محمّدحسین ضیاء اصفهانی
محمّد حسین ضیاء ابن ملّا محمّد اسماعیل بن محمّد جعفر بن ملّا محمّد اسماعیل خواجویی شاعر و خوشنویس دانشمند [از طرف پدر از نوادگان حکیم و فیلسوف مشهور عهد افشاریه ملّا اسماعیل خواجویی و از طرف مادر از نوادگان میرزا مهدی خان منشی متخلّص به «کوکب» مؤلف «درّه نادره» و «جهانگشای نادری» است. در سال 1217ق در اصفهان متولّد شده و نزد علماء و فضلای عهد خویش به تحصیل پرداخت و در علوم مختلف به خصوص فقه، ادبیات، حکمت، نجوم، حساب و هندسه مهارتی بسزا یافت. ]خطوط مختلف بویژه نسخ و ثلث را خوش می نوشت شعر را نیکو می سرود و «ضیاء» تخلص می کرد.
[او در محلّه خواجو ساکن بود و دختری از نوادگان حکیم مؤمن تنکابنی را به زوجیت اختیار کرد و عمر را به خوشنویسی و سرودن شعر گذرانید.] در سال 1265ق در سن 48 سالگی (در زمان حیات پدر خود) وفات یافته و عزیزان خود را به داغ خویش نشاند. مرحوم مهدی بیانی در کتاب «احوال و آثار خوشنویسان» آثاری از او را معرفی کرده است. در قبرستانهای قدیم اصفهان و به ویژه تخت فولاد الواح قبور فراوانی به خط او وجود داشته که اکنون اندکی از آنها هنوز باقی است از جمله سنگ مزار ملّا محمّد مهدی قمبوانی، شیخ محمّد تقی رازی و شیخ محمّد رحیم شیخ الاسلام. همچنین برای بسیاری از علما و ادبای معاصر خویش مرثیه و ماده تاریخ سروده که بر سنگ مزار آنان نقر گردیده است.
ماده تاریخ وفات «ضیاء» را شاعر معاصر او «تاراج» چنین یافته است.
ناگه زبان خامه تاراج زان میان
کرد این بیان «بدیده مردم ضیا نماند»
مزار ضیاء در تخت فولاد نزدیک مزار فاضل هندی» وجود دارد. دیوان اشعار ضیاء هنوز به طبع نرسیده است.[1]
[1]تذکره مدایح معتمدیه: نسخه خطی؛ تذکره حدیقه الشعرا، ج2، صص 1076-1074؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1161؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص739؛ سیری درتاریخ تخت فولاد، صص 162 و 163؛ مکارم الآثار، ج7، صص 2433-2426؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، صص 193 و 194.
ملّا محمّد حسین بسطامی
ملّا محمّد حسین بن اسماعیل بسطامی، از فضلای اوایل دوره قاجاریه بوده و در اصفهان به تحصیل مشغول بوده است.
مشارالیه در سال 1217ق کتاب «مبداء و معاد» تألیف آخوند ملاصدرا را در مدرسه «باب القصر» اصفهان کتابت نموده است.[1]
ملّا محمّد حسین عارفچه
ملّا محمّد حسین عارفچه ابن ملّا اسماعیل طبسی خراسانی، عالم فاضل و واعظ کامل. در اصفهان نیز متولّد شده و تحصیلات خود را نزد علماء این سامان همچون ملّا حسینعلی تویسرکانی و آقا میر سیّد محمّد شهشهانی به پایان رسانید. از خطبای مشهور اصفهان بوده در سال 1322ق وفات یافته در تکیه آقا سیّد رضی شیرازی در تخت فولاد مدفون شد.
کتب زیر از اوست:
1. «انیس الواعظین» 2. «زاد العارفین» 3. «زاد المواقف» 4. «زاد الواعظین» 5. «مونس الواعظین»[2]
سیّد محمّد حسین قائنی
سیّد محمّد حسین بن سیّد محمّد اسماعیل حسینی قائنی، از خوشنویسان هنرمند قرن سیزدهم هجری است. خط ثلث را خوش می نوشت و در اصفهان ساکن بود.
