دهلوی» هفت مثنوی سروده و آنها را «سبعه زلالی»، «هفت آشوب»، «هفت سیاره» و «سبعه سیاره» نامیده است که عبارتند از: 1. «حُسن گلوسوز» 2. «شعله دیدار» 3. «میخانه» 4. «ذره و خورشید» 5. «آذر و سمندر» 6. «سلیمان نامه» 7. «محمود و ایاز» که به طبع رسیده است.
حکیم زلالی در سال 1031ق وفات یافت. برخی سال فوت او را 1016 و یا 1024ق ذکر کرده اند.
از اوست:
الهی بر دلم از عشق زن نیش
که دانم دوست می داری دل ریش
چنان عصیانم از اندازه شد بیش
که نازد رحمتت بر وسعت خویش
سر بی عشق را باید بریدن
به دوش این بار نتوان کشیدن[1]
ملّا حسن ریزی
آخوند ملّا حسن ریزی لنجانی، عالم فاضل متقی، سالها در اصفهان به تحصیل مشغول بوده و از مبرّزین شاگردان حاج محمّد جعفر آباده ای و ملّا حسینعلی تویسرکانی است.
وی در شب عاشورای سال 1299ق وفات یافته و در بقعه تکیه آباده ای در تخت
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 136-131؛ تذکره نتایج الافکار، صص 301 و 302؛ تذکره شمع انجمن، صص 302 و 303؛ تذکره غنی، ص61؛ تذکره هفت آسمان، صص 143-140؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج5، (قسمت دوم)، ص966؛ سیری در شعر فارسی، صص 133 و 134؛ فرهنگ معین، ج5، ص652؛ فهرست نسخه های خطی فارسی، ج4، ص2618؛ ریحانه الادب، ج2، ص378؛ الذریعه، ج9، ص404 و ج7، ص15 و ج19، ص106 و 159.
فولاد مدفون شد.[1]
استاد حسن زری باف*
استاد حسن زری باف اصفهانی، از اهالی محلّه خواجو بوده و در اوایل قرن چهاردهم هجری می زیسته است. گویند یکی از شیادان عتیقه فروش تهران به اصفهان آمده و او را در سن 90سالگی به کار گرفت و یک اثر به سبک صفوی ساخته شد و آن شیاد برای آنکه شخص دیگری از این هنر استاد استفاده نکند او را مسموم کرد. در هر حال در هنر زری بافی به سبک قدیم اصفهان استادی کم نظیر بوده است.[2]
حسن سامانی
حسن سامانی، از شعرای قرن چهاردهم هجری و از بزرگ زادگان قریه «سامان» [در چهارمحال بختیاری] است. در سال 1326ق در «سامان» متولّد گردیده و مانند برادرش حسین حشمت از سخنوران آن دیار بوده است.
از اوست:
چشم مستش هوشیاران را به مژگان می کشد
مست را خنجر چو در دست است آسان می کشد[3]
ملّا حسن شایق*
ملّا حسن اصفهانی متخلّص به «شایق» از فضلاء و ادبای اصفهان در قرن سیزدهم هجری است. اغلب به سرودن مدیحه و مراثی جهت حضرات معصومین علیهم السلام می پرداخته است. در موسیقی نیز معلومات فراوان داشته است. در فنون ادبیات فارسی
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص208؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص473؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص51.
[2]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص37.
[3]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص235.
و عرب نیز استاد بود. وی قصیده جهت حاکم اصفهان منوچهرخان معتمد الدّوله سروده است.[1]
میرزا حسن خان شمس*
میرزا حسن خان شمس، از پیشگامان عکاسی در اصفهان است. از تولّد و درگذشت او اطلاعی در دست نیست همسرش منورخانم، دایه دربار ظلّ السّلطان بوده و خود برای ظلّ السّلطان و اتباع او عکاسی می کرده است.
