است. 2. «کشف الآیات» که در آخر کتاب «جنّات الخلود» به طبع رسیده است.[1]
حسین زعفرانی اصفهانی
ابوسعید حسین بن محمّد بن علی زعفرانی اصفهانی، از محدّثین قرن چهارم هجری در اصفهان است. حافظ ابونعیم در کتاب خود او را بندار شهر در کثرت حدیث و صاحب معرفت و اتّقان دانسته است.
از بغوی، ابن صاعد، حسین بن علی بن زید و دیگران حدیث شنیده و حافظ ابونعیم اصفهانی از او نقل حدیث می کند. وی سرانجام در 28 شوال 369ق وفات یافته است. او صاحب تألیفات فراوانی بوده که از آن جمله است:
1. «تفسیر» 2. «مسند» 3. «شیوخ»[2]
سیّد حسین مدرس*
سیّد حسین مدرس ابن سیّد محمّد بن سیّد علی بن میر حسن مدرس میر محمّد صادقی، عالم فاضل. در 23 جمادی الاولی 1337ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر نزد حاج میر سیّد علی بهبهانی، میر سیّد علی فانی، میرزا علی اصغر شریف، شیخ حسین ذوعلم، آقا میرزا هاشمی و شیخ محمّد جواد اصولی به تحصیل پرداخت.
وی از علماء اهل منبر و عالمی خلیق و وارسته بوده و سرانجام در شب چهارم رجب المرجب 1420ق (مطابق با 22 مهر 1378ش) در بیمارستان الزهراء اصفهان وفات یافته و در جوار مرقد جدّ اعلای خود در مسجد رحیم خان اصفهان مدفون شد.[3]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 561 و 562؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص198.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص284؛ الاعلام، ج2، ص277؛ طبقات المفسرین، ج1، ص157؛ هدیه العارفین، ج1، ص305.
[3]نگاهی به احوال و آواء حکیم مدرس اصفهانی، ص23.
حسین خوشنویس زاده*
حسین خوشنویس زاده از هنرمندان معاصر فرزند میرزا محمّد بن ملّا علی اصغر بن حاج ملّا حسن نجف آبادی.
در سال 1288 شمسی متولّد و نزد پدر علوم عربی را آموخت و نقاشی و مینیاتور را از میرزا هادی خان مختار تجویدی و هنر سوخت را از میرزا عباس ذوالفنون و خط را از ابراهیم بوذری فرا گرفت. مادر وی دختر علّامه آقا میرزا عطاءاللَّه چهارسوقی بوده است.
وی از هنرمندان مینیاتور اصفهان و از اساتید قدیمی هنر سوخت و نقاشی به شمار می رفت.
فرزند ایشان به نام ناصر خوشنویس زاده در هنر سوخت و معرق استاد است.
حسین خوشنویس زاده در روز دهم آبان 1373 ه.ش. وفات یافته و در گورستان جدید (باغ رضوان) اصفهان مدفون شد.
شیخ حسین یزدی
شیخ حسین یزدی فرزند شیخ محمّد بن شیخ محمّدعلی یزدی اصفهانی، عالم فاضل معاصر.
در سال 1310ش در اصفهان متولّد شد. از نوجوانی به تحصیل علوم دینی پرداخت. ادبیات عرب و منطق را نزد اساتیدی چون سیّد مرتضی موحّد ابطحی، میرزا یحیی فقیه ایمانی، ملّا هاشم جنّتی، شیخ عباسعلی ادیب، شریعت هرندی و شیخ حیدرعلی صلواتی فرا گرفت. شرح لمعه را نزد شیخ محمّد حسن عالم نجف آبادی و قوانین را نزد شیخ نورالدّین اَشَنی آموخت آنگاه به شهر مقدس قم شتافت و سطوح عالی فقه و اصول را نزد حضرات آیات میرزا علی مشکینی، شیخ اسداللَّه اصفهانی (صفر نوراللهی)، مرعشی نجفی، شهید مطهری، شهید صدوقی و سیّد محمّد باقر سلطانی فرا گرفت. همچنین از درس شرح منظومه شیخ مسلم ملکوتی و فلسفه علّامه طباطبایی استفاده نمود.
