بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 700

سیّد محمّدحسین بهشتی

سیّد محمّد حسین بن میر عبدالباقی بن میر محمّدرضا حسینی بهشتی، از علمای قرن سیزدهم هجری. مؤلف کتابی در ادعیه سه ماه (رجب، شعبان و رمضان) مدفون در تکیه بهشتی در شمال مصلای تخت فولاد.[1]

میر محمّد حسین قوام المحدثین*

حاج میر محمّدحسین امامی عریضی ملقب به «قوام المحدثین» بن سیّد عبدالباقی بن سیّد میرزا امامی عریضی اصفهانی، خطیب دانشمند و واعظ توانای نیمه نخست قرن چهاردهم هجری قمری. در اصفهان متولّد شده و در این شهر به تحصیل علم و فضل پرداخته است. در تاریخ معصومین علیهم السلام و اخبار و اشعار و اخلاق معلومات فراوان و صدایی گیرا و بسیار ملیح داشته و اغلب الحان و آوازها را در کمال استادی می خوانده است و بزرگان و اعیان شهر و علمای مشهور همچون آقانجفی برای مجالس وعظ و خطابه او را بر سایر اقران عصر خویش مقدّم می شمرده اند.

سرانجام در 9شعبان 1346ق (مطابق لوح مزار وی) وفات یافته و در یکی از اطاق های تکیه جویباره ای ها (مشهور به تکیه فاضل سراب) در تخت فولاد مدفون شد.[2]

در برخی از کتابها او را برادر سیّد محمود بن سیّد عبدالعلی موسوی درب امامی دانسته اند که صحیح نیست.[3]

میر محمّد حسین خاتون آبادی

میر محمّدحسین بن میر عبدالحسین بن میر محمّدباقر حسینی خاتون آبادی، عالم فاضل، از فضلای قرن دوازدهم هجری.

[1]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص136.

[2]تخت فولاد یادگار تاریخ: نسخه خطی؛ یادنامه آیت اللَّه فقیه امامی، صص 30 و 31.

[3]بنگرید به: رجال اصفهان یا تدکره القبور، ص209؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص155.


صفحه 701

وی در سال 1073ق در اصفهان متولّد شد[1]و در این شهر به تحصیل پرداخت. سال وفات او معلوم نیست. مقبره او در تکیه خاتون آبادی ها واقع در تخت فولاد قرار داشته است.[2]

[پسر عمویش میر محمّدباقر نسخه ای از «ترجمه اناجیل اربعه» از تألیفات خود را به میر محمّدحسین اهداء کرده است.[3]

همچنین میر محمّدحسین خاتون آبادی مالک نسخه ای از کتاب «عدّه الدّاعی» بوده است.[4]]

میرزا محمّدحسین ادیب*

میراز محمّد حسین ادیب فرزند حاج میرزا عبدالرحیم سمیرمی از فضلاء و هنرمندان اوایل قرن چهاردهم هجری. پدرش از خوشنویسان معروف عهد قاجاریه است. خود او در علوم دینی مهارت داشت و خطشناس زبردست و خوش ذوقی بود. او کتابخانه ای بزرگ با چندین هزار جلد کتاب داشت که پس از فوتش به کتابخانه آیت اللَّه بروجردی اهداء شد. وی عمر خود را در تجرّد و بدون زن و فرزند سپری ساخت و در حدود 80 سالگی در قم وفات یافته و در یکی از حجره های صحن مرقد مطهر حضرت معصومه(سلام اللَّه علیها) مدفون شد.[5]

میرزا محمّدحسین نائینی*

میرزا محمّدحسین نائینی بن عبدالرحیم شیخ الاسلام بن حاج میرزا محمّدسعید بن حاج میرزا عبدالرحیم نظرعلی شاه منوچهری نائینی از اکابر علماء و فقهاء قرن چهاردهم

[1]وقایع السّنین و الاعوام، ص523.

[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص114.

[3]تراجم الرّجال، ج2، ص666 و 667.

[4]فهرست مجلس، ج1، بخش چهارم، ص1919.

[5]سیمای دهاقان، ص277 و اطلاعات متفرقه.


صفحه 702

هجری.

