بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 715

مشهورترین اثر طغرائی، که قصیده ای است به عربی در 59 بیت که مورد توجّه ادبای عرب و ایرانی واقع شده و دهها شرح بر این قصیده نوشته اند از جمله شرح صفدی، [و بسیاری از مستشرقین اروپایی به تحقیق، ترجمه و چاپ ان اقدام کرده اند از جمله پروفسور بوکوک آن را به لاتین ترجمه کرده و در سال 1661م. با حواشی بسیار آن را به چاپ رسانیده است. [14. «مصابیح الحکمه و مفاتیح الرّحمه» در علم اکسیر و کیمیا

استاد طغرائی به فارسی و عربی شعر می سروده است و قصیده «لامیه العجم» با این بیت آغاز می شود:

«اصاله الرّأی صانتنی عن الخطل

و حلیه الفضل زانتنی لدی العطل»[1]

حسین اُسواری اصفهانی

ابو علی حسین بن علی بن یزید اُسواری اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. از محمّد بن سلیمان لِوّین روایت می کند و ابو احمد عسال اصفهانی از او

[1]آثار الوزراء عقیلی، ص262؛ معجم الادباء، ج10، صص 79-56؛ مرآه الجنان، ج3، ص210؛ تاریخ اصفهان و ری، ص115؛ الکنی و الالقاب، ج2، صص 449 و 450؛ راهنمای دانشوران، ج2، ص113؛ ثقاه العیون، صص 80 و 81؛ راحه الصّدور، ص239؛ امل الآمل، ج2، صص 95 و 96؛ ریاض العلماء، ج2، صص 169-166؛ وفیات و الاعیان، ج2، ص185؛ فواید الرضویه، ج1، ص141؛ آثار الشیعه، ج4، صص 52-50؛ الاعلام، ج2، صص 267 و 268؛ شیمیدانان نامی اسلامی، صص 180-177؛ هدیه الاحباب، ص214؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص175؛ تاریخ تشیع اصفهان، صص 276-271؛ لباب الالقاب، ص144؛ اعیان الشیعه، ج27، ص76؛ تاریخ و ادبیات در ایران، ج2، ص1038؛ الذریعه، ج9، ص648 و ج13، ص274 و ج17، ص118 و ج18، ص271 و ج21، ص302؛ روضات الجنات، ج3، ص181؛ ریحانهالادب، ج4، ص57؛ معجم المؤلفین، ج4، ص36؛ الاصفهان (رجال و مشاهیر)، صص 376 و 377، لغت نامه دهخدا، ذیل «حسین»، ص659: تاریخ آداب اللغه العربیه، ج3، ص177؛ کشف الظنون، ج2، صص 1537 و 1539؛ هدیه العارفین، ص409؛ شهداء الفضیله، ص40؛ مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، سال دوازدهم: سال 1344، شماره 47 و 48، صص 452-373، مجله کیهان اندیشه: شماره 54، خرداد و تیر 1373، صص 191-189؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 549 و 550.


صفحه 716

استماع حدیث کرده است.[1]

[اَسواریه، از روستاهای اصفهان است. در شمال شهر اصفهان که اکنون به شهر پیوسته است، اَراضی سواری باغ و استوارچی وجود داشته که شاید یکی از آنها همان «اَسواریه» باشد.]

سیّد محمّد حسین بهشتی

سیّد محمّد حسین بن آقا میر سیّد علی بهشتی، عالم فاضل زاهد از ائمه جماعت مسجد سرجوی شاه اصفهان، متوفی سال 1337ق مدفون در تکیه تویسرکانی.[2]

سیّد محمّد حسین حسینی اصفهانی تبریزی

سیّد محمّد حسین اصفهانی تبریزی فرزند میر سیّد علی، از خوشنویسان و کاتبان قرن سیزدهم هجری است. وی خط نسخ را بسیار زیبا می نوشته و هم خط خوش خود کتاب «زبده الاصول» شیخ بهائی را در سال 1254ق کتابت نموده که در کتابخانه الزهراء اصفهان موجود است.[3]

شیخ محمّد حسین موحّد حُججی نجف آبادی*

شیخ محمّد حسین موحد حججی بن علی موحد حججی نجف آبادی، عالم فاضل محقق، در سال 1348ق در نجف آباد متولّد شد. تحصیلات مقدماتی را نزد دائی دانشمند خود شیخ احمد حججی فرا گرفت. سپس به اصفهان رفته سطوح را به پایان رسانید. آنگاه عازم قم شده و در درس آیت اللَّه العظمی بروجردی حاضر شد. در حدود سال 1372ق به نجف اشرف رفت و از درس آیات عظام میرزا عبدالهادی شیرازی، سیّد

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص281.

