بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 756

که امام محمّد غزالی پیوسته به مطالعه آن کتاب می پرداخته است و آن را به واسطه عظمت و نفاستش می ستوده و آن کتابی است بزرگ دارای نوادر حکم و حکایات ظریفه که به فارسی ترجمه شده و نام ترجمه آن «روش بزرگواری در اسلام» است. مطبوع 3. «غره التنزیل و درّه التّاویل» 4. «محاضرات الادباء» مطبوع 5. «مفردات الفاظ القرآن» مشهورترین تألیف او که بارها در ایران و مصر چاپ شده است. 6. «جامع التّفاسیر» که قاضی بیضاوی در تفسیر خود از آن استفاده کرده است.

راغب اصفهانی در اصفهان متولّد شده و به سال 502ق در بغداد وفات یافته است. در کتاب «الکنی و الالقاب» به اشتباه سال فوت او 565ق نوشته شده است.[1]

حسین عمروی اصفهانی

قاضی ابوعبداللَّه حسین بن محمّد بن محمّد بن عمرویه عمروی اصفهانی، فقیه، محدّث، شاعر و ادیب قرن ششم هجری، از اکابر فقهای شافعی اصفهان در عصر خویش بوده و سمعانی از او به عنوان «کان اماماً فاضلاً مناظراً حَسَن السّیره سؤدداً» یاد کرده است.

از ابو عیسی عبدالرّحمان بن عیسی بن زیاد، ابوبکر محمّد بن احمد بن محمّد بن حسن بن ماجه ابهری و دیگران حدیث شنیده است. ابوسعد سمعانی در اصفهان خدمت او استماع حدیث کرده و نوشته است.

وی در حدود سال 460ق متولّد و در دوشنبه 2ذیقعده سال 538ق در اصفهان

[1]کشف الظنون، ج2، ص1609؛ بغیه الوعاه، ص396؛ الاعلام، ج2، ص279؛ ثقاه العیون، صص 81 و 82؛ ریاض العلماء، ج2، ص172؛ الکنی و الالقاب، ج2، ص240؛ نزهه القلوب، ص693؛ طبقات المفسرین، ج2، ص329؛ الذریعه، ج5، ص45 و ج10، ص28 و ج20، ص128 و ج21، ص364؛ روضات الجنات، ج3، ص197؛ ریحانه الادب، ج2، ص292؛ معجم المؤلفین، ج4، ص59؛ درّه الاخبار، ص67؛ تاریخ تشیع اصفهان، صص 267 و 268؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص552 و 553؛ اصفهان (کتاب جوانان)، صص 211 و 212؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، صص 272 و 273.


صفحه 757

وفات یافته است.[1]

حسین رجاء اصفهانی

شیخ قطب الدّین حسین بن شیخ ولی اللَّه شمس الدّین محمّد بن محمود بن علی اصفهانی معروف به رجاء، عارف و عابد صالح از عرفای قرن هشتم هجری. وی شیخ خانقاه علی بن سهل بوده و از پدرش خرقه دریافت نموده است و پدرش از تاج الدّین محمود و او از شیخ شهاب الدّین عمر سهروردی. ابن بطوطه در حدود سال 727ق در خانقاه علی بن سهل در اصفهان خدمت او بوده و مورد اکرام و مهمان نوازی او واقع شده، و این شیخ را بسیار ستوده است.[2]

سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان*

سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان (سلطان العلماء) بن رفیع الدّین محمّد بن شجاع الدّین محمود مرعشی اصفهانی، عالم فاضل، فقیه محقق و ادیب شاعر [از علماء و وزراء عالی مقام قرن یازدهم هجری].

در اصفهان متولّد شده و نزد پدر خود و شیخ بهائی و دیگران به تحصیل پرداخته و به مقام شامخ علم و فضیلت نائل شد. پدرش منصب صدارت شاه عباس اوّل را برعهده داشت. شاه عباس علاءالدّین حسین را به دامادی خود پذیرفته و چندی بعد منصب وزارت اعظم را به او سپرد. در زمان شاه عباس او 5 سال وزارت کرد.

بعد از مرگ شاه عباس و به سلطنت رسیدن شاه صفی 2 سال وزیر او بود. امّا شاه صفی نسبت به او بدگمان شده و او را از وزارت عزل کرده و به قم تبعید کرد و دستور داد پسران خلیفه سلطان را میل در چشم کشیده و کور نمایند.

[1]التّحبیر، ج1، ص231.

[2]سفرنامه ابن بطوطه (ترجمه فارسی)، ج1، ص213؛ مقالات الحنفاء، ص15؛ مزارات اصفهان، ص324.


