او در سال 1357ش به اصفهان مراجعت نموده و در درس حضرات آیات خادمی و صافی حضور یافت.
وی از علمای عالیقدر اصفهان و مورد وثوق و احترام مردم است. او نماز جماعت را در مسجد رضوان اقامه می نماید و به تدریس سطوح فقه و اصول مشغول است.[1]
محمّد حسن واعظ
حاج محمّد حسن واعظ کامل، از خطبای اهل منبر اصفهان بوده و در 27 ربیع الاوّل 1307ق وفات یافته و در صحن تکیه آقا حسین خوانساری مدفون شده است.
صاحب عنوان از شاگردان میر سیّد محمّد شهشهانی است[2]
[در سنگ لوح مزارش که به خط «سلطان الکُتاب» است از او چنین یاد شده است:
«عمده الواعظین و زبده المحدّثین قدوه الذّاکرین الحاج محمّد حسن»]
میرزا حسن واهب*
میرزا حسن مالمیری کوه گیلویه ای اصفهانی متخلّص به «واهب» [از شعرای قرن یازدهم هجری]
ظاهراً از اهالی «مالمیر» [ایذه] از توابع کوه گیلویه بود ولی در اصفهان اقامت داشت. در فنون شعر و ادب مهارتی به سزا داشته و غزل و رباعی را نیکو می گفته و از جمله رباعیات سِتّه محتشم کاشانی را (درباره جلوس شاه صفی) جواب گفته است. سالها در اصفهان می زیسته و عاقبت مستوفی یزد شد و قبل از سال 1083ق در یزد وفات یافت.
این ماده تاریخ که برای ساخته شدن مسجد جامع جدید سلطانی (مسجد جامع کبیر عباسی = مسجد شاه) گفته سخت مقبول و مشهور واقع شده است:
«شد در کعبه در صفاهان باز»
[1]یادداشت های آقای رحیم قاسمی.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص478؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص110.
این شعر از اوست:
آرزو کی به دل اهل هوس جا دارد
به تمنّا نرسد هر که تمنّا دارد
می رود قافله عمر عزیزان به سفر
هیچ کس نیست که این قافله را وا دارد[1]
حسنعلی اصفهانی
حسنعلی اصفهانی از ادبای اصفهان در قرن دهم هجری. در مجموعه شماره 2144 کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران شعر فارسی و حدیثی به خط او دیده می شود (و چون این مجموعه در قرن دهم جمع آوری شده، لهذا مشارٌالیه نیز از مردان این عصر می باشد.)[2]
میرزا حسنعلی اصفهانی
میرزا حسنعلی اصفهانی، شاعر ادیب قرن یازدهم هجری. از بزرگان اهل فضل اصفهان است. مدتی به کسب علم و کمال مشغول بود. در زمان وزارت دوّم علاءالدّین حسین خلیفه سلطانی متولّی موقوفات بقعه شهیدیه رشت گردید و پس از عزل از آن منصب به زادگاه خود بازگشت. مردی خلیق، مهربان، قانع و وارسته بود.
از اوست:
زنده می گردد دل ما از نسیم زلف یار
ما چراغ مرده را از باد روشن کرده ایم[3]
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 157-155؛ تذکره نتایج الافکار، ص744؛ تذکره روز روشن، صص 893-891؛ تذکره آتشکده: قسمت سوم از نیمه نخست، صص 1043 و 1044؛ تذکره غنی، ص142؛ تذکره حسینی، ص361.
[2]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج9، ص810.
[3]تذکره نصرآبادی، ج1، ص285؛ الذریعه، ج9،ص241؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «حسن اصفهانی»، ص583؛ تذکره غنی، ص43.
حسنعلی اصفهانی
حسنعلی اصفهانی از فضلا و نسخ نویسان قرن دهم هجری. در چهارشنبه ربیع الثّانی 985ق نسخه ای از کتاب «المهذب البارع فی شرح المختصر النّافع» [تألیف: ابن فهدحلّی ]را به خط نسخ کتابت نموده است. نسخه به شماره 7252 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی در قم موجود است.[1]
میرزا حسنعلی مجلسی
میرزا حسنعلی بن میرزا ابوطالب بن میرزا محمدتقی بن میرزا محمدکاظم الماسی بن ملّا عزیزاللَّه بن ملّا محمّد تقی مجلسی، عالم فاضل کامل.