در 27 ذیقعده 1276ق در نائین متولّد شده و در اصفهان نزد علمای بزرگ آنجا همچون حاج شیخ محمّدباقر نجفی و فرزندش حاج شیخ محمّدحسین صاحب تفسیر، میرزا ابوالمعالی کلباسی، آقا سیّد محمّدباقر چهارسوقی (صاحب روضات)، آخوند کاشی، جهانگیر قشقائی، ملّا محمّدباقر فشارکی و حاج میرزا بدیع درب امامی به تحصیل پرداخت. در سال 1303ق به عتبات عالیات رفت و نزد آیات عظام میرزا محمّدحسن شیرازی و سیّد محمّد فشارکی و در کربلا نزد سیّد حسن صدر و در نجف نزد آخوند خراسانی به تکمیل تحصیلات خود پرداخت.

پس از وفات میرزا محمّدتقی شیرازی و شیخ الشریعه اصفهانی، مرجعیت شیعه به او منتهی شد.

در نهضت مشروطیت ایران او از مشروطه خواهان حمایت کرد و مبانی دینی و شرعی مشروطیت را در کتاب «تنزیه الاُمه و تنبیه الملّه» بیان کرد. و در ماجرای استبداد صغیر فتاوایی در حمایت از مشروطه خواهان مخالف محمّدعلی شاه صادر نمود. اما چندی نگذشت که میرزای نائینی به خاطر حضور چهره های مخالف دین و وابسته به انگلیس در مصدر امور و اعدام و کنار زدن علماء مشروطه خواه و بنیان گذاران مشروطیت، از اقدامات خود ابراز پشیمانی کرده و به جمع آوری و محو کتاب «تنزیه الامه» پرداخت.

پس از آنکه دولت عراق خواست انتخابات مؤسسان را فراهم کند و این اقدام به زعم شیخ مهدی خالصی مخالف شرع بود، مرحوم خالصی به این اقدام اعتراض کرد و درنتیجه به ایران تبعید شد. آیات عظام نائینی و آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی نیز به حمایت برخاسته و معترضانه به ایران مهاجرت کردند. پس از آنکه دولت عراق با تبعات اقدام ناپسند خود مواجه شد، در اقدام خود تجدیدنظر کرد و آیات عظام نائینی و اصفهانی پیروزمندانه به نجف اشرف بازگشتند.

میرزای نائینی در علم اصول تحقیقات عمیقی انجام داد و نظرات جدیدی را ارائه


صفحه 703

کرد. همچنین در مجلس درس او صدها مجتهد و عالم عالیقدر تربیت شدند که بسیاری از آنان بعدها در عداد مراجع عراق و ایران قرار گرفتند. از تقریرات وی در اصول دو دوره کامل بنام «فوائد الاصول» به قلم شیخ محمّدعلی کاظمینی در چهار جلد «و أجود التقریرات» به قلم مرحوم آیت اللَّه خوئی در چهار جلد منتشر شده است.

وی در جمعه 26 جمادی الاولی 1355ق وفات یافته و پس از اقامه نماز توسط آیت اللَّه اصفهانی بر پیکرش در یکی از حجره های صحن مطهر حضرت علی علیه السلام در نجف اشرف مدفون شد.

کتب زیر از تألیفات اوست:

1. «حاشیه بر عروهالوثقی» 2. «وسیله النجاه» به فارسی که رساله عملیه مختصری برای مکلّفان و مقلّدان است. 3. «رساله در لباس مشکوک»، مطبوع 4. «تنبیه الاُمّه و تَنزیه الملّه» که در سال 1327ق تألیف شده و به طبع رسید. این کتاب بارها در ایران چاپ شده است، «الفتاوی» از فتاوی وی در دو مجلد جمع و طبع شده و چند رساله دیگر.[1]

سیّد حسین شجره

سیّد حسین شجره بن عبدالرسول بزمی، شاعر و ادیب دانشمند، در سال 1278ش (و یابه نوشته سخنوران نامی معاصر در سال 1271ش) متولّد شد. تحصیلات ابتدایی را در قهفرخ از توابع چهارمحال بختیاری انجام داد و چندین سال به تدریس در مدارس