[1]نقباء البشر، ج1، ص379؛ بیان المفاخر، ج2، ص297.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص536.
کتاب «ادعیه» را به خواهش میر سیّد محمّد امام جمعه اصفهان را به خط نسخ و رقاع خوش در سال 1271ق کتابت نموده که در کتابخانه دکتر اصغر مهدی در تهران موجود بوده است.
همچنین وی کتیبه سنگ قبر میر سیّد زین العابدین موسوی چهارسوقی (پدر میرمحمّد باقر چهارسوقی صاحب روضات الجنات) را به خط ثلث خوش برجسته زمینه سنگ مرمر زرد، در سال 1275ق نوشته است که در تخت فولادموجود است.[1]
محمّد حسین گلستانه
محمّد حسین بن اسماعیل گلستانه اصفهانی از خوشنویسان قرن سیزدهم هجری. در سال 1281ق کتاب «مهیج الاخوان» تألیف ملّا حسن یزدی را کتابت نموده است. نسخه2 شماره 595 در کتابخانه آیت اللَّه گلپایگانی موجود است.[2]
میرزا حسین منتصر
میرزا حسین منتصر ابن آقا میرزا اسماعیل، شاعر ادیب در شب 9 محرم سال 1321ق در اصفهان متولّد شد، و مانند پدر به تجارت روی آورد [و در سرای حاج کریم در بازار بزرگ اصفهان به معامله چای و پنبه مشغول شد]
وی از علاقه مندان شعر و ادب بوده و شعر می سروده و «منتصر» تخلّص می کرد. دیوان اشعار او که مدون نشده بود بالغ بر یکهزار و پانصد بیست شعر بود.
وی سرانجام در جمعه 12 شوال 1377ق وفات یافته و در یکی از اطاق های تکیه کازرونی مدفون شد.
ماده تاریخ وفاتش را شکیب اصفهانی چنین سروده است:
سرود کلک شکیب از برای تاریخش:
«رسید منتصر از عون حق بجاه و جلال»
[1]احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1161؛ تخت فولاد یادگار تاریخ، خطی.
[2]فهرست گلپایگانی، ج2، ص186.
از اوست:
از غم عشق تو ای لاله چنان سوخته ام
کز همه بی خبر و چشم به تو دوخته ام
آنچه سوز است مرا در سخن از جور رقیب
همه از مکتب عشق تو من آموخته ام[1]
محمّد حسین خراسانی*
محمّد حسین بن محمّد اشرف خراسانی، از فضلای قرن سیزدهم هجری است، در مدرسه جده کوچک اصفهان ساکن بوده و در آنجا نسخه ای از «حاشیه معالم الاصول» تألیف: محمّد ابراهیم مجتهد شیرازی را در سال 1259ق در تملک خود داشته است.[2]
حسین سلطان الکُتّابی
حسین سلطان الکُتّابی فرزند اصغر، از خوشنویسان و کتیبه نویسان معاصر اصفهان است.
در سال 1330ش در اصفهان متولّد شده و تحصیلات خود را تا دیپلم راه و ساختمان ادامه داد. از نوجوانی به خوشنویسی پرداخته و چندی نزد استاد فضائلی به مشق خط مشغول شده است. او در نوشتن خط ثلث مهارت دارد و کتیبه های بسیاری از مساجد، بقاع متبرّکه و مساجد اصفهان و سایر شهرهای ایران به خط اوست. او علاوه بر ثلث خطوط شکسته، نستعلیق، نسخ و خطوط قدیمی چون دیوانی، رقعه، کوفی، محقق و ریحان را خوب می نویسد.
از نمونه خطوط کتیبه های او:
1. کتیبه گچبری مزار شیخ حر عاملی در مشهد مقدس 2. کتیبه دور تا دور صحن
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 467 و 468؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص575؛ روضه رضوان، صص 339 - 335.
[2]فهرست کتب خطی اصفهان، ج1، ص339.
