بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 819

شده و در محضر آیات عظام سیّد ابوالحسن اصفهانی و شیخ محمّد حسین کمپانی کسب فیض نموده و به تدریس سطح پرداخته است. مرحوم مرعشی نجفی «قوانین» را از او آموخته است. شیخ محمّد حسین نجفی از سیّد محمّد باقر درچه ای اجازه روایت و از مرحوم کمپانی اجازه اجتهاد اخذ نموده است.

در حدود سال 1350ق به اصفهان بازگشته و مورد استقبال جمع کثیری از مردم قرار گرفت و در مدرسه جده بزرگ به تدریس «کفایه» مشغول شد. او در ایّام تعطیلات به سِدِه [خمینی شهر] می آمد و در منزل خود اقامه جماعت می کرد. چندی در آن مسجد اقامه جماعت نمود. سپس در مسجد ملّا حیدر به امامت پرداخت. همچنین او دعای کمیل را قرائت ادعیه را در سِدِه آغاز نمود و آن را رواج داد.

او در سال های آخر عمر به واسطه مشکلات و تألمات روحی و ضعف اعصاب و کسالت، ترک مسجد و محراب نموده، در منزل خویش انزوا اختیار نموده بود. تا اینکه در غرّه رجب المرجب سال 1375ق وفات یافته و در شمال مزار ملّا اسماعیل خواجوئی در تخت فولاد مدفون شد.

آثار زیر از تألیفات ایشان است:

1. «حاشیه بر فصول در علم اصول» 2. «حاشیه بر قوانین»[1]

سیّد حسین نظام الدّینی*

سیّد حسین نظام الدّینی، عالم فاضل زاهد. در روستای کچویه لنجان متولّد شد. در 13 سالگی به اصفهان رفت و در مدرسه جده بزرگ به تحصیل پرداخت. ادبیات عرب را به همراه مرحوم حاج آقا یحیی فقیه ایمانی نزد سیّد مصطفی زانیانی آموخت. مطوّل را نزد شیخ علی یزدی خواند و از درس شیخ عباسعلی ادیب و شیخ محمّدحسن عالم نجف آبادی بهره برد. قسمت عمده شرح لمعه و رسائل و مکاسب را نزد حاج آقا رحیم

[1]خمینی شهر، شهری که از نو باید شناخت، صص 222-219؛ الاجازه الکبیره، ص177؛ جلوه افلاکیان، مخطوط؛ تخت فولاد یادگار تاریخ، مخطوط.


صفحه 820

ارباب تحصیل نمود و در سطوح عالیه از محضر حضرات آیات: سیّد مرتضی خراسانی، سیّد مهدی درچه ای، سیّد محمّد نجف آبادی و سیّد علی نجف آبادی بهره برد و خود به تدریس در حوزه علمیه اصفهان پرداخت.

در سال 1356ق به روستای خود بازگشت و سرپرستی دو برادر و یک خواهر صغیر خود و اداره املاک پدر را به عهده گرفت. و به کشاورزی مشغول شد. پس از 30 سال اقامت در کچویه به دعوت عالم جلیل شیخ محمود شریعت ریزی به زرین شهر رفت و به تدریس ادبیات، معالم، حاشیه ملّا عبداللَّه و شرح لمعه در حوزه علمیه تازه تأسیس آنجا پرداخت. در سالهای آخر عمر، امام جمعه موقّت زرین شهر بود و به حل و فصل اختلافات و رفع مشکلات مردم و منطقه می پرداخت. او مردی سحرخیز، پرکار، متواضع، خدام و مردمی بود.

سرانجام در بهمن سال 1370ش به جوار رحمت حق شتافت.[1]

شیخ محمّد حسین نوری رنانی*

شیخ محمّد حسین نوری رنانی، عالم فاضل متّقی. در سال 1280ش در رهنان اصفهان متولّد شد و در اصفهان به تحصیل علوم دینی پرداخت و به وعظ و خطابه مشغول شد. در بسیاری از شهرها سفر نمود و به ایراد خطابه و ارشاد مردم پرداخت.

