بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 668

حقوق دانشگاه تهران موجود است.[1]

[چنگان: از توابع خوراسگان جی اصفهان است.]

محمّد حسین خان سرتیپ اصفهانی

محمّد حسین خان سرتیپ بن حیدر علی خان بن حاج محمّد حسین خان صدر اعظم اصفهانی، از ادباء و فضلای عهد قاجاریه است.

در تهران ساکن و پیشکار و کفیل محمدتقی میرزا رکن الدوله قاجار (برادر ناصرالدّین شاه) بود و در حسن خط و انشاء تبحر فراوان داشته است.[2]

ملّا محمّد حسین تستری

ملّا محمّد حسین بن حیدر علی تستری، از فضلاء و محدّثین قرن یازدهم هجری در اصفهان سکونت داشته و نزد علمای این شهر خصوصاً علّامه ملّا محمدباقر مجلسی به تحصیل پرداخته است. وی کتاب «اصول کافی» را ابتدا نزد ملّا محمّد صادق شریف اصفهانی همدانی و سپس نزد علّامه مجلسی خوانده و آن دو نفر در صفر 1076ق در آخر کتاب «حجت» از «اصول کافی» جهت او اجازه نوشته اند.[3]

[وی همچنین کتاب «استبصار» شیخ طوسی را نزد ملّا محمّد صالح مازندرانی در سه شنبه 9 ذیقعده 1073ق قرائت نموده است. ملّامحمّد حسین کتاب «اعمال السنّه» رانیز تألیف نموده است.[4]]

[1]فهرست دانشکده حقوق، ص488؛ الکرام البرره، ص386؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص543.

[2]صدرالتواریخ، ص113.

[3]الذریعه، ج1، ص150؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، صص 26 و 27.

[4]الروضه النضّره، ص 162 و 163؛ تلامذه العلّامه المجلسی، ص91.


صفحه 669

سیّد حسین کَرَکی

عزّالدین ابوعبداللَّه سیّد حسین بن حیدر [بن علی بن حیدر] بن قمر حسینی کرکی، عالم فاضل فقیه محقق و محدث مدقق معروف به «سید حسین مفتی»، از علمای قرن دهم و یازدهم هجری.

وی نزد علماء و فضلای زمان خود به تحصیل پرداخته که عبارتند از «شیخ ابی محمّد بایزید بسطامی ثانی» که در اواسط محرم 1004ق به او اجازه داده است. «شیخ محمّد سبط شهید ثانی» که برای او در سال 1029ق اجازه نوشته است. «شیخ بهاء الدّین محمّد عاملّی»، [«شیخ نورالدین محمّد نسّابه اصفهانی ابن حبیب اللَّه عاملی»]

و جمعی از فضلاء و دانشمندان از او روایت می کنند از جمله «ملّا محمّد باقر سبزواری»، «ملّا محمّد تقی مجلسی» «میرحسن رضوی قائنی» «میر فیض اللَّه بن غیاث الدّین محمّد طباطبائی قهپائی» وی سالها در اصفهان ساکن و در زمان شاه عباس اول مفتی اصفهان بوده است. سال وفات او به دست نیامد [اما از اجازه و انهاء که برای احمدبن حسین اصفهانی در سال 1039ق نوشته است معلوم می شود که او تا این سال زنده بوده است.[1]]

حسین خطائی

استاد حاج حسین خطائی فرزند حیدرعلی، از هنرمندان معاصر اصفهان، [در سال 1286ش در اصفهان متولّد شد و پس از کمی تحصیل نزد استاد بزرگ مینیاتور میرزا آقا امامی به تعلیم پرداخت و پس از فوت استاد، در منزل خود به فعالیت هنری مشغول شد.

[1]ریاض العلماء، ج2، صص 90-88؛ روضات الجنات، ج2، ص318؛ الذریعه، ج1، ص 139 و 160 و ج11، ص80؛ ریحانه الادب، ج5، ص182؛ الاجازه الکبیره، صص 439 336 328 316؛ تراجم الرجال، ج1، ص66؛ فیض قدسی، ص146؛ مصفی المقال، ص146؛ اعیان الشیعه، ج25، ص378؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، صص 409 و 410؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، صص 67 و 68؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص168.