در اصفهان به تحصیل پرداخته و از پسر عمویش میرزا حیدرعلی مجلسی اجازه دریافت داشته است.
وی در 20 رجب 1227ق در اصفهان وفات یافته و در صحن تکیه آقا حسین خوانساری در تخت فولاد مدفون شده است.[2]
حسنعلی نجف آبادی
حسنعلی بن اسماعیل نجف آبادی [از خطاطان خط نسخ در قرن سیزدهم هجری ]در تاریخ پنج شنبه از ماه رجب 1236 کتابت نسخه ای از «حاشیه شرح ارشاد» [تألیف ]وحید بهبهانی را به خط نسخ به پایان رسانیده [است.] کتاب به شماره 4451 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.[3]
[1]فهرست مرعشی، ج19، ص48.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص520؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص110؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، ص 110؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، ص 341؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر)، ص176؛ الکرام البرره، ج1، صص 363 و 364.
[3]فهرست مجلس، ج12، ص133.
میرزا حسنعلی مجلسی
میرزا حسنعلی بن میرزا محمّدباقر مجلسی ثالث بن میرزا عبداللَّه بن علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی، از علماء سلسله مجلسی در اصفهان بوده و از والد ماجد خود روایت می کند و پس از وفات در خارج از مقبره مجلسی مدفون گردید.[1]
حسنعلی قهپائی اصفهانی
حسنعلی بن جمال الدّین بن حسن بن درویش ابراهیم قهپائی اصفهانی، از فضلای قرن یازدهم هجری و از اهالی کوهپایه اصفهان است. در اصفهان نزد جمعی از علماء از جمله آقا حسین خوانساری به تحصیل پرداخته است.
او مجموعه ای از رسائل آقا حسین خوانساری را در سال 1102ق کتابت کرده است که نسخه آن در کتابخانه عبداللَّه ممقانی موجود بوده است. همچنین وی کتاب «التّبیان فی اعراب القرآن» تألیف ابی البقاء عبداللَّه عکبری را در 4 رجب 1099ق کتابت کرده است. این نسخه در کتابخانه سیّد محمّد جزائری موجود بوده است.[2]
حسنعلی شیرازی
حسنعلی بن حیدر شیرازی از نویسندگان کتب و نستعلیق نویسان در قرن یازدهم هجری و ساکن اصفهان. به سال 1082ق در اصفهان از نوشتن «مفتاح الفلاح» [تألیف ]شیخ بهائی و «آداب عباسی، [در ترجمه مفتاح الفلاح، از صدر الدّین محمّد تبریزی شاگرد شیخ بهائی ]فراغت حاصل نموده است. نسخه به شماره 3510 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.»[3]
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص326؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص521؛ مزارات اصفهان، ص36.
[2]الکواکب المنتشره، ص173.
[3]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج12، ص2515.
حسنعلی الماسی
حسنعلی الماسی بن محمّد صادق بن ابوطالب بن محمّد تقی الماسی، عالم فاضل و واعظ کامل، از دانشمندان خاندان مجلسی در قرن سیزدهم هجری است.
