بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 593

جمعه در عصر غیبت،بر خلاف نظر پدرش که اقامه نماز جمعه را واجب می دانست. ملّا محمّد طاهر قمی رساله ای در رد این رساله نوشته است.»[1]4. «کنزالاسرار»[2]5. «مناسک حج»

ملّا حسنعلی شوشتری شعر نیز می سروده و «دانش» تخلّص می کرده است.[3]

این شعراز اوست:

تا باغ نظر را گل رخسار تو آراست

صد نخل امید از جگر سوخته برخاست

مانند گل تازه که از هم بربایند

اعضای مرا بر سر پیکان تو غوغاست

حسنعلی سوزی ساوجی*

ملّا حسنعلی بن علی ساوجی، از شعرای قرن دهم هجری از اهالی ساوه است. در اصفهان ساکن بود. در جوانی طبع روانی داشت و با تخلّص «جفاکِش» به سرودن شعر پرداخت و پس از مدتی آنرا به «سوزی» تبدیل کرد. اغلب در مدرسه هارون ولایت ساکن و به کتابت مشغول بود. خط نستعلیق را خوش می نوشت. اگر چه او دیوان های بسیاری از شعراء را کتابت کرده است اما تاکنون فقط از نمونه خط او «دیوان انوری» شناسایی شده که به خط نستعلیق در سال 988ق کتابت شده و در کتابخانه آقای سلطان القرائی در تبریز موجود بوده است. دیوان اشعار او بیش از بیست هزار بیت شعر داشته است که اکنون از آن اثری باقی نیست. سوزی در حدود سال 1014ق وفات نمود.

از اوست:

[1]الذریعه، ج15، ص69؛ فهرست مجلس، ج14، ص198.

[2]قصص الخاقانی، ج2، ص60.

[3]فرهنگ سخنوران، ص204؛ الذریعه، ج9، ص243؛ و سایر منابع: دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص920؛ تذکره الشعراء امامت، ص 29؛ ریحانه الادب، ج1، ص333؛ ریاض العلماء، ج2، صص 263-261؛ فوائد الرضویه، ج1، ص110؛ امل الآمل، ج2، ص74.


صفحه 594

به او خورشید هم دلبستگی داشت

که رویش وقت رفتن در قفا بود[1]

شیخ حسنعلی اصفهانی

حاج شیخ حسنعلی اصفهانی (مقدادی) معروف به «نخودکی» فرزند ملّا علی اکبر بن رجبعلی، عالم فاضل، عارف کامل و زاهد صالح از علماء و عرفای قرن چهاردهم هجری.

[در نیمه ماه ذیعقدهالحرام 1279ق در محلّه جوباره اصفهان متولّد شد. والد عالیقدرش،او را در سن 7 سالگی به عارف وارسته حاج محمّدصادق تخت فولادی سپرد و او را تحت تربیت او قرار داد. علوم رایج در حوزه های علمیه را در اصفهان نزد آخوند ملّا محمّد کاشانی، جهانگیر قشقایی و سیّد سینا کشفی آموخت و در نجف اشرف از درس آقا سیّد محمّد فشارکی اصفهانی، حاج سیّد مرتضی کشمیری و ملّا اسماعیل قره باغی بهره برد. همچنین در مشهد مقدس نزد حاج محمّدعلی فاضل و آقا میر سیّد علی حائری یزدی، حاج آقا حسین قمی و سیّد عبدالرّحمان مدرس تحصیلات خود را ادامه داد. در فراگیری عرفان و تعلیمات معنوی پس از رحلت حاج محمّدصادق تخت فولادی، از محضر عارف وارسته سیّد جعفر حسینی قزوینی ساکن شهرضا (قمشه) کسب فیض نمود.

حاج شیخ حسنعلی سفرهای متعددی به نجف اشرف، مشهد مقدس و شیراز نمود. در شیراز چندی توقّف کرد و کتاب «قانون» ابوعلی سینا را نزد طبیب معروف شیراز حاج میرزا جعفر طبیب خواند. او پس از چندین بار مهاجرت به مشهد و اقامت در آنجا و بازگشت به اصفهان عاقبت در سال 1329ق در مشهد مقدس برای همیشه ساکن شد.

