ربیع الاوّل سال 953ق قبر او در کنار دیوار کوچه شرقی نرسیده به فلکه شهدا تا چند سال قبل سنگ او موجود بود ولی بعداً به سرنوشت دیگر سنگ های مزارات این گورستان و سایر مقابرا صفهان دچار گردید.»[1]
باتوجّه به اینکه خود مرحوم مهدوی آن سنگ نوشته را ندیده و مطلب خود را از مقاله مرحوم صدر هاشمی در مجله یادگار گرفته است، باید گفت نام متوفی و تاریخ فوت او در کتاب مزارات نادرست است.]
آقا حسین خوانساری
آقا حسین خوانساری بن جمال الدّین محمّد بن حسین خوانساری، عالم کامل محقّق مدقّن، فقیه متکلّم، حکیم و فیلسوف، شاعر ادیب، از اکابر علمای قرن یازدهم هجری.
به خاطر اینکه لقب پدر و فرزندش «جمال الدّین» بوده به «ذوالجمالین» شهرت داشته است.
او در ذیقعده 1016ق در خوانسار متولّد شد. در نوجوانی به اصفهان آمد و در مدرسه خواجه ملک جنب مسجد شیخ لطف اللَّه به تحصیل مشغول شد و نزد علمای اعلام میر ابوالقاسم فندرسکی، ملّا محمّد باقر محقّق سبزواری، ملّا محمّد تقی مجلسی، علاءالدّین حسین خلیفه سلطان و ملّا حیدر خوانساری تلمذّ نموده و به مقام بلند علم و فضیلت نائل شد، تا جائی که او را «استاد الکلّ فی الکلّ» و «استاد البشر والعقل الحادی عشر» گفتند.
او متوّلی و مدّرس مدرسه جدّه بوده و صدها تن از فضلاء محضر درس او را درک نموده و از خرمن پربار علوم او خوشه برچیدند. بسیار مورد لطف و اکرام شاه سلیمان صفوی بوده و به درخواست او در نبود شاه، به نیابت او می نشسته است.
[همسرش خواهر ملّا محمّد باقر سبزواری است که زنی صالحه و فاضله بوده و آقا
[1]مزارات اصفهان، ص28.
جمال الدّین و آقا رضی الدّین، از این مخدّره متولّد شده اند.]
آقا حسین مانند فرزندش آقا جمال بذله گو و حاضرجواب بوده و لطیفه های زیادی از او نقل می کنند.
او سرانجام در غرّه رجب المرجّب سال 1098ه.ق وفات یافته و بنا به وصیت خودش در مزار بابا رکن الدّین (تخت فولاد) مدفون شده و به دستور شاه سلیمان صفوی بقعه ای عالی بر سر مزار او بنا شد. پس از وفات او تا امروز دهها تن از علماء و فضلاء در داخل بقعه و خارج از آن مدفون شدند و لذا به بقعه آقا حسین خوانساری، «قبّهالعلماء» گفته می شد.
شعرا و گویندگان در رثای او مرثیه ها گفته و ماده تاریخ وفات او را به نظم کشیده اند. از جمله:
[مسیحا کاشانی این عبارت را ماده تاریخ او یافته است:
«دفن العلم کالهدی فی التّراب»]
و شخص دیگری گفته:
قال رضوان له: «ادخل جنّتی»
و به فارسی نیز گفته اند:
از آسمان یکی به درون سر نمود و گفت:
«امروز هم ملایکه گفتند یاحسین»
سنگ قبر آقا حسین خوانساری از جنس یشم گرانبها بوده که در فتنه افاغنه شکسته شده و معدوم شد و چند سال بعد سنگ از دو قطعه مرمر بر روی قبر او و فرزندش آقا جمال نصب شد.
هنگامی که برای دفن شیخ اسداللَّه فهامی در بین دو قبر آقا حسین و آقا جمال قبر حفر می کرده اند جسد مبارک آقا حسین آشکار شد و آن را صحیح و سالم یافتند.