او از عکاسان زبردست و با تجربه اصفهان بود. عکاسخانه او ابتدا در خیابان خوش [طالقانی فعلی] بود سپس آن را به خیابان نو [سپه فعلی] انتقال داد. مهدی چهره نگار و محمّدجواد شمس (خواهرزاده اش) از او عکاسی فراگرفتند.[2]
میرزا حسن شوکت اصفهانی
میرزا حسن شوکت اصفهانی، شاعر و ادیب منشی، در جوانی به تحصیل علم و ادب پرداخته و سپس به عنوان منشی در سفارت دولت عثمانی در طهران مشغول به کار شد. برخی از تذکره نویسان او را شیرازی نوشته اند امّا «اعتماد السلطنه» می نویسد: اصفهانی الاصل است. او «تاریخ پِطر کبیر» را که میرزارضا مهندس باشی به فارسی ترجمه کرده بود را انشاء نموده است.
از اوست:
تا گشودی گره از زلف دراز
گره از کار عاشقان شد باز
گه به دل گه به دیده ای ساکن
تا چه خواهی از این نشیب و فراز[3]
[1]تذکره مدایح معتمدیه، نسخه خطی.
[2]چهره نگاران اصفهان، ص130.
[3]تذکره حدیقه الشعراء، ج2، صص 883 و 884؛ المآثر و الآثار یا چهل سال تاریخ ایران، ج1، ص292؛ الذریعه، ج9، ص 551؛ مجمع الفصحاء، ج5، ص535؛ مکارم الآثار، ج2، ص302؛ شرح حال رجال ایران، ج1، ص334؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 473 و 474.
محمّد حسن صامت علی اصفهانی*
آقا محمّد حسن نقاش زرگر اصفهانی ملقب به «صامت علی» از عرفاء و متصوّفه قرن سیزدهم هجری. سالها در عتبات عالیات ساکن بود. پس از آن که به خدمت رحمت علی شاه رسید به لقب «صامت علی» ملقب شد. چندی بعد به خدمت «منورعلی شاه» رسیده و از سوی او مأذون به دستگیری فقرای خراسان شد و چندین سال در مشهد مقدس به هدایت سالکین مشغول بود. عاقبت پس از مسافرت به عتبات عالیات و کرمانشاه به امر «منورعلی شاه» در تهران ساکن شد و به دستگیری از فقرای آنجا مشغول شد. آخرالامر در سال 1298ق وفات یافته و در مقبره ابن بابویه شهر ری مدفون شد. ماده تاریخش را یکی از شعراء چنین گفته است:
«غافل» به صد افسوس به تاریخش گفت:
«ایوای برون شد ز جهان صامت علی»[1]
سیّد محمّد حسن طباطبائی نائینی
سیّد محمّد حسن طباطبائی مُحررّ نائینی از خوشنویسان خط نستعلیق در قرن چهاردهم هجری. کتاب «تاریخ هندوستان» تألیف: علی محمّد طُغرُل اصفهانی را به خط نستعلیق نوشته است. نسخه آن در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.[2]
سیّد حسن طباطبائی نسب*
سیّد حسن طباطبائی نسب، عالم فاضل جلیل، از علمای معاصر در سال 1309ش در روستای «نیسیان» اردستان متولّد شد. در 15 سالگی به تحصیلات علوم حوزوی روی
[1]طرائق الحقائق، ج3، صص 448-440؛ گلستان جاوید، ص40.
[2]فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، ص368.
آورد. او در قم نزد حضرات آیات بروجردی و امام خمینی درس خارج را خواند. سپس به همراه شهید عطاءاللَّه اشرفی اصفهانی به کرمانشاه رفت و به تدریس در حوزه علمیه باختران (کرمانشاه) مشغول شد. مدتی برای تبلیغ در ساری ساکن بود. سپس به زادگاه خود «نیسیان» مراجعت کرده و به تبلیغ دین و یاری محرومان و حلّ مشکلات مردم مشغول شد. او 17 سال آخر عمر خود را در طهران سکونت گزیده و نزد مرحوم سیّد احمد خوانساری به ادامه تحصیل پرداخت و در کنار آن به ارشاد مردم و حلّ مشکلات آنان و اقامه نماز جماعت مشغول شد.