وی کتاب «منتخب المناقب» را به فارسی تألیف نموده و در کتابخانه علّامه مفضال جناب سیّد محمّد علی روضاتی در اصفهان موجود است. همچنین در پشت نسخه ای از «کمال الدّین و تمام النّعمه» تألیف: شیخ صدوق علیه الرّحمه یادداشتی مورخ به سال 1290ق درباره حسن مطالعه کتاب نوشته است. این نسخه در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.[1]
حسنعلی مازندرانی
آقا حسنعلی بن ملّا محمّد صالح مازندرانی اصفهانی، عالم ادیب و فاضل لبیب، از دانشمندان قرن دوازدهم هجری است. در اصفهان متولّد شد. در عنفوان شباب به هندوستان رفت. امراء و حکام در اعزاز و احترامش بسیار کوشیدند و در آن ملک به «حسنعلی خان» مشهور شد. یکی از فرزندانش علی اشرف در هند باقی ماند و تعدادی از فرزندان دیگر او در اصفهان بودند. سال تولد و وفات او به دست نیامد.[2]
دکتر حسنعلی فاتح نژاد*
دکتر حسنعلی فاتح نژاد نصرآبادی جرقویه ای فرزند عبدالرضا از پزشکان ماهر عصر حاضر در سال 1282ش در روستای «نصرآباد» جرقویه اصفهان متولّد شد. پس از تحصیلات ابتدائی و متوسطه در دانشکده پزشکی تهران به تحصیل پرداخت و برای ادامه تحصیل راهی فرانسه شد و در رشته کالبد شکافی تحصیل کرد. او پس از بازگشت به ایران در بهداری ارتش شیراز به کار پرداخت. سپس به ایالات متحده آمریکا رفت
[1]فهرست مجلس، ج14، ص265؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، ص341.
[2]مرآه الاحوال جهان نما، ج1، ص133؛ الکواکب المنتشره، صص173 و 174.
در رشته پزشکی ادامه تحصیل داد. او پس از بازگشت، به استادی دانشگاه پزشکی شیراز رسید و در کنار آن به معالجه بیماران مشغول شد تا اینکه در سال 1370ش از دنیا رفت. او به زبانهای انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و عربی مسلط بود و در برخی از انجمن ها همچون انجمن کالبد شکافان ایران عضو بود. از اقدامات خیریه او تأسیس بیمارستان فاتح نژاد شیراز بوده است.[1]
ملّا حسنعلی شوشتری*
آخوند ملّا حسنعلی مُکَنّی به «ابوالحسن» بن ملّا عبداللَّه بن حسین شوشتری عالم فاضل و فقیه محقق. ظاهراً در اواخر قرن دهم هجری متولّد شده و نزد پدر به تحصیل پرداخته و از او در سال 1020ق اجازه دریافت نموده است. همچنین در محضر شیخ بهائی کسب فیض نموده و در سال 1030ق از او اجازه دریافت کرده است. قاضی معز الدّین محمّد اصفهانی یکی دیگر از مشایخ اوست که در سال 1035ق به ملّا حسنعلی اجازه داده است.[2]میرابوالقاسم فندرسکی از اساتید دیگر اوست.[3]
وی پس از وفات پدرش در سال 1021ق تولیت مدرسه ملّا عبداللَّه و تدریس در آنجا را به عهده گرفته و تا زمان شاه عباس ثانی به تدریس در آنجا مشغول بوده است. در زمان شاه عباس دوم وزارت سیّد علاء الدّین حسین خلیفه سلطانی بنا به دلایلی (که شاید عقیده شوشتری درباره حرمت اقامه نماز جمعه در عصر غیبت باشد) از تولیت مدرسه ملّا عبداللَّه برکنار شده و این امر به ملّا محمّد باقر محقق سبزواری سپرده شد.[4]
ملّا حسنعلی شوشتری در مراتب علمی واجد مقام والایی بوده و در علوم مختلف خاصّه در فقه، اصول، کلام، ادبیات فارسی و عربی و حدیث مهارت بسزایی داشته است. میرزا محمدطاهر نصرآبادی که معاصر اوست نزدیک به چنین عباراتی را درباره
[1]گرکویه سرزمینی ناشناخته بر کران کویر، صص386 و 387.
[2]الروضه النضره، صص150 و 151.
[3]الذریعه، ج1، ص138.
[4]علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، صص 82 و 83.