[2]تحفه الاحباب، ص35؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص99.

[3]فهرست الزهراء، ص35.


صفحه 717

محمود شاهرودی، شیخ حسین حلّی، سیّد ابوالقاسم خوئی و سیّد محسن حکیم مستفیض شد. در سال 1391ق به دنبال فشارهای رژیم بعثی حاکم بر عراق به ایران بازگشت و در قم ساکن شد و به تدریس و تألیف مشغول گردید تا اینکه در پنج شنبه 27 رجب 1413ق وفات یافته و در قبرستان باغ بهشت قم مدفون شد.

کتب زیر از تألیفات ایشان است:

1. «اولیّات مما اودعه فی الکافی»، مطبوع 2. «تقریرات درس میرزا عبدالهادی شیرازی در صلاه» 3. «تقریرات درس شاهرودی» 4. «تقریرات درس حلّی» 5. «تقریرات درس خوئی» 6. «تفسیر قرآن کریم»[1]

ملّا محمّد حسین خوراسکانی*

ملّا محمّد حسین معروف به «حاج آخوند» بن آخوند ملّا علی خوراسکانی عالم زاهد متّقی، از علمای اواخر دوره قاجاریه. در خوراسکان اصفهان مرجع حلّ و فصل امور مردم بود و مورد وثوق مردم قرار داشت و در مسجد نو خوراسکان اقامه جماعت می نمود. سرانجام در سال 1320ق وفات یافته و در تکیه خوانساری ها در تخت فولاد مدفون شد. متأسفانه در سال 1373ش پس از مرمت تکیه و احداث مسجد، مقبره او و فرزندش ملّا تقی را خراب کردند.

بنا به نقل احفاد صاحب عنوان، نسب این خانواده به شیخ حرّ عاملی منتهی می شود.[2]

حسین ریزی لنجانی

حسین بن علی ریزی لنجانی، از کاتبان هنرمند قرن سیزدهم هجری است. در نوشتن خط نسخ مهارت داشته و از اهالی ریز [زرین شهر فعلی] از بلوک لنجان اصفهان بوده

[1]تربت پاکان قم، ج3، صص 1599 و 1600؛ سیمای دانشوران [نجف آباد]، ص82؛ آئینه اهل قلم [نجف آباد]، صص 41 و 42؛ دیباچه دیار نون، ص167.

[2]جلوه افلاکیان: خطی؛ رساله خوراسکان (تألیف: محمّدعلی ربانی): خطی.


صفحه 718

است.

وی در سال 1259ق مجموعه ای از 19 رساله رجالی سیّد محمّد باقر حجّهالاسلام شفتی را کتابت نموده که در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی نجفی موجود است.[1]همچنین او جلد دوّم «نهایه اللّغه» تألیف: ابن جزری را به خط نسخ در سال 1279ق کتابت کرده است که در کتابخانه عبدالحمید مولوی در مشهد مقدّس موجود بوده است.[2]

ملّا محمّد حسین زفره ای

ملّا محمّد حسین زفره ای فرزند ملّا علی عرب، عالم فاضل ادیب عارف خوشنویس.

خط نستعلیق را در کمال استادی می نوشته و عدّه ای در فن خط شاگرد او بوده اند. وی در 18 ذی الحجه سال 1343ق وفات یافته، نزدیک بقعه فیض در تخت فولاد مدفون شد.[3]

محمّد حسین ریزی لنجانی

محمّد حسین بن ملّا علی ریزی لنجانی از نویسندگان کتب و خطاطان قرن سیزدهم هجری. در بیستم جمادی الاولی 1266ق کتابت قسمتی از مجلد 14 «بحارالانوار» را به خط نسخ زیبا به پایان رسانیده است. کتاب به شماره 2218 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی در قم موجود است.[4]

همچنین در تاریخ پنج شنبه 8 رمضان المبارک 1279ق کتابت نسخه ای از جلد دوّم «النّهایه فی غریب الحدیث و الاثر» تألیف: ابن اثیر را به پایان رسانیده است. کتاب به شماره 780 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.[5]

[1]بیان المفاخر، ج1، ص311.