صفحه 758

خلیفه سلطان در قم به ادامه تحصیل پرداخته و عمر را به عبادت و تدریس گذرانید تا آن که شاه عباس دوّم به سلطنت رسید. پس از اینکه وزیر او ساروتقی به قتل رسید، بار دیگر خلیفه سلطان از طرف شاه عباس دوّم به وزارت منصوب شد و 8 سال در این منصب باقی بود. عاقبت پس از فتح قندهار و حرکت اردوی شاه به مازندران، او که در رکاب شاه بود، در شهر اشرف در روز سه شنبه 10 جمادی الاولی 1064ق وفات یافت. پیکرش به نجف حمل شده و در کفشداری ایوان حرم مطهر حضرت علی علیه السلام مدفون شد.

او طبع شعر داشته و اشعاری از او به جای مانده است. این شعر از اوست:

افسوس که عمر بیهوده گشت تلف

دنیا به تعب گذشت و دین رفت ز کف

رنجید خدا و خلق راضی نشدند

ضایع کرده ایم پاره ای آب و علف[1]

این کتابها از تألیفات اوست:

1. «آداب الحج»، به فارسی 2. «انموذج العلوم» که نسخه ای از آن به شماره 800/5 در کتابخانه مدرسه مروی تهران موجود است.[2]3. «ترجمه تقویم البلدان» تألیف: اسماعیل ایوبی، به فارسی و به نام شاه صفی، موجود در کتابخانه ملک در تهران[3]4. «تعلیقه بر من لایحضره الفقیه» 5. «توضیح الاخلاق» که آنرا به دستور شاه صفی از روی کتاب «اخلاق ناصری» تألیف: خواجه نصیرالدّین طوسی، به زبان ساده و روان بازنویسی شده و به شماره 2984 در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم موجود

[1]ریاض العلماء، ج2، صص 55-51؛ روضات الجنّات، ج2، ص337؛ الکنی و الالقاب، ج2، صص 319 و 320؛ فوائد الرضویه، ج1، ص159؛ معجم المؤلفین، ج6، ص292؛ ریحانه الادب، ج3، ص56؛ تذکره نصرآبادی، ج1، صص 23 و 24؛ آثار الشیعه، ج4، صص 99-97؛ وقایع السنین و الاعوام، ص519؛ لباب الالقاب، ص23؛ شمس التواریخ، صص 13 و 14؛ طرائق الحقائق، ج3، صص 164 و 165؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص 219 و 220؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، صص 14-12؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص335.

[2]فهرست مروی، ص308.

[3]فهرست ملک، ج2، ص129؛ فهرستواره کتابهای فارسی، ج1، ص185.


صفحه 759

است.[1]6. «حاشیه بر حاشیه خفری بر الهیات تجرید» 7. «حاشیه بر شرح لمعه» 8. «حاشیه بر شرح مختصر المنتهی» که نسخه ای از آن به شماره 20885 در کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدس موجود است.[2]9. «حاشیه بر مختلف الشیعه» 10. «حاشیه بر معالم الاصول» که معروفترین اثر اوست و دهها نسخه از آن در کتابخانه های مختلف موجود است و به همراه متن کتاب به طبع رسیده است. 11. «حاشیه بر مدارک الاحکام» که نسخه ای از آن به شماره 882 در مدرسه مروی تهران موجود است.[3]12. «شبهات در علوم متفرقه و جواب آن» 13. «شرح بر زبده شیخ بهائی» 14. «دفع شبهه استلزام»

میر محمّد حسین شیخ الاسلام نائینی

میر محمّد حسین بن رفیع الدّین محمّد بن مهدی بن ابوالحسن بهاءالدّین محمّد بن میرزا رفیع الدّین محمّد (میرزا رفیعا) نائینی طباطبائی زواره ای، از علمای قرن دوازدهم هجری است.[4]

او از علمائی بوده که در زمان هجوم افاغنه به اصفهان، خانه اش محلّ تحصّن بوده است و هرکس به خانه اش داخل می شده، از شرّ افاغنه در امان بوده است.[5]

او در 3 جمادی الاولی سال 1175ق در اصفهان وفات یافته و در قبرستان آب بخشان مدفون شد.

رفیق اصفهانی ماده تاریخ وفات او را سروده است:

[1]فهرست احیاء، ج7، ص388.

[2]فهرست رضوی، ج16، صص 146 و 147.

[3]فهرست مروی، ص121.

[4]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص144؛ دانشنمدان و بزرگان اصفهان، ج1، ص159.

[5]آتشکده اردستان، ج2، صص 284 و 285.


