّدبن جعفربن محمّد بن احمد بن محمّد بن احمد بن محمّد بن عبداللَّه بن مهران تمیمی، از محدّثین اصفهان در قرن ششم است. در محلّه خشینان اصفهان ساکن بوده و ابوسعد سمعانی از او به عنوان «کان شیخاً صالحاً و رعاً حسن السّیره من اهل العلم و التّفسیر و الحدیث» یاد کرده است.

وی از ابوالحسین احمد بن عبدالرّحمان ذکوانی، ابونصر احمد بن عبداللَّه بن احمد مقری، ابومسعود سلمان بن ابراهیم، ابوالحسین سعید بن محمّد بن یحیی جوهری، ابوالفوارس طرادبن محمّد زینبی و محدّثین هم طبقه اینان حدیث شنیده است.

پدرش مجموعه ای از احادیث فراهم کرده و صاحب عنوان از آن انتخاب کرده و ابوسعید سمعانی از او آن را استماع کرده است.[2]

حسن وَرکانی

فخرالدّین ابوالمعالی حسن بن محمّد بن حسن بن حسین بن احمد بن یحیی بن وثاب معروف به ورکانی، از دانشمندان و ادبای قرن ششم هجری است.

ابوسعد سمعانی از او حدیث شنیده او را با القاب عالی ستوده و نوشته است: «کان اماماً فاضلاً مناظراً اموالیّاً عارفاً بالادب... من مشاهیر الائمه»

فخرالدین ابوالمعالی ورکانی از ابوبکر محمّد بن ثابت خجندی، ابومنصور محمّد بن احمد بن شکرویه، ابوبکر محمّد بن احمد بن محمّد بن ماجه ابهری و ابوعبداللَّه قاسم بن فضل ثقفی و غیره استماع حدیث نموده و سالها به نیابت از آل خجند در مدرسه نظامیه اصفهان تدریس نموده است.

[1]بیان المفاخر، ج2، ص260؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص49.

[2]التّحبیر، ج1، ص212.


صفحه 540

وی علاوه بر مهارت در کلام، حدیث و فقه، در شعر و ادب نیز توانا بوده و به عربی اشعاری سروده که کاتب اصفهانی ابیاتی از آنها را در کتاب «خریده القصر» آورده است.

ورکانی سرانجام در سال 559ق در سن 80 سال و اندی وفات یافت.[1]

او به قریه «ورکان» منسوب است. ورکان از قرای کاشان و ورکان از دهات لنجان و به خاطر مجاورت با پل معروفی که بر روی زاینده رود بنا شده نام آنجا را فلاورجان = پل ورکان می گویند.

حسن دارکی اصفهانی

ابوعلی حسن بن محمّد بن حسن بن زیاد دارکی تاجر اصفهانی از محدّثین اصفهان است. وی محدّثی ثقه، صدوق و صاحب کتاب بوده و در 23 جمادی الاوّل 317ق وفات یافته است.

دارکی از ابن ابی رزمه، بخاری، حسین بن حدیث، سعید بن عنبسه، صالح بن مسمار، شاذان فارسی و محدّثین ری حدیث شنیده و قاضی ابواحمد محمّد بن احمد بن ابراهیم، ابوبکر محمّد بن احمد بن محمّد، محمّد بن احمد بن محمود طبرانی، ابوالحسن علی بن احمد بن یزداد و ابوالقاسم عبدالعزیز بن عبداللَّه دارکی از او روایت نموده اند.[2]

حسن علوی کرانی

سیّد ابو محمّد حسن بن محمّد بن رضا علوی حسنی کرانی، از محدّثین و سادات جلیل القدر اصفهان در قرن پنجم و ششم هجری است. ابوسعد سمعانی او را دیده و از او حدیث شنیده و نوشته است و او را به عنوان «علویٌ صالحٌ من اهل الخیر والعلم و التّمیز»

[1]التحبیر، ج1، ص206؛ مدارس نظامیه، ص226؛ تلخیص معجم الآداب، الجزء الرابع، القسم الثالث، ص148.

[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص268؛ الانساب، ج5، ص378؛ میزان الاعتدال، ج2، ص405؛ مرآت الجنان، ج2، ص405.


صفحه 541

یاد نموده است.