او از شاگردان سیّد محمّد باقر درچه ای است و به حاج آقا رحیم ارباب ارادت می ورزید. وی سرانجام در 16 ذیحجه 1383ق (مطابق سال 1346ش) وفات یافت و در تکیه بابا رکن الدّین تخت فولاد مدفون شد.[2]

[1]شرح مجموعه گل، ص96.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص754؛ خمینی شهر شهری که از نو باید شناخت، ص327.


صفحه 821

محمّد حسین نوید اصفهانی

محمّد حسین اصفهانی متخلّص به «نوید» شاعر ادیب خواهرزاده میر سیّد علی مشتاق اصفهانی بود. در اصفهان علم و ادب آموخت و به هند رفته در کشمیر ساکن شده و همانجا در سال 1178ق وفات یافت.

از اوست:

طریق مهر با یار خود یارا نمی دانی

اگر می دانی از یاران خود ما را نمی دانی[1]

حاج محمّد حسین نیلفروش

حاج محمّد حسین اصفهانی معروف به «نیلفروش» عالم فاضل محقّق و مفسر عالیقدر، از دانشوران قرن دوازدهم هجری. وی نزد ملّا علی اصغر مشهدی «شرح مطالع» را خوانده و در آن کتاب مهارت فراوان یافته است. وفات او در اواسط هفتمین دهه از قرن دوازدهم هجری در نجف اشرف اتفاق افتاد. کتب زیر از تألیفات اوست:

1. «اثبات حَقیّهِ الاَثنی عشریه» 2. «تفسیر قرآن مجید»[2]

آقا حسین ورنامخواستی

آقا حسین ورنامخواستی لنجانی اصفهانی، عالم فاضل، از دانشمندان قرن سیزدهم هجری. از شاگردان شیخ محمّد باقر نجفی است. وی پس از تکمیل معلومات و وصول به مقامات عالیه علم و اخلاق به مولد خود مراجعت نموده، به ترویج دین و نشر احکام اشتغال جسته و در آنجا وفات یافته است.[3]

[1]تذکره آتشکده، نیمه دوم، ص679؛ سفینه المحمود، ص339؛ تذکره روز روشن، ص856؛ الذریعه، ج9، ص1236.

[2]تتمیم امل الآمل، صص 133 و 134؛ الکواکب المنتشره، ص225؛ الذریعه، ج1، صص 89 و 90؛ مفسّران شیعه، ص171.

[3]نقباء البشر، ج2، ص495؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص522؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج1، ص158.


صفحه 822

میرزا محمّد حسین یاری اصفهانی

میرزا محمّد حسین متخلّص به «یاری» شاعر ادیب، نوه میرزا محمّد باقر وزیر خراسان. کریم الطبع و خوش فطرت بود. در اصفهان متولّد شد [مدّتی را در شیراز ساکن بوده و از عنایات صید مرادخان زند حاکم شیراز برخوردار شده است.] عاقبت به کاظمین رفته و در سال 1215ق وفات یافته و در آن ارض اقدس مدفون شد.

از اوست:

پیش گلها عزّت خاریم نیست

می کنم دل خوش که مرغ گلشنم[1]

میرزا حسینعلی آشفته

میرزا حسینعلی آشفته اصفهانی، شاعر ادیب. در اصفهان به شغل سرّاجی مشغول بود و در انجمن ادبی ابوالفقرا گزی شرکت می کرد.

عمان سامانی در قصیده انجمنیه درباره او آورده است:

وان دگر آشفته کز اشعار نغر و دلنشین

می برد آشفتگی بیرون ز طبع انجمن

او سرانجام در 14 شوال 1302ق در اصفهان وفات نموده، در تخت فولاد تکیه لسان الارض مدفون گردید.[2]

[این دو بیت از اوست:

شنیدستم که وقت نزع فرهاد

به خود می گفت این شیرین عبارت

[1]تذکره اختر، ص243؛ سفینه المحمود، ص263؛ ریحانه الادب، ج4، ص329؛ مجمع الفصحاء، ج6، ص1023؛ تذکره دلگشا، ص706.

