بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 858

2. «ترجمه اقوام المسالک فی معرفه احوال الممالک» تألیف: خیرالدّین پاشای تونسی، که نسخه ای از آن به شماره 11465 در کتابخانه عمومی اصفهان[1]و نسخه ای دیگر در کتابخانه مجلس شورای ملّی[2]و نسخه ای دیگر در کتابخانه آیت اللَّه گلپایگانی[3]موجود است. 3. «ترجمه مروج الذّهب» تألیف: مسعودی که نسخه ای از آن به شماره 11418 در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.[4]4. «ترجمه و تفسیر لغات مشکله قرآن» که نسخه از آن در کتابخانه مرعشی وجود دارد.[5][5. «جُنگی در مطالب متفرقه» 6. «شرح لامیه العجم» تألیف طغرائی.]

حیدرعلی کمالی

حیدرعلی کمالی ابن حاج محمّد مهدی بلورفروش اصفهانی، شاعر و ادیب، از سخنوران معاصر در شوال 1288ق در ابرقو متولّد شد و در کودکی به همراه پدر به اصفهان آمده [و تا 22سالگی به مسگری و یراق بافی مشغول شد.] بعد از آن خواندن و نوشتن و علوم مقدّماتی را فرا گرفت. پس از مدّتها اقامت در اصفهان به طهران رفت. [و بلورفروشی پرداخت در وقایع مشروطه به مشروطه خواهان پیوسته و جهت آنان اشعاری سرود. در سال 1329ق در تهران روزنامه «پیکار» را انتشار داده و آن را اُرگان حزب «اجتماعیون - عامیون» قرار داد امّا ناصر الملک نایب السلطنه آن را توقیف و حزب را منحل ساخت. حیدرعلی به ناچار انزوا اختیار کرده و تا زمان رضا شاه که از طرف مردم نیشابور به وکالت در مجلس شورای ملی انتخاب شد، به فعالیت های ادبی مشغول بود.

[1]فهرست عمومی اصفهان، ج1، ص55.

[2]فهرست مجلس، ج2، ص437.

[3]فهرست گلپایگانی، ص95.

[4]فهرست عمومی اصفهان، ج1، صص 66 و 67.

[5]فهرست مرعشی، ج7، ص78.


صفحه 859

او در سالهای آخر عمر به سکته ناقص و فلج مبتلا شد تا اینکه در جمعه 26 محرم الحرام 1369ق در طهران وفات یافت.

کمالی در قصیده سرائی استادی توانا بود ولی غزلیّات او به قدرت قصایدش نبود. در انجمن ها و مجامع ادبی شرکت می کرد و رجال و اعیان آن عهد همچون فروغ، اعتصام الملک و فخرالسّلطنه با او مراوده و مصاحبت داشته اند. در داستان نویسی نیز از پیشگامان داستان به شمار می رود.]

کتب زیر از آثار اوست:

1. «دیوان کمالی» که در سال 1330ش به چاپ رسید. 2. «لازیکا» 3. «مظالم ترکان خاتون» 4. «منتخب اشعار صائب»

این چند بیت از اشعار اوست:

[بی روی تو از دیده ز بس اشک فشاندیم

عالم همه آب است به پیش نظر ما

در آتش از آه دل خود، عمر گدازیم

سرچشمه خورشید بود رهگذر ما

رفتیم و دگر از طلبش باز نیائیم

ای برق مسوزان نفس اندر اثر ما[1]]

[1]ادبیات معاصر، صص 82 و 83؛ چهره مطبوعات معاصر، ص195؛ دائرهالمعارف دانش بشر، ص1212؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 390-388؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص710؛ مکارم الآثار، ج8، صص 2935-2932؛ مؤلفین کتب چاپی، ج2، ص979؛ فرهنگ داستان نویسان ایران، ص176؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج5، ص2958؛ فرهنگ معین، ج6، ص1610.


