صاحب نفوذ اصفهان ماجراها بوده که در لوح سینه بسیاری از مردم اصفهان تا امروز حفظ شده و نقل محافل و مجالس بوده است.
در شعر طبعی روان داشته و به شغل تریاک مالی و تریاک فروشی امرار معاش می کرده است. اشعاری که از او به جا مانده بسیار اندک است که آن هم سینه به سینه تا به امروز رسیده و به یادگار مانده است.
سال وفاتش معلوم نیست ولی قطعاً بعد از سال 1328ق بوده و جسدش در قبرستان آب بخشان اصفهان دفن شد. بعد از آنکه فلکه پهلوی و خیابان چهارباغ پایین را احداث می کردند این قبرستان خراب شده و قبر او هم از بین رفت.
این شعر از اوست:
جامه نو بدهم من به مِی کهنه گرو
که مرا آن می کهنه به از این جامه نو
بر گنهکاری من عیب مگیر ای زاهد
کِشته ما و تو معلوم شود وقت درو[1]
ملّا حسین رفیق اصفهانی
ملّا حسین رفیق اصفهانی، از شعرای معروف قرن دوازدهم و سیزدهم هجری در سال 1150ق در اصفهان متولّد شده و در جوانی به سبزی فروشی پرداخته امّا از آن شغل کناره جسته به تحصیل علم و ادب پرداخت و در ردیف سخنوران و ادبای طراز اوّل اصفهان قرار گرفت. او با شاعران معروف سبک بازگشت همچون هاتف و آذر و صباحی معاصر و معاشر بوده و از سبک آنان تتبّع می کرده است. مردی خلیق و مهربان بوده و ادباء و فضلای زمانه به دیدار او راغب و شایق بوده اند. سرانجام در سال 1212ق وفات یافته و در نجف اشرف مدفون شد. دیوان اشعار او بالغ بر هشت هزار بیت است [و به چاپ رسیده است ولی مصحح «دیوان رفیق» از نسخه ناقصی استفاده
[1]الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص 200-198؛ اصفهانی های شوخ طبع و حاضرجواب، صص 131 و 132؛ اصفهان زادگاه جمال و کمال، صص 560-556؛ تذکره شعرای استان اصفهان (ویرایش دوّم)، ص278.
کرده است. کامل ترین نسخه «دیوان رفیق» که حاوی مادّه تاریخ ها و قطعات تاریخیّه اوست (و در نسخه چاپی درج نشده است) به شماره 14181/24 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی تهران موجود است.]
از اوست:
برای مدعی تَرک من ای پیمان شکن کردی
تو را گفتم که تَرک مدعی کن تَرک من کردی
سخن با غیر می گفتی بُریدی، چون مرا دیدی
چه می گفتی که چون دیدی مرا، قطع سخن کردی[1]
شیخ حسین روشندل دهکردی
شیخ حسین اعمی دهکردی، متخلّص به «ذاکر» و سپس «روشندل» از شعرای قرن چهاردهم هجری در سال 1320ق متولّد شده و در سن 3سالگی به علت ابتلا به آبله از هر دو چشم نابنیا شد. دارای هوش و استعداد سرشار بوده به طوری که در 12سالگی قرآن را حفظ نموده بود. اندکی تحصیل کرده و با وجود نابینائی خط را خوش می نوشت. دارای تألیفاتی است که از آن جمله است:
1. «مصیبت نامه» که دو هزار بیت و منظوم است. 2. «مناجات نامه» 3. «دیوان اشعار»
از اوست:
در کعبه و بتخانه تو را می جویم
وز عاقل و دیوانه تو را می جویم
[1]تذکره نگارستان دارا، ج1، صص 196 و 197؛ تذکره انجمن خاقان، صص 512-505؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج4، صص 320 و 321؛ تذکره آتشکده، نیمه دوّم، ص498؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج1، صص 688 و 689؛ مکارم الآثار، ج6، ص2461؛ لغت نامه دهخدا ذیل «حسین رفیق»، ص654؛ فهرست مجلس، ج38، ص597؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 523 و 524؛ الذریعه، ج9، ص381.
تا کشور جان یکسره آباد شود
در این دل ویرانه تو را می جویم[1]
میرزا محمّد حسین سالک اصفهانی
میرزا محمّد حسین اصفهانی متخلّص به «سالک» شاعر ادیب و خوشنویس. رضاقلی خان هدایت که معاصراوست می نویسد: «از خوشنویسان معروف زمان ماست و در اخلاق حمیده و صفات پسندیده وحید روزگار است و در طرز شاعری طبعی پخته دارد»[2]
دیوان بیگی نیز می نویسد: «اشتهارش بیشتر به واسطه خط نسخ اوست که کمال تعریف دارد... عامه او را میرزا محمّد حسین خوشنویس می گفتند»[3]
این دو بیت از یک قصیده اثر طبع اوست:
جز قامت چون سرو تو ای ماه دل آشوب
جز عارض چون ماه تو ای سرو دل آزار
من سرو ندیدم به سر از مشک سیه پوش
من ماه ندیدم به رخ از لعل شکربار
نمونه خطوط او در کتابخانه های کشور دیده می شود از جمله:
1. کلمات قصار، به خط نسخ، در سال 1275ق که برای ناصرالدّین شاه نوشته شده و در کتابخانه سلطنتی سابق موجود بوده است.[4]
2. ادعیه، به خط نسخ، در سال 1276ق که در کتابخانه آقای سلطان القرایی در تبریز موجود است.[5]
3. ادعیه، به خط نسخ، در سال 1273ق که برای علیقلی میرزا اعتضاد السلطنه نوشته
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص223.
