710ق و گچبری نفیس ایوان شمالی مسجد جامع نطنز در سال 707ق هنوز باقی است.[1]
حیدر رویدشتی*
فخرالدّین ابوالرّضا حیدر بن ابیطالب بن ابی زید احمد بن حسین بن سرهنگ رویدشتی اصفهانی، شاعر، محدث و ادیب دانشمند عصر سلجوقی.
در اصفهان به وعظ و خطابه مشغول بود. خوش کلام و شیرین سخن و فصیح و بلیغ بود. سفری به بغداد رفته و از مالک بن احمد بانیاسی حدیث شنید. سپس به وطن خود بازگشته و در سال 548ق وفات یافت. وی به زبان عربی اشعاری دارد.[2]
حیدر گلستانه
شرف الدّین حیدر بن محمّد بن حیدر بن اسماعیل بن علی بن حسن بن علی بن شرف شاه گلستانه، از بزرگان و اعیان سلسله گلستانه در اصفهان و در قرن هشتم هجری است.
ابن عنبه نسب شناس معروف او را در اصفهان ملاقات کرده و نوشته است که او در ربیع الاوّل 779ق وفات یافت و از او اولاد و اعقابی به جای ماند.[3]
حیدر مدینی
حیدر بن محمّد بن محمّد بن محمّد بن ابی القاسم مدینی اصفهانی، از فضلاء قرن هشتم هجری است. در تاریخ دوّم ذی الحجّه سال 735ق کتابت نسخه ای از کتاب «محاسن اصفهان» تألیف «مفضل بن سعد بن حسین مافروخی» را به پایان رسانیده و دانشمند بزرگوار آقا سیّد جلال الدّین طهرانی در سال 1352ق در طهران به چاپ
[1]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 120 و 875.
[2]تلخیص مجمع الآداب، ج3، الجزء الرابع، ص166.
[3]عمده الطالب، ص66؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص807؛ مجمل التواریخ، ص11؛ تاریخ تشیّع اصفهان، ص328.
رسانیده است. از عبارتی که کاتب در پایان نسخه نوشته: «حامداً للَّه تعالی و مصلّیاً علی خاتم النّبیین محمّد و آله الطیّبین الطّاهرین اجمعین» یقین است که وی در زمره شیعیان معدود بوده و همچنین قریه شهرستان تا آن زمان معمور و آباد و قسمتی از شهر اصفهان بوده و به نام «مدینه» شهرت داشته است.[1]
سیّد حیدر حسینی
سیّد حیدر بن میرزا خان بن میر باقر حسینی، از فضلای قرن یازدهم هجری بوده و در مدرسه شهرستان (جی قدیم) ساکن بوده است. از این مدرسه آثاری به جای نمانده است.
سیّد حیدر نسخه ای از کتاب «حاشیه خطایی» را در مدرسه شهرستان کتابت کرده و در آخر نسخه می نویسد:
«قد فرغت من تسوید هذه الحاشیه المسمی بحاشیه الخطائی ابن میرزا خان بن میر باقر الحسینی حیدر من تاریخ شهر ذی قعده الحرام فی مدرسه شهرستان من قرای الاصفهان فی سنه سبع ثمانین بعد الالف من الهجره النّبویه»[2]
آخوند ملّا حیدر صبّاغ لنجانی
آخوند ملّا حیدر لنجانی معروف به «صبّاغ» عالم فاضل، حکیم ریاضیدان، متکلّم ادیب. در اصفهان معقول و منقول را خدمت ملّا ولی اللَّه و ملّا عبدالجواد مدرس خراسانی و میر سیّد حسن مدرّس خواند و سالها در مدرسه صدر به تدریس پرداخت. [او به انواع علوم همچون فقه، اصول طب، ریاضی و حکمت احاطه داشت ولی به خاطر تواضع و پرهیز از خودنمائی،ناشناخته ماند.
[1]محاسن اصفهان، ص124.