آنگاه به درس خارج آیت اللَّه العظمی بروجردی حاضر شد و سپس مدت 30 سال از
محضر آیت اللَّه العظمی گلپایگانی بهره برد. وی همچنین از دروس حضرات آیات: امام خمینی، شیخ مرتضی حائری، شیخ محمّد تقی بروجردی و سیّد حسین فرید اراکی استفاده کرد. سپس به تدریس در حوزه علمیه قم و ترویج دین مشغول شدم و سالهاست که سرپرستی مدرسه علمیه رسالت را به عهده دارد.
از آثار ایشان تصحیح و تحقیق کتاب «مجمع الفائده و البرهان» تألیف: مقدس اردبیلی قابل ذکر است که با همکاری مرحوم شیخ علی پناه اشتهاردی و آقای سیّد حسین موسوی کرمانی در 14جلد به انجام رسیده است. وی تقریرات فقهی اساتید خود (حضرات آیات: بروجردی، امام خمینی، گلپایگانی و فرید اراکی) را به رشته تحریر درآورده است و چندین مقاله تحقیقی از او به چاپ رسیده است.[1]
حسین راغب اصفهانی
ابی القاسم حسین بن محمّد بن فضل بن محمّد اصفهانی معروف به «راغب اصفهانی» از بزرگان علماء و فقهاء قرن پنجم هجری است. در علوم ادب و لغت و شعر و حدیث و کلام و حکمت بی نظیر بوده است و او را در علم و حکمت او را تالی و قرین امام محمّد غزالی می شمارند. در کتاب «درّه الاخبار» گوید:
«جمع کرد میان شریعت و حکمت در تصانیف خود و حَظّ او از معقولات بیشتر بود.»
برخی او را شافعی شمرده اند و بسیاری نیز او را معتزلی می دانند. امّا شیخ عمادالدّین حسن بن علی طبری صاحب «کامل بهائی» در آخر کتاب خود «اسرارالامامه» به صراحت می نویسد که راغب از حکمای شیعه امامیه است.
این کتابها از تألیفات اوست:
1. «تفصیل النّشأتین و تحصیل السّعادتین» مطبوع 2. «الذّریعه الی مکارم الشّریعه»
[1]یادداشت های آقای رحیم قاسمی.
که امام محمّد غزالی پیوسته به مطالعه آن کتاب می پرداخته است و آن را به واسطه عظمت و نفاستش می ستوده و آن کتابی است بزرگ دارای نوادر حکم و حکایات ظریفه که به فارسی ترجمه شده و نام ترجمه آن «روش بزرگواری در اسلام» است. مطبوع 3. «غره التنزیل و درّه التّاویل» 4. «محاضرات الادباء» مطبوع 5. «مفردات الفاظ القرآن» مشهورترین تألیف او که بارها در ایران و مصر چاپ شده است. 6. «جامع التّفاسیر» که قاضی بیضاوی در تفسیر خود از آن استفاده کرده است.
راغب اصفهانی در اصفهان متولّد شده و به سال 502ق در بغداد وفات یافته است. در کتاب «الکنی و الالقاب» به اشتباه سال فوت او 565ق نوشته شده است.[1]
حسین عمروی اصفهانی
قاضی ابوعبداللَّه حسین بن محمّد بن محمّد بن عمرویه عمروی اصفهانی، فقیه، محدّث، شاعر و ادیب قرن ششم هجری، از اکابر فقهای شافعی اصفهان در عصر خویش بوده و سمعانی از او به عنوان «کان اماماً فاضلاً مناظراً حَسَن السّیره سؤدداً» یاد کرده است.
از ابو عیسی عبدالرّحمان بن عیسی بن زیاد، ابوبکر محمّد بن احمد بن محمّد بن حسن بن ماجه ابهری و دیگران حدیث شنیده است. ابوسعد سمعانی در اصفهان خدمت او استماع حدیث کرده و نوشته است.
وی در حدود سال 460ق متولّد و در دوشنبه 2ذیقعده سال 538ق در اصفهان
[1]کشف الظنون، ج2، ص1609؛ بغیه الوعاه، ص396؛ الاعلام، ج2، ص279؛ ثقاه العیون، صص 81 و 82؛ ریاض العلماء، ج2، ص172؛ الکنی و الالقاب، ج2، ص240؛ نزهه القلوب، ص693؛ طبقات المفسرین، ج2، ص329؛ الذریعه، ج5، ص45 و ج10، ص28 و ج20، ص128 و ج21، ص364؛ روضات الجنات، ج3، ص197؛ ریحانه الادب، ج2، ص292؛ معجم المؤلفین، ج4، ص59؛ درّه الاخبار، ص67؛ تاریخ تشیع اصفهان، صص 267 و 268؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص552 و 553؛ اصفهان (کتاب جوانان)، صص 211 و 212؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، صص 272 و 273.
