بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 542

در 25 رمضان المبارک 1329ق متولّد شده و نزد پدر خود و حاج میرزا ابوالقاسم زفره ای، شیخ علی مدرس یزدی، سیّد محمّد کاظم مرتضوی کَروَنی، میرزا احمد اصفهانی، شیخ محمود مفید، سیّد مرتضی خراسانی، شیخ محمّد حسن داورپناه، سیّد محمّد مدرس نجف آبادی، میر سیّد علی مجتهد نجف آبادی، شیخ محمّدرضا نجفی، آقا سیّد مهدی درچه ای، شیخ محمّدعلی مدرس فتحی، سیّد محمّدباقر امامی، شیخ محمّد حکیم خراسانی و حاج آقا رحیم ارباب در اصفهان دروس فقه، اصول، ادبیات فارسی و عربی، منطق، فلسفه هیئت و ریاضی را فرا گرفت.

او آنگاه به قم مهاجرت نموده و از درس آیات عظام شیخ عبدالکریم حائری یزدی و سیّد محمّد حجت بهره برد.

وی علیرغم بیماری صعب العلاجی که از 24 سالگی به آن مبتلا شد، به تدریس و تربیت طلاب اهتمام داشت. «رسائل» و «قوانین» را در مدرسه جده، «مکاسب» و «شرح لمعه» را در مسجد سیّد، «اسفار» و «منظومه» و «شرح اشارات» و کتب فلسفی را در مدرسه صدر و برخی متون کلامی و عرفانی مانند «تجرید» و «فصوص» را در منزل تدریس می نمود و «تفسیر قرآن کریم» را نیز در سالهای دراز برای علاقمندان تدریس نمود.

مرحوم مدرس هاشمی از نوجوانی به وعظ و خطابه پرداخت و در زمانی اندک واعظی نام آور گردید. او به «مثنوی معنوی» علاقه فراوان داشت، اغلب آن را از حفظ بود. در تفسیر قرآن مجید نیز تبحّر داشت و با بیان نکات مهم و بدیع تفسسیری، آیات قرآن را تبیین می نمود.

این عالم ربّانی در روز شنبه 2 ربیع الاوّل 1419ق (مطابق 6تیرماه 1377ش) در اصفهان وفات یافته و در بقعه علّامه مجلسی مدفون شد.

شاعر توانا استاد فضل اللَّه اعتمادی (برنا) در تاریخ وفات او چنین سروده است:

چون مدرس هاشمی شد جانب دارالسّرور

تا شود آسوده از آلام این بیت الحزن


صفحه 543

آن که مانندش نیارد باب دوران مرد علم

آن که مثل او نزاید مام گیتی اهل فن

خامه «برنا» پی سال وفات او نوشت

«عالمی کامل مدرّس بود با خلقی حسن»

از آثار او «شرح رساله سیر و سلوک» منسوب به آقا محمّد بیدآبادی به چاپ رسیده است.[1]

حسن اصفهانی

ابوالرّجا حسن بن محمّد بن عود، از شعرای اصفهان است. وی به عربی شعر می سروده [است].[2]

حسن اصفهانی

ابوسعید حسن بن محمّد بن مَزیَد، از محدّثین قرن اول هجری است. او اولین کسی است که از شافعی در اصفهان سخن گفته است. از محدّثین شام و مصر روایت کرده است.

از حامد بن یحیی، عثمان بن عیسی، موسی بن مروان و هشام بن عمّار روایت می کند و محمّد بن احمد بن یزید و علی بن نمراد از او روایت می کنند.[3]

محمّد حسن ساکت اصفهانی

آقا محمّد حسن ساکت ابن میرزا محمّد طلافروش، شاعر ادیب از سخنوران قرن چهاردهم هجری. سال تولد او را 1277ق، 1287ق و 1285ق آورده اند. در اصفهان متولّد شده و علم و ادب آموخت و سپس به قهوه کوبی و فروش تریاک روی آورد. او از

[1]وفیات علمای معاصر اصفهان: خطی؛ نگاهی به احوال و آراء حکیم مدرس اصفهانی: اغلب صفحات.

[2]محاسن اصفهان، ص61.

[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص260.


