آورد. او در قم نزد حضرات آیات بروجردی و امام خمینی درس خارج را خواند. سپس به همراه شهید عطاءاللَّه اشرفی اصفهانی به کرمانشاه رفت و به تدریس در حوزه علمیه باختران (کرمانشاه) مشغول شد. مدتی برای تبلیغ در ساری ساکن بود. سپس به زادگاه خود «نیسیان» مراجعت کرده و به تبلیغ دین و یاری محرومان و حلّ مشکلات مردم مشغول شد. او 17 سال آخر عمر خود را در طهران سکونت گزیده و نزد مرحوم سیّد احمد خوانساری به ادامه تحصیل پرداخت و در کنار آن به ارشاد مردم و حلّ مشکلات آنان و اقامه نماز جماعت مشغول شد.
او از جوانی مخالف رژیم پهلوی بود و علیه ظلم و فساد به مبارزه پرداخته و با گروه فدائیان اسلام همکاری کرد. پس از آن در نهضت امام خمینی نیز نقش فعّالی داشت.
او پس از پیروزی انقلاب به اداره سه کمیته، از کمیته های انقلاب پرداخت. پس از آغاز جنگ ایران و عراق بارها در جبهه حضور یافت تا اینکه در پنج شنبه اول اسفندماه 1364ش به همراه شهید فضل اللَّه محلّاتی و 40 تن از یاران امام خمینی، هواپیمای آنان مورد حمله جنگنده هواپیماهای عراقی قرار گرفته و سقوط کرد و همگی آنان به شهادت رسیدند.[1]
میرزا محمّد حسن اصفهانی
میرزا محمّد حسن اصفهانی متخلص به «ظریف» مشاعر و ادیب منشی قرن سیزدهم هجری.
در اصفهان علم و ادب آموخته و سپس منشی و کاتب مخصوص میرزا محمّد حسین خان صدراعظم اصفهانی شد و پس از وفات صدراعظم، به خدمت خود نزد فرزند او میرزا عبداللَّه خان امین الدّوله ادامه داد. خط شکسته را خوش می نوشت. سال وفات او معلوم نیست.
[1]وفیات علمای معاصر اصفهان: مخطوط.
از اوست:
دل غمین رفت ز کوی تو و دیدم شادش
جان زن تن می رود اکنون به مبارک بادش[1]
میرزا حسن غیور کرمانی
میرزا حسن کرمانی متخلّص به «غیور» شاعر ادیب، از اعیان کرمان بوده و در شعر طبعی شکفته داشته و در فنون سخنوری و بیان مضامین تازه ماهر بوده است. در علم سیاق نیز شهره آفاق بود. چندی به وزارت گرجستان منصوب و در آنجا بود عاقبت به اصفهان آمده و ظاهراً در سومین دهه از قرن دوازدهم هجری به رحمت ایزدی پیوست.
مشارٌالیه از معاشرین و رفقای حزین لاهیجی بوده و علاوه بر دیوان اشعار یک مثنوی نیز سروده است.[2]
خط شکسته را نیز استادانه می نوشته و نسخه ای از گلشن راز را در سال 1068ق و یک قطعه خوشنویسی را در سال 1086ق نوشته است.[3]
این شعر از اوست:
قدم حسنت اگر رنجه نگردد دیگر
خاک را آینه بهر که صفا خواهد داد
سیّد حسن قمشه ای
سیّد حسن قمشه ای اصفهانی، عالم فاضل، در قمشه و اصفهان تحصیل نموده و سپس برای تکمیل تحصیلات خود به نجف اشرف رفته و نزد آخوند خراسانی و آقا سیّد محمّد
[1]تذکره نگارستان دارا، ج1، ص228؛ تذکره سفینه المحمود، ج2، ص498؛ تذکره منظوم رشحه، ص52؛ تذکره دلگشا، ص518؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج5، ص730؛ تذکره شبستان، ص212؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1261.