صفحه 670

او در رشته های مختلف نقاشی مانند مینیاتور، طلاکوبی، نقره کوبی، تذهیب، زرنگاری، برجسته کاری، نقشه کشی فرش و سوخت مهارت داشت و آثار فراوانی در این زمینه ها از او باقی مانده است.

در سال 1338ش به دستور مرحوم امینی صاحب الغدیر، قرآنی به خط کوفی منسوب به دست خط حضرت علی علیه السلام بر روی پوست آهو جهت تعمیر به استاد خطایی سپرده شد که تعمیر و تذهیب و تجلید آن را به بهترین شکل به انجام رساند که در کتابخانه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در نجف اشرف نگهداری می شود.

از دیگر آثار ارزنده او تذهیب ضریح مرقد مطهر حضرت ابوالفضل العبّاس علیه السلام می باشد.]

وی سرانجام در 3 رمضان المبارک 1395ق (مطابق 19 شهریور 1354ش) وفات یافته و در تکیه جویباره ای ها واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[1]

میرزا محمّدحسین قانع اسفه ای

میرزا محمّدحسین مدرسی بن ملّا حیدرعلی اسفه ای، شاعر طبیب دانشمند.

[در سال 1280ش متولّد شد. تحصیلات مقدماتی را در زادگاه خود روستای «اسفه» شهرضا نزد پدر آموخت. سپس به اصفهان آمد و در مدرسه جّده نزد دایی خود عالم مجاهد آقامیر سیّد حسن مدرس به تحصیل پرداخت و پس از مهاجرت دایی خود به تهران، او نیز به تهران رفت و در مدرسه عالی سپهسالار نزد او به تلمّذ مشغول شد. امّا پس از تبعید مدرس به کاشمر، به اصفهان بازگشت.[2]]

مدرسی در اصفهان و در اوایل تحصیل، طب را نیز از میرزا ابوالقاسم گوگردی (ناصر حکمت) فرا گرفت.[3]او سالها در شهرضا و اسفه به طبابت مشغول بود و گاهی در منزل به تدریس اصول، شرایع و اسفار می پرداخت.

[1]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص102؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی؛ تجارب طلائی، صص 43 و 44.

[2]مدرس، ص257.

[3]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص372.


صفحه 671

او در ادبیات فارسی و عربی استادی مسلم بود و به عربی و فارسی شعر می سرود و «قانع» تخلّص می کرد. او در سالهای آخر عمر در اصفهان ساکن شد و سرانجام در جمعه 5رجب سال 1402ق به سن قریب هفتاد و پنج سالگی وفات یافته و در تکیه فاضلان واقع در تخت فولاد مدفون شد.[1]

تألیفات و آثار او عبارت است از:

1. «آداب الزیّاره» 2. «اختران تابان در اخلاق بزرگان» 3. «اربعین و ضمائمی دلنشین» 4. «اربعین قانع یا چهل طوطی» 5. «افسانه اسفه ای در قصه زن و شوهر» 6. «پند پدر به پسر در پیدایش و بازگشت» 7. «توسلّیات» 8. «ره آورد قانع در زیارت جامعه»، مطبوع 9. «شجره طوبی در کمالات نفسانیه» 10. «سوانح قانع در عروض و اشعار» 11. «قسمتی از دیوان قانع»، در غزل و قصیده 12. «فواتح قانع در نفوس کامله» 13. «محرم نامه» 14. «مستطرفات و متفرقات» 15. «منارالانوار یا چهل چراغ قانع اصفهانی» 16. «نقل مجلس» 17. «نوشدارو در تعلیم و تربیت»، مطبوع.[2]

او طبیبی دیندار و مردمی، دانشمندی وارسته و به فضائل و کمالات آراسته بود.

[این شعر از اوست:

زین نیستی که جلوه کند جای هست ما

ای کاش کز ازل نشدی پای بست ما

گر جان رسد به ساحل از این بحر بی کران

بر ناخدا رواست بسی ناز شصت ما

ما را به هیچ نشئه سر خودسری نبود

حکم قضا گرفت عنان را ز دست ما

[1]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص163.

[2]مدرس، ص258؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص372.


