است.[1]6. «حاشیه بر حاشیه خفری بر الهیات تجرید» 7. «حاشیه بر شرح لمعه» 8. «حاشیه بر شرح مختصر المنتهی» که نسخه ای از آن به شماره 20885 در کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدس موجود است.[2]9. «حاشیه بر مختلف الشیعه» 10. «حاشیه بر معالم الاصول» که معروفترین اثر اوست و دهها نسخه از آن در کتابخانه های مختلف موجود است و به همراه متن کتاب به طبع رسیده است. 11. «حاشیه بر مدارک الاحکام» که نسخه ای از آن به شماره 882 در مدرسه مروی تهران موجود است.[3]12. «شبهات در علوم متفرقه و جواب آن» 13. «شرح بر زبده شیخ بهائی» 14. «دفع شبهه استلزام»
میر محمّد حسین شیخ الاسلام نائینی
میر محمّد حسین بن رفیع الدّین محمّد بن مهدی بن ابوالحسن بهاءالدّین محمّد بن میرزا رفیع الدّین محمّد (میرزا رفیعا) نائینی طباطبائی زواره ای، از علمای قرن دوازدهم هجری است.[4]
او از علمائی بوده که در زمان هجوم افاغنه به اصفهان، خانه اش محلّ تحصّن بوده است و هرکس به خانه اش داخل می شده، از شرّ افاغنه در امان بوده است.[5]
او در 3 جمادی الاولی سال 1175ق در اصفهان وفات یافته و در قبرستان آب بخشان مدفون شد.
رفیق اصفهانی ماده تاریخ وفات او را سروده است:
[1]فهرست احیاء، ج7، ص388.
[2]فهرست رضوی، ج16، صص 146 و 147.
[3]فهرست مروی، ص121.
[4]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص144؛ دانشنمدان و بزرگان اصفهان، ج1، ص159.
[5]آتشکده اردستان، ج2، صص 284 و 285.
گفتا رفیق از پی تاریخ آن: مدام
یا رب بِخُلد جای محمّد حسین باد[1]
سیّد حسین شهشهانی
سیّد حسین شهشهانی ابن آقا سیّد محمّد صدرالواعظین بن میرزا یحیی. از دانشمندان و مردان نیکنام. در سال 1317ق در اصفهان متولّد شد. تحصیلات خود را در اصفهان و نجف به پایان رسانید و به دعوت داور وزیر دادگستری به آن وزارت وارد شده و تا مستشاری دیوان عالی کشور ترقّی نموده است. مدّتی کفالت وزارت دادگستری و وزارت کشور را داشته و زمانی نیز استاندار مازندران، و مدّتی ریاست اداره ثبت اسناد کل را داشته است.
مرحوم شهشهانی مردی دانشمند و خلیق و خوش محضر بود. سرانجام در 13 شوال 1381ق در ژِنِو وفات یافته، جنازه به اصفهان منتقل شده، در بقعه شهشهان مدفون گردید.
مقالات زیر از ایشان در روزنامه های مرکز انتشار یافته است:
1. «فرمانی از نادرشاه درّانی» 2. «وقف نامه مسجد میرعماد کاشان» 3. «تاریخچه بقعه شهشهان و اسناد آن» 4. «فهرست قسمتی از اسناد و مکاتبات» مجموعه شخصی او مربوط به دوران قاجاریه که آنها را آقای غلامرضا فرزانه زیر نظر ایشان تهیه نموده است.
از آثار آن مرحوم احیای قریه اصفهانک، موقوفه بقعه شهشهان است که یکی از بنی اعمام ایشان آن را به عنوان ملکیّت به ثبت رسانیده بود، که به وسیله ایشان از تصرّف غصب خارج شد و به تولیت ایشان و نظارت مرحوم سیّد مرتضی شهشهانی برادر ایشان درآمد. از دیگر آثار او مرمّت و تعمیر بقعه سیّد علاءالدّین شهشهان بوده است.[2]
[1]مکارم الآثار، ج6، صص 2461 و 2462.
[2]سواد و بیاض، 273-271؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص442؛ مزارات اصفهان، ص281.
