سیّد حسن استرآبادی
سیّد حسن بن سیّد مرتضی حسینی استرآبادی، عالم فاضل و مورّخ ادیب، از دانشمندان اوایل قرن دوازدهم هجری.
وی در اصفهان ساکن بوده و در زمان شاه سلطان حسین صفوی کتاب «تاریخ سلطانی» را در سه قسمت تألیف نموده است:
اوّل- از تاریخ سلاطین قبل از اسلام دوّم- احوالات حضرت رسول و ائمه اطهارعلیهم السلام (و در آنجا مطالب فراوانی درباره امامزادگان اصفهان از تذکره شیخ نورالدّین حبیب اللَّه نسابه عاملی نقل می کند) سوّم- در تاریخ سلاطین صفویّه. از این کتاب نسخه های متعدد در کتابخانه های داخل و خارج از کشور از جمله کتابخانه مرحوم آقا سیّد ابوالحسن واعظ کرونی، کتابخانه آیت اللَّه مرعشی نجفی، و کتابخانه کمبریج در انگلستان موجود است. [بخش سوم تاریخ سلطانی، به اهتمام دکتر احسان اشراقی در سال 1366ش با نام «از شیخ صفی تا شاه صفی» به چاپ رسیده است.[1]]
میر سیّد حسن چهارسوقی
حاج میر سیّد حسن بن میرزا مسیح بن میرزا محمّدباقر چهارسوقی (صاحب روضات) عالم کامل و فقیه جلیل، از رؤسای علمای اصفهان، ملجاء و پناه مردم، عالم فاضل محقّق. مقبول القول و نزد عموم طبقات از عوام و خواص مورد توجّه و احترام بوده است.
در 3 رجب سال 1294ق متولّد شده و در خدمت ملّا حسین نائینی، ملّا حسینعلی صرفی، آقا سیّد ابوالحسن مدیسه ای اصفهانی، میرزا یحیی بیدآبادی، میرزا عطاءاللَّه چهارسوقی، حاج میرزا بدیع درب امامی، سیّد مهدی درچه ای، میرزا هدایت اللَّه چهارسوقی، سیّد حسن مشکان طبسی، سیّد ابوالقاسم دهکردی، آقا سیّد محمّدباقر
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 192 و 193؛ فهرست مرعشی، ج9، ص37؛ از شیخ صفی تا شاه صفی، (مقدمه)، صص 11-7.
درچه ای، ملّا عبدالکریم گزی، آقا سیّد محمود کلیشادی، آخوند کاشی، شیخ محمّدعلی ثقهالاسلام، شیخ محمّدتقی آقانجفی ،میر محمّدتقی مدرس (محله نوئی) و میرزا محمّدهاشم چهارسوقی تحصیل نمود و به درجه اجتهاد نائل گردید.
او سرانجام در صبح پنج شنبه 13 جمادی الاولی سال 1377ق در اصفهان وفات یافته، جنازه به نجف حمل گردیده، در جوار عمّ بزرگوار خود در وادی السلام مدفون گردید.
عده ای کثیر از دانشمندان در مرثیه و مادّه تاریخ وفاتش اشعاری سرودند که از آن جمله است مادّه تاریخی که مرحوم آقا حسن رئیس زاده واعظ گفته است:
منوّر مشعلی خاموش شد از علم و دانش
که مانندش نیاید در جهان از هیچ مشکاتی
ز سال فوت پرسید از «رئیسی» باصفا گفتا
ز جنّت مجتبی سر کرد بیرون گفت روضاتی
1417-40=1377
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «تقریرات اصولی استاد علّامه خود مرحوم درچه ای، در اصل برائت و احتیاط» 2. «تقریرات اصولی استاد نامبرده در مبحث ظن» 3. «جامع الدرر»، دو مجلّد در متفرّقات عربی و فارسی منظوم و منثور 4. جزوات متعدده در مواعظ منبری و غیره.[1]
حسن صائب اصفهانی
حسن صائب بن حاج سیّد مصطفی، از شعرای معاصر در سال 1311ه.ش در اصفهان متولّد شده و در این شهر در مدارس جدیده به تحصیل پرداخته و در جوانی روزنامه بامداد را انتشار داده است. طبع شعر نیز داشته و «صائب» تخلّص می نماید.