صفحه 860

شیخ حیدرعلی فروشانی

شیخ حیدرعلی فروشانی، از علمای عالیقدر اواخر دوره قاجاریه. وی اهل محلّه «فروشان» سِدِه ماربین [خمینی شهر فعلی] بوده و پس از تحصیل در اصفهان، به عتبات عالیات مهاجرت نموده و در درس آیات عظام شیخ مرتضی انصاری و آقا سیّد حسین ترک کوه کمری حاضر شده و پس از تکمیل تحصیلات خود به ایران مراجعت نموده و در محلّ تولّد خود ساکن شده و ریاست علمی و دینی آنجا را یافت. وی مورد توجّه عموم طبقات بالاخص علماء و طلاّب بوده و حوزه درسش از هر حیث ممتاز بوده است.[1]

[وی در سال 1320ق وفات یافته و جنب مسجد ملّا حیدر فروشان مدفون شد.[2]]

میرزا حیدرعلی نائینی

میرزا حیدرعلی نائینی، از علمای اواخر دوره قاجاریه، اصلاً اهل نائین بوده و در اصفهان متولّد شده و به تحصیل پرداخته و سرانجام در طهران ساکن شده است. او از علماء معقول و منقول و عرفان و تارک دنیا بوده و در بازار نایب السّلطنه طهران در دکانی پاره دوزی می نموده و کسبه آن حدود وی را مشهدی حیدر می گفته اند. و احدی حتّی خواص نیز پی به مقامات او نبرده بودند.

سیّد شهاب الدّین مرعشی نجفی از علماء معاصر و مراجع تقلید مدّتی نزد وی هیأت خوانده است.

میرزا حیدرعلی در سال 1344ق به سن 78سالگی وفات یافته و در نزدیکی سر قبر آقا در طهران مدفون شد. وی «حاشیه بر شرح چغمینی» در هیأت نوشته که قسمتی از آن را حاج شیخ احمد کتابفروش شیرازی بدون اطلاع از وضع مؤلّف به طبع رسانیده

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص239؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص579.

[2]خمینی شهر، شهری که از نو باید شناخت، ص207.


صفحه 861

است.[1]

حیدرقلی عودی*

حیدرقلی عودی، از موسیقی دانان عصر صفویه است. وی که ملازم سفرها و مصاحب اوقات فراغت شاه عباس اول بود، در نواختن عود مهارت به سزائی داشت و تا سال 1015ق در قید حیات بود و اغلب در اصفهان به سر می برد.[2]

حیدره اصفهانی

ابویعلی حیدره بن عبدالاعلی بن محمّد بن محمّد سبط بن القطّان اصفهانی، از محدّثین اصفهان است.

از شمس الدّین المؤید بن عبدالرّحیم احمد بن محمّد بن اخوه بغدادی روایت می کند و شیخ عزّالدّین ابراهیم بن محمّد بن ابی بکر حموینی مؤلّف «فرائد السمطین» از او نقل حدیث می کند.[3]

حیران اصفهانی*

ملّا حیران، از شعرای قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بود و تا سال 1083ق زنده بود.

از اوست:

خانه دل ها تهی کن از هوس ها چون حباب

تا توانی کف زنان چون موج از دریا گذشت[4]

[1]تاریخ نائین، ج4، ص145؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص584.

[2]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص255.

[3]احقاق الحق، ج8، ص387.

[4]تذکره نصرآبادی، ج1، ص604.


صفحه 862

حیرتی اصفهانی

حیرتی اصفهانی، از شعراء و سخنوران قرن دهم هجری است. از ایران به هندوستان رفته و مورد عنایت قطب شاه، پادشاه دکن واقع گردیده است. سال فوت او به دست نیامد.[1]

[1]ریحانه الادب، ج2، ص96؛ الذریعه، ج9، ص275؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص188.


صفحه 863

اعلام اصفهان

«خ»

اشاره


صفحه 864

صفحه 865

خاتمی اصفهانی

خاتمی اصفهان، شاعر ادیب خوشنویس، از راه کتابت امرار معاش می کرده و در اواخر عمر آن شغل را رها نموده و به انزوا روزگار می گذرانیده است.

این بیت از اوست:

به قربانت شوم شبهای هجران در دلم مگذر

که این دریای آتش دوست از دشمن نمی داند[1]

خالد اصفهانی

خالد بن ابوالفرج علی اصفهانی، ادیب و فقیه، مؤلّف کتابهای «منهاج التّعبیر» و «مراتب الفقهاء». سال فوت او معلوم نیست.[2]

خالد قرشی

خالد بن غلاب قرشی، در طائف ساکن بوده و در زمان خلافت عثمان والی اصفهان بوده است.[3]

[1]تذکره روز روشن، ص233؛ الذریعه، ج9، ص277.

[2]کشف الظنون، ج2، ص1871؛ لغت نامه دهخدا، ذیل اصبهانی، ص2811؛ هدیه العارفین، ج1، ص343.

[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص69؛ مزارات اصفهان، ص352.