دکتر سیّد حسین میرشمسی
دکتر سیّد حسین میرشمسی ابن آقا میر سیّد محمّد شهشهانی، دانشمند محقّق معاصر. در سال 1295ش در اصفهان متولّد شد. تحصیلات ابتدائی و متوسطّه را در اصفهان به پایان رسانید. درس سال 1318ش از دانشکده دامپزشکی دانشگاه اصفهان و در سال 1331ش از مدرسه عالی دامپزشکی «آلفر» وابسته به دانشگاه پاریس، دکترای دامپزشکی دریافت داشته است و دوره های تحصیلی باکتری شناسی و ایمنی شناسی را در سالهای 1330 و 1331ش در «انستیتوپاستور» پاریس و دوره تخصصّی ویروس شناسی را در سالهای 1341 و 1342 و همچنین سالهای 1346 و 1347 در انگلستان و آمریکا گذرانید. در مهرماه 1320ش پس از دو سال خدمت وظیفه، به خدمت مؤسسه سرم و واکسن سازی رازی درآمده و در این موقع که جنگ جهانی دوّم به شدّت ادامه داشت و در کشور در تصرف سه نیروی بیگانه بود مسئول تولید سِرُم های درمانی مصرفی پزشکی به خصوص سِرُم ضد دیفتری بود. از سال 1332ش به بعد مسئولیّت تولید واکسن های ضد دیفتری و کزاز و سیاه سرفه برای مصرف کشور را به عهده داشته و با توسعه واحد تولید واکسن ها و سِرُم های مصرف پزشکی به تدریج موضوع تهیّه واکسن های ضد سرخک و ضد عفونت کودکان به مسؤلیّت وی درآمد.
دکتر میرشمسی 3 کتاب در زمینه ویروس شناسی و ایمنی شناسی و بیش از 112 مقاله فارسی، فرانسوی و انگلیسی نوشته که به چاپ رسیده اند. در سال 1374ش نیز نشان درجه اول پژوهش را از دست رئیس جمهور وقت دریافت نمود. وی طبع شعر داشته و در جوانی شعر می سروده است.
از اوست:
خسرو عشق بنازم که چو زد خیمه به دل
شهره دهر کند بی سر و پا کوهکنی[1]
[1]ماهنامه اطلاعات علمی، شماره 241، ص53؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 488 و 489.
حسین ضمیری اصفهانی
کمال الدّین حسین بن محمّد اصفهانی متخلص به «ضمیری» شاعر و ادیب دانشمند قرن دهم هجری. وی در حکمت و ریاضی از شاگردان غیاث الدّین منصور دستکی شیرازی بوده است. ابتدا به مناسبت اینکه پدرش باغبان باغ نقش جهان در اصفهان بود «باغبان» تخلّص داشت، در علم رمل نیز استاد بود.
هنگامی که به خدمت شاه طهماسب رسید و چون به خاطر احاطه به رمل از ضمایر خبر می داد، به اشاره شاه تخلّص خود را به «ضمیری» تغییر داد. همچنین شاه طهماسب او را قابل مقایسه با امیرخسرو دهلوی دانسته و او را «خسرو ثانی» لقب داد.
وی اشعار زیادی سروده و آنها را در کتابهای چندی جمع آوری نموده که از آن جمله است:
1. «آئینه خیال» 2. «اسکندرنامه» 3. «احیای کمال» 4. «بدایع الشّعر» 5. «بهار و خزان» 6. «بدایت حال یا ترانه وصال» 7. «حسن فال» 8. «حسنه الاخبار» 9. «خجسته فال» 10. «درّ مثال» 11. «سفینه اقبال» 12. «سحاب حلال» یا «سحر حلال» 13. «صورت حال» 14. «صنایع» 15. «صیقل ملال» 16. «عذر مقال» 17. «طاهرات» 18. «عیون الزلال» 19. «فراغ بال» 20. «قدس خیال» 21. «کنزالاقوال» 22. «لیلی و مجنون» 23. «لوامع خیال» 24. «معشوق لایزال» 25. «معراج آمال» 26. «مکثر الاحوال» 27. «منتهای کمال» 28. «نهایه السّحر» 29. «ناز و نیاز» 30. «وامق و عذرا»
از اوست:
درمانده به درد دل بی حاصل خویشم
رو همدم و بگذار به درد دل خویشم
گیرد همه کس روز جزا دامن قائل
جز من که به جان منفعل از قاتل خویشم[1]
[1]خلاصه الاشعار (بخش اصفهان)، صص 7-3؛ تاریخ نظم و نثر، ج1، ص446؛ تحفه سامی، ص223؛ لغت نامه دهخدا، ذیل حسین ضمیری، ص658؛ آتشکده آذر، بخش سوم از نیمه نخست، ص958؛ تذکره حسینی، ص195؛ تذکره غنی، ص82؛ تذکره میخانه، صص 158-156؛ تاریخ عالم آرای عباسی، ج1، ص278؛ الذریعه، ج7، ص260؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج5، صص 700-694؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 562 و 563؛ فهرست کتابخانه آستان قدس رضوی، ج7، ص871؛ فهرست کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، نسخه شماره 2144؛ تذکره شمع انجمن، ص420.