[1]نقباء البشر، ج2، صص 596-593؛ ماضی النّجف و حاضرها، ج3، ص364؛ مؤلفین کتب چاپی، ج2، ص773؛ زندگانی آیت اللَّه چهارسوقی، ص60؛ مکارم الآثار، ج6، صص 2182-2169؛ مجله حوزه، شماره 76 و 77؛ نائین بلده طیّبه، صص 101-92؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، ص203؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص334؛ ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران، ص229؛ ریحانه الادب، ج4، ص126؛ معجم المؤلفین، ج4، ص16؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «حسین»، ص167؛ الذریعه، ج4، ص440 و ج6، ص149 و ج11، ص150 و ج14، ص183؛ معارف الرّجال، ج1، ص ص 288-284؛ معجم رجال الفکر و الادب فی النّجف الاشرف، ص435.


صفحه 704

آموزش و پرورش پرداخت سپس به تهران آمد و در کالج آمریکائی (البرز) به تحصیل پرداخت و دوره متوسّطه را به پایان رسانید. آن گاه وارد دانشکده حقوق گردید و از آن دانشکده فارغ التّحصیل گردید و در دادگستری و سپس وزارت دارایی به کار پرداخت. او همچنین با روزنامه های کیهان و ایران همکاری داشت.

سرانجام در جمعه 21 جمادی الثّانی 1402ق در طهران وفات یافت. این کتب از تألیفات اوست:

1. «تحقیق در احوال و رباعیات خیّام» [2. «راز کامروایی»] 3. رساله در تعبیر رؤیا و روانشناسی امروز 4. ترجمه «شخصیّت مولوی» تألیف: نیکلسون 5. علم معاش [6. «قوای روحی و قوانین فرمانروایی» 7. «کتب و تجارت عمومی» 8. «مقدمه ای بر جغرافیای اقتصادی».

همچنین «گلزار ایران» مجموعه مقالاتی درباره ادبیات پیش از اسلام تا قرن هفتم هجری که در روزنامه ایران و «در محفل انس» چه شنیدم» در روزنامه کیهان به طبع رسیده است.]

در سرودن شعر طبعی روان داشت. ابتدا «ناهید» و سپس «شیوا» تخلّص می کرد. این شعر از اوست:

زلف مشکین بر رخ سیمین پریشان کرده ای

آفتابی را به زیر ابر پنهان کرده ای

در هوای آتشین رُخسار خویش از هر طرف

ای بسا مرغ دل اندر سینه بریان کرده ای[1]

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص295؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج3، ص1917؛ دائرهالمعارف دانش بشر، ص1205؛ مکارم الآثار، ج7، ص2709؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج2، صص 760 و 761.


صفحه 705

سیّد حسین محمودی خوراسکانی*

سیّد حسین محمودی خوراسکانی، عالم فاضل فرزند حاج میرزا عبدالعلی بن میر محمّدصادق، از فضلاء و علمای حاضر.

در سال 1329ق در خوراسکان متولّد شده و در اصفهان نزد شیخ محمّد حسن عالم نجف آبادی، حاج آقا رحیم ارباب، آقا سیّد محمّدرضا خراسانی و حاج آقا حسین خادمی به تحصیل پرداخت. سپس در خوراسکان به اقامه جماعت و موعظه و خطابه مشغول شد.

وی در سال 1423ق وفات یافته و در حرم امامزاده ابوالعباس خوراسکان مدفون شد.[1]

محمّدحسین خوراسکانی

محمّدحسین بن عبدالفیاض خوراسکانی، از فضلاء قرن سیزدهم هجری است. از اهالی قصبه «خوراسکان» جی اصفهان بود و در ماه ربیع الاوّل 1258ه.ق نسخه ای از کتاب «مغنی اللبیب» را به خط نسخ کتابت کرد. این نسخه به شماره 9747 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[2]

میرزا محمّد حسین شمیم اصفهانی

میرزا محمّد حسین اصفهانی معروف به پیر فرزند عبدالکریم شیرازی اصفهانی، شاعر، خوشنویس و ادیب فاضل، از دانشوران قرن دوازدهم هجری. اجدادش از شیراز به اصفهان آمدند و او در اصفهان به دنیا آمده و علم و ادب آموخت. در زمان نادر شاه به قضای لشکر منصوب شد و چندی بعد به کلانتری اصفهان برگزیده شد و کمی بعد در سال 1159ق به دستور نادر شاه کشته شد. خط شکسته را خوش می نوشت. شعر را نیز

[1]رساله خوراسکان (تألیف: محمّدعلی ربّانی خوراسکانی): خطی.

