حیرتی اصفهانی
حیرتی اصفهانی، از شعراء و سخنوران قرن دهم هجری است. از ایران به هندوستان رفته و مورد عنایت قطب شاه، پادشاه دکن واقع گردیده است. سال فوت او به دست نیامد.[1]
[1]ریحانه الادب، ج2، ص96؛ الذریعه، ج9، ص275؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص188.
اعلام اصفهان
«خ»
اشاره
خاتمی اصفهانی
خاتمی اصفهان، شاعر ادیب خوشنویس، از راه کتابت امرار معاش می کرده و در اواخر عمر آن شغل را رها نموده و به انزوا روزگار می گذرانیده است.
این بیت از اوست:
به قربانت شوم شبهای هجران در دلم مگذر
که این دریای آتش دوست از دشمن نمی داند[1]
خالد اصفهانی
خالد بن ابوالفرج علی اصفهانی، ادیب و فقیه، مؤلّف کتابهای «منهاج التّعبیر» و «مراتب الفقهاء». سال فوت او معلوم نیست.[2]
خالد قرشی
خالد بن غلاب قرشی، در طائف ساکن بوده و در زمان خلافت عثمان والی اصفهان بوده است.[3]
[1]تذکره روز روشن، ص233؛ الذریعه، ج9، ص277.
[2]کشف الظنون، ج2، ص1871؛ لغت نامه دهخدا، ذیل اصبهانی، ص2811؛ هدیه العارفین، ج1، ص343.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص69؛ مزارات اصفهان، ص352.
خالد رارانی اصفهانی
ابو عمرو خالد بن محمّد رارانی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. او در روستای «خان» از توابع لنجان ساکن بوده و در نقل حدیث نزد محدّثین،ثقه شمرده می شد.
از حسین بن عرفه حدیث روایت می کند. حافظ ابوالشیخ اصفهانی از او حدیث شنیده است.[1]
[«راران» (بدون نقطه در حرف ر) از دهات منطقه جی بوده و اکنون به شهر اصفهان پیوسته است.]
خان بابا خان اسعد بختیاری
خان بابا خان سردار اسعد بن حاج علیقلی خان سردار اسعد بن حسینقلی خان ایلخانی بختیاری، شاعر ادیب. از سخنوران قرن چهاردهم هجری. وی در سال 1315ق متولّد شده و مدّتها در اروپا به تکمیل معلومات و تحصیلات خود پرداخت. او از وزرای رضا شاه بود.[2][پس از آنکه رضا شاه به خوانین بختیاری بدبین شده و دستور توقیف و حبس آنان را صادر کرد، او نیز در آبان 1312ش دستگیر و در دادرسی ارتش به 6سال حبس با اعمال شاقه محکوم شده و در زندان قصر محبوس شد. در سال 1317ش او را از زندان قصر به زندان موقّت شهرداری (در میدان توپخانه) منتقل کرده و در حبس انفرادی قرار دادند و از لحاظ خوراک و رفاه در مضیقه قرار گرفت و بسیار ضعیف و مریض شده و در بهمن 1319ش در بهداری ارتش فوت کرد.[3]]
از اشعار اوست:
مدام آهنگران کوی تقدیر
برای شیر می سازند زنجیر
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص306؛ المشترک، ص196؛ معجم البلدان، ج3، ص13.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص33.
[3]زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج1، صص 161-158.
ز آه سوزناکم اندرین کاخ
دل زنجیر شد سوراخ سوراخ
خان محمّد اردبیلی
خان محمّد اردبیلی، عالم فاضل، از محدّثین و دانشمندان قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن بود و نزد علّامه مجلسی و برادر او ملّا عبداللَّه مجلسی به تحصیل پرداخت و کتب حدیثی مانند «تهذیب» و «من لایحضره الفقیه» را نزد آنها قرائت نمود.
خان محمّد اردبیلی در سالهای 1072 و 1075 مفتخر به دریافت اجازه از علّامه مجلسی شده است. یکی از اجازات بر روی برگی از «تهذیب الاحکام» در تاریخ اواسط ذیحجه 1072ق نوشته و در کتابخانه عمومی امیرالمؤمنین علیه السلام در نجف اشرف موجود است. و اجازه دیگر بر روی برگ آخر کتاب «تهذیب الاحکام» در 4 جمادی الثّانی 1075ق نوشته شده و نسخه به شماره 535 در کتابخانه آیت اللَّه مرعشی در قم موجود است.[1]
ملّا خداداد بختیاری
ملّا خداداد بختیاری [خوشنویس هنرمند قرن سیزدهم هجری است. سپهر در تذکره خوشنویسان می نویسد: کمتر کس در روزگار خط نسخ را به آن صافی و نزاکت و استحکام چون وی می نوشت.[2]]
از آثارش مجموعه ای است از دعوات مختلفه در 123 صفحه که به سال 1151ق به خط نسخ بسیار خوب نوشته و نسخه آن در مدرسه عالی سپهسالار طهران موجود است.[3]
[1]الروضه النّضره، صص 198-197؛ تلامذه العلّامه المجلسی، ص23؛ زندگینامه علّامه مجلسی، ج2، ص30؛ فهرست مرعشی، ج2، ص140 و ج9، ص335.
