جنوب مصلی مدفون شد. آقا سیّد ابوالقاسم جعفر خوانساری خواهرزاده او بوده و لذا یکی از نوادگان خوانساری یعنی میرزا محمّد باقر چهارسوقی (صاحب روضات) وصیت کرد تا پس از وفات جنب مزار دایی جدّ خود به خاک سپرده شود و بعد از آن قبرستان به تکیه صاحب روضات معروف شد.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «حاشیه ذخیره المعاد» محقق سبزواری 2. «رساله در زیارات» 3. «رساله در زکات» 4. «رساله در وجوب عینی نماز جمعه» 5. «شرح صحیفه سجادیه» 6. «شرح مفاتیح الشّرایع»[1]
شیخ محمّد حسین کمپانی اصفهانی
حاج شیخ محمّد حسین غروی اصفهانی مشهور به «کمپانی» ابن حاج محمّد حسن معین التجار اصفهانی فقیه محقق، حکیم مدقّق و ادیب شاعر، از اعاظم علماء و اجله فلاسفه و اکابر ادباء و شعراء قرن چهاردهم هجری.
جدّش حاج محمّد اسماعیل، از نخجوان به اصفهان هجرت نمود و پدرش معین التّجار برای تجارت به عتبات عالیات آمد. صاحب عنوان در دوم محرّم الحرام سال 1296ق در نجف اشرف متولّد شده و همراه پدر به کاظمین رفت. در 20سالگی به نجف اشرف بازگشته ونزد شیخ حسن تویسرکانی و سپس نزد آخوند خراسانی به تلمذ پرداخته و تا آخر عمر در خدمت او حاضر بود. همچنین از آقا سیّد محمّد فشارکی و آقارضا
[1]ریاض العلماء، ج1، ص185؛ تتمیم امل الآمل، صص 122-120؛ روضات الجنات، ج2، ص358؛ فوائد الرّضویه، ج1، ص132؛ الکواکب المنتشره، صص 208 و 209؛ الذریعه، ج2، ص267 و ج6، صص94 و 86 و ج12، ص42 و ج15، ص70 و ج20، ص317 و ج14، ص76؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 56 و 96؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص20؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 542 و 543؛ تلامذه المؤلفین، ج3، ص318؛ ریحانه الادب، ج57، ص137؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص348؛ بزرگان تنکابن، ص222.
همدانی کسب فیض کرد. در علوم عقلی شاگرد میرزا محمّد باقر اصطهبانانی بود.
وی پس از وفات آخوند خراسانی حوزه درس و بحث تشکیل داده و از نظر جامعیت و احاطه بر معقول و منقول و تسلط بر ادبیات و عرفان شهرتی یافته و در فقه و اصول و تفسیر و ادب و حکمت تدریس می نموده و [علّامه سیّد محمّد حسین طباطبائی صاحب «المیزان» از شاگردان او در معقول بود]. در ملکات نفسانی و اخلاق روحانی ممتاز بوده است.[او به عرفان گرایش داشته و اهل تهجّد و عبادت و تزکیه نفس بوده و در مسائل عرفانی با عالم ربانی میرزا جواد آقا ملکی تبریزی مکاتبه داشته است]
در شعر و فنون بلاغت و فصاحت دستی توانا داشته و به عربی و فارسی شعر می سروده و «مفتقر» تخلّص می نموده و دیوان اشعار فارسی او به طبع رسیده است.