صفحه 544

اعضای فعّال انجمن ادبی شیدا بود. در تصوف نیز دستی داشت و مرید مشایخ سلسله صفی علی شاهی بود [او در آخرین ماه زندگی خود به مصیبت فوت فرزند جوانش عباس مبتلا شد] و در ماه رجب 1356ق وفات یافت و در صحن تکیه بروجردی در تخت فولاد مدفون شد. دیوان اشعار او [با مقدمه شاعر توانا خسرو احتشامی] در اصفهان به چاپ رسیده است.

از اوست:

چو ماه من به رخ از زلف خود نقاب گرفت

فغان ز خلق برآمد که آفتاب گرفت

ز گریه مردم چشمم به یکدیگر گویند

ببین که خانه ما را چگونه آب گرفت

عرق ز چهره فشاند و جهان معطّر کرد

مگر نگار من از برگ گل گلاب گرفت[1]

سیّد حسن سلطان الواعظین کاشانی

حاج سیّد حسن واعظ کاشانی بن سیّد محمّد موسوی از علماء و خطبای معروف اصفهان در اواخر دوره قاجاریه، معروف به «سیّد حسن کاشی» و ملقب به «سیّد حسن کاشی» در کاشان متولّد شده و در آنجا و اصفهان نزد اساتید تلمّذ نموده و در اغلب علوم از جمله فقه، حدیث، تاریخ و کلام صاحب نظر گردید و سپس سالها مردم را به مواعظ شافیه ارشاد و هدایت نمود.

او در سال 1295ق به دستور ظلّ السّلطان حاکم جابر اصفهان کتابی در تفسیر آیه «اولی الامر» موسوم به کتاب «مواعظ حسنه» را نوشته و به سرمایه ظلّ السّلطان به چاپ رسانید و در آن کتاب شاه و حاکم را «اولی الامر» و «واجب الاطاعه» دانست.

[1]دیوان ساکت، مقدمه و ص166؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص231؛ هفته نامه نوید اصفهان، ش326، نهم آذر 1373، ص4؛ دیوان طرب، ص246؛ مکارم الآثار، ج6، ص2211.


صفحه 545

انتشار کتاب در بین علماء و مجتهدین سر و صدایی راه انداخته و موجب شد که چند نفر از مجتهدین بزرگ مانند میرزا محمّدحسن نجفی، حاج سیّد علی اکبر فال اسیری شیرازی و آقا میرزا محمّدباقر چهارسوقی (صاحب روضات) حکم کفر او را صادر کردند و او از ترس عواقب آن در سال 1305ق به عتبات مهاجرت کرده و آنجا و طهران از جمعی از علماء نامه ای در برائت خود گرفته و پس از دو سال به اصفهان برگشته لکن دیگر آن عنوان و شخصیّت اولیّه را نداشت.

سرانجام در غرهّ ربیع الثّانی سال 1320ق در اصفهان وفات یافته و در تکیه میرزا ابوالمعالی (یکی از اساتید خود) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. سپس فرزندان او نیز در همان اطاق به خاک رفتند رحمهاللَّه علیهم.

کتب زیر از مؤلفات اوست:

1. «رساله در امر به معروف و نهی از منکر» 2. «منهج الواعظین و مسلک الرّاشدین» 3. «مواعظ حسنه» 4. «ینابیع الحیاه فی موارد الآیات» کتاب را در 55 سالگی و بعد از «منهج الواعظین» تألیف نموده است.[1]

ملّا محمّد حسن طلائی

ملّا محمّد حسن طلائی ابن ملّا محمّد خراسانی، عالم فاضل . از دانشوران قرن دوازدهم هجری. در کیمیا رنجها کشیده و کتابهایی تألیف نموده که از آن جمله است:

1. «شرح رساله جابربن حیّان» 2. «شرح شذورالذّهب» 3. «شرح مفتاح جلدکی» و غیره.

در سال 1129ق وفات یافته و در قبرستان آب بخشان اصفهان مدفون شد.[2]

[1]الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص 596-594؛ رجال اصفهان، ص44؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 475 و 476؛ تاریخ اصفهان (جابری)، صص 173 و 258 و 259؛ فهرست مرعشی، ج12، ص113؛ فهرست گلپایگانی، ج2، ص124 و ج1، ص35؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص62.

[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص146؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص516؛ مزارات اصفهان، ص27.