[2]تذکره خوشنویسان، ص32.
[3]فهرست سپهسالار، ج1، ص47؛ الذریعه، ج8، ص301.
ملّا خداویردی اردبیلی
آخوند ملّا خداویردی اردبیلی از فضلائ و علمای قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و چندی در مدرسه جده به تحصیل علوم دینی پرداخته است.
وی نسخه ای از «شرح الاشارات» را در سال 1071ق کتابت نموده است. این نسخه در کتابخانه سیّد محمّد یزدی در نجف اشرف موجود بوده است.[1]
[در گورستان تخت فولاد سنگ لوح فرزند صاحب عنوان که قسمت فوقانی آن شکسته و مفقود شده بود، مشاهده شد که از کتیبه آن این عبارت باقی بود:
«... مرحوم آخند مولانا خداوردی اردبیلی بتاریخ یکشنبه 29 شهر جمادی الثّانی سبع عشر و ماثه والف»[2]]
ملّا خداوردی افشار
ملّا خداوردی بن محمّد قاسم افشار، از علماء قرن یازدهم هجری و از اجلاء شاگردان ملّا عبداللَّه شوشتری [و شیخ بهائی] و معاصر با مجلسی بوده است. در فضل و کمال او همین بس که در خانواده ای به مقام سامی علم و کمال رسیده که در بین آنها اهل فضلی وجود نداشته است.[3]
وی کتابی در رجال به نام «زبده الرّجال» تألیف نموده و در آن اسامی مجهولان را اسقاط نموده است.[4][نسخه عکسی «زبده الرّجال» در کتابخانه مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی در تهران موجود است. این کتاب در سال 1013ق تألیف شده است.[5]
شیخ بهائی در اواخر شعبان المعظّم 1011ق در آخر مجموعه «خداویردی افشار» در
[1]الروضه النضره، ص198.
[2]تخت فولاد یادگار تاریخ، خطی.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص585؛ فوائد الرضویه، ج1، ص168؛ ریاض العلماء، ج27 ص235.
[4]الذریعه، ج12، ص27؛ مصفی المقال، صص 165 و 166.
[5]فهرست عکسی دائره المعارف اسلامی، ج1، صص 200 و 201.
درایه، جهت خداویردی افشار اجازه نوشته است.[1]]
خُرّمی اصفهانی*
مولانا خُرّمی اصفهانی، شاعر ادیب، از سخنوران قرن دهم هجری او خواهرزاده مولانا نیکی نطنزی بوده و در جوانی شعر می گفت و طبعش به سرودن هزل و هجو مایل بود. در جوانی به سیاحت پرداخته و به گیلان رفت و شهر آشوبی جهت آنجا و در مذمّت مردم آنجاسرود. او را به کار ناپسندی متهم ساخته و زبانش را بریدند و او بعد از جفای بسیار و رنج بی شمار به مشهد مقدّس رفت و در سال 971ق وفات یافت. برخی از تذکره نویسان تخلّص او را «حرفی» نوشته اند. صادقی بیگ افشار در «تذکره مجمع الخواص» او را «حریفی ساوجی» نوشته است که ظاهراً با شاعر دیگری در آمیخته شده است.
این شعر از اوست:
اغیار به بالین من زار چه حاصل
بیمار تو را پرسش اغیار چه حاصل[2]
خزیمه بن مطیار
خزیمه بن مطیار، از محدّثین و عُبّاد و صلحای اصفهان بوده و در این شهر به گردآوری حدیث و عبادت مشغول بوده است. او از حسین بن حفص حدیث شنیده و محمّد بن جعفر بن سعید اشعری از او روایت می کند.[3]
[1]الروضه النضره،ص199.
[2]تذکره تحفه سامی، صص 278 و 279؛ شهر آشوب در شعر فارسی، ص38؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «حریفی اصفهانی»، ص502؛ خلاصه الاشعار، صص 371 و 372.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص306.