معروف است ]مدفون گردید.[1]
[برخی می نویسند که او را زهر داده و شهید کردند و این مادّه تاریخ برای این واقعه سروده شده است:
«آمد «جگر» از «شهید ثالث» بیرون 1350-223=1127][2]
وی شاگردان بسیاری تربیت نموده است از جمله: سیّد نورالدّین بن سیّد نعمت اللَّه جزائری و فرزندش سیّد محمّد.[3]
کتب زیر از تألیفات اوست:
[1. «آثار علوی» یا «کائنات جوّ»، که نسخه ای از آن در کتابخانه دانشگاه لُس آنجِلِس آمریکا وجود دارد.][4]
2 . «آداب دعا» به فارسی، که نسخه های آن در کتابخانه های دانشگاه تهران، ملک و دانشکده الهیات دانشگاه تهران موجود است.[5]
3. «رساله در آب نیسان و قمر در عقرب» [که نسخه ای از آن به شماره 1266 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران و نسخه ای دیگر در مدرسه عالی شهید مطهری (سپهسالار سابق) موجود است.][6]
4 . «ترجمه بلدالامین» موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران.[7]
5 . «ترجمه اناجیل اربعه»
6. «ترجمه عهدنامه مالک اشتر» که نسخه هایی از آن در کتابخانه های مرکزی دانشگاه تهران، ملّی ملک و ملّی ایران موجود است.[8]
[1]وقایع السّنین و الاعوام، صص 569-552.
[2]منتهی الآمال، ص677؛ شهیدان راه فضیلت، صص 362 و 363.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 308 و 309.
[4]نسخه های خطی، ج 11 و 12، ص1؛ فهرست دانشگاه تهران، ج6، ص2716.
[5]زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، ص326؛ فهرست الهیات دانشگاه تهران، ص1.
[6]الذریعه، ج19، ص13؛ فهرست سپهسالار، ج1، ص1844.
[7]الذریعه، ج26، صص 192 و 193؛ فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج10، ص1663.
[8]فهرست ملک، ج2، ص13؛ فهرست ملّی ایران، ج6، ص139؛ فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج7 ص2716.
7. «ترجمه عیون الحساب» تألیف ملّا محمّد باقر یزدی، [موجود به شماره 2130 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی][1]
8 .«ترجمه فقه الرضاعلیه السلام» موجود در کتابخانه مدرسه فیضیّه قم.[2]
9 .«ترجمه مشکول» تألیف حاج بابا بن محمّد صالح قزوینی، موجود در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی نجفی[3]
10.«ترجمه و شرح مجمع البیان»
11. «سوره هایی که در فرایض خوانده می شود» موجود در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی نجفی[4]
11.«تعقیبات نماز» که در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی موجود است.[5]
12.«صیغ عقود نکاح»، موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران و کتابخانه ملّی ملک.[6]
13. «لیلیّه» ترجمه از کتاب شیخ صفی الدّین اردبیلی که در کتابخانه نگارنده موجود است.[7]
14.«ترجمه مکارم الاخلاق» موجود در کتابخانه دکتر اصغر مهدوی در تهران[8]
15.«نوروزیّه» به فارسی، موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران و کتابخانه شخصی سیّد ناصر میبدی کرمانشاهی در مشهد مقدّس و کتابخانه خاندان میبدی در کرمانشاه[9][به منابع مندرج پاورقی نیز رجوع شود.[10]]
[1]فهرست مجلس، ج6، ص107.
[2]فهرست فیضیّه (استادی)، ج2، ص25.
[3]ترجمه اناجیل اربعه: مقدمه، ص 43 و 44.
[4]ترجمه اناجیل اربعه: مقدمه، ص52.
[5]فهرست مرعشی، ج2، ص254.
[6]فهرست مشکات، ج3، ص2617؛ فهرست ملک، ج6، ص81.
[7]زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، ص327.
[8]ادبیات فارسی استوری، ج2، ص773؛ الذریعه، ج22، ص147.
[9]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج6، ص2716؛ فهرست شخصی میبدی، ج1، ص 38 و 39؛ فهرست خاندان میبدی، ص149.