[2]نسخه های خطی، ج5، ص104.

[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ص209؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص168.

[4]فهرست مرعشی، ج6، ص207.

[5]فهرست الهیات مشهد، ج1، ص595.


صفحه 719

سیّد حسین قائنی*

سیّد حسین بن علی قائنی خراسانی اصفهانی، عالم فاضل و فقیه محقّق، از علمای قرن سیزدهم هجری.

وی در اصفهان ساکن بوده و از تألیفاتش برمی آید که در فقه و اصول مهارتی به سزا داشته و احتمالاً نزد علمای اصفهان تحصیل کرده است.

کتب زیر از اوست:

1. «سفینه النّجاه» در فقه، در 9 جلد.

2. «الفوائد الکبری» در اصول فقه، در 3 جلد به خط مؤلف که در کتابخانه آیت اللَّه ریاضی در نجف آباد موجود است.[1]

میر محمّد حسین میر محمّد صادقی

میر محمّد حسین بن میر سیّد علی میر محمّد صادقی، از علماء اخیار و فقهاء و مدرسین. در اصفهان متولّد شد و مقدمات و سطوح را نزد پدر آموخت. در نجف و کربلا نزد صاحب جواهر و شریف العلماء مازندرانی تلمّذ نموده و از آن دو به دریافت اجازه مفتخر شد. در اصفهان نیز مدّتی به درس حاجی کلباسی و سیّد محمّد باقر حجّهالاسلام شفتی حاضر شده، سپس حوزه درس و بحث تشکیل داده و جمعی از افاضل به درس او حاضر شده اند.

وی در روز شنبه 21 ذیحجهالحرام 1288ه.ق وفات یافته، جنب مزار فاضل هندی در تخت فولاد مدفون گردید. از او تقریراتی در فقه و اصول به جای مانده است.[2]

[1]یادداشت های آقای رحیم قاسمی.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ص 509 و 547؛ بیان المفاخر، صص 310 و 311؛ مکارم الآثار، ج8، صص 2891 و 2892.


صفحه 720

حسین اصفهانی

حسین بن علی اکبر اصفهانی، ساکن نجف اشرف بوده و در آنجا برحسب خواهش استادش ملّا علی؟ چندین رساله به خط نسخ و نستعلیق، ضمن مجموعه ای کتابت نموده است. مجموعه نامبرده به شماره 331 در کتابخانه دانشکده ادبیات و علوم انسانی در مشهد مقدّس موجود است.[1]

ملّا حسین کربلائی

مولی حسین کربلائی بن علی اکبر اصفهانی، عالم فاضل از دانشوران قرن دوازدهم هجری. وی کتاب «سرور المؤمنین» را به نام شاه سلطان حسین صفوی تألیف نموده است.[2]

ملّا محمّد حسین خوانساری

ملّا محمّد حسین بن علی اکبر خوانساری اصفهانی، عالم کامل و فقیه محقق، از اجلّه علماء و اتقیاء. در اصفهان خدمت پدر خود و مرحوم سیّد حجّهالاسلام شفتی [و سیّد حسن مدرس] تلمّذ نموده و در کربلا سالها به درس شریف العلماء مازندرانی حاضر گردیده تا به مقامات عالیه علم و اجتهاد نائل شد و به اصفهان مراجعت نموده و مورد توجّه مخصوص حاج سیّد اسداللَّه بیدآبادی واقع شده و مورد وثوق و اطمینان ایشان و مورد توجّه عموم طبقات خواص و عوام واقع گردید. وی پس از وفات پدرش در مسجد میرزا باقر در محله بیدآباد امامت می نموده است.

سرانجام در 14 جمادی الثّانی سال 1302ه.ق در اصفهان وفات یافته در مقبره کوچک مسجد سیّد مدفون گردید.

