بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 59

میر محمّد باقر خاتون آبادی

میر محمّد باقر بن میر محمّد اسماعیل (شاه مراد) بن میر عمّادالدّین محمّد حسینی خاتون آبادی، عالم فاضل محدّث، از دانشمندان و قرن یازدهم هجری در اصفهان به تحصیل فقه و حدیث پرداخت و بارها به سفر حج رفت. وی در سال 1060ه.ق وفات یافت و در قریه «گورت» از توابع جِی اصفهان مدفون شد. از او جُنگی در ادعیه و احادیث به جای ماند. میر عبدالحسین و میر محمّد اسماعیل خاتون آبادی از فرزندان دانشمند صاحب عنوان هستند.[1]

آقا باقر سعدالسّلطنه*

آقا باقر اصفهانی ملقّب به سعدالسّلطنه بن آقا اسماعیل، از رجال سیاسی و اداری عهد قاجاریه و از نیکوکاران و خیّرین.

او دائی میرزا علی اصغر امین السلطان (اتابک اعظم) است. ابتدا نزد آقا ابراهیم امین السلطان آشپزی می کرد و به این خاطر در اولین سفر ناصرالدّین شاه در اروپا (سال 1290ق) همراه شاه بود. در سال 1296ق امتیاز ساخت راه شوسه قزوین - تهران به او واگذار شد و سرانجام در سال 1310ق به حکومت قزوین منصوب شد.

وی با دستور میرزا علی اصغر امین السلطان ساختمان قدیمی بقعه شاهزاده حسین را تخریب کرده و بنای جدیدی بر سر آن مزار بنا کرد. همچنین کاروانسرایی در محلّه خیابان قزوین بنا نمود.

در سال 1325ق به جای جلال الدّوله (پسر ظل السلطان) به حکومت زنجان منصوب شد. پس از مدتی بین او و مجتهد با نفوذ زنجان آخوند ملّا قربانعلی زنجانی اختلافات بالا گرفت تا جایی که سرانجام در جمادی الاوّل 1325ق به دستور ملّا قربانعلی، مردم به دارالحکومه ریخته و سعدالسلطنه را مجروح کردند و او پس از دو روز

[1]وقایع السنین و الاعوام، ص517؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 187 و 188؛ مکارم الآثار، ج1، ص130.


صفحه 60

درگذشت.[1]

محمّد باقر حسینی

محمّد باقر بن محمّد اشرف حسینی [خطاط و نستعلیق نویس] چندین رساله در موضوعات مختلف را در سالهای 1043 و 1044 و 1046ق در قهوه خانه میرزا ولی محمّد نوشته است که به شماره 7410 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی موجود است.[2]

آقا محمّد باقر وحید بهبهانی*

آقا محمّد باقر وحید بهبهانی بن ملّا محمّد اکمل اصفهانی، از اکابر علمای امامیه و از مجتهدین طراز اوّل جهان تشیع، محیی اجتهاد در فقه شیعی، عالم زاهد متقّی، در سال 1117ق در اصفهان متولّد شده و نزد پدر به تحصیل پرداخت. همچنین از درس آقا سیّد محمّد طباطبائی بروجردی و سیّد صدرالدّین محمّد قمی بهره گرفت. پس از وفات پدر و سقوط اصفهان به دست افاغنه، از اصفهان به بهبهان کوچ کرده و حدود 30سال در آن دیار به تدریس و تبلیغ و تحقیق مشغول شد. پس از آن به عتبات عالیات مهاجرت فرموده و در کربلا ساکن شد و به معارضه با شیخ یوسف بحرینی (صاحب حدائق) پیشوای اخباریان پرداخته و با برپائی جلسات علمی و تألیف و تحقیق بر او غلبه کرده و او را منزوی ساخت و طریقه اجتهاد را در آن دیار رواج داد. مجلس درس او پربار و عمیق بود و دهها مجتهد عالیقدر از این محفل علمی برخاستند و شهرت و اعتبار «وحید بهبهانی» چنان شد که عنوان (آقا) به طور مطلق به او اختصاص یافته و اعقاب و احفادش به نام (آل آقا) معروف شدند. همچنین در بین اهل فضل و اصحاب رجال و تراجم به «استاد الکل» شهرت یافت. لقب «وحید» را نیز استاد و پدر همسرش سیّد

[1]شرح حال رجال ایران، ج1، ص181؛ چهل سال تاریخ ایران یا الماثر و الآثار، ج1، ص314؛ طرائق الحقائق، ج3، ص300؛ مینو در یا باب الجنه قزوین، ص692.

[2]فهرست مرعشی ج19، ص226.


صفحه 61

محمّد طباطبائی بروجردی به او عطا کرد.