[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص46؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص43؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص185.


صفحه 823

که من بیهوده کندم کوه و خسرو

همه حلوای شیرین کرد غارت[1]]

استاد حسینعلی بنّای اصفهانی*

استاد حسینعلی بنّای اصفهانی، از بنّایان و معماران معروف زمان شاه سلطان حسین صفوی است. تعمیر و احداث ساختمان های جدید امامزاده اسماعیل که در زمان شاه سلطان حسین در سال های 1111 تا 1112 انجام گرفته، از کارهای این استاد هنرمند می باشد.[2]

ملّا حسینعلی صدیقین

ملّا حسینعلی صدیقین بن محمّد اسماعیل بن محمّد ربیع، عالم فاضل و زاهد متّقی. [از علمای مشهور قرن چهاردهم هجری در اصفهان]

در اصفهان متولّد شده [و خدمت جمعی از اکابر علماء همچون میرزا ابوالقاسم زفره ای، آقا سیّد محمّدباقر درچه ای و آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی درس خوانده] و مراتب عرفان را خدمت حاج محمّدجواد عارف بیدآبادی تکمیل نموده و سالها به ریاضت و تصفیه باطن گذرانیده و جامع مراتب صوری و مقامات معنوی شد.

او در مسجد گرگ یراق ها، مسجد حاج اسداللَّه سمسار و مسجد درکوشک اقامه جماعت می نمود [و هفته ای دو شب بر منبر می رفت و با بیانی گرم و شیوا به ارشاد مردم می پرداخت.]

همچنین سالها در مدرسه درکوشک [و مدرسه میرزا حسین بیدآباد] به تدریس مختلف و از جمله تفسیر مشغول بود.

مرحوم صدیقین از علمای پرهیزکار و مشهور به زهد و تقوا در میان عوام و خواص و مورد وثوق و احترام کلیه طبقات بود و از سوی مراجع بزگوار از جمله آیات عظام آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی [و آقا حسین بروجردی] نیابت تام را برخوردار بود.

[1]حدیقه الشعراء، ج1، ص38.

[2]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص353.


صفحه 824

این عالم ربانی سرانجام در شب جمعه دوّم صفر سال 1368ق وفات یافته و در یکی از اطاق های تکیه کازرونی مدفون شد.

از آثار او حواشی مختصری بر تذکرهالقبور است که نگارنده [سیّد مصلح الدّین مهدوی ]آنها را در رجال اصفهان نقل کرده ام. مادّه تاریخ وفاتش را حسن ضوئی اصفهانی چنین سروده است:

«ضوئی» از تاریخ صدیقین به فکرش شد برون

مطلب خوابش که «فی جنات عدن یدخلون»[1]

حسینعلی صفائی بروجنی

حسینعلی صفائی بن سلیمان بروجنی، از شعرای معاصر در سال 1296ق در بروجن متولّد شده و نزد پدر خود که معلّم بود و دیگران به تحصیل مشغول شد. در جوانی به تجارت پرداخت و کمی بعد از آن کار دست کشید. دیوانی مشتمل بر سه هزار بیت شعر از قصیده و غزل داشته است.

از اوست:

عقده ها بر دل غمدیده عشاق فکند

گره آن شوخ چون بر طره خم در خم زد[2]

حسینعلی زنگنه*

حسینعلی بن شیخعلی خان زنگنه، از فضلای قرن یازدهم هجری است. پدرش از وزرای عالی مقام شاه سلیمان صفوی بوده است. خود او در اصفهان به تحصیل علم و

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص70؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص574؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، ج1، ص429؛ نقباءالبشر، ص671؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص172؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص339.

[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص311.