در هنگام حکومت رضاشاه پهلوی و اجرای قانون متحدالشکل شدن لباس، از مشهد مقدس به قریه «نخودک» در نزدیکی مشهد ساکن شد و تا اواخر عمر در آنجا ساکن

[1]احوال و آثار خوشنویسان، ج3، صص 144 و 145؛ تذکره شمع انجمن، ص341؛ تذکره روز روشن، ص374؛ تذکره آتشکده، بخش سوم از نیمه نخست، ص1137؛ تذکره حسینی، ص153؛ تذکره غنی، ص67؛ ریحانه الادب، ج3، ص95؛ الذریعه، ج9، ص476.


صفحه 595

بود.

در روزهای آخر عمر به بیماری مبتلا شده و تحت معالجه اطبّاء آن زمان قرار گرفت ]و سرانجام در 17 شعبان 1361ق در منزل یکی از مریدانش در شهر مشهد مقدس وفات یافته و پس از تشییع باشکوه در صحن عتیق مرقد مطهر امام رضاعلیه السلام مدفون شد.

[او در انجام فرائض یومیّه در اول وقت، تهجد و شب زنده داری، خدمت به خلق به ویژه سادات، و زیارت قبور انبیاء، اوصیاء، اولیاء و علماء و انزوا و عبادت طولانی اهتمام فراوان داشت و با اذکار و ادعیه بیماران جسمی و روحی را مداوا می ساخت.]

او رساله «ترجمه الصلاه» فیض را به طبع رساند. و به ضمیمه آن تأویلاتی درباره نماز و معانی آن ایراد نموده است. همچنین بر رساله «تذکره المتقین» تعلیقاتی نوشته است.

[فرزندش علی مقدادی اصفهانی کتابی مفصل به نام «نشان از بی نشان ها» در احوال و مقام عرفانی، حکایات، مکاتبات و رساله های او تألیف کرده که به چاپ رسیده و بارها تجدید چاپ شده است.[1]]

ملّا حسنعلی مجلسی

ملّا حسنعلی بن محمّد کریم مجلسی، از فضلاء خاندان مجلسی. یادداشت تملک او بر یکی از برگهای نسخه ای از «رساله نیّت» آقا جمال الدّین خوانساری دیده می شود. این نسخه در کتابخانه دانشمند معاصر آقا سیّد مصطفی حسینی فرادنبه ای اصفهان

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص356؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)،ج1، صص 456-453؛ نشان از بی نشان ها، صص 35-14؛ تاریخ علمای خراسان، 254-252؛ تاریخ اصفهان (جابری)، صص 233 و 404؛ مدرس مجاهدی شکست ناپذیر، صص 149 و 150؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج1، صص 191 و 192؛ گنجینه دانشمندان، ج7، صص113-111.


صفحه 596

موجود است.[1]

آقا حسنعلی خوانساری

آقا حسنعلی بن آقا جمال الدّین محمّد خوانساری، عالم فاضل، از علمای اصفهان در اواخر دوره صفویه است.

وی در بین فرزندان آقا جمال به فضل و تحقیق و تدقیق شهرت داشته و علماء و اعیان آن زمان او را تکریم می نموده و علم و فضل او را می ستوده اند.

در هنگام محاصره اصفهان توسط افاغنه، به همراه طهماسب میرزای صفوی به قزوین رفت و سپس راهی تبریز شد.

طهماسب میرزا در قزوین مقدم او را گرامی داشته و به عنوان رئیس العلما تکریم نمود و به نام او سکه زد.

سال وفات او به دست نیامد.[2]

حسنعلی موحّد

حسنعلی اصفهانی، صوفی موحّد، از آثارش خطوطی است مورخ به سال 985ق در پشت صفحه ای از الدّروس الشّرعیه شهید اول شامل:

1. در باب وجوب قضاءالدّین از «سرائر» ابن ادریس

2. صورت سلسله مشایخنا، بندی است به عربی در یک صفحه، از روی خط یکی از شاگردان شهید اول.