صفحه 760

گفتا رفیق از پی تاریخ آن: مدام

یا رب بِخُلد جای محمّد حسین باد[1]

سیّد حسین شهشهانی

سیّد حسین شهشهانی ابن آقا سیّد محمّد صدرالواعظین بن میرزا یحیی. از دانشمندان و مردان نیکنام. در سال 1317ق در اصفهان متولّد شد. تحصیلات خود را در اصفهان و نجف به پایان رسانید و به دعوت داور وزیر دادگستری به آن وزارت وارد شده و تا مستشاری دیوان عالی کشور ترقّی نموده است. مدّتی کفالت وزارت دادگستری و وزارت کشور را داشته و زمانی نیز استاندار مازندران، و مدّتی ریاست اداره ثبت اسناد کل را داشته است.

مرحوم شهشهانی مردی دانشمند و خلیق و خوش محضر بود. سرانجام در 13 شوال 1381ق در ژِنِو وفات یافته، جنازه به اصفهان منتقل شده، در بقعه شهشهان مدفون گردید.

مقالات زیر از ایشان در روزنامه های مرکز انتشار یافته است:

1. «فرمانی از نادرشاه درّانی» 2. «وقف نامه مسجد میرعماد کاشان» 3. «تاریخچه بقعه شهشهان و اسناد آن» 4. «فهرست قسمتی از اسناد و مکاتبات» مجموعه شخصی او مربوط به دوران قاجاریه که آنها را آقای غلامرضا فرزانه زیر نظر ایشان تهیه نموده است.

از آثار آن مرحوم احیای قریه اصفهانک، موقوفه بقعه شهشهان است که یکی از بنی اعمام ایشان آن را به عنوان ملکیّت به ثبت رسانیده بود، که به وسیله ایشان از تصرّف غصب خارج شد و به تولیت ایشان و نظارت مرحوم سیّد مرتضی شهشهانی برادر ایشان درآمد. از دیگر آثار او مرمّت و تعمیر بقعه سیّد علاءالدّین شهشهان بوده است.[2]

[1]مکارم الآثار، ج6، صص 2461 و 2462.

[2]سواد و بیاض، 273-271؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص442؛ مزارات اصفهان، ص281.


صفحه 761

دکتر سیّد حسین میرشمسی

دکتر سیّد حسین میرشمسی ابن آقا میر سیّد محمّد شهشهانی، دانشمند محقّق معاصر. در سال 1295ش در اصفهان متولّد شد. تحصیلات ابتدائی و متوسطّه را در اصفهان به پایان رسانید. درس سال 1318ش از دانشکده دامپزشکی دانشگاه اصفهان و در سال 1331ش از مدرسه عالی دامپزشکی «آلفر» وابسته به دانشگاه پاریس، دکترای دامپزشکی دریافت داشته است و دوره های تحصیلی باکتری شناسی و ایمنی شناسی را در سالهای 1330 و 1331ش در «انستیتوپاستور» پاریس و دوره تخصصّی ویروس شناسی را در سالهای 1341 و 1342 و همچنین سالهای 1346 و 1347 در انگلستان و آمریکا گذرانید. در مهرماه 1320ش پس از دو سال خدمت وظیفه، به خدمت مؤسسه سرم و واکسن سازی رازی درآمده و در این موقع که جنگ جهانی دوّم به شدّت ادامه داشت و در کشور در تصرف سه نیروی بیگانه بود مسئول تولید سِرُم های درمانی مصرفی پزشکی به خصوص سِرُم ضد دیفتری بود. از سال 1332ش به بعد مسئولیّت تولید واکسن های ضد دیفتری و کزاز و سیاه سرفه برای مصرف کشور را به عهده داشته و با توسعه واحد تولید واکسن ها و سِرُم های مصرف پزشکی به تدریج موضوع تهیّه واکسن های ضد سرخک و ضد عفونت کودکان به مسؤلیّت وی درآمد.

دکتر میرشمسی 3 کتاب در زمینه ویروس شناسی و ایمنی شناسی و بیش از 112 مقاله فارسی، فرانسوی و انگلیسی نوشته که به چاپ رسیده اند. در سال 1374ش نیز نشان درجه اول پژوهش را از دست رئیس جمهور وقت دریافت نمود. وی طبع شعر داشته و در جوانی شعر می سروده است.

از اوست:

خسرو عشق بنازم که چو زد خیمه به دل

شهره دهر کند بی سر و پا کوهکنی[1]

[1]ماهنامه اطلاعات علمی، شماره 241، ص53؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 488 و 489.