صفحه 825

ادب پرداخت. کتاب «بدایع البیان» در تفسیر قرآن از تألیفات اوست.[1]نسخه هایی از این کتاب در کتابخانه ها موجود است از جمله:

نسخه ای به شماره 176 در کتابخانه ملّی ملک در تهران و نسخه ای به شماره 7466 در کتابخانه آستان قدس رضوی و نسخه دیگر به شماره 3201 در کتابخانه مسجد اعظم قم.[2]

حسینعلی اصفهانی

حسینعلی بن محمّد زمان اصفهانی از کاتبان خط نسخ در قرن سیزدهم هجری. در تاریخ 26 صفر 1252ق کتاب «المصابیح فی شرح المفاتیح» را در فقه، به عربی، از مؤلّفی ناشناس، به خط نسخ کتابت نموده است. نسخه به شماره 7541 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی در قم موجود است.[3]

ملّا حسینعلی تویسرکانی

ملّا حسینعلی تویسرکانی ابن نوروزعلی ملایری عالم محقّق، فقیه جامع، مجتهد اصولی، از علماء طراز اوّل اصفهان در قرن یازدهم هجری. در تویسرکان متولّد شده و در اصفهان نزد اعلام آنجا به ویژه شیخ محمّد تقی رازی صاحب حاشیه حاضر شد و کسب فیض کرد تا به درجه اجتهاد نائل شد و بسیاری از مردم اصفهان و نواحی اطراف از او تقلید نمودند. محضر درس او پربار بود و شاگردان بسیاری از محضر او مستفیض شدند. او امام جماعت مسجد ایلچی احمدآباد بود و به جهت احتیاط در نماز جمعه، جمعه ها به دُرچه می رفت و نمازجمعه را در آنجا برپا می ساخت.[4]

[1]فهرست نسخه های خطی فارسی، ج1، ص8؛ ادبیات فارسی بر مبنای تألیف دستوری، ج1، ص258.

[2]فهرست مسجد اعظم قم، ص44؛ فهرست الفبایی رضوی، ص87.

[3]فهرست مرعشی، ج19، ص347.

[4]رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 89 و 90؛ روضات الجنّات، ج8، ص224.


صفحه 826

سرانجام در 28 صفر 1286ق در اصفهان وفات یافته و در بقعه خوانساری ها در تخت فولاد مدفون گردید.[1]

امام الحرمین میرزا محمّد همدانی که مجاز از مرحوم تویسرکانی است، در «ملتقطات فصوص الیواقیت» ضمن مرثیه ای، ماده تاریخ وفات ایشان را چنین سروده است:

فقضی نحبه و سار الیها

و دعاه الیه ارّخ «غفور»[2]

1286

کتب زیر از اوست:

1. «حاشیه بر جامع عباسی» 2. «رساله در ردّ بر اخباریّه» 3. [«الشّهاب الثّاقب»] در ردّ بر حاج کریم خان کرمانی 4. «فصل الخطاب» در اصول فقه 5. [«قارعه القوارع»] که ردّ بر جوابیه حاج محمّد کریم خان کرمانی بر کتاب «شهاب ثاقب» است. 6. «کشف الاسرار» در شرح شرایع، در 11 جلد، که به خط مؤلّف نزد آقای دکتر سیّد احمد تویسرکانی در اصفهان موجود است. 7. «المقاصد العلیّه» در حاشیه بر قوانین، در دو مجلّد 8. «نجاه المؤمنین» در اخلاق و اصول دین که آن را در سال 1272ق و به نام فرزندش «محمّد» نوشته است. [9. «رساله عملیه»]

ملّا حسینعلی زاهدی رنانی*

ملّا حسینعلی زاهدی رنانی، عالم عابد زاهد، از علمای قرن چهاردهم هجری. در قریه «رهنان» اصفهان متولّد شده و در اصفهان به تحصیل پرداخت. سپس در زادگاه خود به اقامه جماعت و ارشاد مردم مشغول شد. او از مصرف وجوهات شرعی خودداری می کرد و از راه کشاورزی امرار معاش می کرد و با قناعت و تواضع، درس بی نیازی از خلق و استعانت از خالق را به دیگران می آموخت. وی سرانجام در [29 شعبان

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص 577؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص110؛ الکرام البرره، ص438.

[2]فهرست کتب خطی اصفهان (الف - ز)، ج1، ص400.