سرانجام در شب 5 ذیحجهالحرام 1361ق در نجف اشرف وفات یافته و در اطاق جنب مناره ایوان طلای حرم حضرت علی علیه السلام مدفون گردید.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «الاجاره» 2. «الاجتهاد والتّقلید» 3. «اصول الفقه» 4. «الانوار القدسیّه» 5. «ارجوزه در صوم» 6. «ارجوزه در اعتکاف» 7. «اربع قواعد فقهیّه» 8. «تحفه الحکم» منظومه ای در فلسفه عالیه، یکی از مهم ترین تألیفات او 9. «تعلیقه بر رساله القطع» شیخ انصاری 10. «حاشیه بر مکاسب» شیخ انصاری 11. «الحقیقه الشّرعیّه» 12. «دیوان شعر فارسی» 13. «دیوان اشعار عربی» 14. «رساله در عدالت» 15. «رساله در مشتق» (دو رساله) 17. «رساله در طلب و اراده» 18. «رساله در صحیح و اعم» 19. «رساله در شرط متأخر» 20. «رساله در اشتراک الفاظ» 21. «رساله در تقسیم وضع به شخصی و نوعی» 22. «رساله در علائم حقیقت و مجاز» 23. «رساله در موضوع علم» 24. «رساله در معاد» 25. «رساله در نماز جماعت» 26. «رساله در نماز مسافر» 27. «رساله در طهارت» 28. «نهایه الدّرایه» در شرح بر کفایه 29. «وسیله» که رساله عملیّه ایشان
است.[1]
این شعر از اوست:
شعله روی تو در خرمن گل آتش زد
حاصل عمر اگر شد همه بر باد خوش است
خوی دیو از دل دیوانه خود بیرون کن
گر تو را آمدن روی پریزاد خوش است
بیمی از سیل فنا نیست ز بد عاقبتی
ور نه این طرح دلاویز ز بنیاد خوش است
میرزا حسین خضوعی*
میرزا حسین خضوعی معروف به «میرزا حسین ساعت ساز» فرزند محمّد حسن خان قاری، موسیقیدان، خواننده و شاعر متخلّص به «سرور الشعراء» در سوم رمضان 1295ق در اصفهان به دنیا آمد. او ابتدا به تعزیه خوانی پرداخت و در سِمَت «معین البُکائی» به فعالیت پرداخت. موسیقی را از میرزا عبدالوهاب اصفهانی آموخت و در نوجوانی به تهران رفت و در دربار ناصرالدّین شاه به رفت و آمد پرداخت. او پس از 25 سال اقامت در تهران به اصفهان بازگشت و در اداره دخانیات استخدام شد و در خانه به ساعت سازی پرداخت امّا به علت ضعیف شدن چشم، از آن کار دست کشید.
میرزا حسین خضوعی در موسیقی معلومات وسیع و در خوانندگی حنجره ای توانا
[1]دیوان حاج شیخ محمّد حسین غروی اصفهانی معروف به کمپائی: مقدمه؛ یادنامه مفسر کبیر استاد علّامه سیّد محمّد حسین طباطبائی، صص 103-100؛ ریحانه الادب، ج5، صص 93-90؛ نقباء البشر، ج2، صص 562-560؛ تحریر ثانی تاریخ عرفاء و حکماء متأخر، صص 302 .301؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 163-160؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 540 و 541؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 213-211؛ تاریخ اصفهان(جابری)، صص 334 و 337 و 405؛ مکارم الآثار، ج3، ص1010؛ معارف الرّجال، ج2، ص263؛ الذریعه: مجلدات مختلف؛ جلّدات مختلف؛ الاجازه الکبیره للسید المرعشی النجفی، صص 176 و 177.
داشت و در مُرَکَّب خوانی استاد بود و با بزرگان موسیقی اصفهان همچون، نایب اسداللَّه، میرزا حبیب شاطر حاجی و سیّد عبّدالکرحیم معاشرت داشت و استاد جلال تاج و اسماعیل ادیب خوانساری از شاگردان او به شمار می روند.
او به علم عروض کاملاً مسلط بود و در شعر طبعی روان داشت و در موسیقی رساله ای به سبک کتاب «بحور الالحان» در دو دفتر تنظیم کرده و اشعاری را گنجانده و تناسب معنی و بحر آنها را در موسیقی معیّن کرده بود. این رساله نزد دخترش «ارفع اطرائی» موجود است. او همچنین تقسیمات قدیمی را برپایه آوازها و شعبات و نغمات و فواصل موسیقی، به عدد و حروف ابجدی در جداولی منظّم ذکر کرده است.
وی سرانجام در سال 1373ق در اصفهان درگذشت و در تخت فولاد (حوالی تکیه شهداء فعلی) به خاک سپرده شد.[1]
سیّد حسین سائل اصفهانی
سیّد حسین حسینی متخلّص به «سائل» ابن آقا سیّد حسن روضه خوان، شاعر ادیب، در اوّل فروردین 1289ش در اصفهان متولّد شد. از شعرای متوسط این شهر بود. کتابی مشتمل بر 210 رباعی از سرودهای خود ترتیب داده و تاریخ اتمام آن را «دویست و ده رباعی گفته سائل» = 1333 خورشیدی یافته است.