این کتب و رساله ها از تألیفات اوست:
1. ترجمه «صحیفه سجادیه» 2. حاشیه بر «الهیات
شفا» 3. حاشیه بر «طبیعیات شفا» 4. حاشیه بر «شرح اشارات» 5. حاشیه بر «مختصر الاصول» 6. حاشیه بر «محاکمات 7. حاشیه بر حاشیه قدیم «شرح تجرید» 8. مشارق الشّموس در شرح کتاب دروس، معروفترین اثر او که در سالهای 1305 و 1311ق چاپ سنگی شده است. 9. منشآت
آقا حسین خوانساری گاهی نیز شعر می سروده و این رباعی از اوست:
ای باد صبا طرب فزا می آیی
از طوف کدامین کف پا می آیی
از کوی که برخاسته ای راست بگو
ای گرد به چشمم آشنا می آیی[1]
حسین رویدشتی
ابونصر حسین بن محمّد بن حسین رویدشتی اصفهانی، از محدّثین قرن پنجم هجری است. از اهالی روستای «رویدشت» اصفهان بود و از ابوطاهر بن محمود ثقفی، عبدالرّحمان بن ابی عبداللَّه و دیگران حدیث شنید.
وی در ماه جمادی الآخر سال 488ق وفات نمود.[2]
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 220 و 221؛ ریاض العلماء، ج2، صص 57-60؛ جامع الرّواه، ج1، ص235؛ امل الآمل، ج2، ص101؛ سلافه العصر، ص491؛ تتمیم امل الآمل، صص 182 و 183؛ قصص الخاقانی، ج2، ص36؛ روضات الجنّات، ج2، صص 339-358؛ فیض قدسی، ص205؛ تذکره العلماء، صص 87 و 88؛هدیه الاحباب، ص253؛ لباب الالقاب، ص22؛ شمس التّواریخ، ص14؛ تذکره حسینی، ص109؛ مطلع الشمس، صص 415 و 416؛ وقایع السنین و الاعوام، ص501؛ قصص العلماء، ص265؛ دائره المعارف المسمی بمقتبس الاثر، ج2، ص218؛ تذکره القبور یا رجال اصفهان، صص 82-88؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 558-560؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص 108-111؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، صص 174 و 175؛ شواهد االربوبیه (مقدمه)، ص94، جغرافیای خوانسار، صص 137-141، فرزانگان خوانسار، صص 56-58؛ فوائد الرضویه، ج1، ص153؛ زندگینامه علاّمه مجلسی، ج1، صص 137 و 287؛ معجم مؤلفی الشیعه، ص163؛ دانشمندان خوانسار، صص 7-184؛ تذکره محمّد شاهی: خطی.
[2]اللباب، ج2، ص44.
حسین امید اصفهانی*
حسین مفیدی فر متخلّص به «امید» بن حاج محمّد بن حسین زفره ای کوهپایه ای اصفهانی، شاعر و سخنور معاصر.
در سال 1347ش متولّد شد و پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطه به دانشگاه راه یافت و در رشته مهندسی نساجی در دانشگاه صنعتی اصفهان به تحصیل پرداخت و پس از اتمام تحصیلات خود، به فعالیّت در کارخانجات صنعتی اصفهان مشغول شد.
وی به تشویق پدر شاعر خود، به سرودن شعر پرداخت. مجموعه اشعار او در قالب های غزل، رباعی، مثنوی و ترجیع بند با عنوان «پرتوی از عشق» در سال 1377ه.ش به وسیله انتشارات گلبهار اصفهان به چاپ رسیده است.[1]
از اوست:
شاد و خرم شده ام چون ز قفس پر زده ام
کنده از باغ و چمن دیده به خوشتر زده ام
از گل و گلشن زیبا بکشیدم دل خویش
این دل آینه بر چهره دیگر زده ام
در بلندای افق می نگرم مسند نور
پر به سوی هدفی پاک و منوّر زده ام
گر ملائک همه بر بام فلک پر زده اند
بیش از آنان به فراسوی فلک پر زده ام
خرم آن دم که شدم از تن فرسوده جدا
جوهر پیکره بر خانه بی در زده ام
[1]به نقل از آقای حاج محمّد مفیدی فر.
