واقع در تخت فولاد مدفون شد.[1]
[مرحوم حاج شیخ عباسعلی ادیب جهت وفات او اشعاری سروده که به خط استاد حبیب اللَّه فضائلی بر سنگ مزار او نوشته شده و چنین است:
شاق الفقیه بلقاء الحسین
و قد أوی تحت لواء الحسین
عاش سعیداً فی الحیاه کما
فات سیعداً بولاء الحسین
فی التّاسع العشرین من محرّم
صاد بشوقٍ بفداء الحسین
اخرج الواحد من جمع و قُل
«ظل الفقیه بعزاء الحسین»]
سیّد حسین بشارت
سیّد حسین بشارت بن میرزا علیرضا حسینی قائنی، شاعر ادیب، [در اصفهان متولّد شد و پس از تحصیل علم و ادب، در جوانی به خدمت در تلگرافخانه اصفهان پرداخت و درجه سرهنگی را به دست آورد. او در سال 1341ق به موجب فرمانی از سوی احمد شاه قاجار به لقب «بشارت حضور» ملقّب گردید.[2]] و شهرت و تخلّص خود را بشارت قرار داد. وی درسال 1356ق وفات یافته و در تکیه بروجردی واقع در تخت فولاد مدفون گردید.[3]
از اوست:
شبهای فراق چون سحرگاه شود
هنگام دعا و ناله و آه شود
با دل به شکایت تو می پردازم
امّا نه آن چنان که ناله آگاه شود
[1]جلوه افلاکیان: مخطوط.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص153؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص86.
[3]کارنامه خاندان قائنی (بشارت)، ص210.
شیخ محمّد حسین اژه ای
شیخ محمّد حسین بن میرزا علی محمّد بن ملّا محمّد علی بن ملّا عبداللَّه بن ملّا علی اکبر اژه ای اصفهانی، عالم فاضل زاهد در اصفهان نزد آخوند کاشانی، آخوند ملّا عبدالکریم گزی، سیّد ابوالقاسم دهکردی، شیخ محمّد رضا نجفی، سیّد محمّد مدرس نجف آبادی و سیّد علی نجف آبادی به تحصیل پرداخت.[1]
وی پس از وفات پدر، به مدت 50 سال به اقامه جماعت در مسجد علی علیه السلام پرداخته و امورات شرعی مردم را مورد رسیدگی قرار داد به طوری که در ادارات دولتی حکم و امر ایشان مطاع بوده و مهر ایشان را اعضای دولت قبول داشتند. در اواخر عمر نیز 15سال در خانه خود به امورات شرعی مردم رسیدگی می کردند.[2]
وی در صبح یکشنبه 5 شعبان المعظم 1383ق وفات یافته و در تخت فولاد نزدیک مزار ملّا اسماعیل خواجوئی مدفون شد.[3]
سیّد حسین ظهیر میردامادی
سیّد حسین ظهیر میردامادی ابن میرزا علی محمّد میردامادی خوزانی سِدِهی اصفهانی، عالم فاضل معاصر در قریه «خوزان» از قرائ ثلثه سِدِه ماربین [خمینی شهر کنونی] متولّد گردیده و در اصفهان تزد [آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی] و شیخ محمّد رضا نجفی فقه و اصول را آموخت و پس از وصول به مقامات عالیه به مولد خود مراجعت کرده و به ترویج دین و نشر معارف اسلام و ارشاد و هدایت اللَّه مردم اشتغال جسته [و در مسجد ملّا محسن خوزان و مسجد جامع اسفریز اقامه جماعت می نمود] و مورد توجّه و عنایت عموم مردم بالاخص علماء و مقدّسین بود [سرانجام در سال 1388ق وفات یافته و در
[1]جلوه افلاکیان: مخطوط.
[2]هفته نامه نوید اصفهان، شماره 360، اوّل مرداد 1374ش، ص4.
[3]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص65؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص822.
جوار امامزاده سیّد محمّدِ [خمینی شهر] مدفون شد.[1]]
حسین پژمان بختیاری
حسین بختیاری متخلّص به «پژمان» فرزند علی مرادخان میرپنج بن نجف خان بن الیاس خان بختیاری، از شعرای معاصر. مادرش عالم تاج متخلّص به «ژاله» فرزند میرزا فتح اللَّه بن میرزا علی بن میرزا ابوالقاسم قائم مقانی فراهانی است.