[2]اصهان یا دارالعلم شرق (خطی)، ص150؛ آثار ملّی اصفهان، ص46؛ تاریخچه ابنیه تاریخی اصفهان، ص19.3
او اوراق پراکنده ای از تحقیقات علمی داشته که نزد میرزا حسن خان جابری انصاری موجود بوده است. شیخ آقا بزرگ طهرانی از شخصی به عنوان «ملّا حیدرعلی کرمانی» ساکن اصفهان و از اساتید معقول شیخ فتح اللَّه شریعت اصفهانی یاد می کند که به احتمال قوی همین ملّا حیدر لنجانی است.[1]
میرزا محمّد حسین عنقا، شاعر دانشمند نیز از شاگردان ملّا حیدر بوده است.
سرانجام وی در سال 1288ق وفات یافت و محلّ دفن او معلوم نیست.[2]
حیدر نافجی*
حیدر نافجی، از مردان قرن نهم هجری است. اصلاً از اهالی روستای «نافج» در منطقه چهارمحال بوده است. نام او در سر در خانقاه نصرآباد اصفهان که به همّت صدرالدّین علی طبیب در سال 854ق بدین صورت آمده است:
«... بسعی بنده راجی حیدر نافجی...»[3]
معلوم نیست که او معمار و سازنده خانقاه است و یا متصدی امور و تدارکات ساخت خانقاه.
ملّا حیدرعلی اردبیلی
ملّا حیدرعلی اردبیلی اصفهانی، عالم فاضل [از علماء ساکن اصفهان در اواخر دوره قاجاریه]
در مقدمات و سطوح از شاگردان حاج سیّد مهدی نحوی و در فقه و اصول از تلامیذ
[1]جلوه افلاکیان، مخطوط.
[2]تاریخ اصفهان (جابری)، ص339؛ آگهی شهان از کار جهان، ج3، ص69؛ برگزیده دیوان سه شاعر اصفهان، ص22؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 578 و 579؛ الکرام البرره، ج1، صص 450 و 451؛ مکارم الآثار، ج8، ص2932؛ المآثر و الآثار یا چهل سال تاریخ ایران، ج1، ص305.
[3]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص329.
حاج شیخ محمّدباقر نجفی مسجدشاهی بود. در سلخ صفر سال 1327ق وفات یافته و در تخت فولاد مقابل تکیه میرزا ابوالمعالی کلباسی مدفون گردید.
مادّه تاریخ وفاتش این است:
از جنان آمد یکیّ و از پی تاریخ او
گفت: «حیدر روز میزان شافع حیدرعلی»[1]
حیدرعلی اصفهانی
حیدرعلی اصفهانی، از دانشمندان قرن دهم هجری، بندی از کتاب «معیشت» کافی از باب نوادر را نوشته است که ضمن مجموعه موسوم به دستور به شماره 2144 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[2]
شیخ حیدرعلی انصاری نجف آبادی*
شیخ حیدرعلی انصاری نجف آبادی، عالم فاضل. در سال 1304ش در نجف آباد متولّد شد. پس از طی دوره ابتدائی به تشویق شیخ احمد حججی به تحصیل علوم دینی پرداخت و در نجف آباد و اصفهان دروس مقدّماتی را فرا گرفت. درقم سطوح عالیه را خواند و در سال 1321ش عازم نجف اشرف شد.
او خارج فقه و اصول را نزد آیات عظام خوئی، شاهرودی، حکیم، منظومه حکمت را نزد شیخ صدرا بادکوبه ای، ریاضیات را نزد شیخ اسداللَّه زنجانی و برخی از دروس را نزد علّامه امینی و شیخ مجتبی لنکرانی فرا گرفت.
وی پس از 10سال تحصیل در سال 1331ش به ایران بازگشت و به دستور آیت اللَّه بروجردی به ارشاد و تبلیغ در منطقه سنقر کردستان پرداخت. در سال 1343ش به تهران آمد و در مسجد جامع نارمک به اقامه جماعت و ارشاد مردم مشغول شد.
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص580.
[2]فهرست مرکزی دانشگاه، ج9، ص816.