وحید بهبهانی در سال 1205ق وفات یافته و در رواق حرم مطهر امام حسین علیه السلام نزدیک قبور شهدای کربلا مدفون شد. مادرش فرزند نورالدّین محمّد بن محمّد صالح مازندرانی بوده و محمّد صالح داماد ملّا محمّد تقی مجلسی است.

او تألیفات فراوانی از خود به جای نهاده است که از آن جمله است:

1. «حاشیه علی مدارک الاحکام» 2. «حاشیه علی المعالم» 3. «الفوائد الحائریه» 4. «مصابیح الظلام» در شرح مفاتیح الشرایع[1]

محمّد باقر بن امین

محمّد باقر بن آقا امین، از علمای اواخر عهد صفویّه است. وی در سال 1104ق وفات یافت و در تکیه آقا حسین خوانساری در تخت فولاد مدفون شد.[2]

شیخ محمّد باقر الفت

شیخ محمّد باقر بن حاج شیخ محمّد تقی آقا نجفی، عالم فاضل عارف ادیب جامع معروف به «الفت»، در جمعه دوم جمادی الاوّلی 1301ه.ق متولّد شده، در اصفهان نزد

[1]علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، صص 578-574؛ معجم مؤلفی الشیعه، صص 79 و 80؛ شرح زندگانی استاد کل وحید بهبهانی، مرآه الاحوال، ج1، صص 149-146؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 45 و 46؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، ص334؛ بیان المفاخر، ج1، صص 75 و 76؛ قصص العلماء، صص 209-203؛ تذکره العلماء، صص 140-137؛ روضات الجنات، ج2، ص91؛ الکنی و الالقاب، ج2، صص 109 و 110؛ فوائد الرضویه، ص404؛ هدیه الاحباب، صص 114 و 115؛ ریحانه الادب، ج1، ص51؛ معجم المؤلفین، ج9، ص90؛ الاعلام، ج6، ص273؛ مکارم الآثار، ج1، ص220؛ تاریخ اصفهان (جابری)، صص 310 و 311؛ الذریعه: اغلب جلدها؛ دانشمندان سخن سرایان فارس، ج4، صص 796-789؛ معجم المطبوعات، ج1، ص597؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص474؛ بغیه الطالب، ص171؛ تتمیم امل الآمل، صص 74 و 75.

[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص108.


صفحه 62

پدر بزرگوارش و در نجف اشرف نزد علماء اعلام از آن جمله آخوند خراسانی و آقا ضیاءالدّین عراقی تحصیلات خویش را به پایان رسانید. در اوائل مشروطیت در عداد آزادیخواهان وارد شده، در سال 1307 خورشیدی از طرف مردم اصفهان به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب گردید. او در طی مسافرت های خود به ایران و خارج در خدمت آقا سیّد محمّد غمام عارف مشهور رسیده و دست ارادت بدو داده و در اصفهان در گوشه انزوا به سر برده، روزگار به تألیف و تصنیف می گذرانید.

[صاحب عنوان صاحب معلومات فراوان در علوم مختلف و در سجایای اخلاقی و ملکات فاضله کم نظیر و منزل او محفل دانشمندان و اهل ادب بود.]

وی سرانجام در 26 ربیع الاوّل سال 1384ق (1343ش) وفات یافته و در بقعه پدر خود جنب امامزاده احمد مدفون گردید.

مادّه تاریخ وفاتش را میر سیّد علی خان نوربخش (آزاد) گوید:

گفت آزاد بهر تاریخش:

حیف الفت ز ما برید الفت

استاد فضل اللّه اعتمادی متخلص به برنا نیز در وفات او چنین سروده است:

خامه «برنا» دو تاریخ از پی فوتش نوشت

هر یکی در مصرعی با سال هجری عرب

«بود از الفت مصفّا گلشن اصحاب علم»

«بود با الفت موقّر ساحت اهل ادب»

ماده تاریخ وفاتش به شمسی نیز چنین است:

بهر سال وفاتش دو تاریخ

زد به شمسی رقم کلک «برنا»

«الفتی بین ارباب دل نیست»

«رفت از بین ما الفت ما»

کتب زیر از تألیفات اوست:

1 «ابواب الروضات» (فهرست بر روضات الجنات است که مستقلاً به طبع رسیده است.) 2 و 3. پرورش استقلال و وسائل رستگاری که از کتب خارجی ترجمه نموده و در مجله آفتاب به طبع رسانیده است. 4. «تاریخ مداخله شیعه در امور سیاسی» 5.


صفحه 63

«داستان هفت برادر» 6. «دانشنامه» که به طبع رسیده 7. «دیوان اشعار»، مطبوع 8. «رساله میهمانی به قلم افلاطون»، ترجمه از عربی، به طبع رسیده 9. «کشف الحجب در اسامی کتب» 10. «سفرنامه» در دو مجلد 11. «نسب نامه الفت» 12. «مجمع الاجازات» 13. «تلخیص الروضات». [مجموعه ای از آثارش در یک مجلد توسط دختر نواده اش لاله الفت در سال 1385ش در اصفهان منتشر گردید.]