در 3 شعبان 1318ق (مطابق 1279ش) در محلّه حسن آباد تهران متولّد شد. [در کودکی پدر و مادرش از یکدیگر جدا شدند و او در 4 سالگی به همراه پدر به منطقه بختیاری رفت و در آنجا به تحصیلات مقدماتی مشغول شد. پس از فوت پدرش سرپرستی او را جعفرقلی خان بختیاری برعهده گرفت. در نوجوانی به تهران آمد و در مدرسه سن لوئی به تحصیل پرداخت. و در این مدرسه با نیما یوشیج بنیان گذار شعر نو هم کلاسی بود. او از 18 سالگی به سرودن شعر پرداخت. پس از فراغت از تحصیل به استخدام وزارت پست و تلگراف و تلفن درآمد.
پژمان در انجمن های ادبی تهران از جمله انجمن حکیم نظامی شرکت می کرد و اشعار و مقالات او در مطبوعات مرکز به چاپ می رسید. مدتی نیز برای رادیو ایران برنامه های ادبی تهیه می کرد.]
وی سرانجام یک شنبه 10 ذیقعده 1394ق مطابق با سال 1353ش در تهران وفات یافت. کتب زیر از آثار اوست به چاپ رسیده است:
5-1. «تصحیح خمسه نظامی» در 5جلد 6. ترجمه «آتالا» از شاتو بریان 7. ترجمه «رنه» از شاتو بریان 8. «زن بیچاره» (منظوم» 9. «زن سیه روز» (منظوم) 10. ترجمه «وفای زن» از کتاب «آدولف» نوشته بنیامین کنستان [11. «دزد اطفال» 12. «قمار» 13. «گربه سیاه» 14. «کرسیل» 15. «خاشاک» (مجموعه شعر) 16. «دیوان پژمان
[1]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، ص210؛ خمینی شهر شهری که از نو باید شناخت، ص303.
بختیاری»[1]]
از اوست:
دیوانه زنجیر تو عاقل شدنی نیست
از دل هوس وصل تو زایل شدنی نیست
بر گردن خود رشته زلف تو فکندن
امید دراز است که حاصل شدنی نیست
سیّد حسین عریضی
سیّد حسین بن آقا سیّد محمّد علی بن سیّد محمّد باقر حسینی عریضی اصفهانی. دانشمند بزرگوار، فاضل ادیب زبان شناس معاصر. در سال 1285ش در اصفهان متولّد شد پدرش از اساتید علم قرائت و تجوید بود. در اصفهان تحصیلات ابتدائی و متوسطه را تا دیپلم ادامه داد و به استخدام وزارت راه درآمد امّا پس از مدّتی به وزارت معارف منتقل شده و به تدریس در دبیرستانهای اصفهان پرداخت و پس ازچند سال به معاونت و ریاست دبیرستان ادب منصوب شد و 25سال رئیس این دبیرستان بود. در کنار آن همواره به طور خودجوش به مطالعه و آموختن ادامه داد و در زبانهای فارسی، عربی و فرانسه مهارت یافت. همچنین در رشته حقوق در دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد. پس از تأسیس دانشکده ادبیات در اصفهان به تدریس جامعه شناسی در آنجا مشغول شد.[2]او پس از یک عمر خدمت صادقانه به علم و اجتماع در بعدازظهر 23 رمضان المبارک سال 1411ق وفات یافته و در قطعه نام آوران واقع در گورستان باغ رضوان اصفهان مدفون گردید.
آثار و تألیفات زیر از اوست:
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص115؛ ادبیات معاصر، صص 35 و 36؛ چهارصد شاعر برگزیده پارسی گوی، صص 167-164؛ چون سبوی تشنه، 180-178؛ گلزار معانی، ص178؛ سخنوران نامی معاصر، ج2، صص 803-798؛ مؤلفین کتب چاپی، ج2، صص 829-827؛ دویست سخنور، صص 64-62؛ اثرآفرینان، ج2، ص128؛ دانشنامه جهان اسلام، ج5، صص 624 و 625.
[2]نشریه «افتخارات ملّی»، شماره 288، نوزدهم اردیبهشت 1370ش؛ یادنامه ادب، صص 37-35.