[2]تذکره المعاصرین حزین، صص 180 و 181؛ تذکره غنی، ص97؛ الذریعه، ج9، ص797؛ ستارگان کرمان، ص383؛ تذکره شعرای کرمان، صص 180 و 181؛ تذکره شمع انجمن، ص542.
[3]احوال و آثار خوشنویسان،ج4، ص1262.
کاظم طباطبائی یزدی تلمّذ نمود.
وی در سال 1327ق در نجف اشرف وفات یافته و همانجا مدفون شد. او تقریرات اساتید خود را نوشته که نزد سیّد حسین بختیاری داماد آیه الله سیّد ابوالحسن اصفهانی بوده است.[1]
حسن قوامی زاده
حسن قوامی زاده، ادیب فاضل، در «باغ بادران» لنجان متولّد شد و در اصفهان به تحصیل پرداخت. وی در دبیرستان های اصفهان به تدریس مشغول بود و در سال 1330ش روزنامه «پادزهر» را منتشر کرد. سرانجام در 25 صفر 1384ق وفات یافت و در یکی از اطاق های تکیه آقا سیّد محمّد لطیف خواجوئی در تخت فولاد مدفون شد.
مادّه تاریخ وفات او چنین است:
«قوامی زاده زد ناگه بگیتی یک خط باطل»
او کتاب «دستور الاملاء» را تألیف نموده که به طبع رسیده است.[2]
میرزا حسن کفاش اصفهانی
میرزا حسن کفاش اصفهانی، از شعرای اصفهان در قرن سیزدهم هجری است. در تذکره های عهد قاجاریه هیچ ذکری از او نشده و جزئیات زندگی او معلوم نیست. اغلب اشعارش در مدح و مرثیه معصومین علیهم السلام بوده و برخی از اشعار او در ابنیه تاریخی و بقاع متبرّکه اصفهان وجود دارد. از جمله دو قطعه شعر در رثای حاج سیدمحمّد باقر حجّهالاسلام شفتی و بنای بقعه او در سال 1260ق، تاریخ تعمیرات عمارت عالی قاپو در سال 1274ق و ماده تاریخ وفات ملّا اسماعیل ثانی خواجویی به سال 1282ق بر روی سنگ قبر او واقع در تخت فولاد اصفهان.
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص475؛ نقباء البشر، ج1، ص371.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص924.
از دیوان کفاش سه نسخه خطی موجود است، نسخه شماره 86 کتابخانه آیت اللَّه گلپایگانی در قم و نسخه شماره 152 کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه مشهد و نسخه ای دیگر در کتابخانه آقا سیّد محمّد جزائری.
سال وفات او معلوم نیست و صاحب عنوان را نباید با استاد رمضان کفاش خراسانی سراینده «دعانامه» و «نفرین نامه» اشتباه گرفت.[1]
حسن گیلانی
حسن گیلانی [از فضلاء و دانشوران قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و ]در روز یکشنبه 11 شوّال سال 1006ق کتابت «النّافع یوم الحشر» و «حاشیه شرح تجرید جدید» خفری را به خط نستعلیق در جامع اصفهان به پایان رسانیده [است ]نسخه ضمن مجموعه شماره 6908 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی در قم موجود است.[2]
ملّا حسن مبارکه ای
ملّا حسن مبارکه ای لنجانی اصفهانی، عالم فاضل. در قم و اصفهان نزد میرزا ابوالقاسم قمی و حاج میرزا محمّد باقر حجّهالاسلام شفتی تحصیل نموده سپس به زادگاه خود مراجعت نموده و به ارشاد تبلیغ و اقامه جماعت و فضل خصومات و رفع حوائج شرعی مردم آن سامان مشغول شده است.[3]
سیّد حسن مصطفوی*
سیّد حسن مصطفوی سدهی، عالم فاضل، در اصفهان نزد حاج آقا رحیم ارباب، حاج آقا حسین خادمی و دیگران تحصیل نموده و سالها در حوزه علمیه اصفهان به تدریس
[1]بیان المفاخر، ج2، صص 118 و 137؛ دیوان طرب، صص 250 و 251؛ مکارم الآثار، ج7، ص2424.