بزرگ حرم حضرت زینب(سلام اللَّه علیها) در دمشق مشتمل بر سوره «یس» 3. خطوط برجسته گچبری مدرسه علمیه گنبد سبز مشهد مقدّس 4. مرمت کتیبه به خط «حسین المشهدی» متعلق به دوره محمّدشاه قاجار در صحن پایین پای امام رضاعلیه السلام در مشهد مقدّس و غیره.
عموی صاحب عنوان داماد کاظم سلطان الکتاب اصفهانی بوده است.[1]
حسین الهام اصفهانی
حسین فرزند اکبر شاعر اصفهانی متخلّص به «الهام»، از سخنوران قرن دوازدهم هجری و معاصر با کریم خان زند است.
دیوان اشعارش به شماره 3197 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است و با این بیت آغاز می شود:
به جستجویت، منم که باشم، همیشه یارا
چو ابر گریان چو باد پویان، زغم فروشان به کوه و صحرا
نویسنده گوید: به ظنّ قوی وی از دست پروردگان انجمن ادبی مشتاق بوده است.[2]
محمّد حسین اصفهانی
محمّد حسین بن محمّد باقر اصفهانی از نویسندگان کتب و خطاطان قرن سیزدهم هجری. در جمعه دهه دوم محرّم 1247ق نسخه ای از «منهاج الهدایه» حاجی کلباسی را به خط نسخ نوشته است. کتاب به شماره 769 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[3]
[1]مصاحبه با آقای سلطان الکتابی در تابستان 1375ش.
[2]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج11، ص2155.
[3]فهرست مرکزی دانشگاه، ج5، ص2072.
سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطانی
سیّد علاءالدّین حسین بن میرزا محمّد باقر صدر بن سیّد حسن بن سیّد علاء الدّین حسین خلیفه سلطانی مرعشی، عالم فاضل از علماء اصفهان در قرن دوازدهم هجری. شاگرد و مجاز از پدر خود بوده و پس از وفات در قبرستان ستّی فاطمه اصفهان مدفون شد.[1]
محمّد حسین کنگازی اصفهانی
محمّد حسین بن محمّد باقر کنگازی از کاتبان قرن یازدهم هجری. در جمعه 23 صفر 1097ق کتاب «شرح شافیه» تألیف: آقا هادی مترجم را به خط نسخ نوشته است کتاب به شماره 1565 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی در قم موجود است.[2]
[کنگاز: از دهات بلوک جی در شرق اصفهان بود. و اکنون به شهر اصفهان پیوسته است]
محمّد حسین اصفهانی طالقانی
محمّد حسین بن محمّد باقر اصفهانی طالقانی از فضلاء و نویسندگان کُتُب در قرن یازدهم هجری. در جمادی الثّانیه سال 1062ق کتابت نسخه ای از «کمال الدّین و تمام النّعمه» تألیف: شیخ صدوق را به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 25 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.[3]
شیخ محمّد حسین نجفی (صاحب مجدالبیان)
حاج شیخ محمّد حسین نجفی بن حاج شیخ محمّد باقر نجفی مسجد شاهی بن حاج شیخ محمّد تقی رازی ایوان کیفی، عالم فاضل و فقیه مفسر و عارف زاهد. در دوّم محرم
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص326؛ مزارات اصفهان، ص248.
[2]فهرست مرعشی، ج4، ص376.
[3]فهرست الهیات مشهد، ج1، ص14.
1266ق در اصفهان متولّد شده و تحصیلات علوم دینی را نزد پدر عالی مقام خود آغاز کرد. در نوجوانی به عتبات عالیات هجرت نموده و در نجف اشرف نزد شیخ راضی نجفی، حاج میرزا حبیب اللَّه رشتی، و میرزا باقر شکی و دیگران به کسب فیض پرداخته و در سامرا نزد میرزا حسن شیرازی (میرزای بزرگ) تحصیلات خود را تکمیل نمود و به مقام شامخ اجتهاد نائل آمد. سپس به اصفهان مراجعت نموده و به تدریس و ترویج دین و حل مشکلات مردم مشغول شد اما چندی نگذشت که ترک محراب و منبر و تدریس نموده و انقلابی در دورن او، باعث شد از ریاست و عناوین دنیوی به یکباره کناره گیری کند و به تکمیل نفس و ریاضت بپردازد.