حسین متطبّب
ابوعلی حسین بن محمّد بن شریک متطبّب، از محدثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. از محمّد بن عمر بن حفص حدیث شنیده و حافظ ابونعیم اصفهانی از او نقل حدیث می نماید. ابوعلی متطبب در سال 385 یا 386ق فوت شده است.[1]
ملّا حسین مهرآبادی اردستانی*
ملّا حسین بن ملّا محمّد بن ملّا علی بن ملّا رفیع بن ملّا ظهیر مهرآبادی، عالم فاضل. از فضلای قرن سیزدهم هجری.
در روستای «مهرآباد» اردستان متولّد شده و در اردستان نزد حاج ملّا عبدالعظیم بیدگلی به تحصیل مشغول شد. سپس به کاشان رفته و در مدرسه سلطانی نزد حاج ملّا محمّد حسین طاهرآبادی به ادامه تحصیل پرداخت. کمی بعد به اصفهان رفته و به تکمیل تحصیلات خود پرداخت.
عاقبت به اردستان بازگشته و به ترویج دین و ارشاد مردم مشغول شد. او به تقوا و زهد معروف بود. در سال 1273ق وفات نمود و در قبرستان «مهرآباد» دفن شد.[2]
شیخ محمّد حسین اَشَنی قودِجانی*
شیخ محمّد حسین اشنی قودجانی ابن حاج ملّا محمّد بن حاج ملّا علی، عالم کامل، فقیه متبحّر و صالح متّقی، در حدود سال 1285 در قریه «قودجان» گلپایگان متولّد شده و جهت تحصیل به اصفهان آمد و نزد میرزا ابوالمعانی کلباسی، میر محمّد تقی مدرس، شیخ محمّد تقی آقانجفی و سیّد محمّد باقر درچه ای به تحصیل پرداخت. همچنین از محضر درس آخوند کاشی و احتمالاً جهانگیرخان قشقائی کسب فیض نمود. سپس به عتبات عالیات عزیمت نمود و احتمالاً خدمت آیات عظام آخوند خراسانی، سیّد محمّد کاظم یزدی، شیخ فتح اللَّه شریعت اصفهانی و دیگران به تکمیل تحصیلات خود پرداخت.
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص285.
[2]آتشکده اردستان، ج2، ص288.
او پس از پایان تحصیل به ایران مراجعت نموده و در قریه «اَشَن» از بلوک عربستان (مهردشت فعلی) اصفهان ساکن شده و به ترویج دین و اشاعه احکام اسلام و حل مشکلات مردم آن حدود مشغول شد. در زمان حکومت رضاخان چندی در گلپایگان و «قودجان» ساکن بوده و عاقبت به دعوت جمعی از علمای اصفهان، به اصفهان آمده و در مدرسه درکوشک به تدریس خارج فقه و اصول مشغول شد.[1]]
او در بعدازظهر یک شنبه 24 رمضان المبارک سال 1375ق وفات یافته و در بقعه میرزا ابوالمعالی کلباسی در تخت فولاد مدفون شد.[2]
شیخ محمّد حسین کتابفروش
شیخ محمّد حسین کتابفروش ابن ملّا محمّد بن ملّا علی خوانساری، از فضلای اصفهان در قرن چهاردهم هجری. در اصفهان متولّد شده و نزد حاج میرزا یحیی مستوفی، آخوند ملّا عبدالکریم گزی، شیخ مرتضی ریزی و شیخ محمّد تقی آقا نجفی به تحصیل پرداخته و سپس مانند پدر به شغل کتابفروشی پرداخته و از راه طبع کتب دینی خدمت شایسته ای به علم و دین فرموده است.
وی داماد استادش میرزا یحیی مستوفی بوده و در سلخ شعبان سال 1366ق وفات یافته و حوالی قبر ملّا محمّد اسماعیل خواجوئی در تخت فولاد، در بقعه ی خانوادگی مدفون گردید.
مادّه تاریخ وفاتش این است:
از پی تاریخ او گفت خرد با یکی
«جا بجنان می کناد شیخ محمّد حسین»
وی تألیفاتی دارد که از آن جمله است:
1. «تفسیر مولوی»، در حاشیه قرآن به طبع رسیده و خلاصه چندین کتاب تفسیر
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص567؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص61.
[2]مشاهیر مزار علاّمه ابوالمعالی کلباسی، صص 201-207.