[10]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص104؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص114، تتمیم امل الآمل، صص 77 و 78؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، صص 41 و 42؛ الکواکب المنتشره، ص87؛ نجوم السماء، ص275؛ مفاخر اسلام، ج8، ص533؛ تاریخ و تذکره حزین، صص 209 و 360؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص237؛ تراجم الرّجال، ج2، صص 592 و 599؛ علّامه مجلسی (طارمی)، صص 257-253؛ مکارم الآثار، ج1، ص112؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر)، ص 435 و 436.
میرزا محمّد باقر طبیب
میرزا محمّد باقر طبیب بن حاج محمّد اسماعیل بن ابراهیم بن حسینعلی بن شمس علی پوده ای سمیرمی اصفهانی، طبیب حاذق و ماهر، در حدود سال 1300ه.ق متولّد شد. تحصیلات خود را در طب نزد حاج میرزا محمّد باقر حکیم باشی انجام داده و به طبابت پرداخت. وی در اصفهان و حبیب آباد برخوار، جندق و انارک به طبابت مشغول بود. سرانجام در شب 11 ربیع الاوّل 1370ه.ق در اصفهان وفات یافته و در صحن تکیه آغاباشی در تخت فولاد مدفون شد.[1]
میر محمّد باقر واعظ
میر محمّد باقر واعظ بن میر محمّد اسماعیل بن میر ابوصالح [بن میر عبدالرزّاق بن میر محمّد اسماعیل اعرجی حسینی اصفهانی]
عالم فاضل، از بزرگان فضلای اصفهان است. وی پیشنماز مسجد جامع جدید سلطانی و مدرس مدرسه میرزا مهدی در بیدآباد اصفهان بوده و در این شهر وفات یافته است.
هفت فرزند او: میر محمّد صادق واعظ، حاج میر محمّد اسماعیل، میر علینقی، میر سیّدعلی، میر محمّد مهدی، میر محمّد کاظم و میر محمّد رضا از علمای اصفهان به شمار می رفته اند.[2]
در ارشاد المسلمین می نویسد که در سال 1198ق در عداد علماء معروف بوده است. سال وفاتش معلوم نیست.
[1]تاریخچه محلّه خواجو، ص76؛ منتخبی از آثار رجاء زفره ای، ص90؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص54.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص309 و 310.
میر محمّد باقر خاتون آبادی
میر محمّد باقر بن میر محمّد اسماعیل (شاه مراد) بن میر عمّادالدّین محمّد حسینی خاتون آبادی، عالم فاضل محدّث، از دانشمندان و قرن یازدهم هجری در اصفهان به تحصیل فقه و حدیث پرداخت و بارها به سفر حج رفت. وی در سال 1060ه.ق وفات یافت و در قریه «گورت» از توابع جِی اصفهان مدفون شد. از او جُنگی در ادعیه و احادیث به جای ماند. میر عبدالحسین و میر محمّد اسماعیل خاتون آبادی از فرزندان دانشمند صاحب عنوان هستند.[1]
آقا باقر سعدالسّلطنه*
آقا باقر اصفهانی ملقّب به سعدالسّلطنه بن آقا اسماعیل، از رجال سیاسی و اداری عهد قاجاریه و از نیکوکاران و خیّرین.
او دائی میرزا علی اصغر امین السلطان (اتابک اعظم) است. ابتدا نزد آقا ابراهیم امین السلطان آشپزی می کرد و به این خاطر در اولین سفر ناصرالدّین شاه در اروپا (سال 1290ق) همراه شاه بود. در سال 1296ق امتیاز ساخت راه شوسه قزوین - تهران به او واگذار شد و سرانجام در سال 1310ق به حکومت قزوین منصوب شد.
وی با دستور میرزا علی اصغر امین السلطان ساختمان قدیمی بقعه شاهزاده حسین را تخریب کرده و بنای جدیدی بر سر آن مزار بنا کرد. همچنین کاروانسرایی در محلّه خیابان قزوین بنا نمود.
در سال 1325ق به جای جلال الدّوله (پسر ظل السلطان) به حکومت زنجان منصوب شد. پس از مدتی بین او و مجتهد با نفوذ زنجان آخوند ملّا قربانعلی زنجانی اختلافات بالا گرفت تا جایی که سرانجام در جمادی الاوّل 1325ق به دستور ملّا قربانعلی، مردم به دارالحکومه ریخته و سعدالسلطنه را مجروح کردند و او پس از دو روز
[1]وقایع السنین و الاعوام، ص517؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 187 و 188؛ مکارم الآثار، ج1، ص130.