وفات یافته است.[1]
حسین رجاء اصفهانی
شیخ قطب الدّین حسین بن شیخ ولی اللَّه شمس الدّین محمّد بن محمود بن علی اصفهانی معروف به رجاء، عارف و عابد صالح از عرفای قرن هشتم هجری. وی شیخ خانقاه علی بن سهل بوده و از پدرش خرقه دریافت نموده است و پدرش از تاج الدّین محمود و او از شیخ شهاب الدّین عمر سهروردی. ابن بطوطه در حدود سال 727ق در خانقاه علی بن سهل در اصفهان خدمت او بوده و مورد اکرام و مهمان نوازی او واقع شده، و این شیخ را بسیار ستوده است.[2]
سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان*
سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان (سلطان العلماء) بن رفیع الدّین محمّد بن شجاع الدّین محمود مرعشی اصفهانی، عالم فاضل، فقیه محقق و ادیب شاعر [از علماء و وزراء عالی مقام قرن یازدهم هجری].
در اصفهان متولّد شده و نزد پدر خود و شیخ بهائی و دیگران به تحصیل پرداخته و به مقام شامخ علم و فضیلت نائل شد. پدرش منصب صدارت شاه عباس اوّل را برعهده داشت. شاه عباس علاءالدّین حسین را به دامادی خود پذیرفته و چندی بعد منصب وزارت اعظم را به او سپرد. در زمان شاه عباس او 5 سال وزارت کرد.
بعد از مرگ شاه عباس و به سلطنت رسیدن شاه صفی 2 سال وزیر او بود. امّا شاه صفی نسبت به او بدگمان شده و او را از وزارت عزل کرده و به قم تبعید کرد و دستور داد پسران خلیفه سلطان را میل در چشم کشیده و کور نمایند.
[1]التّحبیر، ج1، ص231.
[2]سفرنامه ابن بطوطه (ترجمه فارسی)، ج1، ص213؛ مقالات الحنفاء، ص15؛ مزارات اصفهان، ص324.
خلیفه سلطان در قم به ادامه تحصیل پرداخته و عمر را به عبادت و تدریس گذرانید تا آن که شاه عباس دوّم به سلطنت رسید. پس از اینکه وزیر او ساروتقی به قتل رسید، بار دیگر خلیفه سلطان از طرف شاه عباس دوّم به وزارت منصوب شد و 8 سال در این منصب باقی بود. عاقبت پس از فتح قندهار و حرکت اردوی شاه به مازندران، او که در رکاب شاه بود، در شهر اشرف در روز سه شنبه 10 جمادی الاولی 1064ق وفات یافت. پیکرش به نجف حمل شده و در کفشداری ایوان حرم مطهر حضرت علی علیه السلام مدفون شد.
او طبع شعر داشته و اشعاری از او به جای مانده است. این شعر از اوست:
افسوس که عمر بیهوده گشت تلف
دنیا به تعب گذشت و دین رفت ز کف
رنجید خدا و خلق راضی نشدند
ضایع کرده ایم پاره ای آب و علف[1]
این کتابها از تألیفات اوست:
1. «آداب الحج»، به فارسی 2. «انموذج العلوم» که نسخه ای از آن به شماره 800/5 در کتابخانه مدرسه مروی تهران موجود است.[2]3. «ترجمه تقویم البلدان» تألیف: اسماعیل ایوبی، به فارسی و به نام شاه صفی، موجود در کتابخانه ملک در تهران[3]4. «تعلیقه بر من لایحضره الفقیه» 5. «توضیح الاخلاق» که آنرا به دستور شاه صفی از روی کتاب «اخلاق ناصری» تألیف: خواجه نصیرالدّین طوسی، به زبان ساده و روان بازنویسی شده و به شماره 2984 در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم موجود
[1]ریاض العلماء، ج2، صص 55-51؛ روضات الجنّات، ج2، ص337؛ الکنی و الالقاب، ج2، صص 319 و 320؛ فوائد الرضویه، ج1، ص159؛ معجم المؤلفین، ج6، ص292؛ ریحانه الادب، ج3، ص56؛ تذکره نصرآبادی، ج1، صص 23 و 24؛ آثار الشیعه، ج4، صص 99-97؛ وقایع السنین و الاعوام، ص519؛ لباب الالقاب، ص23؛ شمس التواریخ، صص 13 و 14؛ طرائق الحقائق، ج3، صص 164 و 165؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص 219 و 220؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 14-12؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص335.