او به کار می برد و او را می ستاید «جامع علوم عقلی و نقلی، حاوی فروع و اصول که به جودت طبع و حِدّت ذهن و طلاقت لِسان و حاضر جوابی در بین اقران و امثال ممتاز بود.»[1]
در محضر او شاگردان بسیاری تربیت شده اند از جمله: علّامه ملّا محمدباقر مجلسی، ملّا محمّدباقر محقق سبزواری، تاج الدّین حسن اصفهانی، داود الفت شوشتری، شرف الدّین علی بن جمال الدّین مازندرانی، علی بن عین علی فروشانی اصفهانی، ملّا محمّد قاسم بن خواجه محمّد فومنی گیلانی و بهاءالدّین محمّد شوشتری (فرزندش) و میرزا عیسی بن محمّد صالح جیرانی.[2]
در سال فوت او اختلاف است. میر عبدالحسین خاتون آبادی یک بار در ذیل وقایع سال 1069ق سال فوت او را در این سال می نویسد[3]و بار دیگر فوت او را در 1075ق ذکر می کند و دو ماده تاریخ را می آورد: «علم علم بر زمین افتاد»= 1075ق و «وفات مجتهد الزمان»= 1068ق[4]ولی قلی لیک شاملو سال وفات را 1067ق ضبط کرده است.[5]
نویسندگان قرون بعد نیز سالهای 1075 1069 1068 1067 را به عنوان سال فوت او تعیین کرده اند. ماده تاریخی هم که مؤمن نصرآبادی برای او سروده نشان می دهد که در سال 1075ق وفات یافته است:
چون از تقدیر کردگار دو جهان
شد مولانا حسنعلی سوی جنان
«مؤمن» تاریخ فوت او کرد رقم:
«افسوس از مقتدای اهل ایران»[6]کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «تبیان» در فقه[7]2. «حاشیه بر قواعد شهید» ناتمام. 3. «رساله در حرمت نماز
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص224.
[2]بزرگان فرهنگ و تاریخ اصفهان: خطی.
[3]وقایع السنین و الاعوام، ص520.
[4]وقایع السنین و الاعوام، ص523.
[5]قصص الخاقانی،ج2، ص60.
[6]تذکره نصرآبادی، ج2، ص703.
[7]الذریعه، ج3، ص332.
جمعه در عصر غیبت،بر خلاف نظر پدرش که اقامه نماز جمعه را واجب می دانست. ملّا محمّد طاهر قمی رساله ای در رد این رساله نوشته است.»[1]4. «کنزالاسرار»[2]5. «مناسک حج»
ملّا حسنعلی شوشتری شعر نیز می سروده و «دانش» تخلّص می کرده است.[3]
این شعراز اوست:
تا باغ نظر را گل رخسار تو آراست
صد نخل امید از جگر سوخته برخاست
مانند گل تازه که از هم بربایند
اعضای مرا بر سر پیکان تو غوغاست
حسنعلی سوزی ساوجی*
ملّا حسنعلی بن علی ساوجی، از شعرای قرن دهم هجری از اهالی ساوه است. در اصفهان ساکن بود. در جوانی طبع روانی داشت و با تخلّص «جفاکِش» به سرودن شعر پرداخت و پس از مدتی آنرا به «سوزی» تبدیل کرد. اغلب در مدرسه هارون ولایت ساکن و به کتابت مشغول بود. خط نستعلیق را خوش می نوشت. اگر چه او دیوان های بسیاری از شعراء را کتابت کرده است اما تاکنون فقط از نمونه خط او «دیوان انوری» شناسایی شده که به خط نستعلیق در سال 988ق کتابت شده و در کتابخانه آقای سلطان القرائی در تبریز موجود بوده است. دیوان اشعار او بیش از بیست هزار بیت شعر داشته است که اکنون از آن اثری باقی نیست. سوزی در حدود سال 1014ق وفات نمود.
از اوست:
[1]الذریعه، ج15، ص69؛ فهرست مجلس، ج14، ص198.
[2]قصص الخاقانی، ج2، ص60.
[3]فرهنگ سخنوران، ص204؛ الذریعه، ج9، ص243؛ و سایر منابع: دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص920؛ تذکره الشعراء امامت، ص 29؛ ریحانه الادب، ج1، ص333؛ ریاض العلماء، ج2، صص 263-261؛ فوائد الرضویه، ج1، ص110؛ امل الآمل، ج2، ص74.