سیّد حسن علوی کرانی، از اهالی محلّه کران اصفهان بوده و از ابوالقاسم عبدالرّحمان بن ابوعبداللَّه بن منده، ابوالقاسم علی بن عبدالرّحمان بن علیک و ابوبکر بن ماجه ابهری حدیث شنیده است.[1]

حسن کاتب اصفهانی

ابوسعید حسن بن محمّد بن عبداللَّه بن حسنویه کاتب اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن پنجم هجری است. از ابوجعفر احمد بن احمد بن سعید سمسار روایت می کند و خطیب بغدادی (م463) مؤلف «تاریخ بغداد» از او نقل حدیث می نماید.[2]

حسن ابهری اصفهانی

ابوعلی حسن بن محمّد بن عبداللَّه بن عبدالسّلام ابهری اصفهانی از محدّثین اصفهانی در اوایل قرن پنجم هجری و از اهالی روستای ابهر جِی اصفهان است. از ابوبکر بن جشنس و یحیی بن صاعد روایت می کند. احمد بن شُمُردان از او حدیث نقل کرده است. ابهری سرانجام در ماه رجب 423ق وفات نمود. برخی نام او را حسین نوشته اند ولی حسن صحیح تر است.[3]

سیّد حسن مدرس هاشمی

میر سیّد حسن مدرس هاشمی ابن سیّد محمّد بن سیّد علی بن میر سیّد حسن مدرس، فقیه و مجتهد جلیل القدر معاصر.

مادرش دختر میرزا محمّد مهدی چهارسوقی فرزند صاحب روضات است و پدر و اجدادش از علماء برجسته اصفهان بوده اند.

[1]التحبیر، ج1، ص208.

[2]احقاق الحق، ج8، ص488.

[3]معجم البلدان، ج1، ص84.


صفحه 542

در 25 رمضان المبارک 1329ق متولّد شده و نزد پدر خود و حاج میرزا ابوالقاسم زفره ای، شیخ علی مدرس یزدی، سیّد محمّد کاظم مرتضوی کَروَنی، میرزا احمد اصفهانی، شیخ محمود مفید، سیّد مرتضی خراسانی، شیخ محمّد حسن داورپناه، سیّد محمّد مدرس نجف آبادی، میر سیّد علی مجتهد نجف آبادی، شیخ محمّدرضا نجفی، آقا سیّد مهدی درچه ای، شیخ محمّدعلی مدرس فتحی، سیّد محمّدباقر امامی، شیخ محمّد حکیم خراسانی و حاج آقا رحیم ارباب در اصفهان دروس فقه، اصول، ادبیات فارسی و عربی، منطق، فلسفه هیئت و ریاضی را فرا گرفت.

او آنگاه به قم مهاجرت نموده و از درس آیات عظام شیخ عبدالکریم حائری یزدی و سیّد محمّد حجت بهره برد.

وی علیرغم بیماری صعب العلاجی که از 24 سالگی به آن مبتلا شد، به تدریس و تربیت طلاب اهتمام داشت. «رسائل» و «قوانین» را در مدرسه جده، «مکاسب» و «شرح لمعه» را در مسجد سیّد، «اسفار» و «منظومه» و «شرح اشارات» و کتب فلسفی را در مدرسه صدر و برخی متون کلامی و عرفانی مانند «تجرید» و «فصوص» را در منزل تدریس می نمود و «تفسیر قرآن کریم» را نیز در سالهای دراز برای علاقمندان تدریس نمود.

مرحوم مدرس هاشمی از نوجوانی به وعظ و خطابه پرداخت و در زمانی اندک واعظی نام آور گردید. او به «مثنوی معنوی» علاقه فراوان داشت، اغلب آن را از حفظ بود. در تفسیر قرآن مجید نیز تبحّر داشت و با بیان نکات مهم و بدیع تفسسیری، آیات قرآن را تبیین می نمود.

این عالم ربّانی در روز شنبه 2 ربیع الاوّل 1419ق (مطابق 6تیرماه 1377ش) در اصفهان وفات یافته و در بقعه علّامه مجلسی مدفون شد.