او از جوانی مخالف رژیم پهلوی بود و علیه ظلم و فساد به مبارزه پرداخته و با گروه فدائیان اسلام همکاری کرد. پس از آن در نهضت امام خمینی نیز نقش فعّالی داشت.
او پس از پیروزی انقلاب به اداره سه کمیته، از کمیته های انقلاب پرداخت. پس از آغاز جنگ ایران و عراق بارها در جبهه حضور یافت تا اینکه در پنج شنبه اول اسفندماه 1364ش به همراه شهید فضل اللَّه محلّاتی و 40 تن از یاران امام خمینی، هواپیمای آنان مورد حمله جنگنده هواپیماهای عراقی قرار گرفته و سقوط کرد و همگی آنان به شهادت رسیدند.[1]
میرزا محمّد حسن اصفهانی
میرزا محمّد حسن اصفهانی متخلص به «ظریف» مشاعر و ادیب منشی قرن سیزدهم هجری.
در اصفهان علم و ادب آموخته و سپس منشی و کاتب مخصوص میرزا محمّد حسین خان صدراعظم اصفهانی شد و پس از وفات صدراعظم، به خدمت خود نزد فرزند او میرزا عبداللَّه خان امین الدّوله ادامه داد. خط شکسته را خوش می نوشت. سال وفات او معلوم نیست.
[1]وفیات علمای معاصر اصفهان: مخطوط.
از اوست:
دل غمین رفت ز کوی تو و دیدم شادش
جان زن تن می رود اکنون به مبارک بادش[1]
میرزا حسن غیور کرمانی
میرزا حسن کرمانی متخلّص به «غیور» شاعر ادیب، از اعیان کرمان بوده و در شعر طبعی شکفته داشته و در فنون سخنوری و بیان مضامین تازه ماهر بوده است. در علم سیاق نیز شهره آفاق بود. چندی به وزارت گرجستان منصوب و در آنجا بود عاقبت به اصفهان آمده و ظاهراً در سومین دهه از قرن دوازدهم هجری به رحمت ایزدی پیوست.
مشارٌالیه از معاشرین و رفقای حزین لاهیجی بوده و علاوه بر دیوان اشعار یک مثنوی نیز سروده است.[2]
خط شکسته را نیز استادانه می نوشته و نسخه ای از گلشن راز را در سال 1068ق و یک قطعه خوشنویسی را در سال 1086ق نوشته است.[3]
این شعر از اوست:
قدم حسنت اگر رنجه نگردد دیگر
خاک را آینه بهر که صفا خواهد داد
سیّد حسن قمشه ای
سیّد حسن قمشه ای اصفهانی، عالم فاضل، در قمشه و اصفهان تحصیل نموده و سپس برای تکمیل تحصیلات خود به نجف اشرف رفته و نزد آخوند خراسانی و آقا سیّد محمّد
[1]تذکره نگارستان دارا، ج1، ص228؛ تذکره سفینه المحمود، ج2، ص498؛ تذکره منظوم رشحه، ص52؛ تذکره دلگشا، ص518؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج5، ص730؛ تذکره شبستان، ص212؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1261.
[2]تذکره المعاصرین حزین، صص 180 و 181؛ تذکره غنی، ص97؛ الذریعه، ج9، ص797؛ ستارگان کرمان، ص383؛ تذکره شعرای کرمان، صص 180 و 181؛ تذکره شمع انجمن، ص542.
[3]احوال و آثار خوشنویسان،ج4، ص1262.
کاظم طباطبائی یزدی تلمّذ نمود.