صفحه 672

هرکس به سوی کعبه دل ره نمی برد

آن کس که شد چو زاهد مسجدپرست ما

«قانع» شگفت نیست ز گفتا دلربا

باشد عجب بلندی از این طبع پَست ما[1]]

محمّدحسین غاضری

محمّدحسین غاضری بن حیدرعلی غاضری (محفوظ)، شاعر معاصر، در [اول دی [1309ش در اصفهان متولّد شد. [ابتدا در مکتب خانه شیخ حسن جناب تحصیل را آغاز کرد و سپس] در مدرسه قدسیه تا ششم ابتدائی تحصیل کرد. [سپس به طور شبانه دوره متوسطه را در آموزشگاه شمس سپری نمود. وی حدود 25سال در کارخانه آجر مشغول به کار بوده و سپس به آجرفروشی پرداخته است. وی در 16سالگی به همراه پدرش که شاعر بود در یکی از انجمن های ادبی اصفهان حضور یافته و با خواندن شعری نزد «صغیر اصفهانی» مورد تشویق قرار گرفته است. ابتدا «زیبا» تخلّص می کرد ولی مدتی بعد آن را ترک کرده و به نام خانوادگی «غاضری» تخلّص نمود. اشعارش اغلب پند و اندرز و حکایات اخلاقی است و گاهی نیز در هزل و مطایبه شعر می سراید. در مدح و مرثیه چهارده معصوم علیهم السلام نیز اشعاری دارد. اشعارش را درقالب غزل، قصیده، رباعی و مثنوی سروده است. دیوان شعر او هنوز چاپ نشده است.]

از اوست:

زان پیش که در دهر نیابی اثر من

ای دوست نظر کن به من و چشم تر من

دل از غم عشق رُخَت ای دوست ز کف رفت

باز آی که از هجر تو خون شد جگر من[2]

[1]بهار ادب، ص123.

[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص228؛ مصاحبه غلامرضا نصرالهی با آقای غاضری در مردادماه 1386ش.


صفحه 673

حسین سلیمی اصفهانی

ابونصر حسین بن رجاء بن محمّد بن حسن بن محمّد بن احمد بن سلیم سلیمی، از محدّثین و دانشمندان قرائت و تجوید در قرن ششم هجری، وی از احفاد ابی بکر بن سلیم اصفهانی است. در محرم 469ق متولّد شده و در اصفهان و بغداد حدیث گفته است. وی از خاندان اهل علم و محدّث بوده و خود بسیار به تلاوت قرآن مجید می پرداخته و با قرآن انس داشته است. او از قاضی ابوبکر محمّد بن ماجه ابهری و دیگران حدیث شنیده است. ابوسعد سمعانی، در اصفهان از او حدیث شنیده است.[1]

شیخ محمّدحسین اصفهانی حائری (صاحب فصول)

شیخ محمّدحسین اصفهانی حائری صاحب فصول ابن حاج محمّد رحیم بن محمّدقاسم بیگ رازی ایوان کیفی. فقیه محقق و اصولی مدقق، از اکابر علمای قرن سیزدهم هجری. در ایوان کیف در حوالی طهران متولّد گردیده و در کودکی به همراه پدر و مادر به نجف اشرف مهاجرت کرد و در آنجا نزد علماء و فقهاء از جمله شیخ علی نجفی به تحصیل پرداخت. در سال 1214ق به همراه خانواده از خوف حمله وهابی ها به نجف، به کربلا مهاجرت نموده و مدتی بعد همراه برادرش شیخ محمّدتقی رازی (صاحب حاشیه) به اصفهان آمد و مدّتی نیز در نجف آباد ساکن بود. سپس به کربلا بازگشت و در آنجا به تدریس مشغول شده و در حرم مطهر امام حسین علیه السلام به اقامه جماعت پرداخت و کم کم به شهرت دست یافته و مرجعیّت یافت.

وی در کربلا با سیّد کاظم رشتی و شیخ احمد احسائی از پیشوایان شیخیّه مخالفت های شدیدی را انجام داده و به مبارزه با مرام آنان برخاست.

وی در سال 1255ق وفات یافت و در صحن صغیر حضرت سیدالشهداءعلیه السلام دفن شد.

[1]التّحبیر، ج1، ص232.