صفحه 546

تاج الدّین حسن اصفهانی

تاج الدّین حسن بن محمّد فلاورجانی رویدشتی اصفهانی، از علمای عالیقدر قرن یازدهم هجری معروف به «تاج ارباب العمامه» در اصفهان نزد علمای این شهر تحصیل کرده و از برخی از آنان از جمله ملّا حسنعلی شوشتری روایت می کند.[1]فوت او را سال 1085ق نوشته اند که اشتباه است. میر عبدالحسین خاتون آبادی در کتاب خود، در ضمن وقایع سال 1098ق می نویسد:

«فوت ملّا تاجا پدر ملّا بهاءالدّین مشهور به فاضل هندی در هفتم رجب هذه السنّه» و در جای دیگر می نویسد: «ملّا تاجا والد ماجد فضیلت و کمالات پناه مولانا بهاءالدّین مشهور به فاضل هندی در هشتم رجب بعد از فوت آقاحسین خوانساری فوت شد. مرد طالب علمی بود. مشغول به مباحثه و مطالعه و تصحیح کتب حدیث و به حال خود قدس اللَّه روحه»[2]

مقبره اش در سمت شرقی بازار غاز اصفهان نزدیک میدان کهنه موجود است.[3]

کتب زیر از تألیفات اوست:

1. «تزویج النّبی صلی الله علیه وآله زینب و رقیه من عثمان» و این که این دو دختر از خدیجه و شوهری بودند قبل از پیغمبر اکرم) در سال 1311ق به ضمیمه «فرحه الغری و مکارم الاخلاق» چاپ سنگی شده است.[4][2. «جامع الفصول و قامع الفضول» به فارسی، به نام شاه سلیمان صفوی، در ادعیه و زیارات و آداب اعمال مستحب، در 14 فصل که به شماره 2046 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی نجفی در قم موجود است.[5]]

در برخی از کتابها، کتاب «بحر موّاج» در تفسیر قرآن را از تألیفات تاج الدّین حسن اصفهانی نوشته اند که صحیح نیست و این کتاب از تألیفات شهاب الدّین احمد

[1]الاجازه الکبیره، ص326.

[2]وقایع السنین و الاعوام، ص542.

[3]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص56.

[4]مؤلفین کتب چاپی، ج2، ص637.

[5]فهرست مرعشی، ج6، صص 56 و 57.


صفحه 547

دولت آبادی معروف به «فاضل هندی» از علمای اهل سنّت است.[1]

سیّد حسن علوی خوراسگانی*

سیّد حسن بن سیّد محمّد علوی خوراسکانی، از علمای معاصر اصفهان. در سال 1333ق در خوراسکان متولّد شد و در اصفهان نزد آقا سیّد محمّدرضا خراسانی، شیخ محمّدحسن عالم نجف آبادی، شیخ احمد اهتمام، شیخ محمّدرضا نجفی و دیگران تحصیل کرده و مدّتی نیز در درس اخلاق امام خمینی در قم شرکت کرده است. او از حضرات آیات سیّد عبداللَّه ثقهالاسلام و شیخ محمّدرضا نجفی اجازه روایتی دریافت کرده است.[2]وی سرانجام در روز ششم بهمن 1387 ش. برابر با 28 محرم الحرام 1430 ق. وفات یافت و در مزار امامزاده ابوالعباس خوراسگان مدفون شد.

شیخ محمّد حسن قُلزُم چهارمحالی

آقا شیخ محمّد حسن قلزم بن حاجی ملّا محمّد وردنجانی چهارمحالی عالم کامل و شاعر ادیب، از سخنوران و دانشمندان قرن چهاردهم هجری. در 10 مرداد 1260ش در قریه «وردنجان» چهارمحال متولّد شد و پس از طی تحصیلات مقدّماتی در مولد خود، به اصفهان آمده، مدت 20 سال در مدرسه چهارباغ ساکن بود و به تحصیل فقه، اصول، منطق، کلام، حکمت و ریاضی را در نزد علمای اصفهان [از جمله میرزا محمد هاشم چهارسوقی ]پرداخت و پس از وصول به مدارج عالیه علم و کمال به چهارمحال مراجعت نمود و تا آخر عمر در آن حدود ساکن و مرجع امور شرعیه اهالی بود.