همچنین ایشان از سال 1329ه.ق مجله آفتاب را در اصفهان منتشر ساخته است.

از اوست:

بر تارک قدرش نرسد افسر خورشید

آن سر که به خاک قدم چون تو کس افتاد

وجود خاکی من گرچه از تو رفت به باد

خوشم از این که به یکباره رفته ام از دست[1]

میرزا محمّد باقر مدرّس

میرزا محمّد باقر بن میر محمّد تقی بن میر سیّد حسن مدرّس،عالم فاضل، در حدود سال 1314ق در اصفهان متولّد گردیده و نزد علماء این شهر تحصیل نموده، ازائمه جماعت مسجد حاج ابوالمحسن در محلّه پاقلعه بود. در ظهر چهارشنبه 30 رجب 1388ق به سن متجاوز از 70 سالگی وفات یافته، در بقعه جدّش میر سیّد حسن مدرس در مسجد رحیم خان مدفون گردید.[2]

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص 55 و 56؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 313 و 314؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، ج3، صص 61-38؛ مزارات اصفهان، صص 54 و 55؛ گلهای ادب، ص47؛ دیوان الفت، مقدمه؛ نقباء البشر، ج1، ص198؛ گنج زری بود درین خاکدان، ج1، مقدمه؛ آئین فرزانگی، ج2، صص 118-115؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج1، ص326.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 405 و 406؛ مزارات اصفهان، ص169.


صفحه 64

شیخ محمّد باقر نجفی (کبیر)

شیخ محمّد باقر نجفی مسجد شاهی ابن شیخ محمّد تقی ایوان کیفی رازی نجفی اصفهانی، از بزرگان علماء و مجتهدین و رؤسای ملّت و دین، مادرش نسمه خاتون معروف به «حبابه» دختر شیخ جعفر کاشف الغطاء نجفی و پدرش شیخ محمّد تقی رازی صاحب حاشیه از مجتهدین بزرگ قرن سیزدهم هجری است. در سال 1235ق (و یا به قول مرحوم الفت در نسب نامه 1234ق) در اصفهان متولّد شده و مقدّمات علوم را فرا گرفت. سپس با مادر خود به نجف اشرف مهاجرت نموده و نزد صاحب جواهر، شیخ انصاری و شیخ حسن کاشف الغطاء (دایی خود) به تحصیل پرداخت. سپس به اصفهان مراجعت نموده و به تدریس و ترویج دین اشتغال جست. پدر دانشمندش شیخ محمّد تقی و همچنین حاج سیّد محمّد باقر حجّهالاسلام شفتی و سیّد صدرالدین عاملی را از دیگر اساتید ایشان بر شمرده اند.

وی در مسجد شاه [مسجد امام فعلی] به تدریس پرداخت و صدها تن از علماء و فضلاء از او کسب فیض نمودند. [اسامی 71تن از شاگردان آن بزرگمرد در تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان آمده است.] کم کم مقام علمی بر همگان آشکار شد و نفوذ و شهرت ایشان در اصفهان زیاد شد تا جایی که در ردیف علمای طراز اوّل اصفهان قرار گرفت و به اجرای حدود الهی و احکام شرعی اقدام نمود.

از اقدامات مهم اجتماعی ایشان کمک به فقراء و مؤمنین در قحطی سخت و جانکاه سال 1288ق (معروف به سال آدم خوری) است. همچنین در سال 1292ق که دولت قاجاریه قصد داشت مالیات ناعادلانه برای مردم اصفهان وضع کند، او به طهران رفته و موفق به لغو این تصمیم و معافیت مردم از پرداخت مالیات گردید.

شیخ محمّد باقر نجفی در اصفهان پشت و پناه ضعفا و حامی ستم دیدگان بود و در برابر طمعکاری و ظلم و تعدّی ظلّ السّلطان و اتباع او ایستادگی می کرد. او در برابر بدعت ها و انحرافات فرقه های ضالّه به مبارزه برخاسته و احکام شرع را در مورد آنان به اجرا گذاشت.


صفحه 65

سرانجام در سال 1300ق به ناگاه به عتبات عالیات هجرت نموده و پس از زیارت آستان مقدس حسینی علیه السلام در کربلا، به نجف اشرف رفته و به زیارت مرقد مطهر حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام شتافت و در شب پنج شنبه 8 صفر المظفّر 1301ق وفات یافته در بقعه جدّ مادری خود شیخ جعفر کاشف العظاء در نجف مدفون گردید.