درگذشت.[1]
محمّد باقر حسینی
محمّد باقر بن محمّد اشرف حسینی [خطاط و نستعلیق نویس] چندین رساله در موضوعات مختلف را در سالهای 1043 و 1044 و 1046ق در قهوه خانه میرزا ولی محمّد نوشته است که به شماره 7410 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی موجود است.[2]
آقا محمّد باقر وحید بهبهانی*
آقا محمّد باقر وحید بهبهانی بن ملّا محمّد اکمل اصفهانی، از اکابر علمای امامیه و از مجتهدین طراز اوّل جهان تشیع، محیی اجتهاد در فقه شیعی، عالم زاهد متقّی، در سال 1117ق در اصفهان متولّد شده و نزد پدر به تحصیل پرداخت. همچنین از درس آقا سیّد محمّد طباطبائی بروجردی و سیّد صدرالدّین محمّد قمی بهره گرفت. پس از وفات پدر و سقوط اصفهان به دست افاغنه، از اصفهان به بهبهان کوچ کرده و حدود 30سال در آن دیار به تدریس و تبلیغ و تحقیق مشغول شد. پس از آن به عتبات عالیات مهاجرت فرموده و در کربلا ساکن شد و به معارضه با شیخ یوسف بحرینی (صاحب حدائق) پیشوای اخباریان پرداخته و با برپائی جلسات علمی و تألیف و تحقیق بر او غلبه کرده و او را منزوی ساخت و طریقه اجتهاد را در آن دیار رواج داد. مجلس درس او پربار و عمیق بود و دهها مجتهد عالیقدر از این محفل علمی برخاستند و شهرت و اعتبار «وحید بهبهانی» چنان شد که عنوان (آقا) به طور مطلق به او اختصاص یافته و اعقاب و احفادش به نام (آل آقا) معروف شدند. همچنین در بین اهل فضل و اصحاب رجال و تراجم به «استاد الکل» شهرت یافت. لقب «وحید» را نیز استاد و پدر همسرش سیّد
[1]شرح حال رجال ایران، ج1، ص181؛ چهل سال تاریخ ایران یا الماثر و الآثار، ج1، ص314؛ طرائق الحقائق، ج3، ص300؛ مینو در یا باب الجنه قزوین، ص692.
[2]فهرست مرعشی ج19، ص226.
محمّد طباطبائی بروجردی به او عطا کرد.
وحید بهبهانی در سال 1205ق وفات یافته و در رواق حرم مطهر امام حسین علیه السلام نزدیک قبور شهدای کربلا مدفون شد. مادرش فرزند نورالدّین محمّد بن محمّد صالح مازندرانی بوده و محمّد صالح داماد ملّا محمّد تقی مجلسی است.
او تألیفات فراوانی از خود به جای نهاده است که از آن جمله است:
1. «حاشیه علی مدارک الاحکام» 2. «حاشیه علی المعالم» 3. «الفوائد الحائریه» 4. «مصابیح الظلام» در شرح مفاتیح الشرایع[1]
محمّد باقر بن امین
محمّد باقر بن آقا امین، از علمای اواخر عهد صفویّه است. وی در سال 1104ق وفات یافت و در تکیه آقا حسین خوانساری در تخت فولاد مدفون شد.[2]
شیخ محمّد باقر الفت
شیخ محمّد باقر بن حاج شیخ محمّد تقی آقا نجفی، عالم فاضل عارف ادیب جامع معروف به «الفت»، در جمعه دوم جمادی الاوّلی 1301ه.ق متولّد شده، در اصفهان نزد
[1]علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، صص 578-574؛ معجم مؤلفی الشیعه، صص 79 و 80؛ شرح زندگانی استاد کل وحید بهبهانی، مرآه الاحوال، ج1، صص 149-146؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 45 و 46؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، ص334؛ بیان المفاخر، ج1، صص 75 و 76؛ قصص العلماء، صص 209-203؛ تذکره العلماء، صص 140-137؛ روضات الجنات، ج2، ص91؛ الکنی و الالقاب، ج2، صص 109 و 110؛ فوائد الرضویه، ص404؛ هدیه الاحباب، صص 114 و 115؛ ریحانه الادب، ج1، ص51؛ معجم المؤلفین، ج9، ص90؛ الاعلام، ج6، ص273؛ مکارم الآثار، ج1، ص220؛ تاریخ اصفهان (جابری)، صص 310 و 311؛ الذریعه: اغلب جلدها؛ دانشمندان سخن سرایان فارس، ج4، صص 796-789؛ معجم المطبوعات، ج1، ص597؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص474؛ بغیه الطالب، ص171؛ تتمیم امل الآمل، صص 74 و 75.