است. 2. «کشف الآیات» که در آخر کتاب «جنّات الخلود» به طبع رسیده است.[1]
حسین زعفرانی اصفهانی
ابوسعید حسین بن محمّد بن علی زعفرانی اصفهانی، از محدّثین قرن چهارم هجری در اصفهان است. حافظ ابونعیم در کتاب خود او را بندار شهر در کثرت حدیث و صاحب معرفت و اتّقان دانسته است.
از بغوی، ابن صاعد، حسین بن علی بن زید و دیگران حدیث شنیده و حافظ ابونعیم اصفهانی از او نقل حدیث می کند. وی سرانجام در 28 شوال 369ق وفات یافته است. او صاحب تألیفات فراوانی بوده که از آن جمله است:
1. «تفسیر» 2. «مسند» 3. «شیوخ»[2]
سیّد حسین مدرس*
سیّد حسین مدرس ابن سیّد محمّد بن سیّد علی بن میر حسن مدرس میر محمّد صادقی، عالم فاضل. در 23 جمادی الاولی 1337ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر نزد حاج میر سیّد علی بهبهانی، میر سیّد علی فانی، میرزا علی اصغر شریف، شیخ حسین ذوعلم، آقا میرزا هاشمی و شیخ محمّد جواد اصولی به تحصیل پرداخت.
وی از علماء اهل منبر و عالمی خلیق و وارسته بوده و سرانجام در شب چهارم رجب المرجب 1420ق (مطابق با 22 مهر 1378ش) در بیمارستان الزهراء اصفهان وفات یافته و در جوار مرقد جدّ اعلای خود در مسجد رحیم خان اصفهان مدفون شد.[3]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 561 و 562؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص198.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص284؛ الاعلام، ج2، ص277؛ طبقات المفسرین، ج1، ص157؛ هدیه العارفین، ج1، ص305.
[3]نگاهی به احوال و آواء حکیم مدرس اصفهانی، ص23.
حسین خوشنویس زاده*
حسین خوشنویس زاده از هنرمندان معاصر فرزند میرزا محمّد بن ملّا علی اصغر بن حاج ملّا حسن نجف آبادی.
در سال 1288 شمسی متولّد و نزد پدر علوم عربی را آموخت و نقاشی و مینیاتور را از میرزا هادی خان مختار تجویدی و هنر سوخت را از میرزا عباس ذوالفنون و خط را از ابراهیم بوذری فرا گرفت. مادر وی دختر علّامه آقا میرزا عطاءاللَّه چهارسوقی بوده است.
وی از هنرمندان مینیاتور اصفهان و از اساتید قدیمی هنر سوخت و نقاشی به شمار می رفت.
فرزند ایشان به نام ناصر خوشنویس زاده در هنر سوخت و معرق استاد است.
حسین خوشنویس زاده در روز دهم آبان 1373 ه.ش. وفات یافته و در گورستان جدید (باغ رضوان) اصفهان مدفون شد.
شیخ حسین یزدی
شیخ حسین یزدی فرزند شیخ محمّد بن شیخ محمّدعلی یزدی اصفهانی، عالم فاضل معاصر.
در سال 1310ش در اصفهان متولّد شد. از نوجوانی به تحصیل علوم دینی پرداخت. ادبیات عرب و منطق را نزد اساتیدی چون سیّد مرتضی موحّد ابطحی، میرزا یحیی فقیه ایمانی، ملّا هاشم جنّتی، شیخ عباسعلی ادیب، شریعت هرندی و شیخ حیدرعلی صلواتی فرا گرفت. شرح لمعه را نزد شیخ محمّد حسن عالم نجف آبادی و قوانین را نزد شیخ نورالدّین اَشَنی آموخت آنگاه به شهر مقدس قم شتافت و سطوح عالی فقه و اصول را نزد حضرات آیات میرزا علی مشکینی، شیخ اسداللَّه اصفهانی (صفر نوراللهی)، مرعشی نجفی، شهید مطهری، شهید صدوقی و سیّد محمّد باقر سلطانی فرا گرفت. همچنین از درس شرح منظومه شیخ مسلم ملکوتی و فلسفه علّامه طباطبایی استفاده نمود.
آنگاه به درس خارج آیت اللَّه العظمی بروجردی حاضر شد و سپس مدت 30 سال از