[2]مجمع الصفحاء، ج4، ص460.
[3]حدیقه الشعراء، ج1، ص728.
[4]احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1161.
[5]احوال و آثار خوشنویسان،
شده و به شماره 105 در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار موجود است.[1]
میرزا محمّدحسین شاکر اصفهانی
میرزا محمّد حسین شاکرین متخلّص به «شاکر» شاعر و ادیب عارف. در سال 1301ش در اصفهان متولّد شد. وی از اعضای انجمن ادبی کمال بوده و به عرفای پاقلعه اصفهان ارادت داشته و سرانجام در 26 رجب 1393ق (سوم شهریور 1352ش) وفات یافته و در تکیه آقاباشی در تخت فولاد مدفون شد. دیوان اشعار او به طبع رسیده است.
ماده تاریخ وفاتش را شکیب اصفهانی چنین سروده است:
بهر تاریخ وفاتش گفت اندر دل «شکیب»:
«شاکر دلداده از سیر فلک ناکام شد»
از اوست:
کشید تیغ ز ابرو چو چشم فتانت
به خون اهل دل آلوده گشت دامانت[2]
میرزا حسین شبیه*
میرزا حسین شبیه اصفهانی، از خوانندگان قدیم مکتب اصفهان در عصر قاجاریه است. او صاحب اطلاعات فراوان از موسیقی و دائره المعارف سیّار و کتاب شفاهی این هنر بوده و در تعزیه خوانی نیز بلند آوازه بوده و به این خاطر به میرزا حسین شبیه یا شبیه خوان معروف بوده است. او در دسته سیّد عبدالباقی بختیاری (امین البکاء اصفهانی) تعزیه خوانی می کرده و شاگرد او بوده است. سرانجام در حوالی سال 1300ق در سن 30سالگی وفات یافت.[3]
[1]فهرست سپهسالار، ج1، ص56.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص263؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص54؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
[3]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص253؛ دائره المعارف تشیّع، ج9، ص524؛ سرگذشت موسیقی ایران، ج1، ص313؛ نام نامه موسیقی ایران زمین، ج3، ص184.
شیخ محمّد حسین شریعت هرندی
شیخ محمّد حسین شریعت هرندی، عالم فاضل زاهد. در هرند متولّد شده و در اصفهان نزد جمعی از فضلاء از جمله آقا شیخ محمّدرضا نجفی، سیّد محمّد نجف آبادی و آخوند ملا عبدالکریم گزی به تحصیل پرداخت. سپس به تدریس [مطوّل، معالم، شرح لمعه و سایر کتب درسی] پرداخته و جمعی از طلاب و دانشجویان علوم دینی از علوم و فضایل وی بهره مند می شدند.
[او پس از فوت میرزا ابوالحسن تویسرکانی، به اقامه جماعت در مسجد حاج محمّد جعفر پرداخت. همچنین مدّتی در مسجد دوغازی در محلّه دردشت امام جماعت بود. عالمی متواضع خوش خُلق و قانع بود و از مختصر ملک زراعتی و باغی که در هرند داشت امرار معاش می کرد] سرانجام در 5ذیحجه 1397ق وفات یافته و در تکیه تویسرکانی در تخت فولاد مدفون شد.[1]
ملّا محمّد حسین شریعتی دهاقانی*
آخوند ملّا محمّد حسین شریعتی دهاقانی، عالم فاضل. از علمای اواخر دوره قاجاریه است. از چندین مجتهد طراز اول اجازه اجتهاد خود را دریافت نموده و در دهاقان به ترویج دین و حلّ مشکلات شرعی مردم مشغول بود و پس از وفات در قبرستان عمومی دهاقان مدفون شد.[2]
سیّد حسین شهشهانی
سیّد حسین شهشهانی، عالم فاضل محقّق، از مخالفان شیخیه در اصفهان بوده و کتابی در ردّ حاج محمّد کریم خان کرمانی رئیس شیخیه تألیف نموده است. این کتاب در
[1]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، ص307؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص99؛ یادداشت های استاد ابراهیم جواهری.
[2]سیمای دهاقان، ص281.