از اوست:
دل پی دلدار گردد، لیکن اهل دل کُجاست
آنکه بتواند کند حل، عقده مشکل کجاست[2]
[1]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص251؛ سرگذشت موسیقی ایران، ج1، ص369؛ مردان موسیقی، ج2، صص 156-153؛ تاریخ تحوّل ضبط موسیقی، ص243؛ تاریخ موسیقی ایران، ص676؛ نام نامه موسیقی ایران زمین، صص 209 و 210.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص229.
شیخ حسین مظاهری*
حاج شیخ حسین مظاهری فرزند حسن از مراجع تقلید و فقهای عالیقدر معاصر. در سال 1312ش در تیران کرون متولّد شد. در سال 1326ش به اصفهان آمده و در مسجد سیّد اصفهان ساکن شد. ادبیات را نزد آقا جمال خوانساری و سیّد احمد مقدّس، دروس سطح را نزد حضرات آیات شیخ احمد فیّاض، سید عبدالحسین طیّب و حاج شیخ عباسعلی ادیب و شرح منظومه را نزد شیخ محمود مفید فرا گرفت. در سال 1331ش به قم رفته و نزد حضرات آیات شیخ عبدالجواد جبل عاملّی، مرعشی نجفی و حاج شیخ مرتضی حائری مقداری از مکاسب و کفایه را تحصیل کرد. سپس 8سال در درس خارج فقه آیت اللَّه بروجردی حضور یافت. 12سال نیز از محضر محقق داماد بهره گرفت. اسفار، شفا و دروس تفسیری و اعتقادی را از محضر علّامه طباطبائی (صاحب المیزان) فرا گرفت.
وی سالهای طولانی به تدریس خارج فقه و اصول، شرح منظومه، نهایهالحکمه، قسمت هایی از اسفار و درس اخلاق مشغول بود.
او از عناصر فعال و مؤثر تبلیغات دینی و مبارزه فرهنگی علیه رژیم شاه به شمار می رفت و به همراه حضرات آیات مصباح، خرّازی و دکتر احمدی مؤسسه در راه حق را تأسیس کرد.
در سال 1374ش به درخواست مردم اصفهان و رهبر معظم انقلاب، به عنوان رئیس حوزه علمیه اصفهان و از قم به اصفهان آمد و به تدریس فقه و اصول و خدمات فرهنگی و اجتماعی پرداخت. سخنرانی ها و درس های اخلاق ایشان سال ها مورد توجّه و استفاده مردم بوده است. تألیفات ایشان اغلب به چاپ رسیده که عبارتند از:
1. «دراسات فی الاخلاق و شؤون الحکمه العملیّه» 2. «عوامل کنترل غرائز در زندگی انسان» 3. «جهاد با نفس» 4. «اخلاق فرماندهی» 5. «اخلاق در خانه» 6. «اخلاق در اداره» 7. «تربیت فرزند» 8. «جبهه و جهاد اکبر» 9. «خانواده در اسلام» 10. «به سوی حق» 11. «ویژگی های معلم خوب» 12. «شرح و تفسیر دعای کمیل»
13. «شرح و تفسیر دعای سحر» 14. «شرح و تفسیر مناجات شعبانیه» 15. «رساله توضیح المسائل» 16. «نکته هائی پیرامون ولایت فقیه و حکومت دینی» 17. «حاشیه العروه الوثقی» 18. «ثقات الأخیار من رواه الأخبار» 19. «فقه الدوله الإسلامیه أو ولایه الفقیه» در سه مجلد از تقریرات وی به قلم آقای شیخ مجید هادی زاده منتشر شده است.[1]
سیّد حسین درب امامی
سیّد حسین بن حسن موسوی درب امامی اصفهانی، عالم فاضل، وی سالها در نجف اشرف در خدمت علمای آنجا به تحصیل پرداخته است. ظاهراً از شاگردان شیخ مرتضی انصاری است.
وی نسخه ای از «القضاء و الشهادات» تألیف شیخ انصاری رابه خط نسخ خوش در سال 1281ق کتابت نموده است. نسخه آن به شماره 2526 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[2]
میرزا حسین خان نظمی
میرزا حسین خان نظمی مشهور به نظام همایون بن میرزا حسن خان شاعر ادیب. از افسران شهربانی بود. او در اصفهان متولّد و در این شهر تحصیل کرد.
او طبع شعر داشت و «نظمی» تخلّص می کرد و از اعضای انجمن ادبی شیدا بود. وی در ارتش استخدام شده و تا درجه سرهنگی ارتقاء یافته سرانجام در شب دوشنبه 15 ذیحجه 1362ق در قم وفات یافته و همانجا مدفون شد. اشعارش در مجله دانشکده (اصفهان) به طبع می رسید.