[1]زندگانی حضرت آیت اللَّه چهارسوقی، صص 73-5؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 346 و 347.
از اوست:
ز دوستان وفادار مگسلان پیوند
که زیر سایه الطافشان بقا بینی
صفای خاطر از آن بی وفا چه می جوئی
که قلب تیره او را پر از ریا بینی[1]
حکیم حسن شفایی اصفهانی
حکیم شرف الدّین حسن بن حکیم ملّای اصفهانی، شاعر ادیب و طبیب حکیم، تولّدش بنابر قول تقی الدّین اوحدی در سال 966بوده و در خدمت پدر که از شاگردان میر غیاث الدّین منصور شیرازی بوده و برادرش حکیم نصیرا و جمعی دیگر از علماء و ادباء و اطبّاء تحصیل نمود. در مسجد جامع اصفهان طبابت می نموده و نزد عموم طبقات معزّز و محترم می زیسته است. به طوری که نقل می کنند وقتی در محله نیم آورد به شاه عباس کبیر صفوی برخورد می کند پادشاه قصد فرود آمدن از مرکب خود را جهت او می کند حکیم با خواهش و تمنّا مانع می شود. ولی تمام بزرگان که در رکاب شاه بوده اند، به احترام او پیاده می شوند، شفایی در اوایل عمر هجو بسیار می گفته [از جمله خواجه محمدرضا فکری اصفهانی، فغفور لاهیجی و علیشاه ذوقی اردستانی را هجو نموده ]لکن در اواخر عمر توبه نموده است.
کتب زیر از اوست:
1. خمسه شامل: دیده بیدار - به نام شاه عباس کبیر، نمکدان حقیقت بر وزن حدیقه سنائی، مجمع البحرین در برابر تحفه العراقین، شکرالمزاحتین، مهر و محبت 2. دیوان اشعار، مطبوع 3. کتابی در ادویه مرکّبه 4. ساقی نامه
در الذریعه به نقل از ریاض العلماء درباره او فرماید: شفایی درباره خودش گفته
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص297.
است: طبابت من تبحّر و استادی مرا در سایر علوم پوشانید و شعرم طبابتم را پوشانید و کثرت هجایم شاعریم را مخفی داشت.
وفاتش در سال 1037ق روی داده است. ملّا عرشی درباره تاریخ وفاتش گوید:
«بشاه دین شفایی داد جان را».
قبرش در قبرستان شاه میرزا حمزه قرار داشته که اکنون دانشسرای کشاورزی [هنرستان سروش فعلی] است.
نگارنده [مرحوم استاد مهدوی] سنگ لوحش را هنگامی دید که [آن را] یک طرف انداخته بودند و به تدریج اراضی مجاور آن را برای زراعت مهیّا می ساختند.
[فخرالزّمانی مؤلّف تذکره میخانه که معاصر حکیم شفایی است می نویسد بقایای جسد حکیم شفایی را به عتبات عالیات انتقال داده و در نجف اشرف به خاک سپرده اند.]
برخی او را با حکیم شفایی مظفربن محمّد حسین کاشانی مؤلف کتاب قرابا دین اشتباه گرفته و آن دو نفر را یکی دانسته اند.