سرانجام در سال 1326ش در قریه «نافج» از قراء ناحیه «لار» چهارمحال وفات

[1]الذریعه، ص13، ص149 و بنگرید به: دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 403 و 404؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص83؛ مزارات اصفهان، صص 182 و 183؛ ریحانه الادب، ج4، ص472؛ الروضه النضره، ص90؛ سیمای فلاورجان، صص 45-42؛ احوال و آثار بهاءالدّین محمّد اصفهانی (فاضل هندی)، صص 19-14.

[2]خورشید جی، صص334.


صفحه 548

یافت. او دیوان اشعاری مشتمل بر سه هزار بیت از غزل و قصیده و رباعی داشته که نزد فرزندش شفاءاللَّه قلزم موجود بوده است.

از اوست:

شنیدم آنکه مرا نام برده ای به زبان

سرم به عرش رساندی گر این ادا کردی

اگر به خون کشی از تیغ قهر «قُلزُم» را

خلاف محض بود گویم ار جفا کردی[1]

میرزا حسن مظاهری

میرزا حسن مظاهری بن محمّد کرونی اصفهانی، از علماء و مجتهدین ناحیه تیران و کرون در قرن چهاردهم هجری است.

در اصفهان نزد جمعی از علماء از جمله میرزا محمّد هاشم چهارسوقی کسب فیض نموده و از مرحوم چهارسوقی اجازه کسب نموده است.

حاج میرزا حسن مظاهری در حدود سال 1368ق در تیران و کرون اصفهان به سن متجاوز از 90سال وفات یافت.[2]

سیّد حسن نیاز جِشوِقانی

سیّد حسن متخلّص به نیاز فرزند سیّد محمّد طباطبائی جشوقانی قهپائی اصفهانی، شاعر ادیب فاضل و خوشنویس - اصلاً از سادات طباطبائی مدینه السادات زوّاره اردستان است و یکی از اجدادش میرشاه تقی جشوقانی در خدمت شاه سلیمان صفوی صاحب اعتبار بسیار بوده است.

[اغلب مؤلّفین در باب نام و زادگاه او مرتکب اشتباه شده اند و نام او را سیّد حسین و زادگاه او را جوشقان کاشان نوشته اند که بنا بر دلایل متعدّد (از جمله آثار خوشنویسی که از او در دست است، نام و شهرت و انتساب خود را به روشنی سیّد حسن نیاز جِشوقانی

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 380 و 381.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص154.


صفحه 549

آورده است) صحیح نیست. و این جِشوِقان از روستاهای تابعه منطقه کوهپایه در شرق اصفهان است]

در علوم بلاغی و معانی و بیان استاد بوده و خط نسخ را خوش می نوشته است. در مدح بسیاری از بزرگان عصر خویش قصایدی سروده و غزل را نیز نیکو می گفته است.

[نسخه خطی دیوان نیاز در کتابخانه مجلس شورای اسلامی به شماره 14036 موجود است نسخه خطی دیگری از دیوان نیاز به شماره 4497 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است. آقای احمد کرمی نیز آن را به چاپ رسانده است لیکن از نسخه ای ناقص برای طبع استفاده کرده است.]

از اوست:

شانه کمتر زن که ترسم تار زلفت بُگسَلَد

تار زلف توست امّا رشته جان من است[1]

علاءالدّین حسن زَمَجی اصفهانی

علاءالدّین حسن بن محمّد قاضی زمجی اصفهانی [از فضلای اصفهان] دو برگ از کتاب «منهاج العابدین» غزالی را به خط نسخ نوشته است. کتاب به شماره 1910 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[2]

[1]تذکره دلگشا، صص479 و 480؛ مآثر الباقریه، صص 72 و 324؛ طرائق الحقایق، ج3، ص323؛ تراجم الرجال، ج2، صص 157 و 158؛ الذریعه، ج9، ص 1239؛ ریحانه الادب، ج6، ص 273؛ فهرست کتابخانه مجلس، ج38، ص57؛ فهرست کتابخانه آستان قدس رضوی، ج7، ص729؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1062؛ تاریخ فرهنگ و هنر جوشقان قالی، ص187؛ اکسیر التّواریخ، صص 572-570.

[2]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج8، ص524.