کتابخانه حاج سیّد محمّد باقر ثانی بیدآبادی موجود بوده است.[1]
میر حسین شهودی سبزواری
میر حسین رمّال سبزواری خراسانی متخلّص به «شهودی» شاعر ادیب، از سخنوران اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری می باشد. اصلاً از مردم سبزوار بوده و چندی در اصفهان می زیسته است. در رمل بسیار استاد بوده و بیش از 70 سال عمر کرده است.[2]
حسین صافی اصفهانی
حسین گلشنی اصفهانی متخلّص به «صافی»، از شعرای اصفهان در قرن چهاردهم هجری است. او در دوره دوّم انجمن ادبی شیدا شرکت می کرده و اشعارش در مجله «دانشکده» به طبع رسیده است.
از اوست:
بنگر دلا که عمر عزیزت چه سان گذشت
گاهی به رنج و غصّه گهی شادمان گذشت
گاهی به خاک تیره بُدی همسر و گهی
جاه و مقامت از فلک و آسمان گذشت [...]
آن کن که نام نیک بماند اثر ز تو
زان پیشتر که بانگ برآید فلان گذشت[3]
[1]الذریعه، ج10، ص220؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص525.
[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص415؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «حسین شهودی»، ص657، تذکره غنی، ص77؛ تاریخ نظم و نثر، ج1، ص537؛ تذکره روز روشن، ص448.
[3]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 300 و 301.
محمّد حسین صحّاف*
محمّد حسین صحّاف اصفهانی، هنرمند ماهر اوایل قرن چهاردهم هجری، وی صحافی را نزد آقا محمّد صادق و آقا ابراهیم پسران محمّد باقر صحّاف اصفهانی فرا گرفت. او در فنون صحّافی و تجلید و سوخت سازی و متن و حاشیه و دوپوست کردن کاغذ و مُرَقّع سازی مهارت به سزایی داشت. محمّد جعفر رجائی از شاگردان اوست.[1]
شیخ حسین صحّاف اصفهانی
شیخ حسین صحّاف اصفهانی معروف به شیخ حسین طهرانی مدیر مجلّه «درّه النجفّ» اولین مجلّه چاپ نجف اشرف است که نویسنده آن آقا محمّد بن شیخ اسماعیل بن ملّا محمّد علی محلاّتی (مؤلّف کتاب «گفتار خوش یارقلی») بوده و نخستین شماره مجلّه در سال 1327ق منتشر شده است.[2]
میرزا حسین صرّاف
میرزا حسین صرّاف، از اهالی اصفهان و از معاصرین است و گاهی شعر می سرود. این دو بیت از اوست.
آن که تو را کالبد پاک ساخت
مایه ز هفتاد و دو معجون سرشت
دید تو را گوهری از گنج خویش
حکم «لقد کرّم» بهرت نوشت[3]
حسین صرّاف اصفهانی
حسین صرّاف اصفهانی، شاعر ادیب. در اصفهان به صرّافی مشغول بوده و بیش از 80 سال عمر کرده است.
[1]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص368.
[2]الذریعه، ج8، ص112 و ج6، ص404.
[3]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص305.
از اوست:
سر به دلم چه می دهی غمزه پر عتاب را
تاب ستم کجا بود مملکت خراب را[1]
محمّد حسین ضابطه نویس*
محمّد حسین ضابطه نویس، از خطاطان خط نستعلیق است. نزد ابوتراب اصفهانی مشق خط نمود و سپس به کتابت پرداخت.[2]
شیخ محمّد حسین طُرِیحی
شیخ محمّد حسین طُرِیحی، از فضلاء و مرتاضین اواخر دوره قاجاریه است. از خاندان شیخ طریحی از خانواده های علمی نجف بوده و در اصفهان سکونت داشته است.
او داماد سیّد محمّد علی آقا مجتهد بوده و در یکی از حجرات مسجد شاه به عبادت و ریاضت اشتغال داشته است. او را از جانشینان استاد غلامرضا شیشه گر از مشایخ و اقطاب سلسله نعمت اللهیه برشمرده اند. در ماه رمضان المبارک سال 1321ق وفات یافته و در یکی از اطاق های بقعه حاجی کلباسی جنب مسجد حکیم مدفون گردید.[3]
حسین ظهیری اصفهانی
حسین ظهیری اصفهانی، از دانشمندان و ادبای اصفهان است. رساله در فن موسیقی در 5باب و 15فصل به فارسی از تألیفات اوست. میکروفیلم آن در کتابخانه مرکزی
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص416؛ تذکره روز روشن، ص475؛ الذّریعه، ج9، صص 250 و 606؛ تذکره شمع انجمن، ص213.
[2]احوال و آثار خوشنویسان، ج3، ص695.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 522 و 523؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص62؛ نقباء البشر، ج1، ص504؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، ص219 و 220؛ نسب نامه الفت، خطی؛ مزارات اصفهان، ص69.