از اشعار اوست:
هر شب به کوی یار صبا می برد مرا
ماهر دو عاشقیم چرا می برد مرا
بر دوش خود گرفته و چون برق می دود
در حیرتم که آه کجا می برد مرا[1]
[1]ریحانه الادب، ج3، صص 228-226؛ خلاصه الاشعار، (بخش اصفهان)، صص 327-324؛ تذکره هفت اقلیم، ج2، صص 429 و 430؛ ریاض العلماء، ج1، صص 163-161؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج5، صص 1082-1075؛ فرهنگ معین، ج6، ص905؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 518 و 519؛ تذکره نصرآبادی، ج1، صص 312-310؛ تذکره میخانه، صص 534-523؛ مجمع الفصحاء، ج4، صص 40 و 41؛ سرو آزاد، صص 47 و 48؛ لغت نامه دهخدا، ذیل شفایی اصفهانی، ص426؛ تذکره ریاض العارفین، ص357؛ دیوان حکیم شفایی: مقدمه؛آتشکده آذر، بخش سوم از نیمه نخست، صص 950 و 951؛ تذکره غنی، ص74؛ تذکره حسینی، ص 178؛ تاریخ عالم آرای عباسی، (چاپ 1377ش)، صص 1806-1804؛ الذریعه، ج9، ص530، و ج19، صص 314 و 327؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 215 و 216.
حسن بن موسی
حسن بن موسی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. وی از قَعنَبی و محمّد بن بکیر حضرمی روایت می کند و فرزندش عبدالرّحمن ضرّاب از صاحب عنوان حدیث شنیده است.[1]
حسن اصفهانی
حسن بن مهدی اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. محمّد بن حسین بن حُمید بن ربیع از او روایت می کند و خود او از عمر بن عبدالرّحمان نقل حدیث می نماید.[2]
حسن اصفهانی
حسن بن مهدی اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. وی از محمّد بن حسین بن حُمید بن ربیع روایت نموده و عمر بن عبدالرّحمان از او نقل حدیث می نماید.[3]
سیّد حسن موسوی دهسرخی*
سیّد حسن بن سیّد مهدی بن سیّد اسداللَّه دهسرخی، عالم فاضل. در سال 1341ق در اصفهان متولّد شده و در مدرسه کاسه گران و مدرسه صدر نزد شیخ محمدعلی معلم حبیب آبادی و شیخ عباسعلی ادیب تحصیل نمود. سپس به قم رفته، مکاسب را نزد آیت اللَّه العظمی مرعشی نجفی و رسائل را نزد شیخ اسداللَّه صفر نوراللهی نجف آبادی و کفایه را نزد سیّد محمّد باقر سلطانی بروجردی و میرزامحمّد مجاهدی تبریزی آموخت و مدت کوتاهی نیز در درس خارج آیت اللَّه بروجردی شرکت کرد.
در سال 1376ق به خواهش مردم محله سلطنت آباد تهران، به آنجا رفته و به اقامه
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص256.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص258.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص258.
جماعت و نشر معارف اسلامی پرداخت تا اینکه در پنج شنبه 28 شعبان 1414ق در تهران وفات یافته، جنازه به قم حمل و در قبرستان وادی السلام مدفون شد.
از تألیفات اوست:
1. کودکان سخنور 2. تاریخ مختصر انبیاء و ائمه علیهم السلام 3. چهل حدیث[1]
میرزا محمّدحسن نحوی
حاج میرزا محمّدحسن بن حاج سیدمهدی نحوی بن سیّد محمّد حسن مجتهد بن سیّد محمّد تقی مستجاب الدّعوه موسوی خواجوئی اصفهانی، عالم فاضل فقیه، از دانشمندان قرن چهاردهم هجری در سال 1287ق در اصفهان متولّد شده و نزد پدر دانشمند خود و شیخ محمّد تقی آقا نجفی، حاج میرزا بدیع درب امامی، آقا سیّد محمّد باقر درچه ای، آخوند ملّا محمّد کاشانی، میرزا محمّد هاشم چهارسوقی و میرزا محمّد باقر چهارسوقی (صاحب روضات) به تحصیل پرداخته و به اجتهاد نائل شد. او داماد استادش صاحب روضات بوده و به تدریس فقه و اصول مشغول بوده و عمری را به زهد و قناعت گذرانده است.
سرانجام در جمعه 14ربیع الثّانی 1361ق وفات یافته و در تکیه خانوادگی سادات مهدوی در تخت فولاد مدفون شد.