[2]فهرست مرعشی، ج18، ص102.
[3]سالنامه فرهنگ مبارکه، سال 1339ه.ش، ص48؛ مبارکه در گذرگاه تاریخ، ص113.
سطوح فقه و اصول مشغول بوده و در مسجد نور در محلّه قلعه آقای فروشان خمینی شهر اقامه جماعت می نمود و در برخی از مجالس مذهبی به منبر می رفت و به وعظ و خطابه می پرداخت. وی سرانجام در 18 صفر 1398ق وفات یافته و در قبرستان شیری (گلزار مصطفویه) خمینی شهر مدفون شد.[1]
سیّد محمّد حسن موسوی اصفهانی
سیّد محمّد حسن موسوی اصفهانی، خطاط نسخ نویس اوایل قرن چهاردهم هجری. در حیدرآباد هند ساکن بوده است.
او مؤلف کتاب «الالهامات الحیدریّه فی شرح البصائر النّصیریّه» است که این کتاب را به همراه «اجازه الامامه لصلاه الجمعه» تألیف حاج سیّد اسداللَّه بیدآبادی، «شرح منظومه» حاجی سبزواری، «شفاء» ابن سینا و «رساله در المغنی الحرفی» تألیف: فاضل نائینی در سال های 1335 تا 1337ق در حیدرآباد هند کتابت نموده است. این رساله ها در کتابخانه جامع گوهرشاد مشهد موجود است.[2]
میرزا محمّد حسن میردامادی سدهی
میرزا محمّد حسن میردامادی سدهی، از اعقاب میر سیّد محمّد اشرف علوی عاملّی، عالم فاضل فقیه متّقی.
از شاگردان شیخ هادی تهرانی، آقا میرزا هاشم چهارسوقی، حاج شیخ محمّد علی نجفی و آقا سیّد محمدباقر درچه ای بوده است. وی پس از تکمیل تحصیلات خود در مدرسه نیم آورد اصفهان ساکن شده و به تدریس اشتغال جست. در ایّام تعطیل به زادگاه خود سده می رفت و مسجد و محرابش رونقی داشت.
بالاخره در ماه صفر 1332ق وفات یافته و در مزار شاهزاده ابراهیم در محلّه
[1]خمینی شهر، شهری که از نو باید شناخت، صص 192 و 193.
[2]فهرست کتابخانه گوهرشاد، صص 403 341 336 219 205؛ بیان المفاخر، ج2، ص269.
ورنوسفادران سِدِه مدفون گردید.
صاحب عنوان تقریرات استادش درچه ای را در شش مجلّد گردآوری و تدوین نموده است.[1]
حسن میمه ای
ابوعلی حسن مِیمی [مِیمِه ای] اصفهانی، از محدّثین قرن ششم هجری است. از اهالی «میمه» [در حدود 80 کیلومتری غرب اصفهان، در مسیر جادّه اصلی اصفهان به تهران ]بوده و برای طلب حدیث به بغداد رفته و در سال 574ق از ابوعلی حدّاد استماع حدیث کرده است.
ابوبکر حازمی و دیگران از او روایت می کنند.[2]
سیّد حسن نظام الدّینی*
سیّد حسن نظام الدّینی، عالم فاضل معاصر. در سال 1305ش در فلاورجان متولّد شد.
در سن 14 سالگی در حوزه علمیه اصفهان به تحصیل پرداخت و دروس مقدّماتی را نزد شیخ محمّدعلی معلّم حبیب آبادی، شیخ محمّدحسین فقیه نطنزی، شیخ غلامعلی سالک و شیخ محمّدحسن عالم نجف آبادی آموخت سپس به قم رفت و مدت چهار سال نزد شیخ غلامحسین شرعی دارابی و آیت اللَّه مرعشی نجفی تحصیل نمود. آنگاه به نجف اشرف مشرّف شده و در درس شیخ مجتبی لنکرانی و شیخ صدرا بادکوبه ای حاضر شد سپس درس خارج را نزد آیات عظام سیّد محمود شاهرودی، سیّد محسن حکیم، سیّد ابوالقاسم خوئی، سیّد عبدالهادی شیرازی، سیّد عبدالاعلی سبزواری و سیّد جمال الدّین گلپایگانی طی نمود.