صفحه 674

کتب زیر از تألیفات اوست:

1. «حاشیه بر زبده الاصول» که در سال 1302ق در هامش زبده الاصول در تهران به طبع رسیده است.2. «رساله الصّومیّه» که در کتابخانه میرزا محمّد طهرانی در سامرا وجود داشته و به فارسی نوشته شده است. 3. «رساله عملیه» که در سال 1253ق تألیف شده است. 4. «الفصول الغرویّه فی الاصول الفقیهیّه» معروف ترین تألیفات آن مرحوم است و به همین مناسبت او را «صاحب فصول» می گویند. کتاب را در جمعه 19ذی الحجه 1232ق در نجف اشرف به پایان رسانیده است، در این کتاب اعتراضاتی را به کتاب «قوانین الاصول» تألیف میرزا ابوالقاسم قمی وارد ساخته است. این کتاب به چاپ رسیده و بسیاری از علماء و فضلاء بر آن شرح و حاشیه نوشته اند. 5. «مشارع الاحکام فی تحقیق مسائل الحلال و الحرام» که نسخه ای از آن در کتابخانه عالم جلیل حاج سیّد احمد زنجانی موجود است و در جلد پنجم مجموعه میراث حوزه اصفهان با تحقیق آقای شیخ مهدی باقری به طبع رسیده است.

همچنین کتاب «نماز برهنه» به فارسی مطابق با فتاوای حاج سیّد محمّد باقر حجهالاسلام شفتی ظاهراً از تألیفات اوست که در کتابخانه آقا میرزا محمّد طهرانی در سامرا وجود داشته است.[1]

[1]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج1، ص213-187؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص411 و 412؛ ریحانهالادب، ج3، ص380؛ الذریعه، ج11، صص205 و 206 و ج16، صص242 241 و 286؛ الکرام البرره، ج1، صص 390 و 391؛ هدیهالاحباب، ص198؛ فوائد الرضویه، ج1، ص501؛ معارف الرّجال، ج2، ص104؛ الاعلام، ج6، ص104؛ قصص العلماء (چ 1380ش)، ص121؛ روضات الجنات، ج2، ص126؛ مکارم الآثار، ج5، صص1484 و 1485؛ آشنایی با چند نسخه خطی، ج1، صص208 و 209؛ لباب الالقاب، صص50 و 51؛ معجم المؤلفین، ج9، ص256؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، ص119؛ میراث حوزه اصفهان، جلد پنجم.


صفحه 675

شیخ محمّد حسین رشتی

شیخ محمّد حسین بن میرزا محمّد رضا بن حاج میرزا ابوتراب رشتی اصفهانی، از علمای قرن چهاردهم هجری.

در اصفهان متولّد شده و نزد آقا شیخ محمّد رضا نجفی و آقا سیّد مهدی درچه ای به کسب فیض پرداخته و سپس به ترویج دین و اقامه نماز جماعت در مسجد ذکراللَّه در محلّه بیدآباد مشغول شده و در صفر 1378ق وفات یافته، در بقعه جدّ مادری خود آقا شیخ مرتضی ریزی در تخت فولاد مدفون شد.

ماده تاریخ وفاتش را شاعر توانا فضل اللَّه اعتمادی متخلّص به «برنا» گوید:

گفت به شمسی برای سال وفاتش

«شیخ محمّد حسین عالم عابد»[1]

سیّد حسین نوربخش*

سرهنگ سیّد حسین نوربخش فرزند سیّد قوام الدّین از چهره های متدیّن و نیکوکار معاصر. در اصفهان متولّد شد و پس از تحصیل در مقطع ابتدائی در مدرسه علیّه ادامه تحصیل داد و پس ا اخذ دیپلم وارد دانشکده افسری شد.

او از اعضای فعال انجمن تعلیمات اسلامی اصفهان و سرپرست دبستان دخترانه نوربخش بود. او مردی باایمان، پاک نهاد، خیرخواه، نوع دوست و متدیّن بود. وی در 16 ذیحجه 1374ق وفات یافت و در صحن تکیه سیّدالعراقین در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.

ماده تاریخ او از این بیت «نوای اصفهانی» معلوم می شود:

کردم از طبع «نوا» تاریخ فوتش را سؤال

گفت سال فوت را بنویس «روی نوربخش»[2]

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص937؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص126.

[2]شرح مجموعه گل، صص 511-509.