میر محمّد حسین عاشوری قمی
میر محمّد حسین بن صدرالدّین محمّد حسینی عاشوری قمی، عالم فاضل، از دانشوران قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و نزد علمای این شهر به تحصیل پرداخته است. وی در محرم 1096ق «بحارالانوار» مجلد هیجدهم را کتابت کرده و آن را نزد علّامه مجلسی خوانده و تحقیق و تصحیح نموده است. علّامه مجلسی نیز در 27 ربیع الاوّل 1096ق جهت او اجازه مرقوم داشته است.[1]
ملّا محمّد حسین مظاهری کرونی
ملّا محمّد حسین مظاهری ابن محمّد بن ملّا میرزا کرونی اصفهانی، عالم زاهد، قبل از سال 1295ق در «تیران» از بلوک کَروَن اصفهان متولّد شد و در نوجوانی به همراه پدرش و برادرش (حاج میرزا حسن) به اصفهان آمده و در کنار بازارچه بیدآباد جنب مسجد میرزا باقر ساکن شد و نزد حضرات آیات سیّد مهدی نحوی، ملّا محمّد همامی، میرزا محمّدحسن نجفی، آخوند کاشی، جهانگیرخان قشقائی، میرزا احمد مدرس، سیّد مهدی درچه ای و آقا میرزا محمّدهاشم چهارسوقی به کسب فیض پرداخت. مدتی نیز به عتبات عالیات مُشرّف شده و از محضر درس آخوند خراسانی بهره مند شد و به اصفهان بازگشت و به ارشاد مردم و اقامه جماعت در مسجد محلّه لُرها در محلّه بیدآباد و مدتی نیز در مسجد مورنان پرداخت.
در نهایت تقوا و صلاح بود و بسیار عبادت می نمود و در کارهای خیر پیشقدم بود.
[1]الذریعه، ج1، ص150؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص28؛ تلامذه العلاّمه المجلسی، ص92؛ اجازات الحدیث، ص191؛ علّامه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص348.
و سرانجام در شب 29 جمادی الثّانی 1368ق وفات یافته و در صحن تکیه بروجردی در تخت فولاد مدفون شد.
تاریخ وفات او را میرزا حبیب اللَّه نَیّر چنین سروده است:
کِلک «نَیّر» از برای سال تاریخش نگاشت
«سوی جنّت شد چو آقای حسین کرونی»[1]
میر محمّد حسین گلستانه
میر محمّد حسین بن علاءالدّین محمّد گلستانه، از علماء و فضلای قرن دوازدهم هجری است.[2][در اصفهان ساکن بوده و ظاهراً نزد پدر خود به تحصیل پرداخته است. سال فوت او معلوم نیست.]
حسین جُرواآنی اصفهانی
ابوعبداللَّه حسین بن محمّد مؤدّب جرواآنی اصفهانی، از محدّثین اصفهان و از اهالی محلّه «جُرواآن» اصفهان بوده و از ابراهیم بن محمّد بن حسن معروف به مُتویّه حدیث نقل نموده است.[3]
شیخ حسین واعظ اصفهانی
شیخ حسین بن محمّد واعظ اصفهانی حائری، عالم فاضل، متوفّی حدود سال 1320ق، مؤلف کتاب «طریق الجنّه» در مقتل به فارسی.[4]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص154؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص187؛ بوستان فضیلت، صص 210-204.
[2]زندگینامه علّامه مجلسی، ج1، ص321.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص284.
[4]الذریعه، ج15، ص165؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص553.
سیّد محمّدحسین رجائی
سیّد محمّدحسین رجائی ابن آقا سیّد محمود بن جواد حسینی اصفهانی، عالم فاضل محقق.