مشارالیه کتب عدیده ای تألیف فرموده که از آن جمله است:

[1]فهرست ادبیات مشهد، ص198.

[2]الذریعه، ج12، ص177؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص549.


صفحه 721

1. حکم الغساله بعد الانفصال 2. دروس الاصول تاریخ تألیف جلد اول در 16 ذی حجه 1248ه.ق 3. المرشد فی شرح التّبصره، که در سال 1259 و 1260 تألیف شده و اجازات مشایخ ایشان سیّد حسین بن سیّد صادق موسوی جرفادقانی و میر سیّد حسن بن علی بن محمّد باقر (مدرس) قبل از متن کتاب آمده است.[1]

سیّد حسین مقصودی

سیّد حسین مقصودی فرزند سیّد علی اکبر یزدی، از شعرای معاصر است. در 15 اردیبهشت 1299ش در اصفهان متولّد شده و پس از انجام تحصیلات ابتدائی و متوسطه به استخدام کارخانه صنایع پشم اصفهان در آمده است.[2]

شیخ محمّد حسین فقیه نطنزی*

شیخ محمّد حسین فقیه نطنزی ابن علیرضا، عالم فاضل کامل زاهد. در سال 1285ش در نطنز متولّد شد. مقدّمات را در زادگاه خود فرا گرفت. سپس به اصفهان آمده و در مدرسه چهارباغ در حجره برادرش شیخ محمود ساکن شد.

وی در اصفهان از حضرات آیات شیخ محمّد علی حبیب آبادی، شیخ محمّد جواد فریدنی، شیخ محمّد حسن عالم نجف آبادی ، حاج آقا رحیم ارباب، سیّد مهدی درچه ای، شیخ مهدی نجفی و آقا سیّد محمّد رضا خراسانی بهره برد و خود به تدریس سطوح در مدارس الماسیه، ملّا عبداللَّه عربان مشغول شد و شاگردان بسیاری تربیت کرد.

او نماز جماعت را در مسجد امام اقامه می نمود و در زهد و تقوا زبانزد خاص و عام بود. در 29 محرم 1395ق (مطابق 22 بهمن 1355ش) وفات یافته و در تکیه ملک

[1]بیان المفاخر، ج1، صص 310 و 311؛ الذریعه، ج8، ص144؛ فهرست کتابخانه آیت اللَّه گلپایگانی، ج1، ص116؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 547 و 548؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص153؛ الکرام البرره، ج1، صص 409 و 410.

[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص463.


صفحه 722

واقع در تخت فولاد مدفون شد.[1]

[مرحوم حاج شیخ عباسعلی ادیب جهت وفات او اشعاری سروده که به خط استاد حبیب اللَّه فضائلی بر سنگ مزار او نوشته شده و چنین است:

شاق الفقیه بلقاء الحسین

و قد أوی تحت لواء الحسین

عاش سعیداً فی الحیاه کما

فات سیعداً بولاء الحسین

فی التّاسع العشرین من محرّم

صاد بشوقٍ بفداء الحسین

اخرج الواحد من جمع و قُل

«ظل الفقیه بعزاء الحسین»]

سیّد حسین بشارت

سیّد حسین بشارت بن میرزا علیرضا حسینی قائنی، شاعر ادیب، [در اصفهان متولّد شد و پس از تحصیل علم و ادب، در جوانی به خدمت در تلگرافخانه اصفهان پرداخت و درجه سرهنگی را به دست آورد. او در سال 1341ق به موجب فرمانی از سوی احمد شاه قاجار به لقب «بشارت حضور» ملقّب گردید.[2]] و شهرت و تخلّص خود را بشارت قرار داد. وی درسال 1356ق وفات یافته و در تکیه بروجردی واقع در تخت فولاد مدفون گردید.[3]

از اوست:

شبهای فراق چون سحرگاه شود

هنگام دعا و ناله و آه شود

با دل به شکایت تو می پردازم

امّا نه آن چنان که ناله آگاه شود

[1]جلوه افلاکیان: مخطوط.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص153؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص86.

[3]کارنامه خاندان قائنی (بشارت)، ص210.