وی در سال 1327ق در نجف اشرف وفات یافته و همانجا مدفون شد. او تقریرات اساتید خود را نوشته که نزد سیّد حسین بختیاری داماد آیه الله سیّد ابوالحسن اصفهانی بوده است.[1]
حسن قوامی زاده
حسن قوامی زاده، ادیب فاضل، در «باغ بادران» لنجان متولّد شد و در اصفهان به تحصیل پرداخت. وی در دبیرستان های اصفهان به تدریس مشغول بود و در سال 1330ش روزنامه «پادزهر» را منتشر کرد. سرانجام در 25 صفر 1384ق وفات یافت و در یکی از اطاق های تکیه آقا سیّد محمّد لطیف خواجوئی در تخت فولاد مدفون شد.
مادّه تاریخ وفات او چنین است:
«قوامی زاده زد ناگه بگیتی یک خط باطل»
او کتاب «دستور الاملاء» را تألیف نموده که به طبع رسیده است.[2]
میرزا حسن کفاش اصفهانی
میرزا حسن کفاش اصفهانی، از شعرای اصفهان در قرن سیزدهم هجری است. در تذکره های عهد قاجاریه هیچ ذکری از او نشده و جزئیات زندگی او معلوم نیست. اغلب اشعارش در مدح و مرثیه معصومین علیهم السلام بوده و برخی از اشعار او در ابنیه تاریخی و بقاع متبرّکه اصفهان وجود دارد. از جمله دو قطعه شعر در رثای حاج سیدمحمّد باقر حجّهالاسلام شفتی و بنای بقعه او در سال 1260ق، تاریخ تعمیرات عمارت عالی قاپو در سال 1274ق و ماده تاریخ وفات ملّا اسماعیل ثانی خواجویی به سال 1282ق بر روی سنگ قبر او واقع در تخت فولاد اصفهان.
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص475؛ نقباء البشر، ج1، ص371.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص924.
از دیوان کفاش سه نسخه خطی موجود است، نسخه شماره 86 کتابخانه آیت اللَّه گلپایگانی در قم و نسخه شماره 152 کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه مشهد و نسخه ای دیگر در کتابخانه آقا سیّد محمّد جزائری.
سال وفات او معلوم نیست و صاحب عنوان را نباید با استاد رمضان کفاش خراسانی سراینده «دعانامه» و «نفرین نامه» اشتباه گرفت.[1]
حسن گیلانی
حسن گیلانی [از فضلاء و دانشوران قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و ]در روز یکشنبه 11 شوّال سال 1006ق کتابت «النّافع یوم الحشر» و «حاشیه شرح تجرید جدید» خفری را به خط نستعلیق در جامع اصفهان به پایان رسانیده [است ]نسخه ضمن مجموعه شماره 6908 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی در قم موجود است.[2]
ملّا حسن مبارکه ای
ملّا حسن مبارکه ای لنجانی اصفهانی، عالم فاضل. در قم و اصفهان نزد میرزا ابوالقاسم قمی و حاج میرزا محمّد باقر حجّهالاسلام شفتی تحصیل نموده سپس به زادگاه خود مراجعت نموده و به ارشاد تبلیغ و اقامه جماعت و فضل خصومات و رفع حوائج شرعی مردم آن سامان مشغول شده است.[3]
سیّد حسن مصطفوی*
سیّد حسن مصطفوی سدهی، عالم فاضل، در اصفهان نزد حاج آقا رحیم ارباب، حاج آقا حسین خادمی و دیگران تحصیل نموده و سالها در حوزه علمیه اصفهان به تدریس
[1]بیان المفاخر، ج2، صص 118 و 137؛ دیوان طرب، صص 250 و 251؛ مکارم الآثار، ج7، ص2424.
[2]فهرست مرعشی، ج18، ص102.
[3]سالنامه فرهنگ مبارکه، سال 1339ه.ش، ص48؛ مبارکه در گذرگاه تاریخ، ص113.