1.«تاریخ اصفهان» 2.«ترجمه سفرنامه شاردن» قسمت اصفهان که دوبار به چاپ رسیده است. 3. ترجمه مقاله ای درباره کتابهای «لطائف غیبیه» و «مصقل صفا» تألیف سیّد احمد علوی به فرانسه به خواهش سیّد جمال الدّین میردامادی جهت هانری کربن خاورشناس فرانسوی. 4. «گوشه هایی ناشناخته تاریخی حمله مغول به ایران» 5. مقاله «زبان فارسی را پاسداری کنیم» 6. «ترجمه تاریخ هندی» تألیف: «پیِر میل» که در سال 1336ش به چاپ رسیده است.[1]
محمّد حسین خان صدراعظم اصفهانی
محمّد حسین خان صدراعظم اصفهانی بن محمّد علی بن محمّد رحیم علاّف، از رجال مشهور اصفهان در عصر قاجاریه. جدّش مرد فقیری بوده و در اصفهان علاّفی می نموده است. خودش نیز در آغاز شاگرد علاّف بود، امّا به واسطه عقل معاش و استعداد ذاتی بر ثروت خود افزود و در قضایای جنگ بین زندیه و قاجاریه کمک های فراوان به آقا محمّد خان قاجار نمود و مورد توجّه او قرار گرفت، لذا بیگلربیگی اصفهان شد و لقب «امین الدّوله» یافت. در زمان فتحعلی شاه نیز همچنان حاکم اصفهان بود. تا اینکه در سال 1234ق فتحعلی شاه به او لقب «اعتمادالدّوله» داده و او را به عنوان صدراعظم خود برگزید. حاج محمّد حسین خان تا آخر عمر این منصب را بر عهده داشت تا اینکه در ماه صفر 1239ق وفات یافته و جنازه اش در سرداب مدرسه صدر در نجف اشرف مدفون شد. او مردی نیکوکار و خیرخواه بود و آثار فراوانی از خود به یادگار نهاد که از آن جمله است:
بنای مدرسه صدربازار و مدرسه صدرخواجو و مدرسه صدر پاقلعه با عمارت صدری و مرمت مسجد جامع و مدرسه ملّا عبداللَّه و احداث چهارباغ امین الدوله (یا چهارباغ صدری) در محلّه خواجو همگی در اصفهان و احداث قلعه نجف اشرف، بنای
[1]مزارات اصفهان، صص 125-123؛ آئین فرزانگی، ج1، صص 84 و 85.
مدرسه صدر نجف، ترمیم صحن مطهر حضرت ابوالفضل العباس و اهداء چندین درب طلا و نقره برای حرم های ائمه در عتبات و حضرت معصومه(سلام اللَّه علیها) در قم، همچنین او تخت طاووس را به عنوان هدیه ازدواج فتحعلی شاه با طاووس خانم اصفهانی از ارامنه جلفای اصفهان به شاه پیش کش کرد.
مرحوم صدر با دختر حاج ابراهیم خان کلانتر (اعتمادالدوله) ازدواج کرد و حاصل آن 8پسر و 4دختر بود.
شعرای آن روزگار در مدح حاج محمّد حسین خان صدر اصفهانی قصاید بسیار گفته اند که برخی از آنها در تذکره حسینیه تألیف میرزا عبدالباقی طبیب اصفهانی گرد آمده است ولی هنوز به چاپ نرسیده است.[1]
میرزا حسین خان ثمر
میرزا حسین خان ثمر بن میرزا محمّد علی خان مستوفی انصاری اصفهانی، شاعر ادیب و دانشمند اواخر قاجاریه ملّقب به «معزّالدّین».
در سال 1284ق در اصفهان متولّد شده [و در این شهر به تحصیل علم پرداخته و خصوصاً از میرزا علیرضا پرتو در ادبیات کسب فیض نمود. او ابتدا در نظام توپخانه اصفهان بوده و بعد به ژنرال آجودانی حضور ظل السّلطان منصوب شد. و در اواخر عمر انزوا اختیار نمود.[2]در شب 24 جمادی الاولی سال 1344ق وفات یافته و در تخت فولادنزدیک تکیه ملک و مجاور تکیه سادات میر محمّد صادقی مدفون شد.