ایشان علاوه بر مقامات علمی و اخلاقی، شعر نیز می سرود و «حیدر» تخلّص می کرد. او در سال 1365ش بر اثر سکته وفات یافت.
این تألیفات از اوست:
1. رساله راه حل 2. شناسنامه خر، که 7مرتبه به طبع رسیده است. در این کتاب دستگاه شاه را به مسخره گرفته است. 3. شناسنامه جدید، مطبوع 4. رهبران جهانی 5. شناسنامه باغ وحش 6. مجموعه اشعار
همچنین وی چندین مقاله در سالنامه پیام اصفهان و روزنامه های اطلاعات و کیهان و مجله ندای حق به چاپ رسانده است.[1]
حیدرعلی مجیری شهرضائی*
حیدرعلی مجیری فرزند اسداللَّه بن حیدرعلی، شاعر و ادیب معاصر در سال 1305ش در شهرضا متولّد شد. تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در شهرضا گذراند و سپس در رشته ادبیات در دانشگاه اصفهان تحصیل کرد و لیسانس دریافت نمود و به تدریس در شهرضا و سپس اصفهان مشغول شد. او در شعر طبعی روان داشت.
سرانجام در 7 فروردین 1385ش در اصفهان وفات یافته و حسب الوصیّه در زادگاه خود، در قبرستان عمومی امامزاده شاهرضا مدفون شد.
این آثار از اوست که هنوز به چاپ نرسیده است:
1. «دیوان اشعار» 2. «پند و حکمت در شاهنامه» 3. «هزل و هجو در ادبیات فارسی» 4. «هفت در ادب فارسی»
از اوست:
به بال عشق پریدم به سوی خلوت یار
وصال دوست بود عیش و شادمانی من[2]
[1]دیباچه دیار نون، صص 142 و 143؛ سیمای دانشوران، صص 60-58؛ آئینه اهل قلم، صص 30 و 31.
[2]مصاحبه با فرزند شاعر، آقای اسداللَّه مجیری در بهار 1387.
حیدرعلی نقاش اصفهانی*
حیدرعلی بن محمّد اسماعیل اصفهانی، از نقاشان هنرمند قرن سیزدهم هجری است. در گل و پرنده سازی مهارت خاصی داشته و آثار او شبیه عموزاده اش (آقا کاظم) است. در قلمدان سازی سبک ممتازی داشته و در پرداختن قلمدان ها پیرو عموی خود آقا نجف و نیز آقا رجبعلی اصفهانی بوده است. از ویژگیهای چهره سازی او کشیدن صورت های ریز در کادرهای بیضی و دایره شکل است که با قلم زر دورگیری شده است. او در انتخاب رنگها دقیق و خوش سلیقه بوده و در قلمدان های او چهره سازی با گل و مرغ توأم است. برخی از قلمدان های او حاوی تصاویر تاج گذاری شاهان ایران از کیومرث پادشاه افسانه ای تا ناصرالدّین شاه است. این قلمدان ها به قلمدان کیانی شهرت دارد.
استاد حیدرعلی تا حدود سال 1288ق در قید حیات بوده است.[1]
میرزا حیدرعلی محفوظ اصفهانی
میرزا حیدرعلی غاضری (محفوظ) ابن میرزا حسین، شاعر و ادیب وارسته. در سال 1283ش در محله شیش بیدآباد اصفهان متولّد شد.پس از تحصیل در مکتب خانه به کسب و کار مشغول شد و به نانوایی پرداخت. در نوجوانی طبع شعر داشت و در برخی انجمن ها از جمله انجمن ادبی کمال شرکت می کرد. [وی چندین سفر به عتبات و عالیات سفر کرد و هنگامی که قصد انتخاب نام خانوادگی را داشت. «غاضری» را که منسوب به «غاضریه» از دهات کربلا است را برای خود برگزید] در شعر «محفوظ» تخلّص می کرد و دیوان اشعار او به چاپ رسیده است. [سرانجام در بهمن 1358ش وفات یافته و در تکیه گلزار مدفون شد. ماده تاریخ فوت او را فرزندش حسین غاضری چنین سروده است:
[1]هنر قلمدان، صص 124 و 125؛ جلدها و قلمدان های ایرانی و نگارگری، ج2، صص 47 و 48.