کتاب به شماره 1959 در کتابخانه ملّی ملک موجود است[3]

[1]زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، ص353.

[2]تتمیم امل الآمل، ص107؛ الکواکب المنتشره، ص173؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، صص 173 و 174.

[3]فهرست کتابخانه ملک، ص292.


صفحه 597

میرزا حسنعلی نصرآبادی

میرزا حسنعلی نصرآبادی، از شعرای عهد شاه عباس اول صفوی است. در جوانی وزیر علیقلی خان شاملو بود و سپس به منصب ایشیک آقاسی و دیوان بیگی دست یافت. پس از مدتی وزیر یزد شده و در آن منصب درستکاری و انصاف را پیشه نمود اما آخرالامر از آن شغل استعفا داده، به اصفهان آمده و تا آخر عمر به عبادت مشغول شد. از مریدان و معاشران شیخ بهائی بوده و شیخ برای دیدن او به روستای نصرآباد در ناحیه ماربین در غرب اصفهان می آمد. وی سرانجام در اوایل سلطنت شاه صفی (حدود سال 1039ق) وفات یافت.

پدر میرزا محمدطاهر نصرآبادی (نویسنده تذکره نصرآبادی) خواهرزاده صاحب عنوان است.

این شعر در مدح امیرالمؤمنین علی علیه السلام از اوست:

ای از تو گرم رونق بازار دلبری

وی آفتاب روی تو را ماه مشتری

لب لعل و خط زمرد و دندان درّ خوشاب

بازار حسن را نبود چون تو جوهری

شاهی که چرخ از پی رایت کشی او

بسته است از قمر به میان زنگ حیدری[1]

سیّد حسین

سیّد حسین، عالم فاضل کامل، جامع معقول و منقول، از علمای قرن سیزدهم هجری. ساکن اصفهان. متوفی 20 ذیحجه 1235ق مدفون در تکیه فیض در تخت فولاد

[1]تذکره نصرآبادی، ج2، صص 659 و 660؛ الذریعه، ج9، ص243؛ لغت نامه دهخدا، ذیل حسنعلی نصرآبادی، ص599.


صفحه 598

اصفهان.[1]

سیّد حسین ابرقویی*

سیّد حسین ابرقویی، عالم فاضل جلیل. از اهالی ابرقو از توابع یزد است پس تحصیل مقدمات به عتبات عالیات مهاجرت نموده و نزد اکابر علماء و افاضل فقهاء آن دیار از جمله میرزای شیرازی بزرگ حاضر شده و به اجتهاد نائل آمد. آنگاه به اصفهان آمد و در این سفر که در سال 295ق واقع شد، شیخ محمّدعلی نجفی (ثقهالاسلام) و سیّد محمّد مهدی گلستانه همراه او بودند. او سالها در اصفهان به تدریس و اقامه جماعت در مسجد نیم آورد مشغول بود. سرانجام در سال 1342ق وفات یافته و در تکیه کازرونی در تخت فولاد اصفهان مدفون شده و 40 سال بعد بقایای جنازه به نجف اشرف نقل و آنجا مدفون گردید.[2]

حسین ادیب تخت فولادی

حسین ادیب تخت فولادی، از هنرمندان موسیقی اصفهان است. وی از خوانندگان به شمار می رفته و نزد سیّد عبدالرحیم موسیقی را آموخته و از معلومات میرزا حسین خضوعی و حبیب شاطرحاجی نیز بهره برده است.[3]

ملّا حسین اردستانی

ملّا حسین اردستانی، عالم فاضل و فقیه ماهر، از علمای قرن سیزدهم هجری. در اصفهان نزد جمعی از علما به خصوص حاج سیّد محمدباقر حجه الاسلام شفتی کسب

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص208؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص523؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص168.