[1]شرح حال رجال ایران، ج3، صص 381-379؛ مجله یادگار: سال دوم، شماره 8، فروردین 1325، صص 57-41؛ مختصری از تاریخچه محلّه خواجو، ص18؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 567 و 568؛ صدرالتواریخ، ص55؛ القاب رجال دوره قاجاریه، ص42؛ صدراعظم های سلسله قاجاریه، صص 55-45؛ اکسیر التواریخ، صص 242 و 243؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 753-743.
[2]مکارالآثار، ج7، صص 2660-2656.
ثمر در فنون ادب استاد بود. خط را خوش می نوشت و به زبان فرانسه آشنا بود.[1]]
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «ترجمه تاریخ شرق اقصی» 2. «جنگ روس و ژاپن» 3. «ترجمه تاریخ فرانسه» 4. «عبره النّاظرین» در تاریخ زمان 5. «رعنا و زیبا» منظوم، مطبوع 6. «دیوان اشعار»[2][به ضمیمه «قصائد مدایح و مراثی پرتو اصفهانی» که در سال 1304ق چاپ سنگی شده و بار دیگر «دیوان ثمر» به همت فرزندش رضا ثمر در سال 1347ش چاپ حروفی شده است.
وی همچنین منتخبات اشعار اسدی طوسی و فردوسی را در سال 1319ق فراهم آورده و به خط شکسته نستعلیق نوشته است که به شماره 11521 در کتابخانه عمومی اصفهان موجود بوده است.[3]
از اوست:
وصل شیرین مَطَلَب زانکه غم عشق رُخَش
تیشه اندر سَرِ فرهاد جگر خون زده است
خنک آن کو ز کف سرو قدِ لاله رخی
پای سرو و لب جو باده گلگون زده است]
محمّد حسین خوراسکانی
محمّد حسین بن محمّد علی خوراسکانی، [از فضلاء قرن دوازدهم هجری و از اهالی خوراسکان جی اصفهان] در سلخ صفر 1172ق کتاب «صیغ النّکاح» حاج شیخ محمّد بن محمّد زمان کاشانی اصفهانی را نوشته [است.] نسخه ضمن مجموعه شماره 1966 در
[1]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص38؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص431؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص99؛ دیوان طرب، ص245.
[3]فهرست عمومی اصفهان، ج1، ص158.
کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.[1]
محمّد حسین هلال اصفهانی
محمّد حسین مُذَهّب فرزند محمّد علی بهار بن ابوطالب اصفهانی شاعر ادیب و هنرمند دوره قاجاریه.
[در اصفهان متولّد شده و نزد پدر و آقا محمّد جواد مُذَهّب فن تذهیب و تشعیر و زرافشانی و نقاشی را آموخت و خط نسخ را نیز خوب می نوشت. بسیاری از قلمدان نگاران و نقاشان از هنر او در نگاره های خود استفاده کرده اند[2]] شعر نیز می سروده و «همت» و «هلال» تخلّص می کرده است. از اشعار او در ایوان جنوبی مسجد سیّد اصفهان بر روی کاشی نقش شده و به این ماده تاریخ ختم می شود:
چو شد معمور این معبدهلال از بهر تاریخش
بگفتا «شد بنای کعبه ثانی با صفاهان»[3]
1255
[هلال اصفهانی سرانجام در شب 6 ذیحجه 1333ه.ق وفات یافته و در فضای بیرون تکیه مادر شاهزاده (ضلع شمالی تکیه) در تخت فولاد مدفون شد. نوه دختری او علی ابریشمکار عبارات سنگ قبر او را تحریر کرده است.[4]]
شیخ محمّد حسین نجفی هزار جریبی
شیخ محمّد حسین نجفی بن میرزا محمّد علی بن آقا محمّد باقر هزار جریبی مازندرانی، عالم فاضل محقّق. در سال 1235ق متولّد شده و مقدمات را نزد پدر دانشمند خود آموخته و مراحل بعدی تحصیل را نزد علمای روزگار خود طی نمود.
[1]فهرست مجلس، ج 9-2، ص676؛ خورشید جی، صص 311 و 312.
[2]هنر قلمدان، ص137.
[3]بیان المفاخر، ج2، ص105.
[4]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.