در سال 1297ق در اصفهان متولّد شد و نزد علمای اصفهان همچون شیخ محمّدعلی نجفی مسجد شاهی و سیّد محمّدباقر درچه ای، آقانجفی و دیگران کسب فیض نمود و از اساتید خود موفق به اخذ اجازه اجتهاد گردید و به انجام مسؤولیت های اجتماعی و تبلیغ دین و حل مشکلات شرعی مردم مشغول شد. او مردی منضبط و منظم بود و اوقات خود را صرف عبادت و مطالعه و تدریس و تألیف و پاسخگویی به مراجعات مردم می کرد.
او در سال 1342ق سفری به عتبات عالیات نمود که در نجف اشرف به بیماری گرفتار شده و در راه بازگشت به ایران در کرمانشاه وفات یافت و جسدش را در مقبره ای پشت مقبره آقا محمّدعلی کرمانشاهی در کرمانشاه مدفون ساختند.
کتب زیرا از تألیفات اوست:
1. «اجتماع الامر و النّهی» 2. «الاجزاء» 3. «الادلّه العقلیّه» 4. «الاوامر» 5. «تداخل الاسباب» 6. «التّرتُّب» 7. «التّعادل و التّراجیح» 8. «تقریر ابحاث المسجد شاهی» 9. «حاشیه فرائد الاصول» 10. «الخلل» 11. «دلاله النّهی علی فساد المنهی عنه» 12. «الصّحیح و الاعم» 13. «قاعده الفراغ و التّجاوز» 14. «مسأله الضّد» 15. «مقدمه الواجب» 16. «نیّه الصّوم» 17. «الوضع»[1]
سیّد محمّد حسین آزاد خاتون آبادی
سیّد محمّد حسین خاتون آبادی متخلّص به «آزاد» ابن حاج میرزا محمود بن میر سیّد علی بن میر محمّد صادق بن میر محمّدرضا بن میرزا ابوالقاسم مدرس، شاعر ادیب و
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص208؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص563؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص 115 و 116؛ تراجم الرّجال، ج1، صص 188 و 189.
خوشنویس دانشمند، در غرّه رمضان 1316ق در اصفهان متولّد شد. تحصیلات خود را از مدرسه حقایق (دومین مدرسه از مدارس جدید اصفهان) آغاز کرد. سپس در مدارس قدیم اصفهان به فراگیری علوم دینی مشغول شد. [تحصیلات خود را در نجف اشرف دنبال کرد و به اصفهان بازگشت. پس از قوانین سخت گیرانه حکومت رضا شاه و ممنوعیت استفاده از لباس روحانیّت و قانون متحدالشکّل شدن لباس، از لباس روحانیّت خارج شده و به تدریس در مدارس اداره فرهنگ مشغول شد. مدّتی مدیر مدرسه فردوسی بود. سپس تدریس در مدرسه جلالیه و کازرونی و مدیریت مدرسه خیّام را به عهده گرفت.
وی در علوم انساب، نجوم، علوم غریبه و تاریخ و ادبیات مهارت به سزایی داشت و خطوط ثلث، نسخ و کوفی را خوش می نوشت.] شعر نیز می سروده و در انجمن های ادبی از جمله انجمن ادبی شیدا شرکت می کرد و در شعر «آزاد» تخلّص داشت. [وی سرانجام در 19 ذیقعده 1400ق (مطابق 7 مهرماه 1359ش) در اصفهان وفات یافته و در یکی از حجره های شرقی تکیه خاتون آبادی ها در تخت فولاد مدفون شد.
از آثار او یک جلد قرآن مجید به خط کوفی است که آن را تا جزء شانزدهم کتابت نموده بود. همچنین قرآن دیگری به خط ثلث که ترجمه آن و تذهیب و ترتیب صفحات آن را خود انجام داده بود. مرحوم احمد غفورزاده متخلص به طلایی نیز تابلویی از ترجمه فارسی خطبه بدون نقطه حضرت علی علیه السلام به خط مرحوم آزاد در اختیار داشت که ترجمه آن نیز از مرحوم آزاد و بدون نقطه بود.]
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «جنگل مولی» در تاریخ 2. «العالم و التّمدّن» در شرح خطبه «نهج البلاغه» از پیدایش آدم 3. «اغصان طیّبه» در شجره نامه سادات و احوال اعیان و مشاهیر و علماء آنان [کپی آن کتاب در کتابخانه تخصصی تخت فولاد موجود است.] 4. «مسائل حساب و هندسه» جهت محصّلین مدارس 5. «جزوات متفرقه در جفر و هیأت و اعداد» 6. «دیوان اشعار» مطبوع 7. «جفر جامع» شش جزء [8. «طاوس الحرمین» تحقیق