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص478؛ خمینی شهر، ص305.
[2]معجم البلدان، ج5، ص245؛ المشترک، ص413.
او در سال 1357ش به اصفهان مراجعت نموده و در درس حضرات آیات خادمی و صافی حضور یافت.
وی از علمای عالیقدر اصفهان و مورد وثوق و احترام مردم است. او نماز جماعت را در مسجد رضوان اقامه می نماید و به تدریس سطوح فقه و اصول مشغول است.[1]
محمّد حسن واعظ
حاج محمّد حسن واعظ کامل، از خطبای اهل منبر اصفهان بوده و در 27 ربیع الاوّل 1307ق وفات یافته و در صحن تکیه آقا حسین خوانساری مدفون شده است.
صاحب عنوان از شاگردان میر سیّد محمّد شهشهانی است[2]
[در سنگ لوح مزارش که به خط «سلطان الکُتاب» است از او چنین یاد شده است:
«عمده الواعظین و زبده المحدّثین قدوه الذّاکرین الحاج محمّد حسن»]
میرزا حسن واهب*
میرزا حسن مالمیری کوه گیلویه ای اصفهانی متخلّص به «واهب» [از شعرای قرن یازدهم هجری]
ظاهراً از اهالی «مالمیر» [ایذه] از توابع کوه گیلویه بود ولی در اصفهان اقامت داشت. در فنون شعر و ادب مهارتی به سزا داشته و غزل و رباعی را نیکو می گفته و از جمله رباعیات سِتّه محتشم کاشانی را (درباره جلوس شاه صفی) جواب گفته است. سالها در اصفهان می زیسته و عاقبت مستوفی یزد شد و قبل از سال 1083ق در یزد وفات یافت.
این ماده تاریخ که برای ساخته شدن مسجد جامع جدید سلطانی (مسجد جامع کبیر عباسی = مسجد شاه) گفته سخت مقبول و مشهور واقع شده است:
«شد در کعبه در صفاهان باز»
[1]یادداشت های آقای رحیم قاسمی.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص478؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص110.
این شعر از اوست:
آرزو کی به دل اهل هوس جا دارد
به تمنّا نرسد هر که تمنّا دارد
می رود قافله عمر عزیزان به سفر
هیچ کس نیست که این قافله را وا دارد[1]
حسنعلی اصفهانی
حسنعلی اصفهانی از ادبای اصفهان در قرن دهم هجری. در مجموعه شماره 2144 کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران شعر فارسی و حدیثی به خط او دیده می شود (و چون این مجموعه در قرن دهم جمع آوری شده، لهذا مشارٌالیه نیز از مردان این عصر می باشد.)[2]
میرزا حسنعلی اصفهانی
میرزا حسنعلی اصفهانی، شاعر ادیب قرن یازدهم هجری. از بزرگان اهل فضل اصفهان است. مدتی به کسب علم و کمال مشغول بود. در زمان وزارت دوّم علاءالدّین حسین خلیفه سلطانی متولّی موقوفات بقعه شهیدیه رشت گردید و پس از عزل از آن منصب به زادگاه خود بازگشت. مردی خلیق، مهربان، قانع و وارسته بود.
از اوست:
زنده می گردد دل ما از نسیم زلف یار
ما چراغ مرده را از باد روشن کرده ایم[3]
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 157-155؛ تذکره نتایج الافکار، ص744؛ تذکره روز روشن، صص 893-891؛ تذکره آتشکده: قسمت سوم از نیمه نخست، صص 1043 و 1044؛ تذکره غنی، ص142؛ تذکره حسینی، ص361.
[2]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج9، ص810.
[3]تذکره نصرآبادی، ج1، ص285؛ الذریعه، ج9،ص241؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «حسن اصفهانی»، ص583؛ تذکره غنی، ص43.