شاعر توانا استاد فضل اللَّه اعتمادی (برنا) در تاریخ وفات او چنین سروده است:

چون مدرس هاشمی شد جانب دارالسّرور

تا شود آسوده از آلام این بیت الحزن


صفحه 543

آن که مانندش نیارد باب دوران مرد علم

آن که مثل او نزاید مام گیتی اهل فن

خامه «برنا» پی سال وفات او نوشت

«عالمی کامل مدرّس بود با خلقی حسن»

از آثار او «شرح رساله سیر و سلوک» منسوب به آقا محمّد بیدآبادی به چاپ رسیده است.[1]

حسن اصفهانی

ابوالرّجا حسن بن محمّد بن عود، از شعرای اصفهان است. وی به عربی شعر می سروده [است].[2]

حسن اصفهانی

ابوسعید حسن بن محمّد بن مَزیَد، از محدّثین قرن اول هجری است. او اولین کسی است که از شافعی در اصفهان سخن گفته است. از محدّثین شام و مصر روایت کرده است.

از حامد بن یحیی، عثمان بن عیسی، موسی بن مروان و هشام بن عمّار روایت می کند و محمّد بن احمد بن یزید و علی بن نمراد از او روایت می کنند.[3]

محمّد حسن ساکت اصفهانی

آقا محمّد حسن ساکت ابن میرزا محمّد طلافروش، شاعر ادیب از سخنوران قرن چهاردهم هجری. سال تولد او را 1277ق، 1287ق و 1285ق آورده اند. در اصفهان متولّد شده و علم و ادب آموخت و سپس به قهوه کوبی و فروش تریاک روی آورد. او از

[1]وفیات علمای معاصر اصفهان: خطی؛ نگاهی به احوال و آراء حکیم مدرس اصفهانی: اغلب صفحات.

[2]محاسن اصفهان، ص61.

[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص260.


صفحه 544

اعضای فعّال انجمن ادبی شیدا بود. در تصوف نیز دستی داشت و مرید مشایخ سلسله صفی علی شاهی بود [او در آخرین ماه زندگی خود به مصیبت فوت فرزند جوانش عباس مبتلا شد] و در ماه رجب 1356ق وفات یافت و در صحن تکیه بروجردی در تخت فولاد مدفون شد. دیوان اشعار او [با مقدمه شاعر توانا خسرو احتشامی] در اصفهان به چاپ رسیده است.

از اوست:

چو ماه من به رخ از زلف خود نقاب گرفت

فغان ز خلق برآمد که آفتاب گرفت

ز گریه مردم چشمم به یکدیگر گویند

ببین که خانه ما را چگونه آب گرفت

عرق ز چهره فشاند و جهان معطّر کرد

مگر نگار من از برگ گل گلاب گرفت[1]

سیّد حسن سلطان الواعظین کاشانی

حاج سیّد حسن واعظ کاشانی بن سیّد محمّد موسوی از علماء و خطبای معروف اصفهان در اواخر دوره قاجاریه، معروف به «سیّد حسن کاشی» و ملقب به «سیّد حسن کاشی» در کاشان متولّد شده و در آنجا و اصفهان نزد اساتید تلمّذ نموده و در اغلب علوم از جمله فقه، حدیث، تاریخ و کلام صاحب نظر گردید و سپس سالها مردم را به مواعظ شافیه ارشاد و هدایت نمود.

او در سال 1295ق به دستور ظلّ السّلطان حاکم جابر اصفهان کتابی در تفسیر آیه «اولی الامر» موسوم به کتاب «مواعظ حسنه» را نوشته و به سرمایه ظلّ السّلطان به چاپ رسانید و در آن کتاب شاه و حاکم را «اولی الامر» و «واجب الاطاعه» دانست.

[1]دیوان ساکت، مقدمه و ص166؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص231؛ هفته نامه نوید اصفهان، ش326، نهم آذر 1373، ص4؛ دیوان طرب، ص246؛ مکارم الآثار، ج6، ص2211.


صفحه 545

انتشار کتاب در بین علماء و مجتهدین سر و صدایی راه انداخته و موجب شد که چند نفر از مجتهدین بزرگ مانند میرزا محمّدحسن نجفی، حاج سیّد علی اکبر فال اسیری شیرازی و آقا میرزا محمّدباقر چهارسوقی (صاحب روضات) حکم کفر او را صادر کردند و او از ترس عواقب آن در سال 1305ق به عتبات مهاجرت کرده و آنجا و طهران از جمعی از علماء نامه ای در برائت خود گرفته و پس از دو سال به اصفهان برگشته لکن دیگر آن عنوان و شخصیّت اولیّه را نداشت.