میرزا محمّد علی معلم حبیب آبادی مادّه فوت وی را چنین نوشته است:
کم کرد معلم دو و گفت از پی سالش
«سیّد حسن نحوی عارف ز جهان رفت»[2]
[1]گنجینه دانشمندان، ج4، ص572؛ تربت پاکان قم، ج1، صص 568 و 569.
[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص103؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص489؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص206.
شیخ محمّد حسن نجفی زاده
حاج شیخ محمّد حسن نجفی زاده فرزند شیخ مهدی نجفی، از علماء و فضلائ معاصر اصفهان. مادرش دختر شیخ محمّدتقی آقانجفی است.
[در اصفهان متولّد شده و نزد جمعی از علمای این شهر از جمله پدر دانشمند خود و شیخ محمّدرضا نجفی، سیّد محمّد مدرس نجف آبادی، شیخ فضل اللَّه اعضادی خوانساری، ملا فرج اللَّه دری و دیگران به تحصیل پرداخت و فاضلی ارجمند و عالمی جامع گردید.]
او سالها در جلفای اصفهان محضر استاد رسمی داشت و به امور اجتماعی مردم آن ناحیه از مسلمان و ارمنی با کمال دقت و دینداری رسیدگی می نمود. همچنین در آموزش و پرورش به عنوان معلم به تدریس در مدارش مشغول بود. او امتیاز روزنامه «اسلام در شرق» را داشت که مدیریت آن را به ناصر دهاقانی سپرده بود.
او در اواخر عمر به بیماری مبتلا شده و در منزل منزوی و خانه نشین بود تا اینکه در ذیقعده سال 1407ق وفات یافته و در قبرستان جدید اصفهان موسوم به «باغ رضوان» مدفون گردید.[1]
محمّدحسن خدائی
محمّد حسن خدائی ابن آقا سیّد محمّد مهدی درب امامی، شاعر ادیب در روز 7 رمضان المبارک 1309ق در اصفهان متولّد شد. از سلسله سادات درب امامی بود. مقدمات علوم ادبیات را در مدارس قدیم آموخته و سپس به کسب و کار مشغول شد. در سال 1310ش در کارخانه وطن استخدام شده و به کار پرداخت. طبع شعر داشته و در انجمن ادبی شیدا شرکت می نموده «خدائی» تخلّص داشت. دیوان اشعارش حدود سه
[1]علوم و عقاید، ص110؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص 87 و 88؛ مزارات اصفهان، ص122؛ اَساوِر مِن ذَهَب: مقدمه، صص28-26.
هزار بیت شعر داشت.[1]
وی سرانجام در سال 1336ش وفات یافته و در تکیه جویباره ای ها در تخت فولاد مدفون شد.[2]
از اوست:
ترسم که آه و ناله من پرده در شود
هر خاص و عام از غم من باخبر شود
گویند سیل اشک بشوید ز دل ملال
امّا نه آن که دل همه خون جگر شود
محمّد حسن اصفهانی
محمّد حسن بن حاج میرزا محمّد مهدی قاری اصفهانی، از فضلاء و خطاطان اصفهان در قرن سیزدهم هجری است. خط نسخ را زیبا می نوشته و در محلّه مسجد حکیم اصفهان ساکن بوده است. وی نسخه ای از کتاب «تحفه حکیم مؤمن» را به خط خوش خود کتابت کرده که در مدرسه عالی سپهسالار موجود است.[3]
حسن بن مهران
حسن بن مهران، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. از اسحاق بن راهویه و ابن ماسَرجِس روایت می کند. در سال 392ق وفات یافته است.[4]
حسن اصفهانی
حسن بن مهران اصفهانی، از محدّثین شیعه است. [وی در سلسله راویان احادیث نقل شده از طرف شیخ صدوق واقع شده ولی مشایخ و راویان از او بر ما مجهول است.[5]]
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص421.
[2]یادداشت های آقای حمید خلیلیان.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 519 و 520.
[4]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص269.
[5]مستدرک سفینهالبحار، ج2، ص381.