[2]فهرست مروی، ص308.
[3]فهرست ملک، ج2، ص129؛ فهرستواره کتابهای فارسی، ج1، ص185.
است.[1]6. «حاشیه بر حاشیه خفری بر الهیات تجرید» 7. «حاشیه بر شرح لمعه» 8. «حاشیه بر شرح مختصر المنتهی» که نسخه ای از آن به شماره 20885 در کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدس موجود است.[2]9. «حاشیه بر مختلف الشیعه» 10. «حاشیه بر معالم الاصول» که معروفترین اثر اوست و دهها نسخه از آن در کتابخانه های مختلف موجود است و به همراه متن کتاب به طبع رسیده است. 11. «حاشیه بر مدارک الاحکام» که نسخه ای از آن به شماره 882 در مدرسه مروی تهران موجود است.[3]12. «شبهات در علوم متفرقه و جواب آن» 13. «شرح بر زبده شیخ بهائی» 14. «دفع شبهه استلزام»
میر محمّد حسین شیخ الاسلام نائینی
میر محمّد حسین بن رفیع الدّین محمّد بن مهدی بن ابوالحسن بهاءالدّین محمّد بن میرزا رفیع الدّین محمّد (میرزا رفیعا) نائینی طباطبائی زواره ای، از علمای قرن دوازدهم هجری است.[4]
او از علمائی بوده که در زمان هجوم افاغنه به اصفهان، خانه اش محلّ تحصّن بوده است و هرکس به خانه اش داخل می شده، از شرّ افاغنه در امان بوده است.[5]
او در 3 جمادی الاولی سال 1175ق در اصفهان وفات یافته و در قبرستان آب بخشان مدفون شد.
رفیق اصفهانی ماده تاریخ وفات او را سروده است:
[1]فهرست احیاء، ج7، ص388.
[2]فهرست رضوی، ج16، صص 146 و 147.
[3]فهرست مروی، ص121.
[4]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص144؛ دانشنمدان و بزرگان اصفهان، ج1، ص159.
[5]آتشکده اردستان، ج2، صص 284 و 285.
گفتا رفیق از پی تاریخ آن: مدام
یا رب بِخُلد جای محمّد حسین باد[1]
سیّد حسین شهشهانی
سیّد حسین شهشهانی ابن آقا سیّد محمّد صدرالواعظین بن میرزا یحیی. از دانشمندان و مردان نیکنام. در سال 1317ق در اصفهان متولّد شد. تحصیلات خود را در اصفهان و نجف به پایان رسانید و به دعوت داور وزیر دادگستری به آن وزارت وارد شده و تا مستشاری دیوان عالی کشور ترقّی نموده است. مدّتی کفالت وزارت دادگستری و وزارت کشور را داشته و زمانی نیز استاندار مازندران، و مدّتی ریاست اداره ثبت اسناد کل را داشته است.
مرحوم شهشهانی مردی دانشمند و خلیق و خوش محضر بود. سرانجام در 13 شوال 1381ق در ژِنِو وفات یافته، جنازه به اصفهان منتقل شده، در بقعه شهشهان مدفون گردید.
مقالات زیر از ایشان در روزنامه های مرکز انتشار یافته است:
1. «فرمانی از نادرشاه درّانی» 2. «وقف نامه مسجد میرعماد کاشان» 3. «تاریخچه بقعه شهشهان و اسناد آن» 4. «فهرست قسمتی از اسناد و مکاتبات» مجموعه شخصی او مربوط به دوران قاجاریه که آنها را آقای غلامرضا فرزانه زیر نظر ایشان تهیه نموده است.
از آثار آن مرحوم احیای قریه اصفهانک، موقوفه بقعه شهشهان است که یکی از بنی اعمام ایشان آن را به عنوان ملکیّت به ثبت رسانیده بود، که به وسیله ایشان از تصرّف غصب خارج شد و به تولیت ایشان و نظارت مرحوم سیّد مرتضی شهشهانی برادر ایشان درآمد. از دیگر آثار او مرمّت و تعمیر بقعه سیّد علاءالدّین شهشهان بوده است.[2]
[1]مکارم الآثار، ج6، صص 2461 و 2462.
[2]سواد و بیاض، 273-271؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص442؛ مزارات اصفهان، ص281.