[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص108.
پدر بزرگوارش و در نجف اشرف نزد علماء اعلام از آن جمله آخوند خراسانی و آقا ضیاءالدّین عراقی تحصیلات خویش را به پایان رسانید. در اوائل مشروطیت در عداد آزادیخواهان وارد شده، در سال 1307 خورشیدی از طرف مردم اصفهان به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب گردید. او در طی مسافرت های خود به ایران و خارج در خدمت آقا سیّد محمّد غمام عارف مشهور رسیده و دست ارادت بدو داده و در اصفهان در گوشه انزوا به سر برده، روزگار به تألیف و تصنیف می گذرانید.
[صاحب عنوان صاحب معلومات فراوان در علوم مختلف و در سجایای اخلاقی و ملکات فاضله کم نظیر و منزل او محفل دانشمندان و اهل ادب بود.]
وی سرانجام در 26 ربیع الاوّل سال 1384ق (1343ش) وفات یافته و در بقعه پدر خود جنب امامزاده احمد مدفون گردید.
مادّه تاریخ وفاتش را میر سیّد علی خان نوربخش (آزاد) گوید:
گفت آزاد بهر تاریخش:
حیف الفت ز ما برید الفت
استاد فضل اللّه اعتمادی متخلص به برنا نیز در وفات او چنین سروده است:
خامه «برنا» دو تاریخ از پی فوتش نوشت
هر یکی در مصرعی با سال هجری عرب
«بود از الفت مصفّا گلشن اصحاب علم»
«بود با الفت موقّر ساحت اهل ادب»
ماده تاریخ وفاتش به شمسی نیز چنین است:
بهر سال وفاتش دو تاریخ
زد به شمسی رقم کلک «برنا»
«الفتی بین ارباب دل نیست»
«رفت از بین ما الفت ما»
کتب زیر از تألیفات اوست:
1 «ابواب الروضات» (فهرست بر روضات الجنات است که مستقلاً به طبع رسیده است.) 2 و 3. پرورش استقلال و وسائل رستگاری که از کتب خارجی ترجمه نموده و در مجله آفتاب به طبع رسانیده است. 4. «تاریخ مداخله شیعه در امور سیاسی» 5.
«داستان هفت برادر» 6. «دانشنامه» که به طبع رسیده 7. «دیوان اشعار»، مطبوع 8. «رساله میهمانی به قلم افلاطون»، ترجمه از عربی، به طبع رسیده 9. «کشف الحجب در اسامی کتب» 10. «سفرنامه» در دو مجلد 11. «نسب نامه الفت» 12. «مجمع الاجازات» 13. «تلخیص الروضات». [مجموعه ای از آثارش در یک مجلد توسط دختر نواده اش لاله الفت در سال 1385ش در اصفهان منتشر گردید.]
همچنین ایشان از سال 1329ه.ق مجله آفتاب را در اصفهان منتشر ساخته است.
از اوست:
بر تارک قدرش نرسد افسر خورشید
آن سر که به خاک قدم چون تو کس افتاد
وجود خاکی من گرچه از تو رفت به باد
خوشم از این که به یکباره رفته ام از دست[1]
میرزا محمّد باقر مدرّس
میرزا محمّد باقر بن میر محمّد تقی بن میر سیّد حسن مدرّس،عالم فاضل، در حدود سال 1314ق در اصفهان متولّد گردیده و نزد علماء این شهر تحصیل نموده، ازائمه جماعت مسجد حاج ابوالمحسن در محلّه پاقلعه بود. در ظهر چهارشنبه 30 رجب 1388ق به سن متجاوز از 70 سالگی وفات یافته، در بقعه جدّش میر سیّد حسن مدرس در مسجد رحیم خان مدفون گردید.[2]
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص 55 و 56؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 313 و 314؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، ج3، صص 61-38؛ مزارات اصفهان، صص 54 و 55؛ گلهای ادب، ص47؛ دیوان الفت، مقدمه؛ نقباء البشر، ج1، ص198؛ گنج زری بود درین خاکدان، ج1، مقدمه؛ آئین فرزانگی، ج2، صص 118-115؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج1، ص326.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 405 و 406؛ مزارات اصفهان، ص169.