حاج میرزا علی مستوفی انصاری (پدر حاج میرزا حسن خان جابری انصاری موّرخ و ادیب مشهور) جهت او مرثیه و مادّه تاریخ سروده و گوید:

سال تاریخش از انصاری جستم گفتا

«موطن شیخ نجف بود بانجام و ازل»

1301ق

صاحب عنوان به تقوا و عبادت و اخلاق حسنه و ملکات فاضله معروف بود. از آثار خیریه او بنای مسجد نو در بازار بزرگ اصفهان در سال 1299ق است.

وی کتب و رسایل چندی تألیف نموده که از آن جمله است:

1. «رساله در استصحاب» 2. «شرح هدایه المسترشدین» بحث حجیه الظن که در سال 1283ق به ضمیمه کتاب «هدایه المسترشدین» به طبع رسیده است. [اخیراً با تصحیح محقق ارجمند آقای شیخ مهدی باقری به چاپ رسیده است. ]3. «لبّ الاصول» 4. «لُبّ الفقه» که جلد طهارت آن در کتابخانه آقا سیّد حسن صدر کاظمی موجود بوده است. [5. «حاشیه» فتوائی بر «نخبه» حاج محمّد ابراهیم کلباسی در عبادات. 6. تعلیقه فتوایی بر رساله صلاتیه پدرش شیخ محمّدتقی (مطبوع).[1]]

[1]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج1، صص 340-313؛ قبیله عالمان دین، صص 62-43؛ شرح هدایه المسترشدین، صص42-15؛ رساله صلاتیه، صص 53-44؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص74؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 312 و 313؛ بیان المفاخر، ج1، صص 272 و 273؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، ص165؛ المآثر و الآثار یا چهل سال تاریخ ایران، ج1، صص 192 و 193؛ اعیان الشیعه، ج44، ص104؛ بغیه الطالب، 174؛ نقباء البشر، ج1، ص199؛ نجوم السماء (تکمله)، ج2، ص3؛ ریحانه الادب، ج3، ص404؛ فوائد الرضویه، ص410؛ هدیه الاحباب، ص205؛ تاریخ اصفهان (جابری)، صص 313 و 314؛ مکارم الآثار، ج3، ص1007؛ احسن الودیعه، ج2، ص16؛ تاریخ اصفهان و ری، ص290؛ الذریعه، ج2، ص24، ج2، صص 282 و 287؛ الاصفهان (رجال و مشاهیر)، صص 667-665؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 140-137؛ شرح حال عباس میرزا ملک آرا،صص 114 و 115.


صفحه 66

سیّد محمّد باقر رویدشتی

سیّد محمّد باقر رویدشتی اصفهانی نائینی ابن سیّد محمّد تقی بن میر صدرالدّین محمّد بن امیر غیاث الدّین. عالم فاضل و طبیب متّقی، در سال 1232ق متولّد شد. وی از غایت زهد کمتر طبابت می نموده، لکن کمال حذاقت را داشته است. در سال 1335ق به سنّ یکصد و سه سالگی وفات یافته و در صحن امامزاده سلطان سیّدعلی در نائین مدفون شد.[1]

علّامه ملّا محمّد باقر مجلسی

علّامه ملّا محمّد باقر بن ملّا محمّد تقی بن مقصود علی مجلسی، عالم فاضل و محقّق کامل و متکلّم جامع، مجدّد مذهب شیعه در قرن یازدهم هجری. از اعاظم علماء و اکابر فقهاء و محدّثین شیعه.

در سال 1037ق در اصفهان متولّد شده و نزد علماء و فقهای عالیقدر به تحصیل پرداخته و از برخی از آنان اجازه دریافت نموده است که عبارتند از: قاضی ابواشرف اصفهانی، ملّا محمّد تقی مجلسی، شیخ حسن بن شیخ زین الدّین عاملی معروف به «شیخ حسن صغیر»، ملّا حسنعلی شوشتری، قاضی امیرحسین، سیّد حسین بن سیّد حیدر بن قمر حسینی کَرَکی، ملّا خلیل قزوینی، میرزا رفیعا نائینی، ملّا محمّد شریف رویدشتی، ملّا محمّد صالح مازندرانی، ملّا محمّد طاهر قمی، سیّد علی خان مدنی شیرازی، سیّد شرف الدّین علی طباطبائی شولستانی نجفی، سیّد نورالدّین علی موسوی عاملی، شیخ علی بن محمّد بن حسن بن شهید ثانی معروف به «سبط شهید»، شیخ فخرالدّین طُریحی نجفی، میر فیض اللَّه طباطبائی قهپائی، میر محمّد قاسم طباطبائی قهپائی، ملّا محمّد محسن فیض کاشانی، ملّا

[1]تاریخ نائین، ص179؛ مکارم الآثار، ج8، ص2928.