سرانجام در غرهّ ربیع الثّانی سال 1320ق در اصفهان وفات یافته و در تکیه میرزا ابوالمعالی (یکی از اساتید خود) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. سپس فرزندان او نیز در همان اطاق به خاک رفتند رحمهاللَّه علیهم.

کتب زیر از مؤلفات اوست:

1. «رساله در امر به معروف و نهی از منکر» 2. «منهج الواعظین و مسلک الرّاشدین» 3. «مواعظ حسنه» 4. «ینابیع الحیاه فی موارد الآیات» کتاب را در 55 سالگی و بعد از «منهج الواعظین» تألیف نموده است.[1]

ملّا محمّد حسن طلائی

ملّا محمّد حسن طلائی ابن ملّا محمّد خراسانی، عالم فاضل . از دانشوران قرن دوازدهم هجری. در کیمیا رنجها کشیده و کتابهایی تألیف نموده که از آن جمله است:

1. «شرح رساله جابربن حیّان» 2. «شرح شذورالذّهب» 3. «شرح مفتاح جلدکی» و غیره.

در سال 1129ق وفات یافته و در قبرستان آب بخشان اصفهان مدفون شد.[2]

[1]الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص 596-594؛ رجال اصفهان، ص44؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 475 و 476؛ تاریخ اصفهان (جابری)، صص 173 و 258 و 259؛ فهرست مرعشی، ج12، ص113؛ فهرست گلپایگانی، ج2، ص124 و ج1، ص35؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص62.

[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص146؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص516؛ مزارات اصفهان، ص27.


صفحه 546

تاج الدّین حسن اصفهانی

تاج الدّین حسن بن محمّد فلاورجانی رویدشتی اصفهانی، از علمای عالیقدر قرن یازدهم هجری معروف به «تاج ارباب العمامه» در اصفهان نزد علمای این شهر تحصیل کرده و از برخی از آنان از جمله ملّا حسنعلی شوشتری روایت می کند.[1]فوت او را سال 1085ق نوشته اند که اشتباه است. میر عبدالحسین خاتون آبادی در کتاب خود، در ضمن وقایع سال 1098ق می نویسد:

«فوت ملّا تاجا پدر ملّا بهاءالدّین مشهور به فاضل هندی در هفتم رجب هذه السنّه» و در جای دیگر می نویسد: «ملّا تاجا والد ماجد فضیلت و کمالات پناه مولانا بهاءالدّین مشهور به فاضل هندی در هشتم رجب بعد از فوت آقاحسین خوانساری فوت شد. مرد طالب علمی بود. مشغول به مباحثه و مطالعه و تصحیح کتب حدیث و به حال خود قدس اللَّه روحه»[2]

مقبره اش در سمت شرقی بازار غاز اصفهان نزدیک میدان کهنه موجود است.[3]

کتب زیر از تألیفات اوست:

1. «تزویج النّبی صلی الله علیه وآله زینب و رقیه من عثمان» و این که این دو دختر از خدیجه و شوهری بودند قبل از پیغمبر اکرم) در سال 1311ق به ضمیمه «فرحه الغری و مکارم الاخلاق» چاپ سنگی شده است.[4][2. «جامع الفصول و قامع الفضول» به فارسی، به نام شاه سلیمان صفوی، در ادعیه و زیارات و آداب اعمال مستحب، در 14 فصل که به شماره 2046 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی نجفی در قم موجود است.[5]]

در برخی از کتابها، کتاب «بحر موّاج» در تفسیر قرآن را از تألیفات تاج الدّین حسن اصفهانی نوشته اند که صحیح نیست و این کتاب از تألیفات شهاب الدّین احمد

[1]الاجازه الکبیره، ص326.

[2]وقایع السنین و الاعوام، ص542.

[3]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص56.

[4]مؤلفین کتب چاپی، ج2، ص637.

[5]فهرست مرعشی، ج6، صص 56 و 57.