[1]خبرگان ملّت، ج1، صص 422-415.
[2]الکلام البرره، ج2، ص384؛ فهرست الفبایی آستان قدس رضوی، ص448؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص542.
از اوست:
این لاله که رست است بر دامن کوه
و آراسته است پای تا گردن کوه
داغی است ز مرگ کوهکن مانده به جا
هر سال چو لاله سرزند بر تن کوه[1]
شیخ محمّد حسین همدانی
شیخ محمّد حسین همدانی ابن محمّد حسن کرمانشاهی، عالم فاضل، ادیب محقق، شاعر مفسر، در کرمانشاه متولّد و در همدان و اصفهان تحصیل نموده و از جمعی از علماء و فضلاء کسب فیض نموده از جمله: حاج میرزا علینقی همدانی، حاج ملّا حسینعلی تویسرکانی، آقا میرزا عبدالغفار تویسرکانی و آقا میرزا محمدهاشم چهارسوقی.
سپس به تدریس کتب فقه و اصول و ادبیات در مدرسه جده بزرگ و سپس مدرسه نیم آورد پرداخته [و جمعی از فضلاء از جمله آقا سیّد محمّد لطیف خواجوئی، میرزا حیدرعلی ندیم الملک، ابوالفتح دهقان سامانی، شیخ محمدعلی کرمانی، میرزا عباس خان شیدا، حاج میرزا محمّدباقر تویسرکانی، حاج میرزا محمّدباقر علوی شهیدی و میرزا حسن خان جابری انصاری نزد ایشان تلمّذ نموده اند.]
میرزا محمّد حسین همدانی در خاتمه جزء سوم کتاب «جراب الحکمه» می گوید بیش از یکصد تألیف در علوم فقه، اصول، رجال، حدیث، درایه، حکمت، کلام، عرفان، طب، لغت، تفسیر، حل و مشکلات اشعار، و حواشی بر قانون و فوائد و غیره را به رشته تحریر در آورده است.
وی تا آخر عمر ازدواج نکرده و در مدرسه به سر برد. تا اینکه در سال آخر عمر به منزل حاج میرزا محمدباقر تویسرکانی منتقل گردیده و در سال 1324ق در آنجا وفات
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 510 و 511؛ تربت پاکان قم، ج1، ص647.
یافته و در صحن شرقی امامزاده درب اصفهان مدفون گردید.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. جراب الحکمه 2. حاشیه بر فوائد 3. حاشیه بر قوانین 4. دروس 5. دیوان اشعار 6. ردّ بر اخباریین 7. رساله در ارث 8. شرح تبصره 9. وجیزه در درایه
صاحب عنوان طبع شعر داشته و گاهی بنا به اقتضای حال ابیاتی می سروده است و «معانی» تخلّص داشته است. [این شعر را درباره زندگی خود سروده است:
مرگ مرا روبروی نشسته
می نتوانم سخن کنم کم و افزون
مدّت سی سال کنجکاوی کردم
قول ارسطو و فکرهای فلاطون
مشکل من حل نکرد با همه کوشش
بر سخن من گواست ایزد بی چون
من که چنینم قیاس کن دگران را
وانکه ندارد به جز شواهد مطعون
عیسویان آگهند اگر که از این رمز
از پی گفت و شنود حاضرم اکنون
جز سخنان خدا و گفت پیغمبر
باقی دیگر فسانه دیدم و افسون
این نه قیاسی است ناپسند و مطعون
این نه دلیلی است نارسیده و مظنون
کیست بداند سپهر پر شده خود چیست
یا ز چه او گشته است علت گردون
باغ چرا در بهار خرم و سبز است
یار فسرده ز چیست در همه کانون[1]
محمّد حسین بیشه لنجانی
محمّد حسین بن حسنعلی بیشه لنجانی اصفهانی، خطاط نسخ نویس. از آثارش کتاب «من لا یحضره الفقیه» که در جمعه 20 ربیع الثّانی 1068 از کتابت آن فراغت حاصل نموده و به شماره 13502 در کتابخانه وزیری یزد موجود است.[2]
[1]تراجم الرجال، ج1، صص 187-185؛ تذکره شاعران فارسی سرا، ص238؛ مکارم الآثار، ج7، ص2579؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص534؛ مزارات اصفهان، ص208؛ بدایع و نوادر، ص17.
[2]فهرست وزیری، ج1، ص291.