در اواخر سال 1300ق به همراه پدر به نجف بازگشته و پس از وفات او هشت سال بقیه عمر خویش را در مشهد امیرالمؤمنین علیه السلام به عبادت و ریاضت های سخت گذراند. وی سرانجام در اول محرم 1308ق پس از مدتی بیماری، وفات یافته و در یکی ازاطاق های صحن مقدس حضرت علی علیه السلام در نجف اشرف مدفون شد.
کتبی را تألیف نموده از جمله:
1. «کتابی در اصل برائت» 2. «مجدالبیان فی تفسیر القرآن» که سه مرتبه به چاپ رسیده است. 3. «رساله ای در اصول عقاید» 4. «شرح شرایع الاسلام» 5. «رساله ای در اثبات اعجاز قرآن» 6. «رسائلی در فقه و اصول»
برادرش حاج آقا نوراللَّه نجفی رساله ای در شرح حال او نوشته [که در مقدمه «مجدالبیان» و ترجمه فارسی آن در جلد دوم کتاب تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان به قلم حاج شیخ هادی نجفی به چاپ رسیده است و همچنین نواده صاحب عنوان آیت اللَّه حاج شیخ مجدالدّین نجفی معروف به مجدالعلماء نیز رساله ای در شرح حال او پرداخته است که در جلد پنجم میراث حوزه اصفهان با تصحیح آقای مجید هادی زاده به چاپ رسده است.[1]]
[1]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص 217-199 و ج3، صص 103-88؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص623؛ قبیله عالمان دین، صص 84-63؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 144-142؛ نقباء البشر، ص569؛ نسب نامه الفت: خطی؛ میرزای شیرازی، ص132؛ الذریعه، ج2، ص114 و ج4، ص271؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص76؛ فوائد الرضویه، صص 529 و 530؛ گلشن اهل سلوک، صص 113 و 114؛ وارسته پیوسته.
میرزا محمّد حسین حکیم قمی
میرزا محمّد حسین حکیم ابن میرزا محمّد باقر حکیم قمی، طبیب و ادیب دانشمند، او و برادرش میرزا محمّد سعید، از اطباء دربار شاه عباس دوم و شاه سلیمان صفوی بودند. پس از بدگوئی بدخواهان، شاه سلیمان به آن دو برادر بدبین شده و آنها را از منصب خود برکنار ساخته و دستور داد آنان را در قلعه الموت زندانی کنند. پس از مدتی آنها را عفو نموده و به قم تبعید نمود.[1]] میرزا محمّد حسین حکیم، مدتی از عمر را در اصفهان به سر برد و تا سال 1083ق در قید حیات بود و سرانجام در قم وفات یافت.]
شیخ محمّد حسین ذو علم
شیخ محمّد حسین ذو علم ابن محمّد باقر فشارکی. عالم فاضل محقق، از شاگردان آخوند ملّا محمّد حسین فشارکی و داماد ایشان است. از موثقین علماء اصفهان و محبوب القلوب نزد خواص و عوام بود و در مسجد یزدآباد اصفهان اقامه جماعت می نمود و سرانجام در مسافرت رامسر در 7 صفر 1373ق وفات یافته، جنازه به قم حمل و در مقبره شیخان مدفون گردید.
مرحوم میرزا حبیب اللَّه نیر در ماده تاریخ وفات ایشان چنین سروده است:
راح فی الجنّه من کان شهیرا بالقدس
عالم نال من الرّب مقاماً فی الانس
روّح الشّرع و قد الّف نور الآفاق
قلّ فی الزّهد له المثل باوطان الفرس
نَیِّرُ نقص الاثنین فصار التّاریخ
«جاء ذو العلم حسین بمحل فی القدس»
(1375-2=1373)
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص241؛ خلد برین (ایران در زمان شاه صفی شاه عباس دوم)، ص338.