[2]نقباء البشر، ج2، ص494؛ دانشمندان و سخن سرایان فارس، ج2، ص257؛ دانشنامه مشاهیر یزد، ج1، ص56.

[3]تاریخ موسیقی ایران، ص683.


صفحه 599

فیض نمود. سپس به همدان رفته و به وعظ و خطابه و بیان احکام شرعی و ارشاد مردم مشغول شد. او در فقه و کلام سرآمد اعلام بود. صحبت منبرش بی نظیر بود. در مسائل فقه استحضاری تام می داشت که حاجت به تأمّل در جواب استفتاء نداشت. بسیار شجاع و متهوّر بود با آنکه خانه اش را آتش زدند، هیچ مغموم نشد و همان روز به دهی نزدیک همدان رفته و به وعظ مشغول شد.

او کتاب مبسوط در «اصول دین» نوشته بود.[1]

حسین خان اسیری اصفهانی

حسین خان متخلّص به «اسیری» شاعر ادیب، پدرش در دولت نادری صاحب جمع زرگرخانه بوده است. وی پس از مرگ پدر ترک مشاغل دولتی کرده، به لباس فقر و درویشی درآمد و تحصیل کمالات شعر و شاعری نمود. غزل را خوب می گفت و علاوه بر دیوان اشعار کتابی به سبک بوستان سروده و «هفت انجمن» نام نهاده است و بالغ بر ده هزار بیت است.

از اوست:

گرفتم آنکه گشایند پای بسته ما

چه می کنند به بال و پر شکسته ما

گواه اینکه نه رند و نه عاشقم اینست

پیاله تهی و سُبحه گسسته ما[2]

سیّد حسین اصفهانی

سیّد حسین اصفهانی، عالم فاضل زاهد متقی، از اجلّه شاگردان فاضل اردکانی بوده [و در کربلا اقامت داشته] و در اواخر عمر در اثر مرض کور شده، قبل از سال 1330ق

[1]تکلمه نجوم السماء، ج1، ص464؛ بیان المفاخر، ج1، ص304.

[2]تذکره اختر، ص18؛ مجمع الفصحاء، ج4، ص164؛ سفینه المحمود، ص140؛ لغت نامه دهخدا، ذیل حسین اسیری، ص634؛ حدیقه الشعرا، ج1، ص133.


صفحه 600

در نجف اشرف وفات یافته است.[1]

شاه قوام الدّین حسین اصفهانی

شاه قوام الدّین حسین، از سادات اصفهان و از مردان صاحب نام و معتبر روزگار خود بوده است. او به دست شاهرخ تیموری گرفتار شده و در ری محبوس بود. پس از مرگ شاهرخ از زندان آزاد شده و نزد میرزا سلطان محمّد رفت[2]وی تا سال 850ق زنده بود.

شیخ حسین اصفهانی

شیخ حسین اصفهانی، عالم فاضل ربّانی، از شاگردان و مجازین شیخ محمّد حسین کاظمینی و شیخ محمّد حسن مامقانی و فاضل شرابیانی، شیخ محمّد طه نجف، ملّا حسینقلی همدانی و دیگران بوده و در نجف وفات یافته است.

[شیخ جعفربن محمّد عوامی از او اجازه دریافت نموده و در کتاب خود«ملتقی البحرین» به این موضوع اشاره کرده است[3]]

محمّد حسین اصفهانی

محمّد حسین اصفهانی از خوشنویسان قرن یازدهم هجری. در سال 1086ق کتابت نسخه ای از کتاب «تحفه نوابیّه» تألیف: سیّد ابوالمظفّر محمّد جعفر حسینی را به خط نسخ خوب به پایان رسانیده [است] کتاب به شماره 32 در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار در همدان موجود است.[4]

[1]نقباء البشر، ج2، ص494؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص521.

[2]احسن التواریخ، ج2، ص267.

[3]نقباء البشر، ج2، ص495؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص522.

[4]فهرست سپهسالار، ج1، ص17.