صفحه 762

حسین ضمیری اصفهانی

کمال الدّین حسین بن محمّد اصفهانی متخلص به «ضمیری» شاعر و ادیب دانشمند قرن دهم هجری. وی در حکمت و ریاضی از شاگردان غیاث الدّین منصور دستکی شیرازی بوده است. ابتدا به مناسبت اینکه پدرش باغبان باغ نقش جهان در اصفهان بود «باغبان» تخلّص داشت، در علم رمل نیز استاد بود.

هنگامی که به خدمت شاه طهماسب رسید و چون به خاطر احاطه به رمل از ضمایر خبر می داد، به اشاره شاه تخلّص خود را به «ضمیری» تغییر داد. همچنین شاه طهماسب او را قابل مقایسه با امیرخسرو دهلوی دانسته و او را «خسرو ثانی» لقب داد.

وی اشعار زیادی سروده و آنها را در کتابهای چندی جمع آوری نموده که از آن جمله است:

1. «آئینه خیال» 2. «اسکندرنامه» 3. «احیای کمال» 4. «بدایع الشّعر» 5. «بهار و خزان» 6. «بدایت حال یا ترانه وصال» 7. «حسن فال» 8. «حسنه الاخبار» 9. «خجسته فال» 10. «درّ مثال» 11. «سفینه اقبال» 12. «سحاب حلال» یا «سحر حلال» 13. «صورت حال» 14. «صنایع» 15. «صیقل ملال» 16. «عذر مقال» 17. «طاهرات» 18. «عیون الزلال» 19. «فراغ بال» 20. «قدس خیال» 21. «کنزالاقوال» 22. «لیلی و مجنون» 23. «لوامع خیال» 24. «معشوق لایزال» 25. «معراج آمال» 26. «مکثر الاحوال» 27. «منتهای کمال» 28. «نهایه السّحر» 29. «ناز و نیاز» 30. «وامق و عذرا»

از اوست:

درمانده به درد دل بی حاصل خویشم

رو همدم و بگذار به درد دل خویشم

گیرد همه کس روز جزا دامن قائل

جز من که به جان منفعل از قاتل خویشم[1]

[1]خلاصه الاشعار (بخش اصفهان)، صص 7-3؛ تاریخ نظم و نثر، ج1، ص446؛ تحفه سامی، ص223؛ لغت نامه دهخدا، ذیل حسین ضمیری، ص658؛ آتشکده آذر، بخش سوم از نیمه نخست، ص958؛ تذکره حسینی، ص195؛ تذکره غنی، ص82؛ تذکره میخانه، صص 158-156؛ تاریخ عالم آرای عباسی، ج1، ص278؛ الذریعه، ج7، ص260؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج5، صص 700-694؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 562 و 563؛ فهرست کتابخانه آستان قدس رضوی، ج7، ص871؛ فهرست کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، نسخه شماره 2144؛ تذکره شمع انجمن، ص420.


صفحه 763

میر محمّد حسین عاشوری قمی

میر محمّد حسین بن صدرالدّین محمّد حسینی عاشوری قمی، عالم فاضل، از دانشوران قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و نزد علمای این شهر به تحصیل پرداخته است. وی در محرم 1096ق «بحارالانوار» مجلد هیجدهم را کتابت کرده و آن را نزد علّامه مجلسی خوانده و تحقیق و تصحیح نموده است. علّامه مجلسی نیز در 27 ربیع الاوّل 1096ق جهت او اجازه مرقوم داشته است.[1]

ملّا محمّد حسین مظاهری کرونی

ملّا محمّد حسین مظاهری ابن محمّد بن ملّا میرزا کرونی اصفهانی، عالم زاهد، قبل از سال 1295ق در «تیران» از بلوک کَروَن اصفهان متولّد شد و در نوجوانی به همراه پدرش و برادرش (حاج میرزا حسن) به اصفهان آمده و در کنار بازارچه بیدآباد جنب مسجد میرزا باقر ساکن شد و نزد حضرات آیات سیّد مهدی نحوی، ملّا محمّد همامی، میرزا محمّدحسن نجفی، آخوند کاشی، جهانگیرخان قشقائی، میرزا احمد مدرس، سیّد مهدی درچه ای و آقا میرزا محمّدهاشم چهارسوقی به کسب فیض پرداخت. مدتی نیز به عتبات عالیات مُشرّف شده و از محضر درس آخوند خراسانی بهره مند شد و به اصفهان بازگشت و به ارشاد مردم و اقامه جماعت در مسجد محلّه لُرها در محلّه بیدآباد و مدتی نیز در مسجد مورنان پرداخت.

در نهایت تقوا و صلاح بود و بسیار عبادت می نمود و در کارهای خیر پیشقدم بود.

[1]الذریعه، ج1، ص150؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص28؛ تلامذه العلاّمه المجلسی، ص92؛ اجازات الحدیث، ص191؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص348.