[2]فهرست رضوی، ج12، ص446؛ خورشید جی، ص312.


صفحه 706

نیکو می سرود و «شمیم» تخلّص می کرد.

از اوست:

ز سوز عشق تو آن را که نیم جانی هست

چو شمع تا نفس واپسین زبانی هست[1]

شیخ محمّد حسین واعظ شیرازی

شیخ محمّد حسین واعظ بن حاج عبدالکریم شیرازی، عالم فاضل واعظ. وی نواده دختری شیخ محمّد تقی رازی، در اصفهان ساکن بود و به وعظ و خطابه مشغول بود. در سالهای جوانی در جمعه غرّه شوال 1288ق وفات یافته، در ضلع شرقی تکیه مادر شاهزاده در تخت فولاد مدفون شد.

ماده تاریخ وفاتش را «بهاء» گفته است:

از پی تاریخ او «بهای» حزین گفت:

«شیخ حسین از زمانه کام ندیدی»[2]

حسین ایلیا*

استاد حسین ایلیا فرزند عبداللَّه بن استاد آقاجان کاشی پز اصفهانی. هنرمند برجسته کاشی سازی اصفهان در سال 1301ش در اصفهان متولّد شد. در نوجوانی نزد پدر و سپس عمویش به هنر کاشی سازی پرداخت و آنرا فرا گرفت.

کاشی کاری مسجد سلطانی سمنان، سردرب ارگ سمنان، زیر گنبد باغ رضوان ارومیه، مسجد امام و گنبد آن در اصفهان، حرم مطهر حضرت زینب و حضرت

[1]تذکره آتشکده، نیمه دوم، 524؛ تذکره سفینه المحمود، ج2، ص491؛ لغت نامه دهخدا، ذیل شمیم، ص614: نتایج الافکار، ص395؛ تذکره شمع انجمن، ص372؛ تتمیم امل الآمل، صص 129 و 130؛ شهداء الفضیله، ص254؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، ص132؛ الذریعه، ج9، ص546؛ دانشمندان و سخن سرایان فارس، ج2، ص319.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص545؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص95؛ گلشن اهل سلوک، صص 206 و 207.


صفحه 707

رقیه(علیهماالسلام) در سوریه، حمام گنجعلی خان کرمان، کاخ نیاوران در تهران، کاخ گلستان در تهران، مسجد اعظم قم، حسینیه بنی فاطمه اصفهان و دهها نمونه کاشیکاری دیگر از آثار هنری به جای مانده از استاد حسین ایلیا است.[1]

حسین اصفهانی

حسین بن عبداللَّه بن محمّد بن محمّد حسین اصفهانی [از کاتبان قرن سیزدهم هجری ]در سال 1293ق کتاب «سیف الذّاکرین» به فارسی را که عبارت از مجالس و مطالبی راجع به منبر می باشد را کتابت نموده است. نسخه به شماره 982 در کتابخانه آیت اللَّه گلپایگانی موجود می باشد.[2]

حسین اُسواری اصفهانی

حسین بن عبداللَّه بن نمراذ اُسواری اصفهانی، از محدّثین اصفهان در اوایل قرن چهارم هجری است.

وی از محمّد بن یحیی بن منده و عبداللَّه بن محمّد بن عمران حدیث شنیده است.[3]

ملّا حسین گریان اردستانی

ملّا حسین متخلّص به «گریان» ابن ملّا عبداللَّه شهرابی اردستانی، واعظ صالح و ادیب شاعر، از نویسندگان زبردست و شعرای عالیقدر و وعاظ محترم بوده و سرانجام در سال 1310ق به مرض وبا در تهران وفات یافته است.

کتب زیر از تألیفات اوست:

1. «انوار المجالس» در دو جلد مطبوع، که در سالهای 1280 تا 1299ق تألیف شده است. 2. «تخمیس دوازده بند محتشم کاشانی» 3. «حمله مختاریه»، [که در سال

[1]مصاحبه با استاد حسین ایلیا در5 مرداد1373ش.

[2]فهرست گلپایگانی، ج2، ص104.

[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص282.