پور او گفت سال تاریخش
«جای محفوظ در جنان بادا»]
از اوست:
به چمن گر نبود دلبر گل پیرهنی
نبود جلوه به بستان نه صفا بر چمنی
تن بی جان ندهد سود و از آن خلق بری
رخ نما ای که تو جان فرح انگیز منی
شعله افروز که پروانه صفت جان دهمت
ای که چون شمع شعاع افکن هر انجمنی[1]
میرزا حیدرعلی میردامادی سدهی
میرزا حیدرعلی بن حاج میرزا محمّد حسین میردامادی سِدِهی اصفهانی، عالم فاضل فقیه کامل.
وی از شاگردان حاج شیخ محمّد باقر نجفی، آقا میرزا محمّد هاشم چهارسوقی و برادرش میرزا محمّد باقر چهارسوقی صاحب روضات بوده است. پس از تکمیل تحصیلات خود در سِدِه [خمینی شهر فعلی] مراجعت نموده و به ارشاد مردم پرداخت. او سرانجام در سال 1326ق وفات یافته و در مقبره سیّد عبداللَّه محلّه خوزان سِدِه مدفون گردید و پس از مدتی به نجف اشرف منتقل گردید و دفن شد.
از آثارش تصحیح و مقابله کتاب «ربیع الاسابیع» از تألیفات علّامه مجلسی است که در سال 1313ق به طبع رسیده است.[2]
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 418 و 419؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص226؛ مصاحبه غلامرضا نصرالهی با آقای حسین غاضری در تابستان 1386ش؛ تخت فولاد یادگار تاریخ، خطی.
[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص238؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 580 و 581؛ نقباء البشر، ج1، ص 692 و 693؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص187.
استاد حیدرعلی معمار اردستانی*
استاد حیدرعلی بن استاد ذوالفقار معمار اردستانی، معمار چیره دست و هنرمند قرن دهم هجری است.
ظاهراً در زادگاه خود اردستان به معماری مشغول بوده و جهت بنای عمارات و تعمیر مساجد و مدارس و بقاع متبرّکه او را به شهرهای مختلف می برده اند.
وی در سال 946 مسجد جامع اردستان و در سال 952ق مسجد جامع گز برخوار اصفهان را مرمّت نموده است.[1]
حیدر علی اصفهانی*
حیدرعلی بن محمّد شفیع اصفهانی، عالم فاضل، از دانشوران اصفهان درقرن دوازدهم هجری. در فقه، حدیث، کلام، منطق و ادبیات مهارتی به سزا داشته و شاید از شاگردان علّامه مجلسی و یا ملّا محمّد تنکابنی (فاضل سراب) باشد.
وی تعلیقاتی را بر کتاب «صافی» فیض کاشانی نوشته که تاریخ برخی از آنها 11 رجب 1118ق است. کتاب «محرق الفؤاد» را در تاریخ و سیره معصومین علیهم السلام تألیف نموده که به شماره 811/2 در کتابخانه مدرسه صدر بازار اصفهان موجود است.[2]
حیدرعلی خان برومند گزی
حیدرعلی خان برومند ابن حاج عبدالغفار گزی بُرخواری، از فضلاء و دانشمندان معاصر.
در قریه گز از بلوک بُرخوار اصفهان متولّد گردیده و پس از فراغت از آموختن فارسی و نوشتن که از شش سالگی شروع کرده بود، به اصفهان آمده و ابتدا در مدرسه قدسیه و سپس در مدرسه صدر و مدرسه نیم آورد نزد علماء و مجتهدین و بزرگان علم
[1]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص219؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص359.
[2]تراجم الرّجال، ج1، ص196؛ فهرست صدر بازار، ج3، صص 605 و 606.